Environmentalist


فرم شهر پایدارفرم شهر از تمامی عناصر و اجزای کالبدی قابل رویت شهر شکل می پذیرد و متشکل از عناصر طبیعی و مصنوع بوده، تبلور فضایی و شکلی فعالیت های جوامع است. فرم شهر ماهیتی ترکیبی و سه بعدی دارد که نه تنها در سطح، بلکه در حجم نیز تجسم می یابد. کوچکترین اجزا و عناصر این ترکیب در چارچوب عناصر مصنوع انسان، ساختمان ها، شبکه راه ها، فضاهای باز و تاسیسات شهری هستند. محیط طبیعی نیز با عناصر عمده ای مثل زمین و ناهمواری های آن، جریان های آبی و پوشش گیاهی در چگونگی و فرم ترکیب عناصر کالبدی دخالت دارند. هر کدام از عناصر شهر که به منزله یک سلول شهری هستند، به تنهایی فرم ویژه خود را دارند و ترکیب مجموعه ای از آنها نیز به پدید آمدن فرم شهری منجر می شود. طرح موضوع شکل یا فرم شهری پایدار، عمدتا مربوط به دهه 1990 و زمان برگزاری کنفرانس ریو در برزیل در سال 1992 است که به تدوین و تصویب قطعنامه زمین (دستورکار 21) انجامید.در مورد فرم شهر و توسعه پایدار دو نظریهعمده مطرح است؛ نظریه اول این ایده را تشریح می کند که با فشرده سازی (Compactness) شهرها و افزایش تراکم همراه با اعمال کاربری مختلط (Mixed-use) می توان شهرها را به سمت توسعه پایدار هدایت کرد. در مقابل نظریه دیگری هم مطرح شد که در برابر نظریه شهر فشرده قرار می گرفت و آن اینکه با اعمال تراکم کم و توسعه گسترده (Urban Dispersal) می توان به فرم شهری پایدار دست یافت. مفاهیمی چون توسعه شهری یا مسکونی با تراکم پایین Low Density، Low-Rise developmen، طبقات کم یا شهر گسترده برای تشریح این نظریه ساخته شدند.... این هر دو استراتژی مربوط به کشورهای اروپایی یا آمریکایی است.به طور کلی وقتی صحبت از شهر پایدار می شود، مکان یا شهری مدنظر است که بتواند معیارها را به درستی و با حداکثر ظرفیت و توان پاسخگو باشد.شهرهایی چون رم، بارسلون، پاریس، آمستردام، لندن و... که بیشترین سرزندگی و روحیه فعالیت شهری و تعاملات اجتماعی و جذب توریست را دارند و در عین حال کمترین مصرف سوخت های فسیلی برای مصارف وسایط نقلیه موتوری و حمل و نقل را دارا هستند، از نمونه شهرهای فشرده اند. شهرهای حومه گسترده آمریکا و استرالیا از جمله شهرهای گسترده هستند زیرا که در این کشورها زمین و استفاده از آن با محدودیتی روبه رو نیست. شهر تهران را در برخی از ابعاد (از نظر تراکم و کاربری زمین) می توان در زمره نمونه های شهرهای فشرده قرار داد؛ لکن به هیچ وجه نمی توان آن را شهری پایدار دانست. توسعه شهری زیاد، افزایش حجم ترافیک موتوری، افزایش میزان آلودگی، روند رو به رشد خطر مرگ و جراحت بر اثر ترافیک، مصرف بی رویه سوخت های فسیلی، عدم اختلاط اجتماعی، فقدان فضاهای مطبوع و... دلایل این مدعا هستند. به نظر می رسد با اتخاذ مواضع تلفیقی از هر دو نظریه، یعنی محدود کردن توسعه شهر، تجدید حیات شهر، افزایش کیفیت زندگی و پشتیبانی از عدم تمرکز متمرکز همراه با افزایش مشارکت مردم در تصمیم گیری ها بتوان به پایتخت، فرم شهری پایداری بخشید. http://planning.mashhad.ir/index.php?module=cdk&func=loadmodule&system=cdk&sismodule=user/content_view.php&cnt_id=10552&ctp_id=112&id=8&sisOp=view
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 30 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

تفکر شهر پايدار شهر پايدار شهري است كه حافظ و ارتقا دهنده رفاه اهالي چه دربلند مدت و چه در دوره متوسط باشد كه درضمن بالاترين كيفيت زندگياز آن بدست مي آيد. پايداري ايجاب مي كند كه تصميم گيري يكپارچه در نتايج اقتصادي و اكولوژي و اجتماعي خوب به اجرا درآيد. پايداري محيطي به معني حفظ سرمايه طبيعياست كه ايجاب مي كند ما انسانها درمصرف مواد تجديد شونده و در مصرف آب ومنابع انرژي حد واندازه را رعايت كرده و بيشتر از انچه كه سيستم هايطبيعي مي توانند فراهم کنند مصرف نكنيم. بعلاوه به ياد داشته باشيم كه نسبت مصرف مااز منابع يكبار مصرف بيشتر از نسبتي نباشد كه منابع پايدار تجديد شونده نتواند آنرا جبران كند بهترين مثال دراين مورد نفت و سوخت فسيلي است كه پس ازاتمام؛ ديگر تجديد نمي شوند. پايداري محيطي بمعني رعايتاين اصل مهم است كه نسبت آلاينده هاي پراكنده درجو و دردامن طبيعت هرگز بيشتر ازظرفيت جذب شدن آن آلاينده ها درهوا و آب و خاك و بيشتر از توان تصفيه طبيعتنباشد. ايجاد وضعيت بهتر درپايداري نسبي يك شهر ايجابميكند كه خصوصياتي را كه درالگوي ورودی ها و خروجي ها اثر ميگذارندارزيابي شود. دراين راستا بايستي خاك وآب وانواع ساختمان وسيستم هاي حمل ونقل وسازمان فضايي را لحاظ كرد. سپس مي توان پتانسيل تغييرات را حين نقشه كشيدن محوطه در ساختمان ها مورد ارزيابي قرار داد. اصول شهر پايدار: 1. تصميمات امروز نبايستي آينده كودكان ونسل آينده و آنچه را كه درآينده برمي گزيند به خطراندازد. همه ما مسئول اعمال فردي وگروهي خود ميباشيم. 2. منابع طبيعي بايستي عادلانه موثر مورداستفاده قرار گرفته وپايداري جامعه فداري پايداري جامعه ديگر نگردد. 3. استفاده از منابع تجديد شونده موردتائيد وتشويق ما است و ضمن استفاده از منابعغيرتجديد شونده بايستي به حداقل برسد. مصرف منابع تجديد شونده نبايستي بيشتر ازميزان توليد تجديدي آن شود. 4. برقراري ارتباطات آزاد بين مردم و بخش اصناف و كليه سطوح دولتي مهماند.ما تنوع فرهنگي واقتصادی ومحيطي را ارج مينهيم. 5. هر جامعه بايستي زمينه بهداشتی وحياتي وبي خطري را برايتعامل انسان ها وتحصيلات واشتغال و تفريحات سالم و سرگرمي ها وتوسعه فرهنگي فراهمكند. 6. پايداري به توانمندي جامعه اكوسيستم ويا به هر سيستم درحالفعاليت كنوني اطلاق مي شود كه مي تواند تا آينده نامعلوم ادامه فعاليت داده بدوناينكه بر اثر فرسايش وتهيشدن منابع كليدي به حكم اجبار به سمت سقوط هدايت گردند. توسعه پایدار به مفهوم حرکت بر محور انسان-محیط است و توسعه امکانات اقتصادی با توجه به ملاحظات محیطی و عدالت اجتماعی را مورد توجه قرار مي دهد. توسعه پایدار پس از مشکلات ایجاد شده از توسعه صرفا اقتصادی پس از جنگ جهانی مطرح گردید. جایی که توسعه بی رویه باعث اختلافات طبقاتی و مشکلات زیست محیطی عدیده ای شده و مسير توسعه به ابعاد محيطي و اجتماعي کمتر از اقتصادي بها داده بود. با توسعه روزانه شهري شدن زندگی بشر مفاهیم مربوط به توسعه پایدار به این حیطه وارد گردید و توسعه پایدار شهر محصول نگاه های جدید به عدالت اجتماعی,فضایی و محیطی نسبت به شهر است. شهرها در سال 2020 جمعيتي معادل 75 درصد کل جهان را در عینی در خود جای خواهند داد که تقريبا 2 درصد از فضاي شهري را در اختیار دارند. بنابر این این تراکم عجیب و بی سابقه جمعیت و نیاز عمومی به جذب منابع اساسی منجر به بهره برداری های غیر طبیعی از منابع محلی و استثمار منابع همسایگی خواهد شد. آثار این توسعه با پس ماند های غیر قابل پیش بینی به جای مانده از شهرها ادامه داشته و آلودگی ها و بیماری ها و گونه های زندگی حاشیه ای جدید محصول این توسعه خواهد بود. اما توسعه پایدار شهری به عنوان جزئی از توسعه پایدار بر پایه استفاده معقول از منابع طبیعی استوار شده است و در این نوع توسعه ملاحظات سه گانه, محيطي, اقتصادي و اجتماعي در کنار هم لحاظ خواهد شد.بنابر اين شهر پايدار برآمده از فرايند توسعه اي است که هنيت و امکان ارتقاي هميشگي سلامت اجتماعي - اقتصادي بوم شناسانه شهر و منطقه را فراهم کرده و اين ذهنيت و امکان را به عينيت و اقدام مبدل ساخته است. بنابر اين راه کارهاي زير به عنوان راه کارهاي توسعه پايدار شهري مطرح است : - حداقل سازي پيامد هاي زيست محيطي - حداقل سازي مصرف منابع تجديد ناپذير - بهره برداري از منابع تجديد پذير سياست هايي که شهر به سمت پايداري هدايت میکند: کاهش اتکا به خودروي شخصي, افزايش فشردگي کالبدي در توسعه شهري, حفاظت و احياي نظام هاي طبيعي شهر و منطقه پيرامون, کاهش مصرف منابع و توليد آلودگي در شهر و منطقه, بهبود زيست پذيري اجتماعات بشري, پایندگی و تقویت اقتصاد شهری و اصلاح نظام اداری و حکمرانی شهری. پايدار ماندن يعني به جلو رفتن و ادامه دادن. پايداري يك سمت و سو است نه يك مقصد. تعاريف مختلف واژه پايداري : رايج ترين مفهوم توسعه پايدار همان استكه در كنفرانس سران در شهر ريودوژانيرو به كار گرفته شد : توسعهپايدار ضمن آن كه به نيازهاي كنوني پاسخگوست ، توانائيهاي نسلهايآينده را براي پاسخگويي به نيازها و خواسته هايشان به مخاطره نمي اندازد. توسعه پايدار نگرانتهي شدن كنوني كره زمين از منابع است ، تنها منابع طبيعي نيستند كه در مخاطرهقرار گرفته اند، بلكه كيفيتهاي ديگر نظير كيفيت چشم اندازها، ميراث فرهنگي ، وآرامش و توانائي مناطق شهريبراي زيست ايمن و سالم نيز در خطر نابودي است. http://www.iran-eng.com/showthread.php/373990-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A7%D8%B1
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 30 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

نحوه مهاجرت پرندگان برای سالها یکی از رازهای پیش روی محققان بوده است. اگر چه دانشمندان با استفاده از یافته های خود تاکنون، مشخص کرده اند که این پرندگان با کمک میدان مغناطیسی زمین در طی مهاجرت های طولانی جهت یابی می کنند، اما نحوه این عملکرد هنوز به طور کامل مشخص نشده است. گروهی از محققان، اخیراً اعلام کرده اند این راهنمایی طبیعی بر اثر تأثیر میدان مغناطیسی زمین بر روی ترشحات شیمیایی درون بدن پرندگان به وجود می آید، بدینگونه که در مکان های مختلف بر اساس جهت خطوط میدان مغناطیسی و شدت آن، میزان متفاوتی از یک ماده شیمیایی در بدن پرندگان آزاد می شود که این میزان ترشح، جهت گیری آنها را تعیین می کند، تحقیقات بر روی این موضوع همچنان ادامه دارد. مهاجرت پرندگان مهاجرت پرندگان ● آیا پرندگان در مهاجرت خود از "مسیر های عبور انرژی زمین" کمک می گیرند؟ روز تاریک و مرطوبی است. مه سنگینی، صخره های گرانیتی دارتمور(Dartmoor، نام ناحیه ای در انگلستان است) را از نظرها پوشانده است. ما رد پای گوسفندان را که به سختی در مه دیده می شود دنبال می کنیم. رطوبت، همه جا را فرا گرفته. به سختی می توان باور کرد که اکنون ساعت دوازده ظهر یک روز تابستانی است. اما به راستی چنین است. در مقابل ما بالای شیب تپه، جائی که مه رقیق تر است، سایه ای حرکت می کند. سایه حیوانی است سیاه رنگ و گویی به هنگام دویدن، پاهایش زمین را لمس نمی کنند. آن سایه، در حالی که دهانمان از شگفتی باز مانده و چشمانمان خیره شده، از مقابلمان گذشته و به سوی دایره ای سنگی که توسط انسان های عهد باستان ساخته شده می رود و محو می شود. اگر بتوان گفت چیزی ساکت تر از سکوت وجود دارد، دویدن آن موجود بود که به شیوه ای غیر زمینی، آرام و بی صدا بود به طوری که هیچگاه آن را فراموش نخواهم کرد . آیا آن حیوان، یک سگ تازی سیاه و بسیار بزرگ بود؟ هیچ نشانه ای مبنی بر این که آن سایه یک تازی باشد، وجود نداشت. تنها و تنها سایه ای بود سیاه، به سیاهی سکوتی که او و ما را در بر گرفته بود آمد و گذشت. آن حیوان به سوی دایره سنگی دوید و محو شد. برای من و همراهانم، به نظر نمی رسید که آن سایه یک سگ باشد و پس از آن ماجرا هم بارها در این مورد با هم صحبت کردیم. طی چندین سال که از مشاهده آن صحنه می گذرد، افسانه های محلی را بررسی کرده ام و در مورد امتداد مکان های باستانی، مسیرهای عبور انرژی کیهانی در زمین و همینطور صخره های منطقه اگزمور که مورد گمانه زنی و کاوش قرار گرفته اند مطالعه وسیعی انجام داده ام به طوری که اکنون اهالی آن منطقه نیز مرا میشناسند! در کنار این ها به تحقیق در مورد بسیاری چیزهای دیگر از قبیل گربه های سیاه بزرگی که در طبیعت وحشی بریتانیا پرسه می زنند، پرداخته ام چرا که به نظر می رسد تمامی این موارد تا حدودی به هم مربوطند. همانطور که گفته می شود و به راحتی نیز قابل اثبات است، مکان های باستانی در امتدادهای مشخصی توسط بشر بنا شده اند. اما مساله، خیلی جالب تر از اینها است. جهان، حاوی مسیرهای عبور جریان انرژی است که سیاره ما را قطع می کنند. انسان ها در راستای برخی از این مسیرها، قطعات و یا بناهای سنگی بر پا نموده اند و به همین دلیل است که می بینیم بناهای باستانی در امتدادهای مشخصی ساخته شده اند و این نشان دهنده آگاهی انسان از انرژی زمین و به کارگیری انرژی مزبور است. اما به راستی چگونه است که چکاوک اروپایی از آشیانه خود در جنگلی آرام در بریتانیا به پرواز در آمده و مسیر خود را به سوی محل اقامت زمستانی خود که هزاران کیلومتر دورتر واقع شده می یابد؟ و چگونه در بهار سال آینده مسیر بازگشت خود را نه تنها به بریتانیا بلکه به همان بخش از بریتانیا و همان محدوده و همان جنگل و اغلب همان آشیانه ای که از سال قبل خالی مانده بود پیدا می کند؟ پاسخ این است: با دنبال کردن مسیرهای عبور انرژی زمین. چرا این موارد بارها و بارها توسط اشخاص مختلف اما فقط در مکان های مشخصی دیده می شوند؟ به اعتقاد من، علت، همان مسیرهای عبور انرژی از زمین است. مهاجرت پرندگان مهاجرت پرندگان در مورد چنین پدیده هایی و همینطور در مورد پدیده های مرتبط با ارواح، وجود آب، اغلب تأثیر گذار است. این آب ممکن است در زیر زمین باشد و یا روی زمین مانند مه یا باران. باید گفت در مشاهده چنین پدیده هایی، وجود آب، دست به دست انرژی زمین می دهد. مطئن هستم که در این میان، انرژی خود ما یا همان هاله انرژی نیز به کمک می آید و همین هاله انرژی است که سبب می شود تا برخی از ما برحسب طبیعتی که داریم، نسبت به چنین پدیده هایی حساس تر از دیگران باشیم. این واقعیت که عموماً جریان های انرژی زمین با وجود آب در ارتباطند نباید باعث گردد که گمانه زنان در گمانه زنی خود در پی مسیرها و خطوط انرژی زمین باشند. چرا که گمانه زنی، خود مهارتی طبیعی و مستقل است. در گمانه زنی، شخص برحسب آنکه به دنبال چه می گردد، به انتخابی آگاهانه دست می زند و بنابراین در آن اشتباهی رخ نخواهد داد. خوب، بیاییم این اندیشه ها را به هم ربط داده و به پرندگان وحشی که در مهاجرت خود به پیگیری مسیرهای انرژی زمین می پردازند بیندیشیم. بیاییم به اندیشه جالبی که مطرح کردم به طور دقیق تر نگاه کنیم. گفتم که پرندگان، مسیرهای عبور انرژی زمین را تعقیب می کنند. به نظر من، آن ها این کار را از طریق گمانه زنی انجام می دهند. ما انسان ها چه در کار گمانه زنی خیره باشیم و چه نباشیم، برای گمانه زنی به نیروی تمرکز ذهن احتیاج داریم که برای کسب آن باید تمرین کنیم. اما پرندگان مهاجر به علت ضرورت موجود، توانایی هایی را که ما با انتخاب خود و با این پندار نادرست که چنین توانایی هایی در زندگی مان بکار نمی آیند به کناری گذاشته و به این طریق ارتباطمان را با طبیعت سست کرده ایم، برای خود حفظ کرده اند. به اعتقاد من پرندگان به طور غریزی نوک خود را به سوی مسیرهای انرژی زمین گرفته و این چوب گمانه زنی طبیعی خود را تا رسیدن به هدف، تعقیب می کنند. ● به نظر شما باور کردن این امر دشوار است؟ شکاکان، تمام این سخنان را نادرست می دانند اما سخن من به آن ها این است که " نادرست بودن این نظریه را اثبات کنید"! چنین پدیده هایی همواره اتفاق می افتند، پیش از این هم طی قرن ها برای هزاران نفر رخ داده اند و در آینده نیز حتی در دنیای جدید که بسیاری از اشخاص، نزدیکی خود را با طبیعت از دست داده اند، رخ خواهد داد. مسیرهای عبور انرژی در زمین در اطراف ما پراکنده اند و با گمانه زنی و بدون رجوع به نقشه ها می توان آنها را یافت. این گمانه زنی را خودتان امتحان کرده و زیبایی اجتناب ناپذیر وجود آنها را و وجود مکان های باستانی، چاه های مقدس و مکان های قدیمی در حوالی آنها را ببینید و تجربه کنید. نوشته شده توسط ترور بیر(Trevor Beer) مشاور امور زیست محیطی و حیات وحش http://www.iranbirds.com/articles/general/482-bird-migration-secrets.html
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 30 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

آشیانه سازی پرندگان : آشیانه به محلی گفته می شود که پرندگان در آن تخمگذاری می کنند و جوجه های خود را پرورش می دهند. هرچند که تمام پرندگان آشیانه نمی سازند مانند نوعی پنگوئن که تخم هایش را همراه خود و برروی پاها به اطراف حمل می کند ولی بیشتر پرندگان به روش های گوناگون محلی را انتخاب می کنند و با توجه به امکانات محیط در آن آشیانه ای می سازند تا بتوانند تخم و جوجه ها را تا زمانی که لازم است در آن نگهداری کنند. آشیانه سازی آشیانه سازی آشیانه در محل ها و با روش های گوناگون توسط پرندگان ساخته می شود. پرندگان دریایی و برخی از انواع ماکیان برروی زمین آشیانه می سازند. پرندگان دریایی مانند فولمار و کاکائی ها برروی صخره های کنار ساحل اندکی شاخ و برگ جمع آوری می آشیانه سازی آشیانه سازی کنند و روی آن تخمگذاری می کنند. بعضی دیگر مانند فلامینگو و پلیکان برروی زمین برآمدگی کاسه مانندی از گل و لای می سازند و در آن تخم می گذارند. گنجشک سانان آشیانه های خود را در محل های گوناگون از روی درختان گرفته تا شکاف سنگ ها یا سقف ساختمان ها می سازند و برای پوشش درون آن از مواد نرم و نیز پر استفاده می کنند. سار، گنجشک و کلاغ به صورت مذکور لانه می سازند. گونه هایی از پرندگان دریایی مانند باکلان ها، حواصیل ها و غیره نیز برروی درختان آشیانه می سازند. پرندگان بسیار دیگری مانند چرخ ریسک دم دراز یا برخی سسک ها آشیانه خود را به شکل گنبد درست می کنند و در کنار آن سوراخی برای ورود و خروج تعبیه می کنند. بعضی دیگر مانند مرغان بافنده، از الیاف گیاهی با مهارت بسیاری آشیانه ای بیضوی یا کروی می بافند به طوری که دیواره آشیانه مانند تار و پود پارچه بافته شده دیده می شود. تعداد زیادی از پرستوها و بادخورک ها آشیانه هایی از گل برروی صخره ها یا تیرهای چوبی سقف منازل می سازند. پرندگانی مانند برخی از چکچک ها و مرغان طوفان در داخل سوراخ های طبیعی موجود در زمین آشیانه می سازند، برخی دیگر مانند ماهی خورک ها و یا زنبورخورها از حفره های دیوار ساحلی رودخانه ها استفاده می کنند و تعدادی دیگر مانند دارکوب در سوراخ تنه درختان آشیانه می سازند. انواع دیگری از پرندگان ماکیان وش و برخی دیگر که معمولاً به خانواده بوقلمون ها تعلق دارند برروی زمین گودالی حفر می کنند و در آن تخم می گذارند. بعد از تخمگذاری مقداری شاخ و برگ تازه برروی آن ریخته و روی آن را با خاک می پوشانند تا حرارت ناشی از تبخیر شاخ و برگ عمل جوجه کشی را انجام دهد. پس از خروج جوجه ها از تخم، خاک را کنار می زنند تا جوجه ها را از داخل گودال خارج کنند. در این عمل نرها وظیفه دارند درجه حرارت آشیانه را کنترل کنند تا هروقت حرارت کم شد با اضافه کردن مقدار بیشتری شاخ و برگ و افزایش تبخیر، حرارت بیشتری ایجاد شود. اگر حرارت از حد معمول تجاوز کند با نوک خود سوراخی جهت تهویه در پوشش روی تخم ها ایجاد می کنند. در این میان بعضی از پرندگان هستند که آشیانه ای درست نمی کنند و از این لحاظ انگل پرندگان دیگر محسوب می شوند. این پرندگان مانند کوکوها در آشیانه پرندگان دیگر تخم می گذارند و خود هیچ مسئولیتی در قبال تخم و جوجه برعهده نمی گیرد. نکته جالب اینجاست که کوکوها تخم خود را در آشیانه پرندگان بسیار کوچک تر از خود می گذارند و زمانی که جوجه از تخم بیرون می آید از نظر جثه بزرگ تر از پرنده بالغ میزبان خود است که نقش مادر آن را بازی می کند. اگرچه در برخی از گونه ها جنس نر در ساختن آشیانه به ماده کمک می کند ولی معمولاً آشیانه به وسیله ماده ها ساخته می شود. تنها در معدودی از پرندگان، نرها به تنهایی آشیانه را می سازند. آشیانه سازی آشیانه سازی بهداشت آشیانه یکی از مسائل مهم در دوران پرورش جوجه ها است. جوجه های اغلب پرندگان به جز گنجشک سانان معمولاً به طرف بیرون آشیانه پشت می کنند و مدفوع خود را به بیرون از آشیانه می اندازند. در ماهی خورک ها گاهی مدخل آشیانه به حدی از مدفوع جوجه ها پر می شود که رفت و آمد به داخل آن مشکل می شود. در گنجشک سانان نظافت لانه به دو روش انجام می شود. یکی اینکه فضله جوجه ها دارای غشاء کپسول مانندی است که والدین می توانند آن را با احتیاط بلند کرده و از آشیانه به خارج پرتاب کنند. دیگر اینکه مدفوع جوجه ها تا ۳ یا ۴ روز اول پس از خروج از تخم توسط والدین به ویژه ماده ها خورده می شود. در حالت اول هربار که والدین به منظور تغذیه جوجه ها به آشیانه وارد می شوند، فضله جوجه ها را با منقار برمی دارند و در محلی نزدیک آشیانه به بیرون می اندازند. نمونه بارز این حرکت در سار دیده می شود. برخی از جانوران دیگر هم وجود دارند که به عنوان همزیستی با پرندگان در آشیانه برخی از پرندگان زندگی می کنند. پرندگان این همسایه های مفید را در کنار خود می پذیرند زیرا که آنها در بهداشت آشیانه نقش مهمی را ایفا می کنند. انواع مختلف پرندگان نه تنها از لحاظ مکان هایی که برای ساختن آشیانه انتخاب می کنند، با یکدیگر تفاوت دارند بلکه از نظر موادی که در ساختمان آشیانه به کار می برند و همچنین شکل و فرم آن نیز با هم تفاوت زیادی دارند. بسیاری از پرندگان مانند گنجشک سانان کوچک آشیانه خود را به شکل فنجان و از موادی مانند ساقه های علف، رشته های گیاهی و ریشه های کوچک همراه با سایر مواد مانند کرک های گیاهی و پر که اغلب با موی پستانداران نیز آستر شده است، می سازند. گنجشک سانان بزرگ تر آشیانه های فنجانی خود را از مواد درشت تری درست می کنند. زاغ کبود و کلاغ معمولی آشیانه خود را از ترکه می سازند. عقاب های طلایی برای ساختن آشیانه بزرگ و حجیم خود، قطعات کوچکی از چوب و سایر مواد را به کار می برند و گاهی اوقات سال های سال از همان آشیانه استفاده می کنند. بیشتر اعضای تیره چرخ ریسک درون سوراخ ها آشیانه می سازند اما برخی دیگر یک لانه سربسته دراز که سوراخی در کنار آن دارد به صورت آویزان بنا می کنند. سینه سرخ آمریکایی آشیانه فنجانی شکل خود را با گل محکم می کند. برخی از پرستوها آشیانه فنجانی شکل خود را به طور کامل از گل می سازند. بیشتر بادخورک ها مواد آشیانه را با بزاق دهان خود به هم می چسبانند. http://www.iranbirds.com/articles/scientific/481-nesting.html
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 30 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

نوشته شده در ساعت 12:32:19 , مورخ 30/08/1391 کد خبر : 91081050- http://isdle.ir/news/index.php?news=8890 پس از پلنگ ببر، باردیگر پروژه تبادل گونه‌ها کلید خورد؛ محمدی زاده: تبادل گونه‌هایی مانند آهو را با شیر در نظر داریم !!!!!! رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از پروژه احیای شیر ایرانی، یکی از گونه‌های منقرض شده ایران و توافقات اخیر این سازمان با کشور هندوستان در این باره خبر داد. پیش از این فاز اول پروژه احیای ببر با همکاری کشور روسیه، با ابتلای هر دو ببر وارد شده به بیماری مشمشه و مرگ ببر نر با شکست مواجه شده بود و این پروژه در سکوت خبری به سر می‌برد. به گزارش سبزپرس، «محمد جواد محمدی زاده»، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست روز گذشته در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی دولت گفت: شیر ایرانی الان تنها در هندوستان هست و حتما باید به ایران برگردد و احیا شود که با مسئولان مربوطه در هندوستان توافقات اولیه در این زمینه انجام شده است. وی اظهار داشت: در آخرین سفری که به کشور هندوستان داشتیم با وزیر محیط زیست این کشور توافقی انجام شد که موضوع احیای شیر ایرانی یکی از اینها بود. بنا شد که کارشناسان دو طرف بررسی های خود را انجام دهند. شیر ایرانی الان تنها در هندوستان هست و حتما باید به ایران برگردد و احیا شود. زیستگاه اصلی آن که در ایران هست، باید فعال شود. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در ادامه گفت: قرار بر این شد که از زمان توافق با تهیه یک پیش نویس، پروتکل آن ظرف یک ماه به امضاء کمیسیون مشترک ایران و هند برسد و فکر می کنم ظرف 15 روز آینده در تهران جلسه ای در این باره خواهیم داشت و بحث بازگشت شیر ایرانی در آنجا به امضاء برسد. محمدی زاده تصریح کرد: البته آنها تقاضای تبادل یوزپلنگ ایرانی را داشتند اما نظر ما منفی بود. زیرا در نظر داریم برای بعضی از گونه هایی که انبوه داریم و در خطر انقراض نیستند مانند آهوی ایرانی تبادلات خود را انجام دهیم و آمادگی هم داریم از آنها بخریم. احیای یوزپلنگ آسیایی (!) وی همچنین درباره برنامه های این سازمان برای احیای گونه های در حال انقراض نیز گفت: خوشبختانه در این بخش برنامه های خوبی اجرایی شده و به نتیجه رسیده است. از جمله احیای یوزپلنگ آسیایی است و ایران تنها کشوری است که ادعا دارد این گونه را کاملا احیا کرده و به نتیجه رسانده است. محمدی زاده افزود: احیای گونه های دیگری هم متناسب با مناطق مختلف کشور در برنامه داریم. به طور مثال سمندر در لرستان که در خطر انقراض است و باید حمایت کنیم تا نسل این گونه های نادر منقرض نشود و در سایر استانها نیز چنین برنامه هایی را دنبال خواهیم کرد. این دومین بار است که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست برای گونه‌های منقرض نشده در ایران همچون یوزپلنگ آسیایی و سمندر امپراطور (لرستان) از واژه «احیا» استفاده می‌کند. در صورتی که واژه احیا، تنها برای گونه های منقرض شده کاربرد دارد. این در حالی است که محمدی زاده در سفر خود به کشور هندوستان، گفته بود: «در ایران بیش از 50 یوزپلنگ آسیایی زندگی می‌کنند» در صورتی که پیش از این رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همواره آمار یوزپلنگ در ایران را بین 70 تا 100 و بعضاً 120 یوزپلنگ اعلام می‌کرد. این تغییر ناگهانی آمار، نگرانی‌های زیادی را برای فعالان حفاظت محیط زیست و حیات وحش به وجود آورد، چرا که با این تغییر به نظر می‌رسید که جمعیت یوزپلنگ ایران به عنوان یک گونه شدیداً در خطر انقراض، در حال کاهش مجدد است. هنوز جزئیات بیشتری درباره پروژه احیای شیر ایرانی و نحوه ورود شیرها از هندوستان به ایران توسط مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست مشخص نیست. همچنین از سرنوشت ببر ماده به جا مانده از تبادل ببر و پلنگ با روسیه و پروژه احیای ببر منقرض شده هیرکانی نیز جزئیاتی از سوی مدیران سازمان منتشر نشده است. در حالی که این ببر ماده نیز به بیماری مشمه مبتلا است و سازمان دامپزشکی کشور نیز حکم قطعی معدوم سازی این ببر بیمار را صادر کرده است. در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی، سازمان تازه تاسیس حفاظت محیط زیست قصد داشت تا پروژه احیای شیر ایرانی را در پناهگاه حیات وحش دشت ارژن کلید بزند و به همین منظور اقدام به خریداری تعداد زیاد از روستاها و اراضی مستثنیات این منطقه کرد. با این حال با پیروزی انقلاب اسلامی، این پروژه مسکوت ماند. شیر برخلاف تمامی گربه‌سانان به صورت گله‌ای زندگی می‌کند و به گفته کارشناسان مطرح بین‌المللی (همچون «جرج شلر») برای احیای جمعیت شیر در یک منطقه، دستکم به دو گله شیر (هر یک با جمعیتی بیش از 7 شیر) و زمینی وسیع احتیاج است. با این حال هنوز سازمان حفاظت محیط زیست محل و چگونگی اجرای این پروژه را اعلام نکرده است و باید منتظر ماند و دید که آیا شیرهای وارداتی نیز همانند ببرهای روس در میان جمع پرشور خبرنگاران راهی باغ وحش خواهند شد و یا اینکه مستقیماً به سایت احیای شیر خواهند رفت.
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 30 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

نوشته شده در ساعت 11:41:19 , مورخ 30/08/1391- http://isdle.ir/news/index.php?news=8888 کد خبر : 91081048 داستان انقراض یک گونه وابسته به زیستگاهی ویژه؛ جایزه 50 هزار دلاری بی‌برنده برای یافتن دارکوب نوک عاجی: در سال 1783 کشورنوپای ایالات متحده آمریکا تنها از سیزده ایالت که عموما در منطقه «نیوانگلند» در کرانه های اقیانوس اطلس بودند شامل شده بود. ولی به تدریج با تصرف فلوریدای اسپانیا و خرید سرزمین پهناور «لوئیزیانا» به مبلغ شش میلیون دلار در سال 1806 از ناپلئون بناپارت، سرزمین های بسیاری در حیطه قدرت آمریکا قرار گرفت. سرزمین های جنگلی و حاصلخیز جنوب شرقی امریکا چون لوئزیانا و «آرکانزاس» بهترین مکان برای ایجاد کشتزارهای بزرگ پنبه بودند و این پاکتراشی به نابودی گونه هایی چون «پوما» (شیر کوهی) و «گوزن الک شرقی» منجر شد. پس از پایان جنگ های داخلی در دهه 1860 فشار صنایع تولید الوار برای ترمیم خرابی های گسترده در ایالات جنوبی به تدریج باعث از دست رفتن یکی از بزرگترین گونه های دارکوب دنیا یعنی «دارکوب نوک عاجی» (Campephilus principalis) شد. در کنار پاکتراشی جنگل ها، قطع درختان کهنسال و دارای چوب‌های پوسیده مناسب برای تغذیه و زادآوری در کنار شکار برای گوشت و در آخرین سال ها فروش پوست های کنده شده به مجموعه داران و موزه ها باعث کاهش شدید گزارش های مشاهده این گونه دارکوب شد و آخرین جفت در فلوریدا در دهه 1920 شکار شد. با بالا رفتن حساسیت ها در دهه 1930 تعدادی عکس از این گونه که برآورد می شد تنها 30 فرد از آن برجای مانده باشد گرفته شده و با هماهنگی با یک شرکت چوب بری، بخشی از آخرین زیستگاه جنگلی در سال 1938 ممنوع القطع اعلان شد. ولی با این وجود در سال 1944 آخرین گزارش مستند مشاهده یک دارکوب ماده در دست است. زیرگونه موجود در جزیره کوبا نیز به دلیل پاکتراشی جنگل های جلگه ای برای کاشت نیشکر و تخریب جنگل های کوهستانی برای تولید ذغال وضعیت مناسبی نداشت و گویا در دهه 1980 این زیرگونه کوبایی نیز نابود شد. با این وجود همواره گزارش های مشکوکی از مشاهده دارکوب نوک عاجی وجود داشت و به همین دلیل در سال 2008 آزمایشگاه پرنده شناسی دانشگاه «کرنل» جایزه ای به مبلغ 50000 دلار برای یافتن گزارش هایی مستدل از وجود قطعی این گونه تعیین کرد. هرچند گهگاه گزارش های مشاهده، امید وجود این دارکوب با شکوه را زنده می کند ولی به دلیل وجود گونه «دارکوب تاجدار» (که شباهت ظاهری زیاد و همچنین زیستگاه مشترک با نوک عاجی دارد)، تا زمانی که یک نمونه زنده دارکوب نوک عاجی و یا پرهایی که با آزمایش DNA حیات این پرنده را ثابت کند، به دست نیاید نمی توان به عکس هایی محو و گزارش های شفاهی تکیه کرد. در سفری که نگارنده این نوشتار همراه با جناب آقای «فرشید جعفر زاده» در رکاب جناب آقای «امید منظم» به ارتفاعات جنگلی تنکابن داشتیم، به هنگام ورود به یک طرح بهره برداری از جنگل چندین نکته بسیار ملموس بود. روزگاری جلگه تنکابن پوشیده از پوشش جنگلی هیرکانی با گونه شاخص درخت بلند «مازو» همچون جنگل «سیسنگان» و نور بود، ولی از سال 1300 با ریشه کن کردن بیماری مالاریا و طرح ریزی نوین شهر، جمعیت از منطقه خوش آب و هوا و مرتفع «خرم آباد» به جلگه هدایت شد. در حال حاضر تنها پوشش جنگلی قابل ملاحظه در کوهستان ها وجود دارد و در مناطق کوهپایه ای که در بیشتر مناطق باغ های چای ایجاد شده بود، اکنون ویلا سازی به شدت رونق گرفته و هر روز شاهد نفوذ و دست اندازی به جنگل های کوهپایه ای «دوهزار» هستیم. روزگاری طرح های پاکتراشی جنگل های پهن برگ هیرکانی و کاشت گونه های سوزنی برگی چون «نراد» به دلیل تغییر گونه های غالب تشکیل دهنده پوشش گیاهی و خشک شدن، باعث از دست رفتن مفهوم جنگل هیرکانی در آن مناطق شد. در طرح بهره برداری تنکابن درختان نسبتاً هم سال و جوان، نشان دهنده پاکتراشی قدیم و جلوگیری از دست اندازی و تغییرکاربری و احیای پوششی با استفاده از یک و یا دو گونه هستند.گرده بینه های قطع شده کنار مسیر بیشتر از نمونه های پیر و همراه با چوب پوسیده هستند که نشان از قطع تک گزین با شیوه کنونی بهره برداری است. ولی در اینجا نیز همچون جنگل های جنوب شرقی آمریکا از دست رفتن نمونه های کهنسال باعث نابودی منابع غذایی(لارو حشرات) و مکان آشیان سازی گونه هایی چون دارکوب می شود. «دارکوب سیاه» (Dryocopus maritus) بزرگترین گونه دارکوب ایران (و شاید غرب آسیا و اروپا) است و در مقایسه با دیگر گونه های دارکوب موجود (چون «سوری» و «سبز») جایگاهی همچون گونه دارکوب عاجی جنوب شرق آمریکا را اشغال کرده است. در بسیاری از کشورها ( البته نه همچون مالزی و اندونزی و فیلیپین و آمریکای لاتین که شرکت های بهره بردار در کنار شرکت های پرورش دهنده نخل های روغنی و گله داران دست به قطع یکسره جنگل ها می زنند) جز در نواحی پرورش و در واقع زراعت گونه های چوبی دست کاشت و سریع الرشد، اصله های مورد نظر به شیوه تک گزین برداشت می شوند و در بسیاری از پارسل های جنگلی، نمونه هایی برای بذر افشانی به شیوه طبیعی و برای جمع آوری بذر از نمونه های مرغوب و مدنظر صنایع چوب نگاهداشته می شوند. هرچند شیوه کنونی برداشت تک گزینی در نواحی هیرکانی همچون قطع یک سره و کاشت انبوه سوزنی برگان غیر بومی باعث تخریب و تغییر زیستبوم نمی شود، ولی حذف پایه های دارای چوب پوسیده که پناهی برای آشیان سازی و تغذیه گونه دارکوب سیاه هستند، نسل این گونه را در معرض نابودی قرار خواهد داد. برنگارنده معلوم نیست که گونه دارکوب سیاه وابسته به جنگل های جلگه ای بوده و یا قادر به زادآوری در جنگل های کوهستانی به عنوان بخش اعظم جنگل های برجای مانده هیرکانی است و آیا این گونه در لکه های جنگلی جلگه ای همچون سیسنگان و نور وجود دارد یا خیر. در جنگل سیسنگان، قطع درختان ارزشمند بلند «مازو» و «آزاد» طبق قانون ممنوع است و تنها پایه های خشکیده و افتاده بر روی زمین مجاز به خروج و استفاده هستند. هرچند با ریختن گازوئیل و آب آهک به زیر هرپایه پولساز آزاد و بلند مازو می توان آن را به سرعت خشک کرد که این شیوه به راحتی در باغ های تهران مشاهده می شود و در خیابان ولیعصر هر صاحب بوتیک و پاساژی با فراغ بال، هر چنار مزاحم و مخل کسب و کار را خشک می کند که اکنون به راحتی می توان درختان قطع شده توسط پیمانکاران را مشاهده کرد که آتش شومینه نوکیسه گان می شوند! وجود درختان در حال تجزیه و پوسیده بخشی جدا ناشدنی از فرایند چرخه زیستی هر زیستگاه جنگلی است و در بسیاری از جنگل هایی که دارای ارزش زیستی و نه تجاری هستند، مدیران و کارشناسان به هیچ روی اجازه انتقال پایه های افتاده بر کف جنگل و در حال تجزیه را نمی دهند.
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 30 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

بارقه امید برای جلوگیری از انقراض گورخر ایرانی / شمارش ۴۳۳ راس گورخر در منطقه حفاظت شده بهرام گور ۳۰ آبان ۱۳۹۱ به گزارش روابط عمومی حفاظت محیط زیست استان فارس، حسینعلی ابراهیمی با ابراز خرسندی از افزایش چشمگیر این گونه ارزشمند افزود: گورخر ایرانی پستاندار بزرگ و زیبایی است که در لیست IUCN جزء گونه های در معرض خطر قرار گرفته است. ابراهیمی افزود: این زیر گونه جز در ایران در تمام کشورهایی که روزی پراکندگی داشته، منقرض شده و آخرین بازماندگان آنها در دو جمعیت مجزا، یکی در انتهای شمالی بیابان مرکزی ایران، در پارک ملی توران و دیگری در انتهای جنوبی آن، منطقه حفاظت شده بهرام گور پراکندگی دارند. این وضعیت مسئولیت سنگینی را برای نگهداری آخرین تعداد از این گونه در دنیا بر دوش ما گذاشته است. ابراهیمی کارنامی همچنین گفت: در حال حاضر از نظر وسعت زیستگاه و وضعیت جسمانی، گورخر هایی که در بهرام گور زندگی می کنند در شرایط مطلوبی به سر می برند و رشد بیش از ۲۱ درصدی جمعیت گورخر ایرانی در سرشماری پاییزه امسال نسبت به سرشماری سال ۱۳۹۰ گواهی بر این واقعیت است که امنیت زیستگاه منطقه حفاظت شده بهرام گور به خوبی تامین شده و با افزایش حضور محیط بانان و تهیه و ایجاد تجهیزات و امکانات آبرسانی و غذارسانی به این حیات وحش شرایط جهت زاد و ولد و زندگی آرام این گونه ارزشمند فراهم شده و خوشبختانه مراقبت های لازم از این گونه صورت گرفته و علوفه و غذای کمکی مورد نیاز در فصول سرد و خشک تامین شده است. حسینعلی ابراهیمی نقش مشارکت جوامع محلی و همکاری دانشگاهیان را در بهبود وضعیت این گونه و رشد جمعیت آن اثرگذار دانسته و از برخورد قاطعانه دستگاه قضایی و نیروی انتظامی با شکارچیان و صیادان تشکر نمود و افزود: برای جلوگیری از انقراض این گونه ارزشمند مطالعات جامعی در استان فارس انجام شده و در طرح مذکور به دنبال زیستگاه مطلوب و مناسب دیگری در استان فارس جهت پرورش گور ایرانی هستیم که به همین منظور مطالعاتی با هدف بهره برداری از سایت گورخر ایرانی در منطقه دره باغ بوانات در حال انجام است. وی در ادامه مهمترین اقدامات حفاظتی این اداره کل در جهت حفاظت از این گونه ارزشمند را علت یابی بیماریهای احتمالی این گونه، انجام مطالعات در خصوص رفتار، وضعیت تغذیه و زیستگاه آنها و همچنین اقدامات لازم بمنظور بهبود وضعیت تغذیه، ایجاد شرایط زیستگاهی مناسب تر، حفاظت بهینه و لایروبی مستمر چشمه و آبشخورهای منطقه و غیره … دانست که باعث گردیده تا گورخرهای استان فارس در حال حاضر از شرایط زیستگاهی بهتری برخوردار باشند. ابراهیمی کارنامی تاکید کرد: طی سال های اخیر مطالعات و مراقبت های خاص و جدی تری بر روی این گونه توسط کارشناسان محیط زیست صورت گرفته که از آن جمله می توان به سرشماری سالانه گونه ها، پایش ماهانه و رفع نقایص موجود در محدوده مطالعاتی و نیز تهیه طرح مطالعه گونه و زیست گاه گورخر توسط اساتید دانشگاه شیراز اشاره نمود. در سالهای اخیر علیرغم شرایط نامساعد جوی و خشکسالی ها، خوشبختانه با مراقبت و پایش این منطقه آمار گور سیر صعودی داشته و بر اساس آخرین سرشماری در پاییز امسال که روز گذشته به پایان رسیده است ۴۳۳ راس گورخر در منطقه حفاظت شده بهرام گور شمارش گردید. http://www.iew.ir/1391/08/30/4298
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 30 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

مديرعامل سازمان مديريت پسماند شهر تهران با بيان اينکه تا پايان سال جاري بايد ظرفيت توليد کمپوست روزانه در تهران به 1500 تن برسد، گفت: هم‌اکنون 90 درصد اين برنامه محقق شده است. به گزارش همشهري آنلاين:سيد محمد فياض در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اينکه دفن زباله بايد طي برنامه پنجم توسعه در شهرهاي بالاي 200 هزار نفر به صفر برسد، اظهار کرد: يکي از روش‌هاي تحقق اين هدف توليد کمپوست از زباله تر است. چطور در خانه کمپوست توليد کنيم؟وي با بيان اينکه امروز 65 درصد زباله توليدي در شهر تهران «تر» است، گفت: با استفاده از اين ظرفيت مي‌توان به حجم بالايي از کمپوست دست يافت و از منافع زباله بهره‌مند شد. فياض با اشاره به برنامه‌ريزي سازمان مديريت پسماند در دو سال اخير براي افزايش توليد کمپوست، اظهار کرد: تا پايان سال 91 بايد به مرحله توليد روزانه 1500 تن کمپوست برسيم که هم اکنون 90 درصد اين برنامه‌ها محقق شده است.به گفته وي، فضاي اشغال شده براي 7000 تن زباله توليدي روزانه در تهران معادل سه برابر يک زمين فوتبال است که مي‌توان بخش عمده اين ميزان را که شامل زباله «تر» مي‌شود به کمپوست تبديل کرد. فياض در ادامه با اشاره به ارتقاي کيفيت کمپوست توليدي در مجتمع دفع و مديريت پسماند آرادکوه، اظهار کرد: کمپوست از مواد ارگانيک باز توليد مي‌شود و فاقد مواد شيميايي است، اما کمبودهاي آن در محصولات جديد جبران مي‌شود، تا کارايي لازم را داشته باشند.وي با بيان اينکه وجود شيشه در کمپوست موجب کاهش کيفيت آن مي‌شود، گفت: در حال حاضر کمپوستي که از مجتمع آرادکوه کهريزک وارد مي‌شود، فاقد شيشه است. فياض با اشاره به برنامه‌ريزي براي افزايش توليد کمپوست در سال توليد ملي، اظهار کرد: در گذشته هر يک از بخش‌هاي فرآيند توليد اين محصول به دست يک پيمانکار مجزا بود، اما هم‌اکنون کل فرآيند هوادهي و پردازش توسط يک پيمانکار واحد انجام مي‌شود، به اين ترتيب سبب افزايش توليد کمپوست تا پايان سال جاري خواهيم بود. http://www.iren.ir/Nsite/FullStory/?Id=7877
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 29 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(1)

جزاير مرجاني مديرکل محيط‌زيست استان هرمزگان از جابه‌جايي بخشي از مرجان‌هاي جزيره ابوموسي به‌منظور ساخت بندر جامع و چندمنظوره در اين جزيره خبر داد. به گزارش همشهري آنلاين: مجيد وفادار با تأکيد بر اينکه ابوموسي به دستور رئيس‌جمهور در ابتداي سال‌جاري بايد به منطقه نمونه گردشگري تبديل شود، افزود: اين مهم بايد با درنظرگرفتن الزامات زيست‌محيطي صورت بگيرد. مديرکل حفاظت محيط‌زيست استان هرمزگان با اشاره به ظرفيت بالاي ابوموسي براي جذب گردشگر و توسعه گردشگري با بهره‌گيري از طبيعت بکر اين جزيره تصريح کرد: تمامي اقدامات موردنياز براي توسعه گردشگري در جزيره ابوموسي بايد با هماهنگي اداره کل محيط‌زيست باشد.وفادار به جابه‌جايي مرجان‌هاي ابوموسي اشاره کرد و گفت: اين اقدام پيشگيرانه به‌منظور جلوگيري از نابودشدن اين موجودات دريايي و پيرو درخواست اداره کل بنادر و دريانوردي استان انجام مي‌شود.وفادار همچنين با اشاره به‌وجود جوامع مرجاني در اطراف جزيره ابوموسي و حوضچه بندر، گفت: با توجه به اهميت مرجان‌ها و کارکردهاي متنوع اين کلوني‌هاي زيبا و منحصر به فرد، قبل از لايروبي حوضچه و احداث بازوهاي جديد بندر، کلوني‌هايي که احتمال آسيب به آنها وجود دارد، جابه‌جا خواهند شد. http://www.iren.ir/Nsite/FullStory/?Id=7876
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 29 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

گارد ساحلي امريکا وقوع انفجار و آتش سوزي عظيم در يک سکوي نفت و گاز طبيعي متعلق به شرکت انرژي «بلک الک» در خليج مکزيک را تاييد کرد. به گزارش سرويس «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين انفجار موجب شد که دود سياه و غليظ بخش وسيعي از آب و آسمان اين منطقه را دربرگيرد. به گزارش شبکه خبري اي بي سي، مسولان زيست محيطي مي‌گويند: هرچند هنوز گزارشي از نشتي نفت در خليج منتشر نشده اما دود حاصل از انفجار مي‌تواند در آلوده کردن سطح آب و هواي اين منطقه تاثير قابل ملاحظه‌اي داشته باشد. اين در حاليست که اداره فرمانداري ايالت لوئيزيانا در بيانيه‌اي اعلام کرد که اين دکل در حال حاضر توليد نفتي نداشته و انفجار در حين انجام برخي از اقدامات تدارکاتي روي سکوي نفتي رخ داده است. اين انفجار و آتش سوزي درست يک روز پس از توافق شرکت نفتي بزرگ انگليس (BP)‌ براي پرداخت خسارت‌ چهار ميليارد دلاري مربوط به وقوع انفجار سال 2010 ميلادي در سکوي نفتي Deepwater Horizon در خليج مکزيک، اتفاق افتاد. به گزارش ايسنا، انفجار سال 2010 شديدترين حادثه نشتي نفت و بزرگترين فاجعه آلودگي نفتي دريايي را در تاريخ امريکا رقم زد.
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 29 آبان 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...2728293031...115صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 5531.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران