Environmentalist


توسعه و بالندگی هر جامعه ای در نتیجه برنامه ریزی توسعه و تدوین استراتژیهای توسعه پایدار است . توسعه به مفهوم تحول کیفی، گذار از دوره ای به دورة دیگر مستلزم ایجاد تغییر همه جانبه در ابعاد اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و... است. توسعه، فرایندی در هم تنیده ودارای ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی،اجتماعی وفرهنگی است و به معنای فراهم شدن زمینه‌های لازم برای پیدایی ظرفیت‌ها و قابلیتهای عناصر مختلف در اجتماع ومیدان یافتن آنها برای دستیابی به پیشرفت وافزایش توانائیهای کمی وکیفی در بطن جامعه و حکومت است که علاوه بر عقلانیت ابزاری‌ هابرماس، عقلانیت فرهنگی وعقلانیت ارتباطی را نیز در بر می گیرد. (هابرماس،1372) توسعه برخلاف انقلاب که می تواند به یکباره اتفاق بیفتد با فرایند و در یک دوره زمانی می تواند رخ ‌دهد. این مقاله براساس مفاهیم توسعه پایدار، فرایند توسعه را در دو کشور هند و ژاپن مورد مقایسه قرار می‌دهد. مقدمه توسعه نیازمند برنامه ریزی قوی و متناسب با شرایط و موقعیت هر کشوری بایستی انجام شود، تا تحقق یابد. تودارو بر این باور است که توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی و از تلقی عامه مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع رشد اقتصادی ،کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است . توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی وخواسته‌های افراد و گروههای اجتماعی در داخل نظام ازحالت نامطلوب زندگی گذشته خارج شده و به سوی وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است حرکت می‌کند. )تودارو،1378( گالبرایت معتقد است: باید توجه داشت که ،اصول برنامه ریزی و چگونگی اجرای برنامه ها باید به گونه‌ای قطع و یقین منطبق با شرایط ویژه هر کشور و هماهنگ با مرحلة رشدی اقتصادی آن باشد (جیروند،1373). بنابراین نمی توان توسعه را بدون توجه به شرایط هر کشور و شناخت فرصتها و تهدیدها توجیه کرد. متاسفانه در اکثر کشورهای جهان سوم برنامه هایی زیر عنوان: برنامه توسعه وجود دارند که عملا نمی توانند. به توسعه ختم شوند .شاید علت اصلی آن را در فرایند پذیر نبودن برنامه، عدم شناخت کافی و لازم از شرایط اقلیمی و توانمندییهای بالقوه آن، نبود یکپارچگی برنامه ها و نداشتن روندی که پایداری توسعه را به همراه داشته باشد، می توان یافت. اگر چه عوامل متعدد دیگری نیز می توان بر شمرد که از حوصله این مقاله خارج است . در این مقاله تلاش شده است براساس مفاهیم توسعه پایدار ، بعد صنعتی شدن از شاخصهای آن، در کشورهای هند و ژاپن مورد بررسی قرار گیرد. این مقایسه از جهت اینکه دو کشور در آغاز شروع برنامه های توسعه صنعتی (1950)بعد از جنگ جهانی دوم تقریباً از نظر موقعیت و شرایط و داشتن برنامه در یک سطح قرار داشتند، می تواند نوع برنامه و روند رو به رشد و موانع عدم رشد هر یک از دو کشور برای کشورهایی همانند ایران نکته‌های آموزنده‌ای را در جهت طراحی و عملیاتی کردن برنامه ها، در بر داشته باشد. مفهوم توسعه پایدار توسعه پایدار عبارت است از توسعه‌ای که نیازهای کنونی جهان را بدون آنکه توانایی نسلهای آتی را در بر آوردن نیازهای خود به مخاطره بیفکند تامین می‌کند. برخی برای توسعه پایدار سه رکن اساسی متصور شده اند : پایداری زیست محیطی (اکولوژیکی) ، پایداری اقتصادی و پایداری اجتماعی. (2002 ,Shriberg) کارآمدی هر سیستمی به لحاظ کردن هر سه بعد پایداری (اکولوژیکی،اقتصاد و اجتماعی ) است . دنیایی که مک لوهان، آن را دهکده جهانی و تافلر از آن به عنوان خانه جهانی و پستمن آن را دنیای همراه می‌نامند‌، دنیایی است که دوران دانشمندی در آن پایان‌پذیرفته ودوران روشمندی و کاوشگری فرا رسیده است.(خنیفر،1383) اصل عدالت بین نسلی ، اصل عدالت اجتماعی (عدالت دوران نسلی) ، اصل مسئولیت فرامرزی ، اصل وابستگی متقابل انسان و طبیعت، اصل زندگی ملایم در زمین و حفظ تنوع زیستی ، اصل مشارکت اثر بخش تمام افراد و گروهها در تصمیم‌گیریهایی که زندگی آنها را زیر تاثیر قرار می‌دهد، توجه به فرهنگ و دانش بومی، برابری جنسیتی، صلح وامنیت دسترسی به اطلاعات معتبر را به عنوان اصول فرایند توسعه پایدار معرفی می کنند. (2000,Filho) در جهت گیریهای توسعه، باید سازمانها را به گونه مجموعه‌ای از نظامهای پیچیده و زنده توصیف کرد که اجزاء آنها در توازن منطقی با یکدیگر قرار دارند و هدفی مشترک را دنبال می‌کنند و فرایندی مشترک با نگرشی پویا و به هم پیوسته دارند .اما متاسفانه آنچه که در برنامه‌های توسعه های ملی ایران در دوران اخیر ارائه شده است به نسبت آنچه که دیدگاه قانون اساسی و تفکر اسلامی مطرح می کند و نیز در مقایسه با کشورهایی که علم فناوری را محور توسعه خود قرار داده اند، تفاوت چشمگیری دیده می شود. (مکنون 1376) برنامه های توسعه اقتصادی برای جوامع جهان سوم که از اواسط دهه 1950 به این طرف از سوی قدرتهای بزرگ سرمایه داری ، به ویژه آمریکا ، پیاده شدند در عمل نتوانستند رشد اقتصادی قابل توجهی را دربسیاری از کشورهای مزبور به وجود آورند.(2001, Duffield) کشورهای در حال توسعه برای دستیابی به توسعه پایدار ، بایستی بر اساس شرایط و موقعیت جامعه خود برنامه ای تدوین کنند که بتواند در یک فرایند مشخص و استفاده از همه ظرفیت‌های ملی با نگرش اقتضایی گام بردارند. با تکیه بر وجود منابع داخلی و یا استفاده از نسخه های تجویز شده، بدون توجه به شرایط محیطی، نمی توان به توسعه ای پایدار دست یافت. رجینالدگرین با بررسی تجربیات و آرزوهای کشورهای کمتر توسعه یافته 9 عنصر اصلی را استنتاج می کند که به نظر وی نقش محوری برای دولت ایفا می کند. در اینجا به پنج مورد از این عناصر اشاره می‌کنیم: 1-خود اتکایی فزایندة ملی عنصر اول در توسعه است .در اینجا عنصر کلیدی ایدئولوژی است. به طور غالب‌، در کشور‌‌های در حال توسعه این باور خطرناک وجود دارد که بدون سرمایه ، نیروی انسانی و تصمیم خارجی نمی توان کاری انجام داد . البته این خطر در صرف استفاده از منابع مالی ، نیروی متخصص و شناخت و فکر خارجی نیست، بلکه جانشین کردن آن به جای تلاشها و منابع ملی است. سه زمینه کلیدی برای عمل در جهت خود اتکایی عبارتند از‌: 1) بعد مالی؛ 2) نیروی انسانی سطح بالا برای تصدی پستهای مدیریتی و تکنیکی؛( 3 مفهوم کلی توسعه. 2- عنصر دوم ، توسعه نیروی انسانی است که به گونه‌ای بسیار وسیع مورد تاکید قرار گرفته است اما به ندرت این امر در چارچوب استراتژی ملی توسعه نیروی انسانی انجام گرفته و از راه یک برنامة آموزشی ملی وابسته به آن تامین و با تخصیص نیروی انسانی برای تامین رفتن افراد مناسب به مشاغل تعیین کننده پشتیبانی شده است. 3- سومین عنصر، داشتن یک استراتژی توسعه روستایی است، به ویژه که شمارکثیری از جمعیت کشورهای در حال توسعه در مناطق روستایی زندگی می کنند و درگیر کشاورزی ، دامداری و ماهیگیری هستند و استراتژی یا برنامه ویا طرحی که توجه متمرکزی به بخش روستایی نداشته باشد، جنبه ملی نخواهد داشت. 4-چهارمین عنصر ، تغییر ساختار اقتصادی برای به دست آوردن نرخ رشد طبیعی اقتصادی بسیار پویا و ظرفیت یا بازده بالا برای افراد است. 5- پنجمین عنصر، کنترل کلی فعالیت‌های اقتصادی است که بخشی از آن ناشی از تمایل کلی به دفاع از واقعیت استقلال و بخشی نیز ناشی از رشد واقع گرایانه این نکته است که اعمال کنترل ملی بر جهت و تغییرات یک اقتصاد با بازار آزاد که زیر سلطة شرکتهای خارجی است، چه سخت می نماید. (همتی، 1376) مقایسه ژاپن و هند در سال 1950 ژاپن و هند موقعیتی مشابه هم را در مسیر صنعتی شدن داشتند اما سه دهه بعد، هند عقب‌تر از ژاپن قرار گرفت . چه چیزی ژاپن راموفق می کند؟ در ادامه، نگارنده خط مشی‌های صنعتی از دهه 1950 تا 2000 میلادی را مورد بررسی قرار داده، در پایان الزامات توسعه پایدار را ارائه می‌دهد. اجازه دهید به نیم سده عقب برگردیم، یعنی به سال 1951 که در آن دو کشور از مهمترین کشورها در آسیا ، ژاپن و هند بودند . ژاپن یک قدرت مغلوب در جنگ جهانی دوم بود و هند کشوری در بند استعمار پیر ، انگلیس که بعد از چهار سال به استقلال دست یافت. برخی از شاخصهای اقتصادی مربوط به کشورهای هند وژاپن مورد بررسی قرار گرفته است . هر دو کشور خط مشی صنعتی قوی را به همراه مشارکت فعال دولت در بخش تجارت دنبال می کردند. اگر چه هدفها مشترک بودند اما مسیر انتخاب شده توسط دولتهای متبوع، مختلف و نتایج نیز متفاوت بوده و ژاپن قادر به بهبود سریع اوضاع و دستیابی به موفقیت اقتصادی معوقه بود. این کشور به ردیف ملل توسعه یافته پیوست و تولید ناخالص داخلی اش به دومین کشور بزرگ در جهان پس از ایالات متحده امریکا تبدیل شد. از سوی دیگر هند به منافع کمتری دست یافت.اقتصادش درسطح بسیارپائین تری ازقدرت بالقوه خود عمل کرد واین کشوردرسطح ملل جهان سوم باقی ماند. در نمودار 1 مشخص می‌شود که ژاپن درست تا دهه هفتاد به هدفهایش دست یافته است همان زمانی که به اقتصاد توسعه یافته تبدیل شد. علت اصلی موفقیت اقتصادی ژاپن خط مشی صنعتی است که در طول دوره شکوفایی اتخاذ کرد. از سوی دیگر عمده ترین علت توسعه اقتصادی کم هند به مداخله‌های شدید دولت در صنعت برمی گرددکه رقابت آزاد را محدود می‌کرد. معیارهای خط مشی صنعتی ژاپن استراتژی خط مشی صنعتی شدن در ژاپن در هر دهه متفاوت از هم بود به گونه‌ای از دهه 1950 تا 1960 به دوره بازسازی صنایع،از دهه 1960 تا 1970 دوره رشد سریع و از دهه 1970 به بعد دوره حمایت از صنایع با تکنولوژی برتر و حمایتهای محیطی نام گرفت. دولت قوی و سازمانهای ضعیف، مرحله بازسازی را مشخص می سازند. در سالهای بین 1945 تا 1960 مرحله بازسازی ژاپن با این خط مشی‌ها انجام شد. 1-در سال 1949 کنترل های مستقیم از بین رفتند . 2-.مداخله دولت به ابزاری غیر مستقیم تغییر یافت. 3- بین سازمانها افزایش رقابت شروع شد. 4- دولت از صنایع و ارتقاء آنها به منظور رقابت خارجی حمایت کرد. 5- برتولید صنایعی، مانند: زغال سنگ‌، فولاد، سولفات آمونیوم ، نیروی برق ، کشتی سازی و... تاکید شد. 6-به منظور حفظ قیمت ها، یارانه در نظر گرفته شد. 7-اختصاص ارز و حمایت از مقررات واردات تکنولوژی و صنایع جدید مانند فیبرهای ترکیبی(مصنوعی) مورد توجه قرار گرفت. 8- به استقرار صنایع سنگین.و افزایش صادرات توجه بیشتری شد. 9-به مدرنیزاسیون کردن صنعت فولاد و سایر منابع پرداخته شد. 10-سیستم تولید انبوه در خودرو و کالاهای مصرفی و ... مورد نظر قرار گرفت. دهه 1960 دوره رشد سریع در اقتصاد ژاپن بود در این دوره، آزاد سازی تجاری و آزاد سازی سرمایه، به عنوان ایده ای نو پدید آمد. مهم‌ترین خط مشی های این دوره، عبارتند از: 1- آزاد سازی تجاری در صنایع خاص، مانند انواع خودرو و کامپیوتر تا زمان مشخصی که این صنایع بتوانند با کشورهای خارجی رقابت کنند به تعویق افتاد. 2-متوسل شدن دولت به برخی از تعرفه های گمرکی به منظور حمایت از صنایع. 3-افزایش تعداد شرکتها از راه بازسازی صنایع. 4-در سال 1963 قانون مدرنیزاسیون شرکتهای واسطه ای و کوچک وضع شد . 5-سرمایه گذاری خارجی مستقیم تشویق شد. از دهه 1970 و بعد از آنکه دوره حمایت از صنایع با تکنولوژی برتر و حمایتهای محیطی نام گرفت شورای ساختار صنعتی در ژاپن شکل گرفت مهم‌ترین خط مشی‌های این دوره عبارت بودند از : 1-بهبود محیط کاری، سرمایه اجتماعی، توسعه و افزایش کمک خارجی، ایجاد محیطی سالم، تقویت آموزش افزایش سرمایه گذاری در بخش تحقیق. 2- تقویت صنایع کامپیوتر و هواپیمایی. 3-تشویق توسعه تکنولوژیکی و پرداخت یارانه به اینگونه صنایع. 4-توجه به روابط بین المللی و محیطی و منابع طبیعی. 5-حمایت از تکنولوژیهای تحقیق و توسعه. 6-حمایت از صنایعی که افزایش سریع در بهره وری دارند. خط مشی‌های هند از1950 تا 1991 خط مشی‌‌های توسعه صنعتی به دو دوره تقسیم می شود: دوره اول از دهه 1950تا 1991 و دوره دوم که از دهه 1991 به بعد شکل گرفته است. در دوره اول مهمترین خط مشی های صنعتی شدن بر این محورها متمرکز بود: 1-جانشینی واردات که براستقلال تاکید می کرد و هیچ اهمیتی برای صادرات قائل نبود. 2-فرایند خود مختاری برای سراسر تجارت بین المللی هند انتخاب شده بود. 3-تکیه به بخش دولتی در تولید کالاها و بی توجهی به بخش خصوصی. 4-سرمایه گذاری خارجی مستقیم وجود نداشت یا دست کم بسیار دلسرد کننده بود. 5-رقابت مورد حمایت قرار نمی گرفت. 6-مجوز برای شروع یا گسترش هرنوع فعالیت صنعتی مورد نیاز صادر نمی‌شد مگر آنکه به استخدام بیشتر از 50 کارگر نیاز بود. 7-قانون کار از بخش خصوصی حمایت نمی کرد. 8-یک ساختار صنعتی سرمایه طلب به همراه کارخانه‌های بسیار بزرگ در بخش دولتی وجود داشت. 9-بخش خصوصی با تولید کالاهای مصرفی محدود شده بود. 10-بخش خصوصی به وسیله موانع تعرفه‌ای بالا، جدا از رقابت خارجی باقی می ماند. در دوره دوم به دوره آزاد سازی یا دوره تجدید صنعتی معروف شد. از سال1991 این خط مشی ها شکل گرفته‌اند: 1-برنامه‌ریزی نقش حساس در تجهیز پس‌اندازها، تخصیص منابع کمیاب و هماهنگی توسعه متعادل ایفا می کند. 2-توسعه اقتصادی از راه خود اتکایی هدف صنعتی سازی بود وبر مبنای علم و تکنولوژی پایه گذاری شده بود. 3-تاکید اولیه برصنایع سنگین و کالاهای سرمایه ای اصلی . 4-صنایع روستایی برای پیدایی ستخدام و با نیازهای سرمایه ای کم، مورد حمایت قرار می گرفتند. 5-سرمایه خارجی که اساسا به عنوان سرمایه استقراضی به دست آمده بودند، از راه موسسات مالی بین کارفرمایان داخلی توزیع شد نتیجه گیری پروفسور ردی که در متن اقتصاد هند به بحث می پردازد ، برای رهایی هند از حالت توسعه نیافتگی وبا توجه به موقعیت جغرافیایی و زمانی این کشور پیشنهادهایی را برای به کار گیری تکنولوژی عنوان می‌کند .که عبارتند از : (1977 ,Reddy 1-اولویت به تکنولوژی‌هایی که کمتر سرمایه بر و بیشتر کاربردی هستند. 2-اولویت دادن به صنایع روستایی و کوچک نسبت به صنایع بزرگ. 3-اولویت دادن به تولیدکالاهای پر مصرف، نسبت به تولید کالاهای لوکس و کم مصرف. 4- اولویت دادن تکنولوژی هایی که به مهارت کمی نیاز دارند و یا با تغییر کمی در مهارت کارگران سنتی می‌توان آنها را به کار گرفت. 5-اولویت دادن به تکنولوژی‌هایی که مواد اولیة محلی را به مصرف می‌رسانند بر تکنولوژی هایی که از مواد اولیه وارداتی استفاده می کنند. 6- اولویت دادن تکنولوژی هایی که به انرژی کمتری نیاز دارند. 7- اولویت منابع انرژی محلی از قبیل خورشید، باد وگاز حاصل از کود حیوانی‌. 8-اولویت تکنولوژی تولید انبوه در ابزار سازی بر تکنولوژی تولید انبوه در کالاهای مصرفی . 9-اولویت تکنولوژی های تولید دستی بر تولید ماشینی. 10-اولویت تکنولوژیهایی که بین صنایع شهری و جمعیت روستایی رابطه متقابل برقرار می کند.
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 29 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

اکولوژی شهری،اکوسیستمهای شهری شهر نشينان در كانون برخي از مهمترين مسائل زيست محيطي هستند . امروزه توجه به محيط زيست شهري و توسعه بوم شناختي شهري تولدي دوباره يافته است . مردم دريافته اند كه پيوند شهر و محيط هاي وحش جدائي ناپذير است . انسان در سراسر جهان هر روز بيشتر بصورت يك گونه شهر نشين در مي آيد . در امريكا 70% مردم در 3% وسعت خشكيهاي كشور و 80% در شهر ها زندگي مي كنند . اكنون بيش از 50% مردم جهان در شهر ها زندگي مي كنند . حدود 80% مردم كشورهاي توسعه يافته در شهر ها زندگي مي كنند و حتي براي فقير ترين كشورهاي در حال توسعه اين رقم 20% است نه تنها جمعيت انسان هر روز شهر نشين تر مي شود بلكه رشد سريعي نيز در مورد مناطق مادر شهري عظيم با جمعيت ده ميليون نفر به چشم مي خورد . در سال 1950 فقط دو مورد از اين گونه نواحي وجود داشت . نيويورك 5/12 ميليون نفر و لندن 4/12 ميليون نفر . در سال 1975 شهرهاي مكزيكو سيتي – لوس آنجلس – توكيو – شانگهاي و سائو پلوي برزيل به اين فهرست اضافه شدند . اكنون بيشتر از 20شهر بزرگ در جهان وجود دارد ( ابر شهر ) . در بيشتر كشورها قسمت اعظم ساكنان شهري در بزرگترين تك شهر كشور زندگي خواهند نمود . براي بيشتر مردم در آينده زندگي در يك محيط با كيفيت به معني زندگي كردن در شهري است كه تاًمين محيط زيست آن با دقت اداره شده باشد . در كشورما ايران حدود 20% جمعيت كشور در تهران زندگي مي كنند . و عمده فعاليت دولتي – سياسي – اداري و تجاري در اين ابر شهر است . شهر بعنوان يك نظام (System) يكي از راههاي بهبود اداره محيط يك شهر آن است كه شهر بعنوان يك نظام بوم شناختي ( Ecological System ) )) مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد. شهر نيز مثل هر نظام حيات بخش ديگر مي بايد يك جريان انرژي را تاًمين كند . منابع مواد لازم را فراهم آورد و شيوه هايي براي دفع ضايعات خويش داشته باشد . اين كاركردها ي اكوسيستم شهر از طريق حمل و نقل و ارتباطات با محيط هاي اطراف تاًمين مي گردد . شهر يك نظام خودكفا نيست بلكه به شهر هاي ديگر و مناطق روستائي وابسته است . يك شهر مواد خام خويش از غذا – آب –چوب – انرژي و كاني ها و خلاصه آنچه را كه جامعه انساني مصرف مي كند از مناطق روستائي اطرافش مي گيرد و در عوض كالاهائي را توليد و صادر مي نمايد . اگر شهر يك شهر بزرگي باشد كه فعاليتهاي زيادي در آن صورت گيرد نوآوريها ، افكار ، اختراعات و هنر نيز صادر و روحيه تمدن را عرضه ميدارد . شهر نمي تواند بدون پشتوانه يك ناحيه روستائي موجديت داشته باشد . همان طور كه 50 سال پيش از اين نيز در كتب و نوشته ها موجود است و بيان شده شهر و روستا يك پيكرند . شهر و روستا يك سيستم همبسته جريان انرژي و ماده اند و نه دو چيز متفاوت از هم . جريان انرژي و مواد در شهر شهر به لحاظ اينكه يك نظام است مي بايد بعنوان بخشي از اكوسيستم شهر – روستا عمل كند . با ورود انرژي و مواد و چرخش دروني و خروجي ضايعات حرارتي و مواد زايد گردش نموده و مثل هر اكوسيستم طبيعي با چرخش مواد مي تواند نياز به ورود مواد و ضايعات را كاهش دهد . اگر محيط زيست اطراف شهر تنزل كند محيط زيست شهر نيز قطعاً تنزل مي نمايد و بلعكس . شهر ها به مناطق روستائي خود ضايعات از جمله آب ، هوا ، جامدات آلوده نيز صادر مي كند . تخمين زده مي شود هر شهر نشين متوسط در يك جامعه صنعتي سالانه 150000ليتر آب – 1000كيلو غذا – 3000كيلو سوختهاي فسيلي بصورت مستقيم و غير مستقيم مصرف مي كند و 200000ليتر فاضلاب – 660كيلو ضايعات جامد و 200كيلو آلاينده هاي هوا توليد مي كند . اگر اين مواد بدون مراقبت كافي به محيط روستائي صادر شود آنرا آلوده كرده و قابليت مناطق روستائي در تاًمين منابع ضروري شهر را نيز كاهش مي دهد و زندگي در مناطق روستائي را ناسالم و نامطبوع مي كند . با توجه به اين همكنشي بين شهر و روستا و مناطق اطراف جاي تعجب نيست كه چرا رابطه مردم شهر و روستا اغلب تنش آلوده بوده است . روستائيان مي خواهند بدانند كه چرا آنها بايد با ضايعات مررم شهر سر و كار داشته باشند . پاسخ آنست كه بسياري از مسائل زيست محيطي مادر برخورد بين مناطق شهري و روستائي روي مي دهد . نفع مردم حومه شهر در آن است كه محيط زيست مناسبي را براي شهر تاًمين كنند و نظام خوبي را براي اداره منابع شهر فراهم آورند . اگر چه ساختمانهاي شهر به انسان احساس كاذبي از ايمني مي دهد اما بايد دانست كه شهر ها هرگز از محدوديت زيست محيطي رهائي ندارند . لوئيس مامفرد مورخ شهري مي گويد : ؛ شهر به انسان توهمي از خودكفائي ، استقلال و تداوم فيزيكي القا مي كند اما ايمني مذكور تصوري بيش نيست . شهر بعنوان يك محيط زيست و ارتباط آن با طراحي شهري وضعيت زيست محيطي بر توسعه و اهميت شهر ، بخصوص در مورد حمل و نقل و دفاع بشدت اثر مي گذارد . آبراهه ها از نظر حمل ونقل اهميت بسياري دارند . شهر ها بخصوص در زمانهاي گذشته و قبل از پيدايش قطار ، اتومبيل و هواپيما وابسته به حمل و نقل آبي بودند . اكثر شهر ها ي اوليه بركنارهء ابراهه ها يا نزديك آن قرار داشتند . تمام شهر ها ي مهم در عصر امپراتور روم در نزديكي آبراهه ها واقع شده بودند از آن پس نيز تاًثير آبراهه ها بر موقعيت شهر ادامه يافته است . اگر شهر ها اغلب در نقاط مهم و تعيين كننده ديگري از نظر حمل و نقل نباشند حول يك محور بازار ، يك معبر رودخانه و يا يك دژ رشد يافته اند . شهر ها خصوصيات سرزمين را تغيير مي دهند پس رابطه ي بين جنبه هاي زيست شناختي و فيزيكي محيط را دگرگون مي كند. بسياري از اين تغييرات بصورت جنبه هائي از آلودگي – مديريت آب و اقليم بحث و بررسي مي شود . آلودگي شهر در شهر همه چيز از جمله آلودگي بصورت متمركز وجود دارد . شهر نشينان بيش از روستائيان در معرض انواع بيشتري از مواد شيميائي – سمي با تراكم بيشتري قرار دارند . همچنين سرو صدا – ذرات معلق ناشي از فعاليتهاي صنايع در شهر ها بيشتر است . زندگي در اينگونه محيطها مخاطره انگيز است . بالاترين ميزان مرگ و مير – سرطانها – بيماريهاي لاعلاج در شهر هاست . اقليم در شهر ها شهر ها براقليم خود اثر مي گذارند . همراه با تغييرات شهر آب و هواي آن نيز تغيير مي كند ( مقايسه تهران قديم با تهران جديد ) . وجود ساختمانها و سازه هاي بلند از حركت هواي شهر جلوگيري مي كند . وزش باد نيز در شهر ها كمتر از مناطق غير شهر ي است . ساختمانهاي شهر به باد جهت مي دهند و لذا گاه تونل باد بوجود مي آيد و باد در آن با سرعت بسيار حركت مي كند . جريان واقعي هوا در اطراف يك ساختمان تحت تاًثير ساختمانهاي مجاورش قرار مي گيرد . بنابراين جريان كل هواي شهر نتيجه روابط بين همه ساختمانها ست . در طراحي يك ساختمان جديد شكل و رابطه آن با ساير ساختمانها بايد در نظر گرفته شود كه متاًسفانه اين موضوع در نظر گرفته نمي شود . ايجاد باد هاي خطرناك در اطراف ساختمانهاي بلند حتي پنجره ها را مي كند . شهر ممكن است كمتر از نواحي روستائي آفتاب دريافت كند زيرا مقدار ذرات معلق هواي شهر به رغم كاهش آفتاب گرمتر از نواحي مجاور است ( جزاير حرارتي ) اين وضع هم به علت توليد بيشتر حرارت ( بر اثر مصرف سوختهاي فسيلي ) و سابر فعاليتهاي صنعتي است و هم به دليل اينكه ساختمانهاي فراوان و زمينهاي پوشيده از آسفالت و امثال آن بعنوان جمع كن حرارت خورشيد عمل مي كنند . آب در محيط شهري : ساخت شهر هاي جديد بر چرخه آب بشدت تاًثير مي گذارد . اين آثار نيز خاك و در نتيجه گياهان و جانوران شهري را تحت تاُثير قرار مي دهد . قسمتهاي فرش شده خيابان و ساختمان مانع نفوذ آب به زمين مي شود و در نتيجه قسمت عمده ي آب مستقيماً به سيستم سيل گيرهاي شهري روان مي گردد . سطوح سخت شهر از تبخير آب خاك به هوا سپهر جلوگيري مي كنند . در اكوسيستم هاي طبيعي تبخير روش مهمي در خنك كردن سطح است . روكش هاي سطح آسفالت احتمال سيلهاي بالقوه را درون شهر بالا برده و رواناب شهر به مناطق بيرون را افزايش مي دهد ، در نتيجه احتمال سيل در پائين دست بالا مي رود . رطوبت نسبي هوا در شهرهاي عرضهاي ميانه شمالي عموماً كمتر از 2% در زمستان و 8% در تابستان از مناطق روستائي همجوار است . ميزان بارندگي محلي در شهر ممكن است بيشتر از اطراف باشد زيرا ذرات غبار موجود در هواي بالاي شهر ها امكان چگالش و تشكيل قطرات آب را فراهم مي آورد . برخي از نواحي شهري 5 تا 10 درصد بارندگي بيش از مناطق روستائي همجوار دارند و پوشش ابر و مه آنها نيز بيشتر است ، بخصوص مه در زمستان مشكل آفرين است و ممكن است رفت و آمد زميني و هوائي را مختل كند . اكثر شهر ها يك شبكه زير زميني يكپارچه ي فاضلاب دارند . طي اوقات بي باران يا كم باران اين شبكه ها فقط فاضلاب را جمع آوري مي كند اما طي دوره هاي بارندگي سنگين ، رواناب نيز با فاضلاب مخلوط مي گردد و مقدار آن ممكن است از ظرفيت تصفيه خانه ي فاضلاب فراتر رود . در نتيجه در جريان باران هاي سنگين فاضلاب بدون تصفيه كافي به پائين دست منتشر مي شود . ايجاد شبكه كاملاً جديد و جداگانه ي مخصوص رواناب در شهر هاي موجود بسيار گران تمام خواهد شد . لذا بايد بدنبال راه حل هاي ديگري رفت . مك هارگ طراحي با طبيعت را پيشنهاد مي كند . مشكل سيلاب و بار اضافي سيستم فاضلاب در مورد بسياري از شهر ها كه در دشتهاي سيلابي ساخته شده اند بيشتر از ساير نقاط است . دشتهاي سيلابي بعلت زمين مسطح ساخت و ساز در آن صورت گرفته و بصورت يك مقر در مي آيند . خاك در شهر ها : تاًثير ات شهر هاي جديد بر خاك بسيار سنگين ا ست . قسمت عمده خاك با بتون ، آسفالت و سنگ پوشيده مي شود . از اين پس خاك پوشش طبيعي گياهي خود را ندارد و تبادل طبيعي گاز بين خاك و هوا نيز بشدت كاهش مي يابد . چنين خاكي مواد آلي خود را از دست مي دهد زيرا اين مواد امكان تجزيه از طريق پوشش گياهي را ندارند . موجودات زنده خاك بر اثر نبود اكسيژن و غذا مي ميرند . فرآيند ساخت و ساز و وزن ساختمانها خاك را مي فشرد و جريان آب را در آن محدود مي سازد . احتمال بسيار دارد كه خاك شهر فشرده شده و نسبت به آب باران غير قابل نفوذ ، فاقد مواد آلي باشد . آلودگي و شهر : همانطوركه قبلاً ذكر گرديد شهر نشينان در مقايسه با مردم روستاهاي مجاور و در معرض تراكم بسيار بالاتري از اكثر آلاينده ها قرار دارند . برخي از اين آلاينده ها از خودرو هاي موتوري سرچشمه مي گيرند . از سوختن بنزين اين خودرو ها سرب و از دود كش آنها اكسيد هاي ازت ، ازون و منو اكسيد كربن و ساير آلاينده ها منتشر مي شود . كانونهاي ثابت نيرو نيز آلاينده توليد مي كنند . وسايل گرمايي خانه نيز كانون سوم توليد ذرات معلق ، اكسيد هاي گوگرد ، اكسيدهاي ازت و ساير گازهاي سمي هستند . صنايع چهارمين كانوني هستند كه انواع متنوعي از مواد شيميايي را به هوا اضافه مي كنند . گرچه حذف هر گونه تماس با آلاينده ها ي شهري غير ممكن است اما با طراحي – برنامه ريزي و توسعه و عمران بسامان مي توان مقدار تماس با آلودگي ها را كاهش داد مثلاص از وقتي كه سرب به بنزين اضافه شد تماس با سرب در نزديكي جاده ها بيشتر از مناطق دور از جاده گرديده است . با جاي دادن خانه ها و محيط هاي تفريحي به دور از جاده ها و ايجاد منطقه اي حايل يا سپر از درختان مقاوم به اين آلاينده پوشيده باشد مي توان تماس با ان را كاهش داد . درخت اين گونه آلاينده را جذب مي كند و ميزان انتشار آنها را كاهش مي دهد بعلاوه اين منطقه حايل درختكاري شده از ميزان سرو صدا در مناطق مسكوني نيز مي كاهد . آوردن طبيعت به شهر ها : چطور مي توانيم طبيعت را به شهر ها بياوريم . اين مشكلي است كه همه طراحان و برنامه ريزان شهري با آن مواجه اند . همه مي انديشند كه به چه ترتيب گياهان و حيوانات را بصورت جزئي از چشم انداز شهر درآورند . ( آرشيتكت ها – مهندسين فضاهاي سبز – متخصصين محيط زيست و … ) اين فعاليت بصورت مجموعه اي از حرفه ها و تخصص ها از جمله جنگلداري شهري – زمين آرائي ( معماري منظر ) طراحي شهري – مهندسي شهري و … تكامل يافته است . براي آوردن طبيعت به شهر ها بايستي مسئله اقليم – خاك – آثار عمومي وضعيت شهر ي نظير سايه اندازهاي ساختمانهاي بلند بر يكديگر و آلودگي خودرو هاي موتوري را در نظر بگيرند . پوشش گياهي در شهر ها : كاشت درخت – بوته و گل به زيبائي شهري مي افزايد . گياهان نيازهاي مناطق مختلف را به شيوه هاي متفاوتي تاًمين مي كنند . درخت تاًمين سايه مي كند و اين خود نياز به استفاده از كولر را كاهش مي دهد و رفت وآمد در روزهاي داغ را مطبوع مي نمايد . سبزينه پارك محل آرامي براي تماشا و تاًمل فراهم مي كند و درخت و بوته مي تواند برخي از سرو صداي شهر ها را سد كند و در شكلهاي پيچيده و ساختمانهاي جالب آن احساس خلوت نشيني به وجود آورد . بعلاوه گياهان زيستگاه حيات وحش نيز هستند و از جمله پرندگان و سنجابها را كه در چشم بسياري از شهر نشينان جذاب و دلپذير مي نمايند در خود پناه مي دهند . برخي از گونه هاي درختان در شهر مفيد ترند و موفق تر از بقيه هستند . درخت مطلوب شهري درختي است كه نسبت به همه تنشهاي شهري مقاوم باشد . هيچونه ميوه – برگ يا گل سمي و كثيف كننده كه نيازمند پاكسازي باشد بوجود نياورد ( توت و ژينكو ) . در اكثر شهر ها فقط معدودي از گونه ها ي درختان براي درختكاري خيابانها مورد استفاده قرار مي گيرند . گاه فقط از يك گونه واحد مثل نارون كه ممكن است براحتي بيماري يا آفت آنرا از پاي درآورد . شرط عقل آنست كه انواع بسياري از درختان در شهر استفاده شوند تا در صورت شيوع گسترده بيماري يا حمله آفت از مرگ آنها جلوگيري گردد معمولاً گياهان وحشي كه در شهر ها بخوبي عمل مي كنند آنهائي هستند كه ويژه محيط هاي آشفته يا مراحل اول توالي بوم شناختي هستند . اثر انسان بر محيط زيست شهر: پس از بوجود آمدن شهرها در اراضي كشاورزي از لحاظ توسعه اولين لطمه را به محيط اطراف خود وارد مي سازند . با توجه به اينكه تهيه غذا يكي از اركان فعاليت موجودات زنده مي باشد انسان در مورد توسعه جامعه اش با تصور بي انتها بودن امكانات اكولوژيكي و پيروي از غالب شدن جامعه هاي پيشرفته بر جامعه هاي غير پيشرفته و بهره مند شدن از منابع غذائي دور دست نسبت به از دست دادن اراضي پر ارزش كشاورزي بي تفاوت و بدون مسئوليت رفتار نمود . اولين گروه موادي كه انسان از محيط پيراموني خويش تهيه كرده و از آن استفاده مي نمايد موادي مي باشند كه براي متابوليسم او لازم مي باشند . اين مواد عبارتند از آب و غذا كه اجازه رشد و توليد بافت را به او مي دهد و انرژي لازم براي فعل و انفعالات شيميائي و حركت را توليد مي كنند . نحوه استفاده از اين مواد در بدن بصورت ژنتيكي و بيولوژيكي كاملاً شناخته شده است و ليكن نحوه دفع زائدات و مواد و موجودات از بين رفته بستگي به آداب و رسوم و نحوه اجتماعات گوناگون دارد علاوه برتمامي موارد فوق زندگي شهري توليد زباله فراواني مي نمايد كه جمع آوري و دفع آن نيز يكي از مسائل محيط زيست شهري است . مقدار متغيير زباله شهري كه با تغيير يافتن فرهنگ و امكانات مصرفي يك شهر تغيير مي يابد هميشه با افزايش ( حداقل 2 درصد ) در سال روبرو است . زائدات صنعتي نيز به هر سه فرم گاز ، مايع و جامد به جمع عوامل مخرب محيط زيست حاصله از فعاليت انسان شهر نشين پيوسته و هر كدام بصورت منفرد و بصورت گروهي با اثر گذاردن بر روي عوامل آب ، هوا و خاك به تغيير و آلوده كردنشان پرداخته ، كه آنان نيز به نوبه خود اثرات منفي را به اكولوژي منطقه و اکو سیستم هاي موجود همجوار منتقل ساخته و موجب از بين رفتن و يا عدم كارآئي معقول آنان مي گردند . انسان شهر نشين مبداً اصلي توليد تمام اين آلودگي ها و تنها عامل مصرف و بهره برداري كننده اصلي از آب و خاك و هوا مي باشد . لذا نهايتاً ضرر و زيان هاي ناشي از رفتار غير معقولانه و بي توجهي به محيط زيست متوجه خود او خواهد گرديد . اثرات زيانبار آلودگي هاي زيست محيطي اگر چه از صورت اپيدمي امراض خطرناكي مانند وبا و طاعون راه بسياري پيموده است و ليكن آلودگي هوا امروزه بر موجودات زنده شهري اعم از پير و جوان و نباتات و حيوانات اثرات مرگباري داشته كه از كنترل خارج گرديده است و همه روزه شهروندان نسبت به ايجاد آن همگام حركت مي كنند . مسائل مربوط به الودگي اب ، هوا خاك و فاضلاب زائدات صنعتي و دفع زباله شهري به تفصيل در فصل آلودگي هاي زيست محيطي شهرها مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد . بطور كلي اكثر شهرهاي ما از ديدگاه زيست محيطي داراي آلودگي هاي زير هستند : 1- افزايش فزاينده آلودگي هوا منتج شده از مصرف سوختهاي فسيلي بصورت ترافيك وسائل نقليه موتوري ، منابع گرمايشي ، انواع سوختهاي ديگر واحدهاي توليدي و صنعتي داخل يا خارج شهر 2- آلودگي منابع آبهاي سطحي كه مستقيماً تحت تااًثير مصارف و كاربري هاي صنعتي و مسكوني شهري واقع گرديده اند . 3- آلودگي خاك كه خود متاُر از آلودگي آب و هوا و دفع زائدات مي باشد . خاك در اثرآلودگي ها بصورت هاي عدم حاصلخيزي ، شور شدن ، ذخيره و عبور دادن مواد آلوده كننده از خود به سفره هاي آب زير زميني و فعل و انفعالات موجودات زنده اش موجب راه دادن مواد مضر و آلوده كننده به غذاي مورد مصرف انسان و حيوان مي گردد . 4- آلودگي صوتي كه اثراتش بر اعصاب و روان شهروندان كاملاً مشهود مي باشد . 5- توليد فزاينده مواد زائد و زباله ها و فاضلابها ي شهري ، مسكوني و صنعتي كه كنترل ، جمع اوري و دفع هر يك از مسائل مهم زيست محيطي شهر ها مي باشد . 6- تراكم جمعيت كه همانند ضريبي بر شدت كنش متقابل بين جامعه شهري و محيط طبيعي عمل مي نمايد . علاوه بر آن اثرات روحي و رواني ازدياد جمعيت و كمبود فضا هاي متناسب باعث تكوين مسائل اجتماعي پيچيده اي مي گردد . اين نوع مسائل بيشتر پنهاني بوده و حتي زماني كه شروع به خود نمايي مي كنند ممكن است بصورت مسخ شده و بدور از اصل خود نمايان گردند . كمبود فضاي باز و آزاد زاييده بسياري از مسائل رواني و اجتماعي است . اثرات آن در كليه طبقات و واحدهاي كوچك و بزرگ شهري از داخل واحد خانواده تا در فضاهاي عمومي بوضوع ديده مي شوند . شايد براحتي بتوان گفت كه اثرات تراكم جمعيت جدا از كميت آلوده سازي محيطيش داراي جنبه هاي اجتماعي در سطح شهر نيز بوده كه شايسته پرداختن و در اولويت قرار دادن آن در مورد طرحهاي توسعه شهري خواهد بود . كليات شرايط اكولوژيك بستر طبيعي شهرها انسان بصورت عامل برهم زننده نظام پيچيده نظامهاي زيستي مابين عناصر جاندار و بي جان درآمده است . وقوف به توانائي انسان در بهم زدن فرآيند هاي طبيعي باعث شده است كه به علم اكولوژي توجه بيشتري شود . بهره برداري انسان شهر نشين از محيط و منابع طبيعي و قدرت و نحوه تخريب او هم رديف فاجعه هاي بزرگ طبيعي مانند سيل و زلزله است . نظام صنعتي و شهر نشيني مجبور است اين قدرت را بطور فزآينده اي افزايش دهد . در غير اينصورت مجموعه نهادهاي اقتصادي او كه بر پايه رشدهاي مجهول القوه بنا گرديده قادر به ادامه حيات نخواهد بود . به اين ترتيب ماشينها همواره سريعتر و سريعتر مي چرخند و بهمان نسبت ترخ بهره برداري از منابع طبيعي افزايش مي يابد . تا جائي كه امروزه صحبت از نرخ بهره برداري از منابع طبيعي با نرخ مجهول القوه به ميان آمده است . بهره برداري از منابع طبيعي با يك چنين نرخي موجب ايجاد نوعي بي عدالتي در حيات نسلهاي آينده مي گردد . امروزه مشخص گرديده است كه منابع طبيعي مورد بهره برداي انسان كه از آن بهره برداري مي كند بي حد و مرز نيست و روزي به پايان خواهد رسيد . قديمي و ساده ترين بهره برداري انسان از طبيعت بصورت كشاورزي بوده و همراه با پيدايش و افزايش فزاينده توليدات اضافي در بخش كشاورزي ، زمينه براي پيشروي ، تجارت ، ارتباط جوامع و ايجاد شهرها و جاده ها و غيره بوجود آمده است . تبديل روستاها كه در ميان و يا حاشيه اراضي كشاورزي قرار گرفته اند به شهر و گسترش آنان باعث از بين رفتن اراضي مرغوب كشاورزي گرديده است . درجه دگرگون سازي طبيعي توسط فعاليتهاي كشاورزي تقريباً برابر با نيروي بازسازي طبيعت مي باشد . سرعت و دگرگوني ايجاد شده توسط جامعه هاي شهري و صنعتي بسيار سريعتر از سرعت نيروي بازسازي طبيعي بوده و عمل بازسازي بخاطر دارا بودن ماهيت اكولوژيكي آهسته صورت مي پذيرد . ارتباط بين تمدن صنعتي و شهر نشيني با محيط داراي پنج ركن حائز اهميت است كه عبارتند از ماده ، انرژي ، فضا ، زمان و تنوع كه همگي از انواع منابع مي باشند . عدم توجه به اركان فضا ، زمان و تنوع همچون توجه به ماده و انرژي بعنوان منبع باعث بوجود آمدن مشكلات انسان و محيط زيست مي گردد . فضاي لازم براي گسترش و توسعه و دوره هاي زماني و طول عمر پايداري ساختارهاي بشر در دهه هاي اخير بيشتر مورد بررسي قرار گرفته ليكن به اهميت تنوع بعنوان يك منبع ارزشمند توجه چنداني ننموده است . انسان با ساده سازي و كم تنوع ساختن محيط ، خود را در مقابل خطرات اقتصادي و زيستي آسيب پذير نموده است . اين بدان معناست كه پايداري اكوسيستم ها كمتر شده و بدليل اختلالاتي چون آفت ، تغييرات آب و هوا ، آسيب پذيري آنان در مقابل نوسانات افزايش مي يابد . انسان با بالابردن تراكم حيوانات و نباتات مورد احتياجش فقط تعدادي از گونه ها را افزايش داده و در عوض از تعداد گونه هاي حيواني و گياهي بومي كاسته است . ساده سازي بيش از از اندازه جوامع در زيستگاههاي حاشيه اي همچون مناطق كويري و نيمه خشك موجب افزايش خطر و صدمه زدن به حشرات ، پستانداران و علفخواران بصورت آفت شده و بالاخره بايستي به چند گونه گياه باقي مانده بسنده كرد . پايداري زيست بوم و هدايت فضاهاي طبيعي شهر سالانه مبالغ هنگفتي از شهرداري هاي صرف توسعه و نگهداري فضا هاي طبيعي در شهر ها مي گردد . اين در حالي است كه پرسنل و تجهيزات زيادي در اين حيطه مشغول انجام وظبفه بوده تا نمادهاي طبيعت را همچون دم مسيحايي در كالبد بي روح و خشك بتن و آهن شهر بدمد و به آن جان ببخشد . پايداري زيست بوم شهري يعني تداوم حيات در يك زيست بوم شهري كه لازم است فرد ، جمعيت ، گونه هاي گياهي و جانوري و حتي گونه هاي منفرد از طريق همكنشي سياري از موجودات ميسر شده و از طريق محيط فيزيكي و شيميايي با يكديگر كنش متقابل نمايند . آوردن طبيعت به شهر و آرايش نمادهاي طبيعي در زيست بوم شهر وظيفه طراحان شهري است و ايشان بايستي بدانند كه به چه ترتيب گياهان و حيوانات ( نمادهاي طبيعت ) را بصورت جزئي از چشم انداز ( Landscape) شهر درآورند . رشته هائيكه بر روي هدايت فضاهاي طبيعي شهر در اين زيست بوم پيچيده اصرار مي ورزند را مي توان در دسته بندي زير جاي داد : 1-جنگلداري شهري 2- معماري منظر-3 طراحي شهري- 4مهندسي شهري اين رشته ها بايستي در دستور كار معاونت امور شهري و فضاي سبز شهرداريها كه متولي حفظ و توسعه فضاهاي طبيعي شهر هاست قرار و مورد عنايت باشد . پايداري فضا هاي طبيعي بايد آگاهي بيشتري نسبت به ويژگيهائي كه به پايداري طرح مي انجامد و پويائي سيستم و ساخته هاي مديريتي كه اين پويائي سيستم و ساخته هاي مديريتي كه اين پويائي را در نظر مي گيرند پيدا كنيم . وقتي براي پايداري فضا هاي طبيعي تصميم مي گيريم بايستي سه هدف را دنبال نمائيم : 1- بايد بتوانيم رشد جمعيت انساني را كنترل كنيم . 2- موجب رشد اقتصادي شده و فوايد اين رشد را به نحو مناسبي توزيع كنيم تا نيازهاي اوليه انسان را براي جمعيت حال و نسلهاي آينده برآورده سازد . 3- در اثر گذاشتن بر محيط زيست از حدود مطمئن خارج نشويم . راه حل پايداري زيست بوم : براي پايداري زيست بوم شهر تهران بايستي ظرفيت زيستي و حامل اين ابر شهر را سنجيد و با تمام قوا به حفظ ، توسعه و توزيع مكاني مناسب آن آن همت گمارد . در اثر اجراي طرحهاي عمراني شهر سازي ، توسعه فضائي شهر و ساخت و سازهاي بي رويه تخريب باغات و فضاهاي طبيعي خصوصي در سالهاي قبل اثرات منفي شديدي به اين زيست بوم وارد شده است به نحوي كه با توسعه فضاهاي سبز در توزيعي مناسب و استاندارد تا حدي مي توان به جبران خسارت وارده اقدام نمود با گذشت زمان تغييرات مثبت و منفي در ظرفيت حامل كه مي تواند براي اندازه گيري عملي بودن فعاليتهاي مديريت بكار رود و مورد توجه جدي مسئولين و دست اندر كاران مديريت شهري در بخش حفظ و توسعه و نگهداري فضا هاي طبيعي قرار گيرد . http://kashanomran.ir/portal/articleview2.asp?id=7
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 29 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)


download کفش های کهنه و بدون استفاده خود را دور نیندازید به عنوان گلدان در حیاط خلوت، باغ یا باغچه از آنها استفاده کنید، این کار به محیط زیست هم کمک خواهد کرد .

 

دمپایی های روبسته، چکمه و حتی کفش های پاشنه بلند فرقی نمی کند می تواند به عنوان گلدان دوباره مورد استفاده قرار گیرد.

فقط کافیست با سایر وسایل هماهنگ بوده، به باغ بیایند. با این طرح سریع، ابتکاری و جالب، داخل کفش خاک بریزید و گل مورد علاقه و مناسب با آن را بکارید. در صورت بسته بودن روی کفش، آن را باز کنید.

http://zistboom.com/8969/

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 24 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

وعده تازه در مورد امحای زباله‌های بیمارستانی

حمید ضیایی پرور:
با اینکه مسئولان وزارت بهداشت و درمان بارها وعده داده بودند که معضل زباله‌های بیمارستانی به‌زودی حل می‌شود، به تازگی دکتر علیرضا مصداقی‌نیا، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفته:

90درصد بیمارستان‌های کشور به سیستم امحای پسماندهای بیمارستانی مجهز هستند و تعداد اندک بیمارستان‌های باقیمانده نیز به این سیستم مجهز خواهند شد. به‌عبارت دیگر از میان 840بیمارستان کشور حدود 84بیمارستان هنوز مجهز به دستگاه‌های زباله‌سوز نیستند که این امر به‌معنای تولید و دفن غیربهداشتی روزانه 40تن زباله بیمارستانی در ایران است. میزان تولید زباله بیمارستانی در تهران روزانه 100تن و در کشور روزانه 400تن است.

به گزارش همشهری در همین حال دکتر حسینعلی شهریاری رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با اشاره به اینکه خلأ قانونی در نصب دستگاه‌های امحای زباله در بیمارستان‌ها نداریم، گفته: در نصب دستگاه‌های امحای زباله‌ در بیمارستان‌ها مشکلاتی که وزارت بهداشت دارد ناشی از این است که منابع کافی در اختیار این وزارتخانه قرار نداده‌اند، اگر اعلام کنند کمبود منابع دارند مجلس منابعی را در اختیارشان قرار می‌دهد. در آذر‌ماه سال گذشته نیز مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به بیمارستان‌های تهران اولتیماتوم داده بود که فقط تا اول دی‌90 فرصت دارند که دستگاه امحای زباله نصب کنند در غیراین صورت کاهش رتبه بیمارستانی در انتظار مراکزی است که در این خصوص کوتاهی کرده باشند.

همه اینها در حالی است که به گفته انوشیروان محسنی‌بندپی عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، بیمارستان‌های تهران برای خرید دستگاه‌های زباله‌سوز اعتبار کافی ندارند و به همین جهت وی خواستار حل مشکل اعتباری این بخش‌ها از سوی وزارت بهداشت شد.در اردیبهشت‌ماه سال‌جاری نیز شاعری، معاون سازمان محیط‌زیست اعلام کرده بود که ۶۰درصد بیمارستان‌های کشور به دستگاه زباله‌سوز و امحای زباله مجهز بوده و ۴۰درصد باقیمانده نیز تا پایان امسال باید به دستگاه زباله‌سوز و امحای زباله مجهز ‌شوند.

مجتبی عبداللهی معاون خدمات شهری شهرداری تهران اخیرا از برگزاری جلسه‌ای مشترک با مسئولان وزارت بهداشت زباله ویژه خبر داد و گفت: در این جلسه که به‌زودی برگزار می‌شود نسبت به دفع زباله‌های بیمارستانی تعیین تکلیف می‌شود.
هر چند آمار صحیحی از میزان پیشرفت طرح تجهیز بیمارستان‌های تهران به دستگاه‌های بی‌خطر‌سازی‌ زباله‌های بیمارستانی و زباله‌سوز در دست نیست اما مسئولان دانشگاه علوم پزشکی تهران اذعان کرده‌اند که حتی 10تا 15درصد دستگاه‌های اتوکلاو این دانشگاه بی‌کیفیت هستند!

به‌گفته آنها البته بی‌کیفیت بودن این دستگاه‌ها به این معنا نیست که عملکرد خوبی ندارند بلکه قدیمی هستند و در کنار دستگاه‌های دیگر به‌عنوان دستگاه پشتیبان کار می‌کنند. دستگاه‌های اتوکلاو که انواع مختلفی نظیر رومیزی، بزرگ، گراویتی و پلاسما دارند، به‌منظوراستریل برخی تجهیزات مورد نیاز اتاق عمل و برخی بخش‌های دیگر بیمارستان که نیاز به ابزار استریل دارند به‌کار می‌روند. تولید زباله‌های بیمارستانی در ایران چند برابر استاندارد جهانی است که در راستای کنترل آن باید گام‌های بلندی برداشته شود. در ایران
به ازای هر تخت بیمارستانی نزدیک به سه کیلوگرم زباله تولید می‌شود که این رقم در کشورهای پیشرفته به یک کیلوگرم هم نمی‌رسد. گفتنی است، 20تا 30درصد زباله‌های هر تخت بیمارستانی را پسماندهای عفونی تشکیل می‌دهند.در راستای مدیریت بهتر و مطلوب‌تر زباله‌های بیمارستانی در کشور، قوانین و آیین‌نامه و ضوابط بسیاری برای کنترل پسماندها به‌ویژه پسماندهای بیمارستانی تدوین شده است و باید در راستای عملی کردن این قوانین گام‌های بلندی برداشته شود.

با توجه به اینکه پسماندهای عفونی ازجمله پسماندهای ویژه است، برنامه‌ریزی برای بی‌خطر کردن این پسماندها ضروری است. دستگاه‌هایی که درحال حاضر در بیمارستان‌ها وجود دارند، زباله‌سوز نبوده و دستگاهی به نام هیدروکلاو هستند که می‌توانند برای ضدعفونی کردن زباله‌ها، درجه حرارتی نزدیک به 170تا 180درجه ایجاد کنند که البته با این اقدام تنها مقداری از میکروب‌های زباله کشته می‌شوند و همه میکروب‌ها از بین نمی‌روند.

http://khabarfarsi.com/ext/3808585

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 24 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

درک نحوه ی تفکر در حیوانات    

دانشمندان بریتانیایی از دانشگاه‌های شفیلد و ساسکس پروژه بلند پروازانه ای را برای تولید نخستین مدل رایانه ای از مغز یک زنبور عسل آغاز کردند.

 

براساس اظهارات دکتر جیمز مارشال، این مدل برای پیشبرد درک محدود کنونی از هوش مصنوعی و نحوه تفکر حیوانات مورد استفاده قرار می گیرد.

قرار است این تیم مدلهایی از سیتمهای مغز را که بینایی و حس بویایی زنبور عسل را هدایت می کند بسازد. محققان با این اطلاعات قصد دارند نخستین ربات پرنده را که از قابلیت حس کردن و عمل کردن به عنوان یک زنبور عسل را دارد بسازند تا به طور خودکار بتواند حرکت کند و به دستورالعملهای از پیش برنامه ریزی شده متکی نباشد.

اگر این گروه موفیت آمیز باشد یکی از چالشهای مهم در علوم مدرن حل شده است و آن چالش ساخت یک مغز رباتی است که می تواند کارهای پیچیده را چون مغز یک حیوان انجام دهد.

کارهایی که از این ربات انتظار انجام آن می رود عبارت است از یافتن محل بوهای خاص یا گازها به همان نحوی که یک زنبور می تواند بوی گلهای خاص را تشخیص دهد. در صورت موفقیت آمیز بودن این مغز مصنوعی می تواند برای عملیاتهای جستجو و نجات و یا حتی گرده افشانی مکانیکی در عرصه کشاورزی به کار رود.

مارشال یادآور شد: ساخت یک مغز مصنوعی یکی از بزرگترین چالشها در هوش مصنوعی است، تاکنون محققان به طور نمونه مغز موشها، میمونها و انسانها را مطالعه کرده اند اما ارگانیسمهای ساده تر چون حشرات اجتماعی دارای قابلیتهای شناختی پیشرفته ای هستند.

این پروژه که از آن با عنوان " مغز سبز" یاد می شود مورد حمایت شرکت Nvidia قرار دارد و به نوعی در مقام مقایسه با ابتکار عمل "مغز آبی" قرار می گیرد که با حمایت IBM انجام می شود و قصد دارد مدلسازی مغز را با استفاده از ابررایانه ها با هدف تولید یک مدل از مغز انسان انجام دهد.

سخت افزار ارائه شده توسط Nvidia براساس شتاب دهنده های GPU با عملکرد بالا است و با یک رایانه استاندارد رومیزی به جای یک ابررایانه مغز را شبیه سازی می کند.

انتظار می رود که این تحقیق درک بیشتری از زنبور عسل فراهم کند چرا که نقش آنها به عنوان گرده افشان برای بسیاری از اکوسیستم ها حائز اهمیت است و کاهش جمعیت آنها در سالهای اخیر موجبات نگرانی دانشمندان را فراهم کرده است.

این پروژه می تواند به دانشمندان در درک علت کاهش جمعیت زنبورهای عسل نیز کمک کند.

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 24 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

جنگل سنگی
 
جنگل سنگی یا جنگ سنگواره، عجیب‌ترین جنگل جهان است که اسرار 225 میلیون سال قبل را با خود همراه دارد و یکی از مناطق مهم جهان به شمار می‌آید.
 
خبرگزاری فارس: تصور کنید، در مکانی قدم می‌زنید که طبیعت آن را از زمان دایناسورها حفظ کرده و با درختانی احاطه شده که میلیون‌ها سال از آن می‌گذرد.

چنین جنگلی را در کره زمین می‌توان در ایالت «آریزونا» در آمریکا یافت. این جنگل به «جنگل سنگی» معروف است و از این جهت که حاوی آثار و نشانه‌هایی از میلیون‌ها سال پیش است، از جمله مهمترین مناطق جهان به شمار می‌آید.



تصاویری که در این سنگ‌ها مشاهده می‌کیند، در واقع 225 میلیون سال پیش درختان سبزی بودند که دایناسورها و جانورانی که ناشناخته‌ای که در آن زمان زندگی می‌کردند.



اما این درختان چگونه به سنگ تبدیل شدند و چگونه پس از این همه مدت بقای خود را حفظ کردند.



این درختان بنا به گفته دانشمندان به دلیل وقوع آتشفشان‌ها ریشه‌کن شده و زیر خاک و بقایای آتشفشانی میلیون‌ها سال مدفون شدند تا به مرور زمان تبدیل به سنگواره شوند. به لطف این سنگواره‌هاست که دانشمندان توانسته‌اند با موجودات و جانوران و گیاهان میلیون‌ها سال آشنا شوند و هم اکنون کار برای کشف موجودات و گیاهان گذشته همچنان ادامه دارد.



عجیب‌ ترین جنگل جهان را بشناسید +عکس

عجیب‌ ترین جنگل جهان را بشناسید +عکس

عجیب‌ ترین جنگل جهان را بشناسید +عکس



عجیب‌ ترین جنگل جهان را بشناسید +عکس

عجیب‌ ترین جنگل جهان را بشناسید +عکس

عجیب‌ ترین جنگل جهان را بشناسید +عکس

عجیب‌ ترین جنگل جهان را بشناسید +عکس

عجیب‌ ترین جنگل جهان را بشناسید +عکس
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 24 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

مشاهده علائم حضور یوزپلنگ آسیایی در جریان سرشماری منطقه آریز بافق

دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: به گزارش روابط عمومی اداره حفاظت محیط زیست استان یزد، حسن اکبری معاون محیط طبیعی این اداره گفت: سرشماری حیات وحش منطقه شکار ممنوع آریز بافق با همکاری محیط بانان، همیاران محیط زیست و دانشجویان علاقه مند، با تجهیزات لازم شامل دوربین چشمی، GPS و فرم های مربوطه صورت پذیرفت.

اکبری افزود: تعداد ۲۰ تیم سرشماری در دسته های دو نفره از مسیرهای پیاده و موتوری به روش مشاهده مستقیم منطقه را با پوشش بیش از ۶۰ درصد از زیستگاه ها مورد سرشماری قرار دادند.

وی در ادامه اشاره نمود: در جریان این سرشماری کل و بز، قوچ و میش، جبیر، کبک و تیهو و سایر پستانداران و پرندگان مهم منطقه مورد شمارش قرار گرفته و علائم یوزپلنگ آسیایی شامل ردپا و سرگین نیز ثبت و گزارش شد.

پیش از این دوربین های تله ای نصب شده تصاویر متعددی از حضور یوزپلنگ آسیایی در این منطقه را ثبت نموده بودند.

تصویر فوق مربوط به یوزپلنگ آسیایی در منطقه شکار ممنوع آریز (توسط دوربین تله ای اداره کل حفاظت محیط زیست یزد و انجمن یوزپلنگ ایرانی)

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 24 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)


اسفندیاری - روابط عمومی سازمان محیط زیست رییس ستاد برگزاری دوازدهمین نمایشگاه بین المللی محیط زیست خبر داد.یه گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست (پام)، رییس ستاد برگزاری دوازدهمین نمایشگاه بین المللی محیط زیست با اشاره به نارضایتی برخی از شرکت کنندگان و ادارت کل محیط زیست استانها برای برگزاری نمایشگاه در شهر مقدس مشهدگفت: با تلاش های انجام گرفته از سوی دفتر روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست و مجری نمایشگاه برگزاری،دوازدهمین نمایشگاه محیط زیست از تاریخ ۲۶-۲۳ آبان ماه در شهر مشهد به ۲۹ آذر ماه لغایت ۲ دی ماه در محل دائمی نمایشگاه ها تهران تغییر مکان و زمان یافت.

محمد اسفندیاری ادامه داد: فرهنگ سازی برای صیانت از محیط زیست و همگانی کردن این فرهنگ در بین عموم مردم یکی از مهمترین اهداف برپایی این نمایشگاه است  و دراین نمایشگاه هم فناوری های مرتبط با محیط زیست و هم اقداماتی که صنایع و شرکت ها در خصوص ارتقاء فرهنگ محیط زیست وحفظ آن انجام داده اند، عرضه می شود.

رییس ستاد برگزاری دوازدهمین نمایشگاه بین المللی محیط زیست افزود: معرفی امکانات و فناوری های نوین زیست محیطی ، آشنایی با مدیریت های زیست محیطی ، آشنایی با سازمان های زیست محیطی ، بستر سازی مناسب برای مشارکت مردم در حفاظت از محیط زیست، ارایه راهکارهای اصولی و عملی برای جلوگیری از تخریب محیط زیست ، ایجاد انسجام بین بخشی به منظور توانمند سازی پروژه های زیست محیطی ، معرفی حیات وحش ، گسترش فرهنگ طبیعت گردی ، معرفی انرژی های نو و تجدید پذیر را از دیگراهداف برپایی این نمایشگاه برشمرد و اظهار امیدواری کرد : دوزادهمین نمایشگاه محیط زیست نسبت به نمایشگاه های سالهای گذشته با کیفیت تر و با استقبال بیشتر علاقمندان مواجه شود

http://zistboom.com/8947/

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 23 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

چهار عکس متوالی داستان رنج کشیدن گربه ای برای رسیدن به معشوقش را نشان می دهد که حتی حاضر شده است روی دیواری که پوشیده از میخ است پا بگذارد و گذر کند…! یک قصه بیش نیست غم و عشق و این عجب….!

 

عشق گربه ای

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 23 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

نجات فک خزری از تور صیادان در بندر ترکمن

دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: مدیر کل حفاظت محیط زیست استان گلستان از رها سازی فک خزری از تور صیادان در شهرستان بندر ترکمن خبر داد.

به گزارش روابط عمومی حفاظت محیط زیست استان گلستان، محمد ممشلی مدیر کل حفاظت محیط زیست استان گلستان اظهار داشت: مامورین یگان حفاظت اداره حفاظت محیط زیست شهرستان بندر ترکمن در گشت و کنترل و پایش منطقه ساحلی دریای خزر متوجه به دام افتادن یک قلاده فک خزری در تور صیادان ماهیگیر در نزدیکی جزیره آشوراده شدند که با تلاش و همت پرسنل یگان حفاظت اداره حفاظت محیط زیست بندر ترکمن و صیادان مرکز ماهیان خاویاری، این فک از تور صیادان رها سازی و پس از انجام معاینات بالینی توسط دامپزشک و تهیه نمونه خون از این یگانه پستاندار خزر برای بانک ژن سازمان محیط زیست دوباره در آغوش دریا رهاسازی شد.

گفتنی است، فک پستانداری است که در آب زندگی می کند و تنها برای زادآوری و گاهی برای استراحت به ساحل می آید. در خشکی بسیار کم‌تحرک ولی در آب بسیار فعال است و با کمک پاهای خود به سرعت شنا می کند. فک ها از دست‌هایشان برای حفظ تعادل استفاده می کنند.

بدن این پستاندار برای زندگی در آب تغییراتی کرده‌است. میان انگشتان دست و پای آن پرده‌ای وجود دارد که باعث می شود دست‌ها و پاها شبیه باله‌ای برای شنا شود. پاها در انتهای بدن و در امتداد دم قرار گرفته‌اند. به‌ همین‌ دلیل فک ها نمی توانند به‌ راحتی روی زمین راه‌ بروند.

در گذشته تعداد زیادی از فک ها برای استفاده از پوست و گوشتشان شکار می شدند. در حال حاضر هم هر سال تعداد زیادی از آن‌ها در تورهای ماهیگیران گرفتار می شوند. برخی ماهیگیران می پندارند که فک ها از ماهیان تجاری، که منبع ارزشمندی برای آنان هستند، تغذیه می کنند. به همین سبب، به محض مشاهده فک ها، آن‌ها را می کشند.

گرم‌شدن زمین، باعث ذوب یخ‌های بخش شمالی دریای خزر، و در نتیجه کاهش زیستگاه‌های فک خزری شده‌ است. از عوامل دیگر کاهش شدید جمعیت این گونه، آلودگی های دریایی و نوعی بیماری ویروسی است که از سگ‌سانان به فک منتقل و در سال‌های گذشته موجب تلفات زیادی در این گونه شده‌ است.

آخرین سرشماری فک خزری به ۴ سال قبل باز می گردد که حاکی از وضعیت ناگوار این تنها پستاندار دریای خزر است. قبل از فروپاشی روسیه سابق تعداد فک خزری حدود یک میلیون قطعه بوده است که  سرشماری سال ۲۰۰۸ نشان می دهد این جمعیت به یک صد هزار رسیده است. به عبارت دیگر ۹۰۰ هزار فک خزری از بین رفته اند.

فک خزر، کوچکترین گونه فک های واقعی یعنی بدون گوش است و تنها در دریاچه خزر یافت می شود. این یگانه پستاندار خزر در اغلب نقاط دریا زندگی می کند، محل زیست آن بر حسب در دسترس بودن موادغذایی و بصورت فصلی متغیر است. در فصل تابستان و پاییز اکثر فک های خزر در آبهای حوزه ایران بسر می برند. قبل از تجزیه شوروی سابق، کشتار فک خزری حتی به ‪ ۱۶۰‬هزار فک بالغ در سال می رسید. مشاهده جسد این جانور زیبا که گاه همراه با موجهای خزر به ساحل می آید منظره بسیار دلخراشی را برای علاقمندان به محیط زیست فراهم می آورد.

http://www.iew.ir/1391/08/22/4084

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 23 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...2930313233...115صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 5531.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران