Environmentalist


 

برهم کنش های بین گونه ها

 

 

جامعه: جامعه عبارت است از جمعیت گروه بندی شده ای که در محلی زندگی می کنند. جامعه از بسیاری از گونه ها تشکیل شده است، و حکایت از گوناگونی و تکامل اجزای تشکیل دهنده خود دارد.

 

 

تکامل هم گرا: غالبا موجودات در واکنش به یکدیگر تکامل میابند، انتخاب در جهت پیرایش ویژگی های جدیدی عمل می کند که جنبه های ارتباطی آن ها را با یکدیگر تایین می کند.

 

دفاع شیمیایی گیاهان: برای دور کردن گیاه خواران     « شکارچی» بسیاری از گیاهان مواد شیمیایی تولید می کنند که اندام های آن گیاه را برای علفخواران نامطلوب می سازد. گاهی گیاه خواران نیز صاحب مکانسیم هایی هستند که این نوع دفاع گیاهان را خنثی کند یا این نوع ترکیبات سمی را در بدن خود می سوزانند و برای استفاده در مبارزه با شکار چیان خاص خودشان، به کار می برند.

رنگ آمیزی هشداردهنده و تبعیت از محیط: موجوداتی که به نحوی مطلوب به خار، تیغ و زهر یا سایر مکانیسم هایی با توانایی های بالقوه برای دور کردن شکارچی خود مجهزاند، معمولا رنگارنگ و نقش دارهستند. رنگ و نقش در حکم هشدار به دیگران است. از سوی دیگر موجوداتی که محافظ خاص ندارند، اغلب شانس زنده ماندن خود را با پنهان شدن بالا می برند تا آنجا که گاهی به طور کامل دگرگون جلوه می کنند.

تقلید: موجودات بالقوه خوش مزه، خود را به حالتی در می آورند که شباهت زیادی به گونه های بالقوه نامطلوب پیدا می کنند. گونه های غیر مرتبط نامطبوع، گاهی به یکدیگر شباهت پیدا می کنند و به این ترتیب به نوعی دفاع گروهی دست میابند.

هم زیستی: بسیاری از موجودات تا حد دفاع از یکدیگر با هم تکامل یافته اند. در پاره ای از موارد، ارتباط با یکدیگر به سود دو طرف است(هم یاری)، در موارد دیگر تنها یکی از آن ها سود می برد و دیگری از سود آن زیان نمی بیند(همسفرگی) و مواردی هم هست که موجود میزبان دیگری می شود که این حالت برای میزبان چندان خوش آیند نیست(زندگی انگلی). 

جامعه، مجموعه ای از موجودات تجدید پذیر در طبیعت است. حیات موجودات از آن رو ادامه دارد که نیاز های اکولوژیکی و مقاومت های زیست محیطی موجوداتی که آن جامعه را به وجود می آورند در مناطقی که با هم زندگی می کنند هم پوشی دارند. چامعه سرخ چوب را از آن رو با این نام می شناسند که درخت سرخ چوب در آن می روید، اما بسیاری از انواع جانوران دیگر وجود دارند که از ویژگی های این جامعه محسوب می شوند.

 

شکل 1-7- گیاهان و جاندارانی که منظما در جامعه سرخ چوب دبده می شوند. درخت سکویا (الف) سرخس خنجری (ب) سوسک از خانواده کارابیده (ج) ترشک آمریکایی (د)


تکامل هم گرا

    تکامل هم گرا اصطلاحی است که تغییرات تکاملی بلند مدت دو یا چند گروه از جانداران را توضیح می دهد که موجب می شود جانداران با یکدیگر آسان تر زندگی کنند. مثلا مرغ مگس خوار با منقار بزرگ خود می تواند از شهد نوع خاصی گل استفاده، و برای آن گل گرده افشانی کند در حالی که سایر جانوران دیگر قادر به استفاده از شهد آن گل نیستند.

     شکل2-7- هماهنگی تکامل بین مرغ مگس خوار و گل

دفاع در گیاهان

    آشکارترین راه هایی که گیاهان با استفتده از آن ها فعالیت شکار کننده ها را محدود می کنند- در این جا منظور حیوانات گیاه خوار است- راه های دفاعی ریخت شناختی است. تیغ، خار و بخش های تیز گیاهان نقش با اهمیتی در دور کردن چرندگان دارند هر چند پاره ای از حیوانات نیز توانایی مقابله با این موانع را دارند.

     بسیاری از حیوانات تنها می توانند 8 نوع از 20 نوع آمینواسید را بسازند. تعداد واقعی آمینواسیدهایی که حیوانات می سازند از یک گونه تا گونه دیگر فرق می کند و حتی در دوره زندگی هر یک از افراد گونه ها متفاوت است. در حالی که همه آمینواسید های لازم را باید از گیاهان به دست آوریم. گیاهان با محدود کردن مقدار آمینواسید آن چند نوع، که جانوران به آن ها نیاز دارند، مطلوب بودن خود را برای حیوانات محدود می کنند. نتیجه آن است که گیاهان خود را در برابر گیاه خواران محافظت می کنند.

     بهترین و شاید مهم ترین دفاع شناخته شده گیاهان در برابر گیاه خواران، ترکیبات شیمیایی ثانویه است. این ترکیبات از ترکیبات اولیه متمایز می شود و به طور مرتب به صورت ترکیبات حاصل از مسیر های متابولیکی عمده- مانند تنفس- به وجود می آیند.

     ترکیبات ثانویه، یعنی مواد شیمیایی که در فرایند های متابولیکی اولیه وارد نمی شوند، نقش اصلی را در حفظ گیاهان برعهده دارند که آن ها را از گزند جانوران گیاه خوار یا شکار کننده ها محفوظ می دارد. برای مثال، ویژگی گیاهان خانواده خردل(براسیکاسه) وجود گروهی از مواد شیمیایی به نام روغن خردل در آن هاست. روغن خردل ترکیبی است که به گیاهانی چون خردل، کلم، ترتیزک آبی، تربچه و ترب اسبی ، عطر و طمعی تلخ می دهد. همان عطری که از آن لذت می بریم و نشانه ای از وجود ماده شیمیایی مورد نظر گیاه است برای بسیاری از حشرات سمی است.

    جهان سبز است و سه توجیه مختلف برای این امر وجود دارد. نخست آن که احتمال دارد جمعیت های علفخواران سازوکارهای خود تنظیم کننده هایی را تکامل بخشیده باشند که آنها را از نابود ساختن منبع غذایی خود آنها باز دارد؛

یا اینکه ساز و کارهای کنترلی دیگری نظیر صیادی توانسته باشد فراوانی علفخواران را تا آنجا پایین نگه دارد که گیاهان از خورده شدن کامل در امان بمانند؛ و سوم آن که هر چیز سبز است شاید لزوما قابل خوردن نباشد . گیاهان طیف وسیعی از روش های دفاعی را علیه علفخواران تکامل بخشیده اند و این خود موجب نوعی مسابقه تکامل همزمان بین این دو طی دوران های تکامل شده است. همان طور که هر کسی که سعی بر هرس یک بوته ی گل رز داشته می تواند گواهی دهد ، گیاهان ممکن است، با سازگاری های ساختاری، علفخواران را دور سازند و یا این که انواع سلاح های شیمیایی را برای این منظور به کار بگیرند که در مورد آنها آگاهی ما تازه مراحل نخست خود را طی می کند. گیاهان حاوی انواع مختلفی از مواد شیمیایی هستند که همواره سردرگمی فیزیولوژیست  های گیاهی و بیوشیمیست ها را موجب می شده است. این دسته از مواد معروف به مواد گیاهی ثانویه ، در بعضی و نه همه ی گیاهان موجود بوده و محصول فرعی مسیرهای اصلی متابولیکی گیاهان به حساب می آیند .

 

در مورد منشا مواد ثانویه گیاهی دو نظر وجود دارد :

 

    یک دیدگاه عقیده دارد که این مواد عمدتا متابولیسم گیاهی است و منشا تکاملی مواد ثانویه گیاهی را تنها به عنوان نوعی سازگاری در جهت پرهیز از خود– مسمومی باید فهمید .

 

    دیدگاه دوم در مورد مواد ثانویه ی گیاهی عقیده دارد که این مواد را گیاهان به طور خاص برای عقیم گذاشتن فعالیت های علفخواران تکامل بخشیده اند. این دیدگاه چنین فرض می کند که در واقع معدودی از این مواد ثانویه، به عنوان محصولات دفعی برای گیاهان مفیدند و اکثر آنها را گیاه فعالانه و با تحمل هزینه های متابولیکی می سازد.

 

   بر طبق استدلال این دیدگاه دفاعی ، علفخواران تاثیر شدیدی بر سازگاری های گیاهان دارند و گیاهی که به خوبی از خود دفاع کنند شایستگی بیشتری خواهند داشت .اگر خصوصیات دفاعی گیاه ارثی باشد در این صورت عناصر لازم برای انتخاب طبیعی فراهم است.

 

   پال فینی از دانشگاه در زمره نخستین کسانی بود که اهمیت دفاع گیاهی را دریافت و برای آن یک مبنای نظری پیشنهاد نمود .

نظریه آشکارگی گیاه plant apparency  از جانب او نخستین نظریه عمومی است که سعی در تبیین برهم کنش های گیاه– گیاهخوار دارد.

   فرض عمده این نظریه می گوید که نوع دفاع گیاه بسته به آن است که علفخوار با چه درجه ای از سهولت می تواند گیاه را پیدا کند گیاهانی که به سادگی توسط علفخوار یافت می شوند، نوع دفاع شیمیایی که تکامل بخشیده اند متفاوت از آنهایی است که رد زدن آنها برای گیاهخوار دشوار است...

برخی از سازو کارهای دفاعی گیاهان کمی هستند و ترکیبات ثانویه ممکن است از نظر تراکم تغییر کنند. مثلا تانن ها و رزین ها ممکن است تا 60 درصد وزن خشک برگ را تشکیل دهند. قاعدتا گیاهان آشکار بایستی از روش های دفاعی کمی استفاده کنند. سایر سازو کارهای دفاعی ممکن است کیفی یا  -  / +  باشند زیرا ترکیب مورد نظر تراکم اندکی دارد.

    مثال آن الکالوئیدها و ترکیبات سیانوژیک در برگ است. دفاع های کیفی شامل سمومی است که گیاه را در مقابل علفخواران عمومی که برای انطباق با آن مواد سمی سازگاری نیافته اند مصون می کند اما علفخواران تخصصی را که برای سم زدایی در سیستم گوارشی خود سازو کارهایی تکامل بخشیده اند از خوردن باز نمی دارد. دفاع های کیفی را قاعدتا گیاهان نا آشکار بایستی به کار گیرند.

    گروه های زیادی از گیاهان در برابر اغلب گیاه خواران با ترکیبات شیمیایی ثانویه محافظت می شوند. وقتی افرادی از گروه خاصی از گیاه خواران توانایی آن را یافتند که از این گیاهان تغذیه کنند، به منبع غذایی جدیدی دست می یابند که در این حالت می توانند بی آنکه رقیب گیاه خوار دیگری داشته باشند از این منبع غذایی بهره برداری کنند.

آیا می دانید گیاه مگس خوار چگونه طعمه اش را هضم می  کند؟

   لیزا لیگ L.Leege اکولوژیست گیاهی واستادیار زیست شناسی دانشگاه جورجیای جنوبی در این باره توضیح می دهد.

شناخته شده ترین گیاه حشره خوار موسوم به مگس گیر ونوس Dionaea muscipula رفتار تغذیه ای منحصر به فردی را به نمایش می گذارد: حشرات را به سمت خود جلب می کند، آنها را می کشد، هضم می کند و نهایتا  شکارش را جذب بدن خود می کند. از آنجا که مگس گیر ونوس یک گیاه است و می تواند غذای مورد نیاز خود را از طریق فتوسنتز بسازد بنابراین طعمه های غیرگیاهی خود را می بایست به شیوه ای متفاوت از روش مرسوم، هضم و جذب کند. این گیاه بومی سواحل شمالی و جنوبی کارولیناست و زیستگاه اصلی آن را مرداب ها و لجن زارهای ساحلی تشکیل می دهند. با توجه به اسیدی بودن خاک این مناطق، هضم اولیه در این گیاه در جهت کسب نیتروژن و فسفر مورد نیاز صورت می گیرد. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که این گیاه دارای سیستم گوارشی پیشرفته ای نبوده و در مورد هضم حشرات نسبت به جانوران تا حدودی متفاوت عمل می کند. اما به راستی یک موجود ثابت و غیرمتحرک چگونه، طعمه اش را به سمت خود جلب می کند، آن را می کشد، هضم می کند و سپس جذب بدنش می کند؟ برگ های این گیاه تله  مانند و بسیار محکم هستند و شهد خوشبویی را ترشح می کنند. در واقع با استفاده از این شهد معطر، قربانیانشان را متوجه خود می کنند. شکار، بی خبر از همه جا و در جست وجوی غذا بر روی برگ های این گیاه فرود می آید. اما ناگهان به موهای زبر و ماشه مانند موجود بر سطح برگ ها گیر کرده و به ناگاه پشت دندان های به هم قفل شده لبه برگ ها زندانی می شود. بر روی سطح هر برگ 3 تا 6 موی ماشه مانند دیده می شود. چنانچه یکی از این موها برای دوبار متوالی لمس شود یا چنانچه دو تا از این موها در فاصله زمانی 20 ثانیه در تماس با حشره ای قرار بگیرند، سلول های واقع بر سطح بیرونی هربرگ به سرعت از هم باز شده و گیره های دندان مانند لبه برگ ها در یک چشم به هم زدن بسته می شوند.

در این میان اگر حشره، ماده ای چون اسید داوریک از خود ترشح کند، برگ های به هم قفل شده تحریک شده و فشار بیشتری را به حشره وارد می کنند و همانند یک تمبر به بدن حشره می چسبند چنانچه یک رهگذر کنجکاو یا افتادن یک شاخه خشک شده موجب به کار افتادن این مراحل شود حداقل یک روز یا بیشتر طول می کشد تا برگ ها دوباره از هم باز شوند. پس از بسته شدن برگ ها و به دام افتادن شکار، غده  های گوارشی واقع در حاشیه داخلی برگ ها شروع به ترشح

مایعاتی می کنند که قادرند بافت های نرم بدن شکار را در خود حل کرده، باکتری ها و قارچ ها را بکشند و با استفاده از آنزیم های خود حشره را هضم و مواد مغذی مورد نیاز خود را استخراج کنند. در ادامه این مواد مغذی از طریق برگ ها جذب گیاه می شوند 5 تا 12 روز بعد از شکار، برگ های گیاه به منظور بیرون ریختن ته مانده اسکلت خارجی حشره  از هم باز خواهند شد. معمول  پس از 3 تا 5 وعده غذایی، دیگر گیاه اقدام به شکار نکرده و 2 تا 3 ماه غذای مورد نیاز خود را از طریق فتوسنتز به دست می آورد. افرادی که از این گیاهان در باغچه خانه خود نگهداری می کنند می  بایست مواظب تحریک بیش از حد آن باشند: پس از تقریبا  10 بار بسته شدن ناموفق، برگ ها حساسیت خود را از دست داده و دیگر به هیچ تماسی پاسخ نمی دهند و نهایتا  به صورت یک گیاه فتوسنتزکننده در می آیند.

مگس گیر ونوس پراکنش بسیار محدودی داشته و در بوته زارهای شنی سواحل شمالی و جنوبی کارولینا دیده می شود و همین امر موجب شده که به صورت یک گونه در خطر انقراض درآید. اکوسیستمی که از مگس گیر ونوس حمایت می کند سالانه آتش سوزی های مکرری را تجربه می کند و همین مسئله باعث شده که از طرفی منطقه از وجود گیاهان رقیب مگس گیر ونوس خالی شده و از طرفی نیتروژن موجود در خاک به صورت ماده فرار درآمده و وارد اتمسفر شود. بنابراین طی فصول آتش سوزی این گیاه از نظر تامین نیتروژن مورد نیاز خود در مخمصه قرار گرفته و مجبور است که سه چهارم نیتروژن مورد نیاز خود را با شکار حشرات به دست آورد. از طرفی اگر برای 10 سال متوالی هیچ آتش سوزی ای در منظقه صورت نگیرد رقابت با سایر گیاهان نیز، این گیاه را به سمت نور و شکار حشرات رانده و همین امر باعث کاهش جمعیت این گیاه می شود. مگس گیر ونوس یک نمونه  خیره کننده از چگونگی سازش موجودات با شرایط تنش زاست. در این مورد دیدیم چگونه این گیاه به هنگام کاهش نیتروژن خاک به عنوان یک شکارچی وارد عمل شده و نیتروژن مورد نیاز خود را با شکار حشرات تامین می کند.

 

 

رنگ آمیزی هشدار دهنده

    فایده رنگ آمیزی هشدار دهنده آن است که شکار کننده های بالقوه را از جانور سمی یا شکاری که به نوعی دیگر خطر ناک است، دور نگه دارد.

     شکل3-7- رنگ روشن در گیاه خوار سمی،ساس علف شیر

در طبیعت دو نوع تقلید مشاهده شده است یکی تقلید بیستی و دیگری تقلید مولری

    در تقلید بیستی، گونه های بدون ابزار حفاظتی به گونه هایی شبیه میشوند که برای جانوران شکار کنده خوش خوراک نیستند. هردوگونه دارای رنگ آمیزی هشدار دهنده هستند. جانوران تقلید کننده بدون ابزار حفاظتی، اگر تعدادشان کم باشد طعمه جانوران شکارکننده نخواهند شد. بسیاری از بهترین نمونه های تقلید بیستی را در میان پروانه ها و بیدها می توان یافت. روشن است که جانوران شکارکننده با این روش باید نشانه های دیداری دقیقی را به کار بندند تا شکار خود را به دست آورند، از جهات دیگر الگوهای یکسان در رنگ آمیزی برای جانوران شکارکننده چندان اهمیتی ندارد. شواهد بیشتری در دست است که تقلید بیستی ممکن است نشانه های غیر دیداری،‌ از جمله بویایی را نیز در برگیرد، اگر چه این نمونه ها برای انسان کمتر آشکار می شود.

    در تقلید مولری، بسیاری از گونه های جانوری غیر وابسته اما حفاظت شده با ابزارهای حفاظتی، شبیه به یکدیگر می شوند. انواع گوناگونی از زنبورهای گزنده، روی شکم خود نوار های زرد و سیاه دارند اما همه آن ها ممکن است از جد واحدی که این گونه نوار ها را داشته است منشا نگرفته باشند. به طور کلی نوارهای زرد و سیاه و رنگ سرخ درخشان نمونه رنگ هایی هستند که به شکارکننده ها هشدار می دهد که آن چه می بینند درست است و باید از جانورانی با این الگوی رنگ آمیزی دوری گزینند. جانوران شبیه به یکدیگر، اگر همگی سمی یا خطرناک باشند امتیازی برای آن ها محسوب می شود زیرا جانور شکارکننده سریع تر درمیابد که از آن ها دوری کند.

شکل4-7- تقلید مولری.این مگس گل با استفاده از شکل شبیه به زنبور از خود محافظت می کند.این حشره نیش نمی زند و به اندازه زنبور معمولی فراوانی ندارد ولی الگوی رفتاری آن شبیه زنبور زرد خطرناک است

هم زیستی

    ارتباط های هم زی ارتباط هایی هستند که دو یا چند نوع موجود با یکدیگر زندگی می کنند. همه این نوع ارتباط ها زمینه ای بالقوه برای تکامل همراه بین  موجوداتی که با هم هستند فراهم می کنند و در بسیاری از موارد نتایج این نوع تکامل، فریبنده است. نوع عمده ارتباط های هم زی از این قرارند:1- هم سفرهگی که در آن یک گونه از این ارتباط سود می برد درحالی که گونه دیگر نه سود می برد و نه زیان می بیند2- همیاری که در آن هر دو گونه از این ارتباط سود می برند و 3- زندگی انگلی که در آن یک گونه سود می برد و گونه دیگر زیان می بیند. البته دانشمندان در انواع روابط هم زیستی اتفاق نظر ندارند، گروهی از آن ها معتقداند هم زیستی همان دو نوع همیاری و همسفرگی است و رابطه انگلی جز روابط صیادی است، در حالی که گروه دیگر هم زیستی را به دو نوع اختیاری و اجباری تقسیم می کنند که رابطه انگلی را جز هم زیستی اجباری قرار می دهند.

همسفرگی: معروفترین نمونه همسفرگی، ارتباطی است که بین ماهی های کوچک آب های گرم (دلقک ماهی) و شقایق دریایی دیده می شود؛ شقایق دریایی جانوری است که شاخک های گزنده دارد. درحالی که شاخک های شقایق دریایی برای ماهی هایی که به آن ها برخورد می کنند فلج کننده است دلقک ماهی در فرایند تکاملی خود این توانایی را به دست آورده که در میان آن ها زندگی کند.این ماهی از بقایای غذایی جانور میزبان تغذیه می کند و بدون اینکه صدمه ای ببیند به زندگی ادامه می دهد.

همیاری: در مناطق گرمسیری، مورچه های برگ خوار به حدی فراوان هستند که می توانند یک چهارم یا بیشتر از این مقدار از کل برگ های گیاهان هر منطقه را نابود کنند. این مورچه ها، برگ گیاهان را مستقیما نمی خورند بلکه آن ها را به لانه های زیر زمینیشان می برند و در آن جا می جوند و سپس با هاگ قاچ های معینی آغشته می کنند. مورچه ها، قارچ ها را پرورش می دهند و برای آن ها بستر مخصوصی را به وجود می آورند تا قارچ ها روی آن ها رشد و تولید مثل کنند. در عوض، قارچ در تامین غذای اصلی مورچه و لاروهای ان نقش اساسی دارد. ارتباط بین مورچه برگ خوار و این قارچ ها که با مواد اولیه بریده شده از درخت دامن زده می شود نمونه خوبی از همیاری است. در واقع این نوع رابطه هنگامی مشاهده می شود که توافق بین دو طرف قرارداد شکل گرفته باشد، اما این حاصل یک سازش و تکامل بلند مدت و پیچیده است. مثلا نوعی حواصیل با اسم علمی Bubalcus ibis  از موجودات انگل روی علفخواران بزرگ مانند بوفالو یا گوزن تغذیه می کند. حواصیل ها غذایشان را به دست می آورند و جانور علفخوار از انگل ها پاک می شود.

 

زندگی انگلی:  یکی از بدترین انواع شکارگری است که مستلزم سازش های بنیادی برای انگل بوده که از راه های مختلف روی میزبان خود لنگر می اندازد و حتی درون میزبان زندگی می کند. مانند بوفالوی آفریقایی که ممکن است میزبان کرمی به اسم Elaeophora poeli شود که در آئورت جانور زندگی می کند. موجود انگل به مراتب از میزبان یا موجود شکار شونده کوچک تر است و با آن ارتباط تنگاتنگی دارد. زندگی انگلی برای میزبان شکارشونده زیان آور و برای انگل سودمند است. شپش که روی بدن مهره داران و عمدتا پرندگان و پشتانداران زندگی می کند به طور معمول انگل شناخته می شود.  از نظر بنده رابطه انگلی رابطه صیادی نیست چون زندگی انگل به زندگی میزبان بستگی دارد بنابراین انگل میزبان خود را نمی کُشد یعنی آن را صید نمی کند.

                                                (الف)

 

 

   شکل5-7- هم زیستی. دلقک ماهی از سم شقایق دریایی در امان است و از آن برای محافظت خود استفاده می کند که نوعی ارتباط هم سفرگی است (الف) سس در دوران تکاملی خود کلروفیل و برگ هایش را از دست می دهد و غذای خود را (با استفاده از اندام های مکنده که وارد ریشه یا برگ و ساقه گیاه میزبان می کنند و شیره را از آوند آب کشی خارج می کنند) از گیاهی که روی آن می روید به دست می آورد (ب).

 
 
 

 


http://antidarwin.epage.ir


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 15 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

اکولوژی رفتار

 

رفتار تغذیه ای و قلمرویی(بوم پویایی): این دو نوع رفتار با انتخاب طبیعی شکل می گیرند تا انرژی به دست آمده در واحد زمان به حداکثر برسد. در نتیجه انرژی بیشتری برای تولید مثل فراهم می شود و قابلیت ها افزایش می یابد.

 

نظام های جفت گیری: در تولید مثل، افراد ماده معمولا انرژی بیشتری صرف می کنند تا افراد نر، بنابراین حق انتخاب جفت گیری بر عهده ماده هاست. نظام جفت گیری هر گونه جانوری براساس ملاحظات اکولوژی تعیین می شوند.

 

نوع دوستی و از خود گذشتگی: نوع دوستی اگر در جهت خویشاوندان ژنتیکی سوق داده شود یا بین افراد غیر خویشاوند به صورت دو جانبه رعایت می شود با امتیازهای انتخابی همراه است. رفتارهای جمعی می تواند باعث افزایش قابلیت های کلی فرد می شود.

گروه های اجتماعی مهره داران: این گروه ها به این دلیل ایجاد می شوند که امتیازهای انتخابی آن برای اعضای گروه بیش از موارد نقص آن هاست.

رفتار انسان: زیست شناسی اجتماعی می تواند برخی از جنبه های رفتار انسان را توضیح دهد ولی تنوع رفتاری بیش از اندازه در رفتار انسان و آن سوی فرهنگ ها این مقوله را هم مشکل می کند و هم بحث انگیز.

رفتار تغذیه ای

     تغذیه یکی از اساسی ترین رفتارهای حیوانی است. جانوران به دلیل هتروتروف بودن مجبورند برای حفظ بقای خود تغذیه کنند. برخی از حیوانات غذای خود را شکار می کنند، برخی دیگر در کمین می ایستند مانند لارو سنجاقک که در گودال لغزنده کمین می کند.

    جانوران را بر اساس غذایی که مصرف می کنند می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد. یکی از آن ها منحصرا از یک نوع غذا استفاده می کنند مانند برخی از گونه های مورچه، تنها تخم عنکبوت ربا می خورند. صدف خور ها، پرندگان ساحلی هستند که فقط از نرم تنان دوکفه ای تغذیه می کنند و از منفار بلندشان برای باز کردن طعمه خود کمک می گیرند. این نوع جانوران را اسپشیالیست (متخصص) می نامند. گروه دوم جنرالیست هستند که انواع مختلفی از گیاهان را مصرف می کنند. بعضی از حشرات برگ های انواع مختلفی از گیاهان را می خورند. به عبارت دیگر برخی از جانوران همه چیزخوار هستند که می توانند از گیاه و گوشت تغذیه کنند. این جانوران چون به یک غذا محدود نیستند در برخی مواقع که نوع خاصی از مواد غذایی کمیاب می شود کارایی بهتری دارند. انتخاب طبیعی، به تکامل رفتارهای تغذیه ای کمک کرده است که مقدار انرژی به دست آمده در واحد زمان صرف شده برای تغذیه را به حداکثر برساند. جانورانی که به هنگام تغذیه انرژی کافی به دست می آورند، با برخوردار بودن از انرژی بیشتر برای تولید مثل، قابلیت خود را افزایش می دهند.

رفتار اجتماعی و قلمروی

    جانوران به هنگام جستجوی غذا و محلی برای زندگی، جفت گیری یا پرورش فرزندان اغلب با دیگر افراد گونه خود یا گونه های دیگر برخورد دارند. این برخوردها در مجموع رفتار اجتماعی نامیده می شوند. این رفتارها ممکن است رقابتی باشد، مانند دفاع از قلمرو یا جلب کردن جفت، یا تعاونی باشند که گاهی به تشکیل گروه ها یا جوامع بسیار منظم می انجامد.  

رفتارقلمروی

     جانوران اغلب به هنگام فعالیت روزانه خود، در ناحیه وسیعی گردش می کنند. در این ناحیه ممکن است برای بسیاری از گونه های جانوری از لحاظ زمانی یا مکانی تداخل ایجاد شود، ولی هر فرد از قسمتی از محدوده این ناحیه دفاع و از آن به طور انحصاری استفاده می کند. این رفتار، که در آن افراد یک گونه از ناحیه ای با منابع محدود از جمله: عرصه آمد و شد، غذا یا به دست آوردن جفت استفاده اختصاصی می کنند، قلمروگری نامیده می شود. جنبه حیاتی رفتار قلمروی، دفاع در برابر تجاوز دیگر افراد است. آن ها با خشونت آشکار و نمایش های مخصوص به دیگران اعلام می کنند که آن ناحیه اشغال شده است و به این ترتیب از آن دفاع می کنند. پرنده در جایی که در آن قلمرواش است آواز می خواند تا از ورود همسایه اش به ان ناحیه جلوگیری کند. اگر مزاحمی با شنیدن آواز رانده نشود، به آن حمله خواهد کرد. ولی، دفاع از قلمرو هزینه های هم دارد. آواز خواندن انرژی زیادی لازم دارد و حمله کردن به دشمن به زخمی شده می انجامد. به علاوه اعلان از طریق سردادن آواز یا نمایش حرکاتی که به چشم آید ممکن است باعث آشکار شدن موقعیت فرد برای صیادان می شود. دفاع از قلمرو مستلزم صرف هزینه هایی است ولی فوایدی هم دارد. بررسی درباره پرنده شهد خوار، مانند مرغ مگس خوار این مطلب را نشان می دهد. پرنده از قطعه زمین دارای گل سود می برد زیرا می تواند از شهد گل های موجود در آن استفاده کند. ولی برای دست یابی به استفاده انحصاری باید از گل ها حفاظت کند. اگر گل ها خیلی کم ثمر باشند با انرژی مصرف شده برای حفاظتشان برابری نخواهد کرد. در این شرایط دفاع از قلمرو به صرفه نیست. به همین ترتیب اگر گل فراوان باشد، پرنده می تواند بدون رفتار قلمروگری نیازهای روزانه خود را به انرژی برطرف کند.

 

 

رقابت تولید مثلی و انتخاب جنسی

ماده ها که انتخاب جفت را بر عهده دارند، اغلب با نرهای بزرگ تر جفتگیری می کنند، زیرا اندازه آن ها در رقابت موفق در با دیگر نرها نقش مهمی دارد. گوزن های نر برای دست یابی به ماده ها به منظور جفت گیری، شاخ به شاخ می شوند. نرهای پیرتر که شاخ هایشان انشعابات بیشتری دارد، اغلب در نبرد پیروز می شوند و می توانند با ماده های بیشتری جفت گیری کنند و تولید مثل بیشتری داشته باشند. به همین ترتیب فیل های دریایی بزرگ تر شانس بیشتری برای دفاع از قلمروی ماده های خود دارند. انتخاب جنسی فرایندی است که در آن یک صفت برای افزایش شانس تولید مثل انتخاب می شود گرچه وجود این صفت ممکن است برای حیات جاندار ضروری نباشد و حتی گاهی هم باعث افزایش امکان شکار شدن آن جاندار می شود. مرغ بهشتی WHYDAH با دم بلند خود ماده ها را جذب می کند این اندازه بزرگ دم در فصل تولید مثل شانس جفت گیری را افزایش می دهد و درعین حال ممکن است بقای فرد را به خطر بیاندزد.  

                                (الف)                                                 

                                       (ب)

 

                                       (ج)

شکل 1-10- یال شیر احتمال آمیزش آن را با شیرهای ماده افزایش می دهد و باعث کاهش رقابت نیز می شود چون نرهای کمتر درگیر می شوند(الف)مرغ بهشتی ویدا(ب) شاخ گوزن باعث افزایش احتمال جفت گیری آن می شود(ج)

نظام های های جفت گیری

    تعداد افرادی که هر جانور در فصل بارداری می تواند با ان ها جفت گیری کند، در سلسله جانوری متفاوت است. نظام های جفت گیری مانندmonogamy  یا تک همسری(که در آن یک نر با یک ماده جفت گیری می کند). فلامینگو صورتی از این نوع حیوانات است. نظام جفت گیری دیگر  polygynyیا چند همسری است(که در آن یک نر با بیش از یک ماده جفت گیری می کنند). گوریل نر حیوانی است که زندگی چند همسری دارد. نظام دیگر polyandry یا چند شوهری می باشد که به دلیل بالا بردن شایستگی های نر و ماده به وجود آمده است. شایستگی ماده در صورتی که با نر دارای قلمرو غنی جفت گیری کند، افزایش می یابد. چنین نری ممکن است قبلا جفت گیری کرده باشد، ولی باز هم برای ماده بهتر است با آن نر بارور شود و نه نر جفت گیری نکرده ای که قلمرو فقیری دارد.

 

   شکل2-10- فلامینگوهای صورتی زندگی تک همسری دارند زیرا پرنده ماده به تنهایی نمی تواند از فرزندان نگهداری کند. شامپانزه، میمون و گوریل و بسیاری از پستانداران به دلیل اینکه ماده ها از فرزندان مراقبت می کنند زندگی چند همسری دارند           

تکامل حس از خود گذشتگی

     احساس از خود گذشتگی چگونه به وجود می آید؟ زنبورهای عسل کارگر برای دفاع از کندو مهاجمان را نیش می زنند و وقتی بخواهند پرواز کنند نیش آن ها در پوست

صل پاییز و زمستان به علت کمبود غذا بسیاری از زنبورهای کارگر برای نجات سایر افراد کندو اقدام به خود کشی می کنند.ند( به دلیل ترشحمهاجم باقی می ماند و باعث می شود تا مقداری از محتویات بدن زنبور از بدن او خارج شود و سرانجام بمیرد. این امر سبب مردن زنبور می شود اما از ملکه که قرار است فرزندان بیشتری به وجود بیاورد محافظت می شود و ژن ها به جمعیت بعد انتقال می یابد. اگر نرهای دارای ویزگی از خود گذشتگی تولید مثل نکنند و فرزندی بر جای نگذارند، این ویزگی نمی تواند از نسلی به نسل بعد منتقل شود.

    عمل متقابل: رابرت تریوس می گوید ممکن است افراد مشارکت هایی را ایجاد کنند که در آن تبادل های دو طرفه رفتارهای از خود گذشتگی را به وجود آورد. خفاش های خون آشام در گروه های 8 تا 12 نفری در شکاف های درختان زندگی می کنند. از آن جا که در این خفاش ها سرعت متابولیکی بالاست، افرادی که مدت زمانی تغذیه نکنند می میرند. اگر خفاش ها میهمانی را بیابند که برای نوشیدن خون به سر سفره آمده است مقداری برای او می گذارند تا بنوشد؛ باقی گذاشتن مقدار کمی خون از لحاظ کسب انرژی هزینه ای برای خفاش ندارد اما در عوض میهمان را از گرسنگی نجات می دهد. این خفاش ها تمایل دارند به هنگام نوشیدن خون با خفاش هایی شریک شوند که قبلا یاری دهنده بوده اند. اگر خفاشی از تقسیم غذا(خون) با خفاشی که قبلا به او کمک کرده است مضایقه کنند، در آینده از حضور در سفره تقسیم خون محروم خواهند ماند.

    مهاجرت

    بسیاری از جانوران مهاجرت می کنند، تا از هوای بد دور شوند، غذا پیدا کنند یا تولید مثل کنند. بعضی از جانوران مهاجر فواصل کوتاهی را طی می کنند،‌دیگران هزاران کیلومتر را می پیمایند. مهاجران با پرواز کردن، شنا کردن،‌راه رفتن و جهیدن مهاجرت می کنند. مهاجران واقعی هر سال در یک مسیر دو طرفه سفر می کنند. یعنی از یک مکان به مکان دیگری می روند و دوباره برمی گردند. بیشتر مهاجرت ها به طرف شمال و جنوب انجام می شود. اما بعضی ها مثل پرنده چتری از جنگل های با عرض جغرافیایی بالا به جنگل های با عرض جغرافیای پایین مهاجرت می کنند. موریانه ها و کرم خاکی از نزدیک سطح به عمق خاک سفر می کنند.

    پرستوی قطبی طولانی ترین فاصله را برای مهاجرت طی می کند. این پرنده هر سال 35000 کیلومتر را طی پرواز می کند که تقریبا به اندازه محیط زمین است. نهنگی که طولانی ترین مسیر را طی می کند و طولانی ترین مهاجرت را بین پستانداران انجام می دهند؛ نهنگ خاکستری است که حدود20110 کیلومتر را در هر سال می پیماید. حشره ای که طولانی ترین مهاجرت را انجام می دهد ملخ بیابانی است که حدود4500 کیلومتر را طی می کند. پروانه ای که طولانی ترین مسیر را طی می کند پروانه مونارک (Monarch) است که بیش از 2000 مایل را پشت سر می گذارد و از کانادا تا مکزیک مرکزی را پرواز می کند. جانور خشکی زی که طولانی ترین مسیر را می پیماید گوزن آمریکای شمالی است که حدود 1100 کیلومتر را طی می کند.

جوامع حشرات

    در هر کاست (کلنی های حشرات اجتماعی از گروه های بسیار منسجم به نام کاست تشکیل شده است) حشرات اجتماعی، کارگران در بخش بزرگی از ژنوم (کل محتویات DNA) خود با دیگر افراد مشترک هستند؛ در نتیجه با کمک رساندن به مادر خود برای آن که او تولید مثل کند- در مقایسه با زمانی که طول می کشد خود تولید مثل کنند- در واقع به ترویج بیشتر الل های خود کمک می کنند

    در زنبور عسل، ملکه با ترشح فرومون، تسلط خود را بر کندو حفظ می کند. این فرومون که«فرومون ملکه» نامیده می شود، نمو تخمدان را در دیگر ماده ها سرکوب و آن ها را به کارگرهای نا بارور تبدیل می کند. زنبورهای نر تنها  به منظور جفت گیری به وجو می آیند. هنگامی که کلنی در بهار بزرگتر می شود، برخی افراد ماده ترشح شده از ملکه را به مقدار کافی دریافت نمی کنند و کلنی آماده بچه دادن می شود. کارگرها محفظه های بیشتری برای ملکه می سازند که در آن ها ملکه جدید به وجود نمو می یابند. کارگرهای دیده بان به دنبال مکان جدیدی برای لانه می گردند و موقعیت آن را به کلنی خبر می دهند؛ سپس ملکه قدیمی و تعدادی از کارگرهای ماده به محل جدید نقل و مکان می کنند. در لانه قدیمی، یک ملکه جدید از تخم خارج می شود و دیگر ملکه های بالقوه را می کشد؛ ملکه برای جفت گیری به پرواز در می آید و باز می گردد تا بر کندو فرمانروایی کند. بنابراین جامعه زنبورها مجموعه ای از تضادها و هم کاری هاست. اکنون به بررسی نقش زنبورهای مختلف درکندومی پردازیم.

           

                   شکل 3-10- زنبورهای کارگر                                                                              

ملکه: ملکه از لحاظ اندازه بزرگ ترین زنبور کندو است و به همین دلیل اغلب توانایی ضعیفی در پرواز کردن دارد. جالب است که بدانید ملکه را زمانی که یک لارو دو روزه است زنبورهای کارگر انتخاب می کنند تا بعدها نقش ملکه را در کندو بازی کند. بعد از حدود 11 روز این کرم حشره به زنبور تبدیل می شود؛‌پس از آن زنبور ملکه با حدود18 زنبور نر جفت گیری می کند و در نهایت با گذشت 10 روز ملکه طی یک روز اقدام به تخم گذاری می کند. یک زنبور ملکه می تواند تا 30000 تخم را طی یک روز تولید کند.

زنبور نر: زنبورهای نر قوی ترین زنبورهاید یک کندو هستند که خوشبختانه نیش ندارند. آن ها وظیفه جمع آوری غذا یا شهد گل را بر عهده ندارند و تنها مسئولیت تولید مثل را در کندو بر عهده دارند. نکته جالب آنکه اگر تحت شرایط در کندو غذا کاهش بیابد زنبورهای نر از کندو اخراج می شوند! این زنبورها دارای چشم و شاخک های بزرگ تر از دیگران می باشند تا راحت تر بتوانند زنبورهای ملکه را پیدا کنند.

زنبورهای کارگر: کارگران کوچکترین زنبورها در کندو می باشند،‌جنسیت آن ها ماده استاما اغلب فرصت باردار شدن را به دست نمی آورند( به دلیل ترشح فرومون ملکه از ملکه). یک کندو حدود 50 تا 60 هزار زنبور کارگر دارد. کارگرها مسئولیت تهیه غذا را برای نوزادان و ملکه بر عهده دارند. و علاوه بر آن به بال زدن هوای داخل کندو را خنک نگه می دارند. آن ها با داشتن نیش محافظان کندو نیز هستند.

سایر موارد: زنبورها شش پا دارند که سه به سه در طفین آن ها قرار دارد. شاخک های آن ها برای احساس کردن و دریافت اطلاعات از محیط اطراف می باشد. چشم آن ها متشکل از میلیون ها لنز خاکستری رنگ است و توانایی دید رنگی را دارند. زنبورها از طریق حرکات بدنی و رقصی که انجام می دهند، محل وجود گل را به هم دیگر نشان می دهند. معمولا در بهار زنبورهای کارگر با انتخاب یک ملکه جدید اقدام به ساختن کندو کندوی جدید می کنند. عسل در واقع شکر فوق اشباح شده ای است که زنبورها از شهد گل ها تهیه می کنند و کمتر از 20در صد آب دارد. در فصل پاییز و زمستان به علت کمبود غذا بسیاری از زنبورهای کارگر برای نجات سایر افراد کندو اقدام به خود کشی می کنند.

مورچا های برگ بُر، نمونه جالبی توجه دیگری از نوع زندگی در خور توجه حشرات اجتماعی هستند. این مورچه ها در کلنی های متشکل از چند میلیون مورچه زندگی می کنند و قارچ ها را در زیر زمین پرورش می دهند. لانه های پشته مانند آن ها شهرهای زیر زمینی هستند که هر یک بیش از 100 متر مربع مساحت دارد و شامل صدها ورودی و اتاق در عمق پنج متری از سطح زمین است. تقسیم کار بین مورچه های کارگر، با اندازه آن بستگی دارد. هر روز کارگرها در صف های طولانی از لانه به سمت درخت یا بوته ای حرکت می کنند و برگ های آن را به اندازه های کوچک می بُرند و لانه حمل می کنند. کارگرهای کوچک به نوبه خود ریسه های قارچ ها را در این لایه پوششی می کارند. بدین ترتیب باغچه ای پر از قارچ به وجود می آید. برخی کارگرها انواع نامطلوب قارچ موجود در باغچه ها را از بین می برند و مورچه های پرستار لاروهایی را که قرار است به مورچه تبدیل شوند به مناطق از قبل تعیین شده در این باغچه می برند تا بچرند و بزرگ شوند.

ویژگی های خاص جاندران

1-درخت بلوط تا قبل از 50 سالگی میوه نمی دهد2- زرافه ها تار صوتی ندارند و لال هستند به همین دلیل هیچ صدایی تولید نمی کنند 3- دلفین ها مانند گرگ ها هنگام خواب یک چشم خود را باز نگاه می دارند 4- گرده گل و عسل تنها موادی در جهان هستند که فاسد نمی شوند 5- برخی از انواع حلزون ها می توانند تا سه سال بخوابند 6- اسب ها می توانند در حالت ایستاده بخوابند 7- بعد از مغز، پیچیده ترین عضو بدن انسان کبد است 8- عمر تمساح ها به بیش از یک صد سال می رسد 9- شتر به محض دیدن چند شتر مرده بلافاصله سکته می کند و می میرد 10- فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد و شتر تنها حیوانی است که نمی تواند شنا کند 11- ماموت ها که 10000 سال پیش منقرض شدند تا 6 سالگی از شیر مادر تغذیه می کردند12- اگر ماهی قرمزی را در یک اتاق تاریک قرار دهیم کم کم سفید می شود 13- عقاب برای خوردن لاک پشت آن را به ارتفاع بالا می برد و به پایین پرتاب می کند تا بعد از شکسته شدن لاک از محتویات درون آن راتغذیه کند 14- کلاغ برای بیرون آوردن کرم از تنه فرسوده درختان چوب تیزی را با منقار خود وارد سوراخ تنه درخت می کند و کرم را بیرون می آورد 15- خوک به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیست 16- فاصله بین مچ دست هر انسان  تا آرنج برابر طول کف پای همان فرد است و فاصله بین نوک انگشت بزرگ دست هر فرد هنگامی که با زاویه 180 درجه باز هستند با قد همان فرد برابر است  همچنین هر فرد با دستان خودش هشت وجب می باشد.



نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 15 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

اصول مرتبط با اکولوژی حیات وحش

 با تشکر از خانم بهناز حشمت نیا |http://atr-eco.mihanblog.com/post/207

0

1.اصل بقای انرژی: تمام انرژی که به یک فرد، جمعیت یا اکوسیستم وارد می شود می تواند در آن ذخیره شده یا از آن خارج گردد. انرژی می تواند از شکلی به شکل دیگر تغییر یابد ولی نمی تواند محو، منهدم و یا خلق گردد.(اصل اول ترمو دینامیک)
2.اصل کارایی سیستم ها: کارایی هیچ سیستم مبدل انرژی 100% و کامل نیست، اگرچه انرژی هرگز از بین نمی رود اما همواره به فرم کم ارزش تری تبدیل می شود.(اصل دوم ترمودینامیک)
3.اصل منابع: ماده، انرژی، فضا، زمان و تنوع(اصطلاحا متغیرهای بوم شناختی) همگی از انواع منابع محسوب می شوند. منبع در واقع هرچیز مورد احتیاج فرد و موجود زنده، جمعیت، جامعه و اکوسیستم است که با افزایش مهیایی خویش تا یک سطح مطلوب یا کافی، افزایش میزان تبدیل انرژی را اجازه میدهد.
4.اصل میچرلیخ: هرگاه مهیایی هرنوع منبعی از قبل زیاد باشد، تاثیر افزایش یک واحد دیگر بر آن، تاثیری بر موجود زنده نخواهد داشت. بطوریکه بالاتر از این حدااکثر هیچگونه تاثیر مثبتی ایجاد نخواهد شد. برای همه بجز زمان و تنوع، افزایش مهیایی در بالاتر از حد لازم به دلیل اثرات مسموم کننده مضر است.
5.اصل بلک من: رشد هر فرد یا جمعیت به مقدار ماده غذایی لازم که در حداقل، بهینه و حداکثر موجود است، بستگی دارد.


6.اصل حداقل لیبیک: نظر به اینکه همه منابع در رابطه با احتیاجات زیستی به یک اندازه کمیاب نیستند، میزان سیر انرژی در سیستم بوسیله منبع یا منابعی تعیین می شود که در رابطه با نیازهای سیستم از همه کمیاب ترند. یعنی اینکه حتی همه موارد رشد بجز یکی در غلظت مناسب وجود داشته باشد، ناکافی بودن آن یکی که غلظتش خیلی کم است را متوقف خواهد کرد.(اصل بشکه)
7.اصل مهیایی منابع: منابع به دو صورت کاملا متفاوت وجود دارند، گروهی که افزایش مهیایی آنها، مصرف بیشترشان را تحریک می کند و گروهی که اثر تحریک کنندگی ندارند.
8.اصل تکاملی داروین-والاس: آن افراد و گونه هایی که زادگان بیشتری دارند، جایگزین رقبای خود می شوند. این افراد، جمعیت ها و اکوسیستم در زیستگاه خود، مکانیسم هایی را تکامل می دهند که کارایی آنها در استفاده از انرژی را حداکثر نماید.
9.اصل ولنتاین-ساندرز(نظریه ثبات-زمان): تنوع متعادل جوامع در محیط های قابل پیش بینی بیشتر است.
10.اصل ویتاکر: اینکه آیا یک زیستگاه بوسیله تنوع گونه های یک گروه خویشاوند اشباع می شود یا نه، بستگی به چگونگی جدا شدن آشیانه ها در آن گروه خویشاوند دارد.
11.اصل موروتیس: تنوع در هر جامعه متناسب با وزن زنده تقسیم بر باردهی(تولید).
12.اصل ثبات-تنوع: در یک محیط فیزیکی با ثبات، نسبت وزن زنده به باردهی با گذشت زمان تا حد معینی افزایش می یابد.
13.اصل برگمن: حیوانات خونگرم مناطق سرد(عرضهای جغرافیایی بالا) جثه بزرگتر و در نتیجه نسبت سطح به وزن کمتری از خویشاوندان مناطق گرمسیری خود دارند.
14.اصل آلن: اندازه ضمایم خارجی(دست، پا، گوش) در حیوانات نسبت به وزن، در مناطق سردتر متمایل به کوچکتر شدن است.
15.اصل گیت: هر جانداری بر اساس خصوصیات ذاتی خویش می بایست آن فضای اقلیمی(درجه حرارت، هوا، باد، رطوبت، تشعشع) را اشغال کند که بقای او را از نظر ترمودینامیکی ممکن می سازد.
16.اصل روزنویگ: جثه بزرگتر جانور برای ذخیره بیشتر، به منظور متعادل کردن اثر تغییرات سالانه شدت زمستان مفید است. به بیان دیگر، کاهش تنوع گونه ها با نزدیک شدن به قطب صورت می گیرد. کاهش تعداد گونه های صید به این معنی است که یک صیاد موفق با درجه تخصص ثابت، هرچه به قطب نزدیکتر شود، سهم بیشتر و بیشتری از تولید جامعه را دریافت می کند و این خود موجب بالا رفتن منتوسط اندازه جثه می شود.
17.اصل بهره کشی مارگالف: سیستم های بالغ از سیستم های نابالغ بهره کشی می کنند. یعنی اکوسیستم ها، سطوح غذایی و جمعیت های بالغ، انرژی، وزن زنده و تنوع را از حریف نابالغ مربوطه خویش می ربایند. این اصل می رساند که سیستم ها یا زیر سیستم های متنوعتر، نه تنها انگل سیستم های کم تنوع اطرافند بلکه فعالانه پیشرفت تنوع را در قسمت های دیگر سیستم متوقف کرده و بنابراین مانع از بلوغ و تنوع زیاد توام با آن می شوند.
18.اصل جوامع بالغ و باثبات: محیط های فیزیکی با ثبات، موجب افزایش تنوع زیستی در جواعم بالغ می شود که این خود به نوبه جمعیت ها را به ثبات تشویق می نماید. در واقع جوامع بالغ یک سیستم تعادلی با پس خور فوق العاده پیچیده است.
19.اصل تنش یا استرس: وقتی بدن یک موجود زنده درگیر تنش یا استرس باشد، از انرژی مهیا با کارایی بیشتری استفاده می کند.
20.اصل گاس(اصل طرد رقابتی): گونه های مختلف که آشیان های بوم شناختی کاملا مشابهی دارند، نمی توانند مدت طولانی در یک زیستگاه با هم زندگی کنند. به عبارت دیگر گونه های مختلف که به طور نامحدود با یکدیگر زندگی می کنند، اساسا باید اشیان های اکولوژیکی مختلفی داشته باشند.
21.اصل موجودات زنده و مهیایی منابع: هر موجود زنده ای نسبت به افزایش مهیایی هر یک از گونه های غذائیش به دو صورت واکنش نشان می دهد، که یکی از طریق بالا بردن حضور آن در رژیم غدائیش(واکنش عملی) و دیگری از طریق افزایش تعداد خود، تا اینکه بتواند به طرز کاملتری از ذخیره افزایش یافته آن غذا استفاده کند(واکنش عددی).
22.اصل هم بیشی(سینرژیسم): تاثیر دو یا بیش از دو اختلال مجزا که بر یک اکوسیستم وارد می شود، بسیار بیشتر یا بسیار کمتر از آن چیزی است که از مجموع اثرات مجزای آن اختلالات می توان انتظارش را داشت.
23.اصل آشیان اکولوژیک اسلوبادکین-ساندرز: سخت ترین و بی ثبات ترین محیط ها، موجوداتی دارند که عمومی و غیر حساس نسبت به نوسانات محیط اند و احتمال گونه سازی برای آنها وجود دارد. تنوع گونه ای این موجودات در چنین محیطی بسیار کم است. ملایم ترین و باثبات ترین محیط ها، گونه های متخصص و حساس به نوسانات جوی دارند که احتمال گونه سازی برای آنها وجود دارد. نظر به امکان کوچک بودن آشیان گونه ها در محیط های باثبات، این محیط ها می توانند گونه های بسیاری را در خود جای دهند. دلیل زیاد بودن گونه ها در توده های مرجانی، جنگل های پرباران استوایی، جنگل های اقلیم های مدیترانه ای و کف سرد، ولی باثبات اقیانوسی در مناطق دور از مصب و جریانات دریایی همین است.
24.اصل گلوکر: رنگریزه های سیاه ملانین، در مناطق گرم و مرطوب حدود انتشار یک گونه و رنگریزه های روشنتر در مناطق خشک و سردتر بیشتر است.
25.اصل حاشیه ها(اکوتون): تعداد گونه ها همیشه در مرز یا حاشیه بین دو جامعه بیشتر بوده و تراکم افراد گونه ها نیز بیشتر است.
26.اصل وانت هوف: به ازای افزایش دما به اندازه 10 درجه ساتی گراد، سرعت واکنش های بیوشیمایی(متابولیسم)، دو برابر می شود.
27.اصل آلی: تراکم بسیار کم جمعیت به اندازه تراکم زیاد، قادر است جمعیت را محدود سازد.
28.اصل کاوکس: با افزایش دما به میزان 3.5 درجه سانتیگراد، در مقایسه با دو محیط مشابه، تعداد گونه های درختی دوبرابر می شود.
29.اصل جارمن-بل: اندازه بدن و بیومس جمعیت گونه های سم داران، تابعی از مقدار الیاف و تراکم علوفه مورد استفاده آنهاست. هرچه بافت چوبی یک گیاه بیشتر باشد، اندازه جانور بزرگتر است.
30.اصل هنری: با افزایش دما، انحلال تمام گازها در آب کاهش می یابد.
31.اصل ادینگر: در طول تکامل، ابتدا اندازه بدن و پاها و سپس اندام ها و بالاخره مغز و مورفولوژی تغییر می کند.
32.اصل شلفورد: وفور یا شدت عوامل اکولوژیکی می تواند مرزها و امکانات رشد و زندگی جانوران را محدود و معین سازد.
33.اصل کوپ: در طول فرایند تبار زایی، ابتدا افراد کوچک جثه پدیدار می گردند که به تدریج جثه انها رو به افزایش گذارد و بالاخره افرادی با جثه های غول آسا به وجود می ایند. افراد به دلیل تراکم کمتر، نرخ زاد آوری پایین و جمعیت های کوچکتر رو به نقراض گذارده و عرصه را برای پیدایش گونه های کوچک جثه دیگر که به تدریج رو به بزرگی خواهند نهاد، خالی می کنند.
34.اصل راپوپورت: به احترام بوم شناس آرژانتینی، این قانون نام گذاری شده است. این بدان معنی است وقتی در آمریکای شمالی به طرف جنوب و در آمریکای جنوبی از منطقه معتدله به طرف شمال پیش می رویم، هرچه به استوا نزدیکتر می شویم، قلمرو گسترش هر یک از گونه ها، محدود تر می شود. یک مساله دیگر با همین اهمیت آنکه، قلمرو گونه ها در شیب ارتفاع کوه نیز کاهش می یابد. لذا باید گفت گونه های استوا در قبال یک فضای یکسان، تراکم کمتر و فشرده تری از مناطق سرد دارند.(گستره انتشار موجودات با کاهش عرض جغرافیایی، کاهش می یابد.)
35.تئوری زیگونگی: هرچه انرزی خورشیدی بیشتر باشد، تنوع بیشتر است و هرچه اقلیم فصل به فصل و سال به سال، پایدارتر باشد، تنوع بیشتر شده و بالاخره هرچه منطقه وسیعتر باشد، تنوع بیشتر است.
36.اصل گرینل: دو گونه با نیاز های مشابه از منابع طبیعی، نمی توانند در کنار یکدیگر با پایداری زندگی کنند، زیرا یکی از راه رقابت بر دیگری چیره شده و جانشین او خواهد شد.(مشابه اصل گاس)
37.اصل سیمپسون: احتمال انتشار یک گونه به فواصل طولانی، به حاصلضرب انتشار پذیری و بزرگی جهت آن گونه بستگی دارد.
38.اصل نیکسون: مهم ترین عوامل ایجاد تغییرات در جمعیت، عوامل غیر وابسته به تراکم هستند.
39.اصل لیندمن: تنها 10% از تولید خالص یک سطح غذایی به تولید خالص سطح غذایی بعدی تبدیل می شود.
40.اصل صیادان: صیادان هنگام کمیاب بودن میزان صید، میزان متابولیسم خود را کاهش می دهند، لذا سهم بیشتری از انرژی مصرف شده را صرف تولید مثل کرده و کارایی انرژی را بیشتر می کنند.
41.اصل بویکو: این اصل که به اصل همبستگی گیتا شناسی بویکو نیز معروف است، بیان می دارد: چنانچه عناصر گیاهی مناطق مرطوب به بیابان نفوذ یابند، این نفوذ به زیستگاه های مرطوب مانند مناطق صخره ای، واحه ها، جوی های آب، دره ها و دامنه های شمالی محدود خواهد شد.
42.اصل اوناری: به علت محدودیت های اکوفیزیولوژیک، عناصر رویشی درختی در مناطق مرطوب به بیابانها وارد نمی گردند. عناصر گیاهی بیابانی نیز به اکوسیستم های پر نم و مرطوب وارد نمی گردد، زیرا گونه های این مناطق، آنها را با رقابت از میدان بیرون می کنند.
43.اصل همبستگی والتر: مقدار تولید با مقدار بارندگی، همبستگی خطی دارد.

برخی از اصول اکولوژیک و فرضیه های تایید شده:
44.ژنوتیپ هایی که بتوانند بیشترین فرزند را به دنیا آورند، در نسلهای بعد، فراوانتر خواهند بود.
45.جثه سم دارانی که به زیستگاه های جدید و خالی راه می یابند، رو به بزرگی می گذارد و اندام ها و رفتارهای ویژه ای برای حمله و دفاع تکامل می یابد. پیدایش این ویژگی ها، ناشی از دسترسی به منابع غذایی بیشتر و زیستگاه های جدید و خالی است.
46.هنگامی که سم داران در محیط یا اکوسیستمی با طعمه خواران متنوع و با تراکم زیاد روبه رو می شوند، انتخاب طبیعی بر علیه درگیری های خون آلود درون گونه ها و در جمعیت طعمه عمل خواهد کرد.
47.جثه پستانداران در جزایر رو به کوچکی می گذارد.(تاثیر وسعت قلمرو و زیستگاه)
48.سم داران در زیستگاه های بدون پوشش گیاهی و یا پوشش گیاهی کم، به سوی یکدیگر حرکت کرده و تشکیل گروه می دهند و از یکدیگر به عنوان پناه استفاده می کنند.
49.با افزایش ارتفاع به ازای هر 1000 متر در مناطق مرطوب 6 درجه سانتی گراد و در مناطق خشک 10 درجه، دمای هوا کاهش می یابد.
50.در محیط هایی که مواد غذایی کم و بصورت پراکنده دیده می شود، رقابت پرخاشگرانه برای کسب مواد غذایی دیده نمی شود. برعکس در محیط هایی که مواد غذایی زیاد و بطور موضعی دیده می شود، استفاده پرخاشگری که می تواند برای دفاع از منابع، بازدهی بیشتری داشته بشد، انتخاب می گردد.
51.در زیستگاه هایی که در بعد زمان و مکان، پایدار باشند، برخورداری از قلمرو بیشتر به شکل مدیریت توسط هر دو جنس انتخاب می گردد. برعکس در زیستگاه هایی که دارای افت و خیز در تغییرات و بی ثبات است، سلسله مراتبی به سمت جنس نر میل می کند.
منبع: جزوه درس اکولوژی حیات وحش-مهندس بهنام بلمکی 
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 15 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

آیا برای نجات یوز هنوز فرصتی هست؟!

 – 12 آذر 1391 - در هفتاد و یکمین برنامه محیط زیستی طلوع در شبکه چهارم سیما به سراغ هومن جوکار می‌روم؛ مدیر سختکوشی که سالهاست با یوزها زندگی می‌کند و شاید بیشتر از هر متخصص دیگری در ایران، اینک از راز و رمز و شمار واقعی یوزپلنگ‌های آسیایی در وطن آگاهی دارد. این که چرا همچنان شمار یوزها به رغم گذشت 11 سال از آغاز پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و تغییر سه مدیر در راس آن، تا این اندازه اندک و شکننده است، به نحوی که نمی‌توان هنوز سایه خطر انقراض این گونه را از نظر دور داشت؟

    این که چرا به رغم این تعداد اندک از یوزهای باقیمانده، همچنان خبرهای ناگواری مبنی بر کشته شدن یوزها در جاده‌ها و یا به دست روستائیان و سگ‌های گله دامداران می‌شنویم؟

    و این که چه می‌توان کرد تا همچنان نسل آینده، نسل سپهرها و فرزندان‌شان بتوانند از خرامیدن یوز در سرزمین‌شان لذت ببرند؟

    با ما همراه باشید و از طریق 3000044، نظرات، پرسش‌ها، انتقادها و پیشنهادهای ارزشمندتان را برایم بفرستید تا ترتیب اثر دهم.

همچنین، پرسش برنامه فردا این است:

نماد حیات وحش ایران کدام است؟

1- یوزپلنگ آسیایی

2- ببر مازندران

3- شیر ایرانی

4- آهو

    شما می‌توانید پاسخ‌های خود را به همان شماره پیامک 3000044 ارسال دارید.

http://darvish100.blogfa.com/post-2290.aspx---  نوشته شده در  شنبه 11 آذر1391ساعت 13:55  توسط محمد درویش 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 15 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

مرگ خانمیرزا؛ رخداد تلخی که می‌تواند زنهاری شیرین بیافریند!

    شاید شمار اندکی از اهالی لردگان در جنوب استان چهارمحال و بختیاری باشند که هنوز خاطره‌ی روزهای طلایی خانمیرزا را در مرکز ارتفاعات سبزکوه و شمس‌آباد به یاد داشته باشند؛ روزهایی که در آن، بلوط‌های سر سبز و پرنشاط زاگرس در سرشاخه‌های رودخانه خروشان و گوارای خرسان، پیش از آن که کارون را بسازد و آبزیان خلیج فارس را دمی تازه بخشد، از برکت چشمه‌هایی جوشان و تالابی زیباتر و بزرگ‌تر از شیمبار، مجنون‌وار به زندگی لبخند می‌زدند و از بازیگوشی‌های تمام نشدنی سنجاب‌ها بر روی شاخ و برگ‌شان و پرواز بی‌پایان حواصیل‌های سفید و خاکستری، لذت و وقار و رضایتمندی را به خون مردم غیور دیار بختیاری می‌دمیدند تا آنها با اطمینان بدانند که این از "بخت" یاری آنها بوده است که بختیاری شده‌اند.

    دارم از تالابی با بزرگی حدود دو هزار هکتار – یعنی تقریباً برابر با تالاب بین‌المللی چغاخور - سخن می‌گویم که امروز اثری از آن باقی نمانده است! چرا؟

    و غم‌انگیزتر آن که نه‌تنها امروز اثری از آن تالاب جوشان و گوارا در دهه‌ی پنجاه شمسی باقی نمانده است، بلکه سطح سفره‌های آب زیرزمینی چنان کاهش یافته که زمین با پدیده‌ی فرونشست – یعنی خطرناک‌ترین و بی‌بازگشت‌ترین مرحله از بیابان‌زایی – مواجه شده است.

    و باز نگران‌کننده‌تر آن که ماجرا از مرز فرونشست زمین هم پیش‌تر رفته و اینک چند روزی است که از آن دیار سبز و خرم و پرطراوت دیروز، خبر می‌رسد که زمین در حال سوختن و از درون گداختن است؛ درست مثل قصه‌ی تلخ سال گذشته دریاچه پریشان در کازرون و سال‌های قبل‌ترش در سلطان‌آباد و قره‌باغ شیراز و گندمان در بروجن.

    به راستی چه اتفاقی در بام ایران رخداده است؟ چگونه است در خطه‌ای که بیشترین سرانه‌ی آب شیرین ایرانیان، همواره به نام او سند می‌خورده، باید کار به چنان بی‌سامانی بزرگ و غیرقابل جبرانی برسد که زمین از شدت عطش و بی‌آبی در درون بسوزد و زیستمندانش را فراری دهد.

    درحقیقت، همه چیز از آنجا آغاز شد که گروهی از مردمان خیرخواه در آغازین سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی (در جهاد سازندگی آن روز) تصمیم گرفتند تا با زهکشی اراضی تالاب و خشکاندن آن، زمین‌های زراعی بیشتری برای مردم بیافرینند تا هم درآمدشان بیشتر شود و هم کشور را به خودکفایی در محصولات غذایی نزدیک‌تر سازند. می‌بینید؟ ظاهراً نیت‌ها خیر بوده است و بهانه‌ی قتل تالاب، شکوفایی اقتصادی و اشتغال‌زایی بیشتر بوده است؛ اما تاریخ همواره نشان داده است که نیت خیر، به تنهایی برای دستیابی به عاقبت خیر کافی نیست! هست؟ همانگونه که مردم ساکن در کنار تالاب بختگان، وقتی که تالاب کم‌جان را خشکاندند تا کشاورزی‌شان را گسترش دهند، دریافتند و همانگونه که متجاوزان به پریشان، زریوار، گاوخونی، ارژن، گندمان، کانی‌برازان، ارومیه و ... دریافتند که نه باید و نه می‌توان به بهای مرگ تالاب‌ها و عقب‌نشینی آنها، زندگی و رفاه پایدار برای مردم به ارمغان آورد. بیش از سه دهه است که اینک بر مزار آن تالاب نگون‌بخت در خانمیرزا، محصولات پرخواهشی چون برنج و لوبیا کاشته می‌شود که به آب فراوانی نیاز دارند؛ آبی که برای تأمینش ناچار از حفر بیش از 700 حلقه چاه شدند و در نهایت، با این بارگذاری اشتباه و بی‌تناسب با توان بوم‌شناختی منطقه، هم دود از دهانه‌ی اغلب آن چاه‌ها درآمد و خشک شدند و هم دود از دل زمین تشنه و مظلومی که زمانی آن را با قطعه‌ای از بهشت هم عوض نمی‌کردند!

    و البته معلوم است که چه بر سر شالیزارها آمده باشد ...

    باشد که این تجربه‌های تلخ و گرانبار، سبب شود تا هرگز به بهانه‌هایی چون رونق اقتصادی و ملاحظات اجتماعی و سیاسی، تیشه بر ریشه‌ی ضریب پایداری اکولوژیکی سرزمین نزده و شاخه‌ای را که خود بر آن منزل گرفته‌ایم، از بن نبریم.

    این، آن زنهار شیرینی است که امیدوارم از پس رخداد تلخ خودسوزی خانمیرزا، شنیده باشیم.

    انشاالله ...

http://darvish100.blogfa.com/post-2291.aspx-  نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1391ساعت 11:55  توسط محمد درویش 

 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 15 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

پاسخ کلیدی ترین پرسش در مورد یوزپلنگ “در ایران چند یوز باقی مانده است؟”

دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: اخیرا، بحث های متعددی درخصوص یکی از کلیدی ترین پرسش ها در زمینه یوزپلنگ در ایران در رسانه ها مطرح شده است: “در ایران چند یوز باقی مانده است؟”

به گزارش انجمن یوزپلنگ ایرانی، تا یک سال پیش، آمارها حکایت از حضور ۷۰ تا ۱۰۰ یوز در پهنه های وسیعی از کشور داشت، لیکن براساس برنامه پایش جمعیت یوزپلنگ در ایران که توسط انجمن یوزپلنگ ایرانی با همکاری پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، سازمان حفاظت محیط زیست و مؤسسه پانترا درحال جریان است، اطلاعات ارزشمندی درخصوص ساختار جمعیت این گونه ارزشمند در کشور بدست آمده است. به منظور دستیابی به یک عدد دقیق و صحیح از یوز در کشور، ناگزیر باید تا سال آینده صبر نمود، زیرا برنامه پایش جمعیت یوز در کشور که از سال گذشته آغاز شد، اکنون در آخرین مرحله خود بوده و جمع بندی داده ها و مدلسازی جمعیت یوز در مناطق حفاظت شده و مناطق آزاد کشور طی ماه های آتی به طول خواهد انجامید.

با این حال، به دلیل مراجعه و پرسش کارشناسان و علاقمندان متعدد که ناشی از فضای رسانه ای هفته های اخیر مبنی بر اعلام انقراض جمعیت یوز در کشور می باشد، انجمن یوزپلنگ ایرانی اعلام می دارد که نتایج مقدماتی بررسی ها نشان دهنده آنست که جمعیت یوزپلنگ در ایران به احتمال قریب به یقین “کمتر از ۷۰ فرد” است و روند جمعیتی روبه رشدی در آن دیده نمی شود. مدارک مستندی دال بر زادآوری یوزپلنگ در سال جاری در کشور در دست نیست و همه این موارد باعث افزایش نگرانی کارشناسان و علاقمندان شده است. با این حال، اعلام جمعیت دقیق و صحیح از یوزپلنگ در کشور نیازمند بررسی های بیشتر بوده و طی ماه های آتی، امید است که نتیجه نهایی بدست آید.

یوزپلنگ ایرانی در منطقه حفاظت شده کوه بافق

درعین حال، حکم به “انقراض” دادن برای چنین گونه ای که سازگاری بالایی در بقا در شرایط دشوار و سخت دارد، نیازمند بررسی های کارشناسان است و به همین سادگی نمی توان یوز را در کشور منقرض شده دانست. بدون شک، با تلاش محیط بانان و ادارات کل استانها، درصورت حمایت دولت و همکاری جوامع محلی آموزش دیده، امید فراوانی برای حفظ این جانور در کشور وجود دارد. البته همواره باید درنظر داشت که امروزه کشته شدن حتی یک یوز ضربه جبران ناپذیری به جمعیت یوزها در هر بخش از کشور وارد نموده و راهکارهای جدی برای مشارکت دادن جوامع محلی در حفاظت از زیستگاه ها از اولویت بالایی برخوردار است.

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 14 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

وزیر بهداشت: تهرانی‌ها درصورت امکان از پایتخت خارج شوند / هیچ یک از ماسک‌های معمولی تاثیری در جلوگیری از ورود ذرات گرد و غبار ندارند

دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: دکتر مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اشاره به ناسالم بودن شرایط آب و هوا در تهران و برخی شهرهای بزرگ صنعتی در کشور، گفت: لازم است مردم از ترددهای غیرضروری خودداری کنند، چرا که اکنون آلاینده‌های هوا در وضعیت ناسالم قرار دارد.

وی ادامه داد: زمانی که شرایط آلاینده‌های هوایی به حد ناسالم می‌رسد، توصیه‌ها بر آن است که کودکان، افراد سالمند، افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای نظیر بیماری‌های قلبی عروقی و ریوی از ترددهای غیر ضرور در سطح خیابان‌ها خودداری کنند.

وزیر بهداشت تاکید کرد: لازم است از ورزش در شرایط هوای ناسالم خودداری شود. همچنین اگر تهرانی‌ها امکان خروج از پایتخت را دارند، بهتر است در این شرایط آب و هوایی از تهران خارج شوند.

هوای امروز تهران

دستجردی در پاسخ به سوال ایسنا درباره استقرار اتوبوس آمبولانس‌ها در میادین پرازدحام پایتخت و همچنین میزان مراجعات بیماران به بیمارستان‌ها در شرایط آلودگی هوا، گفت: بیمارستان‌ها در ایام آلودگی هوا فعالند و خدمات لازم را به بیماران ارائه خواهند داد. همچنین اتوبوس آمبولانس‌های وزارت بهداشت به منظور خدمت‌رسانی به نیازمندان در میادین مستقر شده‌اند. در دوره‌های گذشته و در شرایط آلودگی هوا حجم مراجعه به بیمارستان‌های قلب حدود ۳۰ درصد افزایش یافته، همچنین حجم مراجعه به بیمارستان‌های جنرال نیز حدود ۱۵ درصد افزایش یافته است و افراد به علت مشکلات قلبی و ریوی به این بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند.

وی همچنین درباره تاثیر استفاده از ماسک‌ها در شرایط هوای آلوده به ایسنا گفت: در شرایطی که غلظت ذرات کمتر از ۲٫۵ میکرون از حد مجاز بیشتر می‌شود و هوا در شرایط ناسالم قرار می‌گیرد، هیچ یک از ماسک‌های معمولی تاثیری در جلوگیری از ورود ذرات گرد و غبار ندارند.

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 14 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

شماره: 21328 نماینده فائو از روش های مقابله با خشکیدگی درختان بلوط در فارس تجلیل کرد
تاریخ: 1391/09/13

نماینده سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) گفت: کارشناسان اداره کل منابع طبیعی فارس برای مقابله با پدیده خشکیدگی درختان بلوط دشت برم کازرون، اقدامات و روش های ارزنده ای صورت داده اند که ستودنی است.
به گزارش ایرنا، جیلیان آلارد در بازدید از منطقه دشت برم شهرستان کازرون فارس بیان داشت: معضل خشکیدگی درختان بلوط و رشد بیماری ها و آفات ازجمله بلایایی است که به طورگسترده مناطقی از کشورهای دنیا را درگیرخود ساخته است .
وی گفت: نکته جالب توجه در این بازدید این بود که برخی از پایه های درختان منطقه دشت برم تا نصف خشکیده و نیمه دیگر دارای جوانه است واین مساله را می بایست با تحقیقات ژنتیکی بررسی کرد تا بتوان به دستاوردی تازه دست یافت.

معاون مناطق مرطوب ونیمه مرطوب سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیز داری کشورهم دراین بازدید به تفاهم نامه همکاری فیما بین سازمان فائو با سازمان جنگل ها در زمینه مدیریت جنگل های زاگرس  و مقابله با پدیده خشکیدگی درختان بلوط اشاره کرد و گفت: درآینده نزدیک ردیف اعتباری مستقلی برای حل این مشکل اختصاص خواهد یافت.
منتظری افزود: برای مقابله با پدیده خشکیدگی بلوط، هم اینک همکاری مشترک بین سازمان جنگل ها با سازمان انرژی هسته ای در زمینه استفاده ازظرفیت انرژی نانو درحال انجام است .
مدیرکل منابع طییعی و آبخیزداری استان فارس هم در این بازدید بیان داشت: یکی از عوامل خشکیدگی درختان بلوط در منطقه دشت برم کازرون، زراعت زیراشکوب توسط افراد محلی دراین منطقه است.
سید کاظم بردبار ادامه داد: ظرف چند سال اخیر تلاش کرده ایم با تکثیر پیاز گل نرگس و کشت آن علاوه بر کسب درآمد به احیای درختان درختان بلوط در منطقه دشت برم کازرون کمک کنیم.
دشت برم درغرب شهرستان کازرون و در بخش کوهمره در دهستان دشت برم و در کنار روستایی به نام برم قرار گرفته است.
شهرستان کازرون درفاصله 120 کیلومتری غرب شیراز واقع شده است.

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 14 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

داستان انقراض یک گونه وابسته به زیستگاهی ویژه؛ جایزه ۵۰ هزار دلاری بی‌برنده برای یافتن دارکوب نوک عاجی

در سال ۱۷۸۳ کشورنوپای ایالات متحده آمریکا تنها از سیزده ایالت که عموما در منطقه «نیوانگلند» در کرانه های اقیانوس اطلس بودند شامل شده بود. ولی به تدریج با تصرف فلوریدای اسپانیا و خرید سرزمین پهناور «لوئیزیانا» به مبلغ شش میلیون دلار در سال ۱۸۰۶ از ناپلئون بناپارت، سرزمین های بسیاری در حیطه قدرت آمریکا قرار گرفت.
سرزمین های جنگلی و حاصلخیز جنوب شرقی امریکا چون لوئزیانا و «آرکانزاس» بهترین مکان برای ایجاد کشتزارهای بزرگ پنبه بودند و این پاکتراشی به نابودی گونه هایی چون «پوما» (شیر کوهی) و «گوزن الک شرقی» منجر شد. پس از پایان جنگ های داخلی در دهه ۱۸۶۰ فشار صنایع تولید الوار برای ترمیم خرابی های گسترده در ایالات جنوبی به تدریج باعث از دست رفتن یکی از بزرگترین گونه های دارکوب دنیا یعنی «دارکوب نوک عاجی» (Campephilus principalis) شد.
در کنار پاکتراشی جنگل ها، قطع درختان کهنسال و دارای چوب‌های پوسیده مناسب برای تغذیه و زادآوری در کنار شکار برای گوشت و در آخرین سال ها فروش پوست های کنده شده به مجموعه داران و موزه ها باعث کاهش شدید گزارش های مشاهده این گونه دارکوب شد و آخرین جفت در فلوریدا در دهه ۱۹۲۰ شکار شد. با بالا رفتن حساسیت ها در دهه ۱۹۳۰ تعدادی عکس از این گونه که برآورد می شد تنها ۳۰ فرد از آن برجای مانده باشد گرفته شده و با هماهنگی با یک شرکت چوب بری، بخشی از آخرین زیستگاه جنگلی در سال ۱۹۳۸ ممنوع القطع اعلان شد. ولی با این وجود در سال ۱۹۴۴ آخرین گزارش مستند مشاهده یک دارکوب ماده در دست است.
زیرگونه موجود در جزیره کوبا نیز به دلیل پاکتراشی جنگل های جلگه ای برای کاشت نیشکر و تخریب جنگل های کوهستانی برای تولید ذغال وضعیت مناسبی نداشت و گویا در دهه ۱۹۸۰ این زیرگونه کوبایی نیز نابود شد. با این وجود همواره گزارش های مشکوکی از مشاهده دارکوب نوک عاجی وجود داشت و به همین دلیل در سال ۲۰۰۸ آزمایشگاه پرنده شناسی دانشگاه «کرنل» جایزه ای به مبلغ ۵۰۰۰۰ دلار برای یافتن گزارش هایی مستدل از وجود قطعی این گونه تعیین کرد.
هرچند گهگاه گزارش های مشاهده، امید وجود این دارکوب با شکوه را زنده می کند ولی به دلیل وجود گونه «دارکوب تاجدار» (که شباهت ظاهری زیاد و همچنین زیستگاه مشترک با نوک عاجی دارد)، تا زمانی که یک نمونه زنده دارکوب نوک عاجی و یا پرهایی که با آزمایش DNA حیات این پرنده را ثابت کند، به دست نیاید نمی توان به عکس هایی محو و گزارش های شفاهی تکیه کرد.
در سفری که نگارنده این نوشتار همراه با جناب آقای «فرشید جعفر زاده» در رکاب جناب آقای «امید منظم» به ارتفاعات جنگلی تنکابن داشتیم، به هنگام ورود به یک طرح بهره برداری از جنگل چندین نکته بسیار ملموس بود. روزگاری جلگه تنکابن پوشیده از پوشش جنگلی هیرکانی با گونه شاخص درخت بلند «مازو» همچون جنگل «سیسنگان» و نور بود، ولی از سال ۱۳۰۰ با ریشه کن کردن بیماری مالاریا و طرح ریزی نوین شهر، جمعیت از منطقه خوش آب و هوا و مرتفع «خرم آباد» به جلگه هدایت شد. در حال حاضر تنها پوشش جنگلی قابل ملاحظه در کوهستان ها وجود دارد و در مناطق کوهپایه ای که در بیشتر مناطق باغ های چای ایجاد شده بود، اکنون ویلا سازی به شدت رونق گرفته و هر روز شاهد نفوذ و دست اندازی به جنگل های کوهپایه ای «دوهزار» هستیم.
روزگاری طرح های پاکتراشی جنگل های پهن برگ هیرکانی و کاشت گونه های سوزنی برگی چون «نراد» به دلیل تغییر گونه های غالب تشکیل دهنده پوشش گیاهی و خشک شدن، باعث از دست رفتن مفهوم جنگل هیرکانی در آن مناطق شد. در طرح بهره برداری تنکابن درختان نسبتاً هم سال و جوان، نشان دهنده پاکتراشی قدیم و جلوگیری از دست اندازی و تغییرکاربری و احیای پوششی با استفاده از یک و یا دو گونه هستند.گرده بینه های قطع شده کنار مسیر بیشتر از نمونه های پیر و همراه با چوب پوسیده هستند که نشان از قطع تک گزین با شیوه کنونی بهره برداری است. ولی در اینجا نیز همچون جنگل های جنوب شرقی آمریکا از دست رفتن نمونه های کهنسال باعث نابودی منابع غذایی(لارو حشرات) و مکان آشیان سازی گونه هایی چون دارکوب می شود.
«دارکوب سیاه» (Dryocopus maritus) بزرگترین گونه دارکوب ایران (و شاید غرب آسیا و اروپا) است و در مقایسه با دیگر گونه های دارکوب موجود (چون «سوری» و «سبز») جایگاهی همچون گونه دارکوب عاجی جنوب شرق آمریکا را اشغال کرده است.
در بسیاری از کشورها ( البته نه همچون مالزی و اندونزی و فیلیپین و آمریکای لاتین که شرکت های بهره بردار در کنار شرکت های پرورش دهنده نخل های روغنی و گله داران دست به قطع یکسره جنگل ها می زنند) جز در نواحی پرورش و در واقع زراعت گونه های چوبی دست کاشت و سریع الرشد، اصله های مورد نظر به شیوه تک گزین برداشت می شوند و در بسیاری از پارسل های جنگلی، نمونه هایی برای بذر افشانی به شیوه طبیعی و برای جمع آوری بذر از نمونه های مرغوب و مدنظر صنایع چوب نگاهداشته می شوند. هرچند شیوه کنونی برداشت تک گزینی در نواحی هیرکانی همچون قطع یک سره و کاشت انبوه سوزنی برگان غیر بومی باعث تخریب و تغییر زیستبوم نمی شود، ولی حذف پایه های دارای چوب پوسیده که پناهی برای آشیان سازی و تغذیه گونه دارکوب سیاه هستند، نسل این گونه را در معرض نابودی قرار خواهد داد.
برنگارنده معلوم نیست که گونه دارکوب سیاه وابسته به جنگل های جلگه ای بوده و یا قادر به زادآوری در جنگل های کوهستانی به عنوان بخش اعظم جنگل های برجای مانده هیرکانی است و آیا این گونه در لکه های جنگلی جلگه ای همچون سیسنگان و نور وجود دارد یا خیر.
در جنگل سیسنگان، قطع درختان ارزشمند بلند «مازو» و «آزاد» طبق قانون ممنوع است و تنها پایه های خشکیده و افتاده بر روی زمین مجاز به خروج و استفاده هستند. هرچند با ریختن گازوئیل و آب آهک به زیر هرپایه پولساز آزاد و بلند مازو می توان آن را به سرعت خشک کرد که این شیوه به راحتی در باغ های تهران مشاهده می شود و در خیابان ولیعصر هر صاحب بوتیک و پاساژی با فراغ بال، هر چنار مزاحم و مخل کسب و کار را خشک می کند که اکنون به راحتی می توان درختان قطع شده توسط پیمانکاران را مشاهده کرد که آتش شومینه نوکیسه گان می شوند!
وجود درختان در حال تجزیه و پوسیده بخشی جدا ناشدنی از فرایند چرخه زیستی هر زیستگاه جنگلی است و در بسیاری از جنگل هایی که دارای ارزش زیستی و نه تجاری هستند، مدیران و کارشناسان به هیچ روی اجازه انتقال پایه های افتاده بر کف جنگل و در حال تجزیه را نمی دهند.

منبع: سبز پرس

مطالب تصادفي
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 14 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

کتاب قوانین، مقررات، ضوابط و استانداردهای محیط زیست انسانی با تلاش معاونت محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست منتشر شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست (پام): در راستای تحقق ماده ۱۸۸ برنامه پنجم توسعه مبنی بر تدوین ضوابط و استانداردهای زیست محیطی مشخص، شفاف و ثابت، کتاب قوانین، مقررات، ضوابط و استاندارهای زیست محیطی با تلاش معاونت محیط زیست انسانی تدوین، چاپ و منتشر شد.

 

کتاب مذکور بالغ بر ۳۳۵ صفحه و در پنج فصل تنظیم شده است. در فصل اول به کلیات قوانین و مقررات مرتبط با محیط زیست انسانی پرداخته شده و در فصل دوم ضوابط و معیارهای استقرار صنایع و ارزیابی اثرات زیست محیطی، فصل سوم قوانین، مصوبات و استانداردهای زیست محیطی مرتبط با آلودگی هوا، فصل چهارم، قوانین مقررات و دستورالعملهای مرتبط با آلوگی آب و خاک و فصل پنجم قوانین و مقررات بین المللی مرتبط با معاونت محیط زیست انسانی آورده شده است .

25

این کتاب به کلیه ادارات حفاظت محیط زیست استانها، دستگاههای اجرایی، دستگاههای نظارتی، مشاورین و مراکز علمی و تحقیقاتی ارسال خواهد شد.

تاریخ انتشار: ۱۴ آذر,1391 - http://zistboom.com/9550/

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 14 آذر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(1)

صفحه قبل1...2223242526...115صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 5531.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران