Environmentalist


این خرس‌های بامرام و ما آدم‌های بی‌مرام!

    با قتل فجیع یک قلاده خرس قهوه‌ای دیگر در دامنه‌های سهند واقع در استان آذربایجان غربی، شمار خرس‌هایی که در طول یک سال اخیر در فلات ایران کشته شده‌اند به عدد هشت رسید. قتل خرس‌ها در ایران‌زمین در حالی افزایش می‌یابد که شمار آنها در طول چند دهه‌ی اخیر به شدت کاهش یافته و در صورت تداوم این روند، ممکن است یکی از بزرگترین پستاندارهای ایران و جهان، در سیاهه‌ی سرخ IUCN قرار گرفته و همان راهی را برود که یوزآسیایی در ایران طی کرده و می‌کند.
یکبار دیگر به این عکس دقت کنید ... چه پیامی را دارند این پانداهای دوست‌داشتنی انتقال می‌دهند؟ انگار در حالی که به مرور بر شمار آدم‌هایی که زیر آدم را خالی می‌کنند، افزوده می‌شود، بر شمار خرس‌هایی که زیر هم‌نوع‌شان را پر کرده و تکیه‌گاهی امن برایش می‌شوند، افزوده می‌گردد! آیا این خجلت‌بار نیست؟

    حقیقت این است که دنیای حیوانات هم پر از عشق و معرفت و رفاقت و پای هم ایستادن است، سزاوار نیست تا لذت زندگی را از آنها بگیریم، زیرا دوست داریم به کیفیت زندگی و معاش‌مان با مرگ آنها بیافزاییم.

    به حادثه تلخ شیدا در دیار چهارمحال و بختیاری دقت کنید و از خود بپرسید: چرا همچنان عده‌ای حاضرند ننگ خوردن انگ شکارچی را بر خود بپذیرند و حتی در این راه بر حافظان طبیعت هم شلیک کنند؟!

     آی انسان‌های بامرام! به خدا این عین بی مرامی است! نیست؟

http://darvish100.blogfa.com/

 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

ایران: 28 پله بالاتر از آمریکا؛ 50 پله بالاتر از روسیه!

    در یکی از روزهای مهر 1390، در ماجرای غلام امیری و عملیات نجات‌بخشش برای جلوگیری از غرق شدن یک خرس ماده در روستای ونک سمیرم، با حیرت پرسیدم: «چرا بازتاب رسانه‌ای نجات یک خرس در سمیرم به اندازه قتل یک خرس در همان محل انعکاس نمی‌یابد؟!»
    تو گویی انگار میل عجیب و اسرارآمیزی در آدمی وجود دارد تا راوی و بازگوکننده و تحلیل‌گر خبرهای ناخوش و رخدادهای ناگوار و پس‌رفت‌های خجلت‌بار باشد؛ درصورتی که واقعاً همه‌ی خبرها هم بد نیست ...
    و یکی از تازه‌ترین این خبرها، ماجرایی است که در بیست و ششمین روز از مردادماه 1391، آن را در صفحه هفت روزنامه آرمان انتشار دادم؛ ماجرایی که کوشیده است، بپرسد:
    چرا افزایش ضریب شادمانی ایرانیان، به اندازه کاهش آن، جذابیت ندارد؟ نه برای مردم، نه اهل رسانه و نه حتا سازمانی که برای یافتن خبرهای خوش، به سوراخ موش هم رحم نمی‌کند! می‌کند؟

 

چرا آن سقوط را همه می‌بینند؛ اما این صعود را نه؟

 

      تازه‌ترین رده‌بندی کشورهای جهان مبتنی بر شاخص سرزمین شاد یا (Happy Planet Index (HPI که در ماه ژوئن گذشته توسط یک بنگاه اقتصادی مستقل به نام (nef (the new economics foundation و با حمایت نهادهای معتبر محیط زیستی و اقتصادی وابسته به سازمان ملل متحد، منتشر شده است، نشان می‌دهد که جایگاه ایران در بین 151 کشور مورد بررسی، با 4 پله بهبود، از رتبه 81 به رتبه 77 ارتقاء یافته است. به عبارت دیگر، فقط 76 کشور در دنیا وجود دارد که مردمش به صورت بالقوه شادتر از ایرانیان هستند.

  این شاخص که هر سه سال یکبار مورد اندازه‌گیری قرار می‌گیرد و از حاصل ضرب شاخص رفاه اقتصادی (Experienced well-being) در شاخص امید به زندگی (Life expectancy) تقسیم بر شاخص ردپای بوم‌شناختی (Ecological Footprint)، بدست می‌آید، نشان می‌دهد که رابطه‌ای ‌مستقیم و معنی‌دار بین سرزمینی که از طبیعتی مطلوب‌تر، با توان بوم‌شناختی بیشتر و غنای اکولوژیکی درخورتر بهره‌مند است با مردمی که در آن سرزمین زیست می‌کنند، وجود دارد. به عبارت ساده‌تر، هر چه زیگونگی حیات (تنوع زیستی) در کشوری بیشتر باشد، هر چه گیاهان و جانوران ساکن در یک قلمرو سیاسی، از امنیت بیشتر، زیستگاه غنی‌تر و امید به زندگی متعادل‌تری برخوردار باشند، انتظار می‌رود که مردم ساکن در آن اقلیم سیاسی هم از نشاط، شادی، روحیه و کارایی بیشتری برخوردار بوده و درجه افسردگی و میل به خودکشی در آنها در کمینه باشد.

    در حقیقت، این شیوه‌ی ‌نوین رتبه‌بندی کشورها که عملاً از سال 2006 میلادی آغاز شده است، کمک می‌کند به ترویج حسابداری سبز و انتقال اقتصاد ملّی بر بنیاد ملاحظات اقتصاد اکولوژیکی در بین کشورهای عضو سازمان ملل متحد؛ یعنی همان آموزه‌ای که طراحان برنامه پنج ساله چهارم کشور در قالب ماده 59 در متن آن گنجاندند که البته تحقق نیافت؛ اما خوشبختانه، عیناً به برنامه پنجم افزوده شد.

    در بررسی گزارش اخیر، البته می‌توان تحلیل‌های متنوع و فراوان بسیاری را ارایه داد؛ از جمله این که ایران، در حالی به رتبه 77 دست یافته است که رتبه ایالات متحده آمریکا 105 است که یک آبروریزی بزرگ برای کشوری محسوب می‌شود که ادعای حفاظت از محیط زیستش، گوش دنیا را کر کرده است. همچنین، رتبه روسیه در این جدول، 122 است که به مراتب وضعیت وخیم‌تری را نشان می‌دهد. اما شاید از این دو مورد تأمل‌برانگیز‌تر برای ایرانیان، وضعیت اسفبار اغلب کشورهای ثروتمند حاشیه جنوبی خلیج فارس است، به نحوی که در این جدول، امارات متحده عربی در رتبه 130، کویت در رتبه 143، بحرین (146) و قطر در رتبه خفت بار 149 قرار دارند (کشوری که قرار است میزبان جام جهانی فوتبال هم باشد و حتا ادعای برگزاری المپیک را هم دارد!) که فقط دو کشور بسیار فقیر چاد و بوتسوانا در آفریقا را در زیر دست خود می‌بیند. البته وضعیت کشور عربستان سعودی به دلیل وسعت زیاد و جمعیت کم آن، همچنان از دیگر کشورهای منطقه بهتر بوده و در رتبه 56 قرار دارد. هر چند همین کشور، با یک سقوط فاحش 43 پله‌ای نسبت به سال 2009 روبرو بوده است که نشان از شتاب تخریب محیط زیست در آن کشور و شکست طرح‌های بلندپروازانه‌ی نمک‌زدایی‌اش دارد.

     واپسین نکته آن که نگارنده نمی‌تواند حیرت خود را مخفی سازد از این که چرا زمانی که در آغاز سال 2012 در شاخص EPI (شاخص عملکرد محیط زیستی) اعلام شد که جمهوری اسلامی ایران، 36 پله سقوط کرده است ، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی آفرید و حتا سازمان حفاظت محیط زیست کشور را وادار به واکنش کرد؟ اما اینک که از منظر شاخص سرزمین شاد بهبود داشته‌ایم (هر چند اندک)، اما هیچ رسانه‌ای به آن نمی‌پردازد و شگفت‌آورتر آن که حتا سازمان متولی محیط زیست کشور هم که علی‌القاعده باید از این فرصت سود جوید، به آن اشاره‌ای نمی‌کند؟! انگار که همه در خواب غفلت و بی‌تفاوتی به سرمی‌بریم! نمی‌بریم؟

    دست آخر آن که هر چند، به نسبت سال 2009، موقعیت ما 4 پله بهبود یافته است، اما یادمان باشد که رتبه ایران در سال 2006، شصت و هفتم بود! یعنی هنوز 10 پله نزول را نسبت به شش سال پیش باید بپذیریم.

     و این که هموطن عزیز من!

    با نگاهی به چند کشور نخست این جدول و مشاهده‌ی نام کشورهایی چون کاستاریکا، ویتنام، ال‌سالوادر، جامائیکا، پاناما، نیکاراگوئه و ونزوئلا، فکر می‌کنید چرا شادترین مناطق جهان باید چنین کشورهایی باشند؟

    پی نوشت:

    - متن کامل گزارش سال 2012 شاخص سرزمین شاد

    - رتبه بندی کامل 151 کشور جهان با توجه به سه شاخص رفاه، امید به زندگی و ردپای بوم‌شناختی
 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)




مدیریت زیست محیطی شهرهای بزرگ


http://www.gdrc.org/uem



سازمان مرکزی حفاظت از محیط زیست


http://cfpub.epa.gov



حفظ و نگهداری محیط زیست


http://www.discoverpacifictours.com



اقیانوس‌ها


http://oceanlink.island.net



منابع آب در سطح امریکا


http://water.usgs.gov



آلاینده‌های محیطی


http://www.edie.net



آنالیزهای محیط زیست


http://www.emalab.com



شرکت EMSL


http://www.emsl.com



سازمان علمی محیط زیست


http://www.es.lancs.ac.uk



نمایشگاه بین المللی محیط زیست ایران


http://www.iranexhibitions.ir



سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی تهران


http://tehran.agri-eng.com



شرکت آذرخش صنعت سپهر کیش


www.assk.ir



مرکز اطلاعات ضایعات


http://www.zayeat.com



پایگاه اطلاع رسانی بهداشت محیط ایرانیان


http://www.zendegisalem.ir



سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران


http://www.tehranparks.org



حفاظت و بهره‌برداری از رودخانه‌ها و سواحل ایران


http://www.iranrivers.com



پایگاه اطلاع رسانی صنایع دریایی ایران


http://www.iraname.ir



شرکت تصفیه آب و فاضلاب ایران


http://www.tavfi.com



سد و نیروگاه کارون ۳


http://www.karun3.com/farsi



شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران


http://www.iwpco.com



موسسه تحقیقات خاک و آب


http://www.swri.ir



سایت تخصصی هیدرولوژی آبخیز


http://www.iranhydrology.com



انجمن طرح سرزمین


www.plan4land.org



دفتر طرح ملی تغییر آب و هوا


http://www.climate-change.ir/fa/



ارزیابی فشار محیطی ایران


http://www.eiairan.org



شرکت سهامی آب منطقه ای استان سیستان و بلوچستان


http://www.sbrw.ir



شرکت آردا


http://www.ardairan.com
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

برای روباه شیدایی که در شیدا سکته کرد و رفت!

    نامش اصغر درخشان است، هفت سالی می‌شود که می‌شناسمش. نخستین بار در ارتفاعات بالادست تنگ زندان واقع در شمال منطقه حفاظت شده سبزکوه دیدمش ... او یکی از محیط‌بان‌های پاسگاه چهارتاق در جنب ناغان بود؛ محیط‌بانی که افتخار می‌کند به رسالتی که برعهده گرفته است ...
    چندی پیش دوباره او را دیدم، اینبار در کنار زاینده رود و در نزدیکی‌های منطقه حفاظت شده شیدا ...
    برایم داستانی را تعریف کرد که تکانم داد و اشک از چشمانم جاری ساخت ... قرار است یک گروه فیلمساز، ماجرایی را که او دیده است، تبدیل به یک فیلم کند ... اما تا آن زمان، فکر می‌کنم کمترین قدردانی از او و از روح بلند آن روباه شیدا، آن است که شما خوبان روزگار و مخاطبان عزیز دل‌نوشته‌هایم را هم از آن آگاه کنم.
    خواهشم این است که شما هم پس از خواندن این داستان، آن را با دوستانی که بیشتر دوست‌شان دارید، به اشتراک نهید تا ایرانیان بیشتری بدانند که یک حیوان، یک روباه هم ممکن است چنان در برابر هم‌نوعانش شرمنده و خجالت‌زده و شرمسار شود که نتواند به زندگی برگردد و تمام کند ...

    اصغر می‌گوید: روزی که مشغول گشت زنی در منطقه حفاظت شده شیدا بوده است، متوجه انباشت مقداری لاشه مرغ می‌شود که احتمالاً از طریق مرغداری‌های محل و پنهانی در آن ناحیه تخلیه شده بودند. وی می‌گوید: در همان لحظه که می‌خواستم به سمت لاشه‌ها حرکت کنم، دیدم یک روباه به سرعت به سمت آنها رفته و می‌کوشد تا لاشه‌ها را استتار کند و سپس از منطقه دور می‌شود ... اصغر هم بلافاصله خود را به محل استتار رسانده و جای مرغ‌ها را عوض می‌کند ...
    از او می‌پرسم: چرا این کار را کردی؟ می‌گوید: می‌خواستم ببینم آیا واقعاً آنقدر که می‌گویند: روباه‌ها باهوش هستند، درست است یا خیر؟
    خلاصه اصغر گوشه‌ای کمین می‌کند تا روباه دوباره برگردد ... منتها اینبار با کمال تعجب، در‌می‌یابد که روباه قصه‌ی ما تنها نیست و با خود چند روباه دیگر را هم آورده است. آنها اما هر چه می‌گردند، لاشه مرغ‌ها را نمی‌یابند ... تا سرانجام، همه‌ی روباه‌ها خسته شده و به دور روباه اصلی، حلقه می‌زنند ...
    اصغر می‌گوید: آنچه که داشتم می‌دیدم، برایم باورکردنی نبود و اگر با چشم خودم نمی‌دیدم، امکان نداشت که قبول کنم ... زیرا روباهی که در مرکز حلقه ایستاده بود، نخست به تک تک روباه‌ها نگاه کرد و آنگاه، ناگهان مانند یک لاشه بر زمین افتاد و بی‌حرکت ماند ...
    اصغر خود را بلافاصله به محل رساند که سبب شد تا دیگر روباه‌ها منطقه را ترک کنند ... اما به این نتیجه رسید که حقیقتاً انگار روباه مرده است! او حتا به سرعت دامپزشک منطقه، آقای دکتر تراکنه را هم خبر کرد؛ اما او نیز نتوانست کاری بکند ... زیرا واقعاً روباه مرده بود ...     حیرت‌انگیزتر آن که پس از معاینه و کالبدشکافی لاشه حیوان، معلوم شد که روباه قصه ما در اثر ایست قلبی، جانش را از دست داده است!

    آری ... روباه‌ها هم ممکن است چنان در پیشگاه رفقای خود، احساس شرمساری و خجالت کنند که توان از دست داده و سکته کنند.
روباه شیدا، بی شک روباه بامرامی بود که دلش نمی‌خواست به تنهایی آن همه غذا را بخورد و برای همین رفقایش را خبر کرد ... و بی‌شک، من اگر جای اصغر بودم، آن آزار را روا نمی‌داشتم و می‌گذاشتم تا آنها از آن غذا بی هیچ ترسی نوش جان کنند ... اما عملکرد اصغر سبب شد تا دریچه‌ای دیگر به سوی جهان حیوانات گشوده شود و ما دریابیم که چه قوانین و سلوکی در بین آنها جاری است ...
    روباه‌ها، انگار جوانمردی و رفاقت و مرام و شرمندگی را خوب می‌فهمند؛ باید به آنها احترام نهاد و این جوانمردانه نیست تا عده‌‌ای سنگدل به نام شکارچی، این حیوانات محترم را نامحترمانه آزار رسانند و یا حتا هدف گلوله مرگبار خود قرار دهند.

    دوستان من: 
    ماجرای این روباه بامرام و شیدا را تا می‌توانید انتشار دهید، شاید سبب شود که یک شکارچی برای همیشه تفنگش را به دیوار منزلش آویزان کند.

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

خورشید سیاه ، نور می‌تاباند بر فرهنگ محیط زیستی ایرانیان

    گروه خورشید سیاه، احتمالاً نخستین گروه در حوزه‌ی موسیقی است که اغلب آثار خود را به موضوعات مهم محیط زیستی اختصاص داده است. برخی از آثار این گروه را آنقدر دوست دارم که همواره زمانی که در سفر هستم، آنها را گوش می‌دهم ... ماجرای خرس قطبی سمیرم، یا قصه‌ی ریزگردهای عربی ، یا خرس سیاه بلوچی و یا دردنامه دریاچه ارومیه را حتمن از ایشان شنیده‌اید ...
    اینک فرصتی مهیا شده تا طرفداران محیط زیست ایران بتوانند از نزدیک با کار این عزیزان آشنا شده و دست مریزادی جانانه نثارشان کنند. لطفاً تنهای‌شان نگذارید و در شانزدهمین روز از شهریورماه 1391 با حضور در فرهنگسرای پورسینا از ایشان حمایت کنید.
    همچنین امیدوارم، معاونت آموزش سازمان حفاظت محیط زیست کشور و نیز روابط عمومی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور چتر حمایت خود را بر سر این جوانان هنرمند و سبزاندیش وطن گسترانده و سزاوارانه به ترویج چنین حرکت‌هایی همت گمارند.
    پس قرار ما باشد، پنج شنبه: ساعت هشت شب شانزده شهریور در خیابان ایران زمین برای دیدن و شنیدن آثاری از فرزندان هنرمند و طبیعت دوست ایران زمین. 

 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

ساحل گيلان

عضو گروه پژوهشي آمايش سرزمين گيلان گفت: ماندگاري گلوله‌هاي نفتي در سواحل گيلان، صدمات جبران ناپذيري به محيط زيست درياي خزر وارد مي‌کند.

به گزارش ايسنا نفت خام يا نفتي که به طور تصادفي از تاسيسات، دکل‌هاي نفتي، لوله‌ها، تانکرها و ... وارد دريا مي‌شود، در اثر عوامل جوي و تابش خورشيد و تبخير اجزاي سبک‌تر، تغليظ شده و حالتي قيرگونه به خود مي‌گيرد که جريان باد و امواج آنها را به صورت توده درآورده و به ساحل مي‌راند.
معمولا رويت گلوله‌هاي نفتي يا تاربال در سواحل از اولين هشدارهاي بروز آلودگي نفتي بوده و اهميت آن به سبب همين هشداردهندگي است. ماندگاري تاربال نيز در سواحل، تابع عوامل مختلفي از جمله نوع و جنس ساحل است. اين توده‌ها نسبت به تغييرات جوي مقاومند و گاه ممکن است با لايه‌اي از ماسه پوشيده شده و از ديد خارج شوند.
در عين حال تاربال در برابر آفتاب تبديل به توده‌اي چسبناک مي‌شود که در صورت چسبيدن به هر جسم ثانوي اعم از کفش يا پا و بدن شناگران، جداسازي آن بسيار دشوار است و به همين دليل، اغلب موجب نگراني پلاژداران، به ويژه در فصل تعطيلات و شنا مي‌شود.
دکتر کريم ثابت رفتار مدرس دانشگاه و عضو گروه پژوهشي آمايش سرزمين گيلان در گفت‌وگو با ايسنا، در اين باره گفت: گلوله‌هاي نفتي ناشي از آلودگي‌هاي هيدورکربني درياي خزر است که معمولا از سواحل کشور آذربايجان وارد درياي خزر ميشود و پس از مدتي فشرده شده و پس از سنگين شدن به کف دريا مي‌روند، اين گلوله‌هاي نفتي براي آبزيان درياي خزر خطري بالقوه محسوب مي‌شوند.
وي افزود: کمبود اکسيژن از جمله آثار گلوله‌هاي نفتي در درياي خزر است که به دريا و تالاب‌ها آسيب جدي مي‌رساند.
اين مدرس دانشگاه با تاکيد بر اينکه هرچه زودتر بايد گلوله‌هاي نفتي را از سواحل استان جمع‌آوري کنيم تا به کف دريا نرسند، خاطرنشان کرد: ماندگاري گلوله‌هاي نفتي در سواحل گيلان صدمات جبران ناپذيري به محيط زيست درياي خزر وارد مي‌کند و اکوسيستم سواحل استان را نيز به خطر مي‌اندازد.
ثابت رفتار اظهار کرد: اگر گلوله‌هاي نفتي قبل از جمع آوري به کف دريا برسند جمع‌آوري آنها از دريا بسيار مشکل‌تر خواهد بود و مخاطرات اين گلوله‌ها از 20 درصد به بيش از 50 درصد خواهد رسيد.
وي تصريح کرد: تلفات پرندگان آبزي از جمله باکلان‌ها و کاکايي‌ها از جمله خسارت‌هاي ثانويه ناشي از آلودگي گلوله‌هاي نفتي در درياي خزر است و اتفاقات ناگوارتري براي ديگر آبزيان نيز رخ خواهد داد.
در تابستان سال 88 نيز حجم عظيمي از تاربال‌ها به ميزان 14 تن به سواحل گيلان رسيده بود که به طور کامل توسط اداره کل بنادر و دريانوردي گيلان جمع آوري شد.
اما آنچه در اين مورد در خور توجه است، لزوم اقدام کشورهاي منطقه در خصوص پيشگيري اين موارد است. در حال حاضر تمامي کشورهاي حوزه درياي خزر، کنوانسيون تهران (حفاظت از محيط زيست درياي خزر) را پذيرفته‌اند و متعهد به انجام اقداماتي براي مقابله با پديده آلودگي نفتي هستند.
وجود تاربال‌ها در سواحل تنها يک نشانه است که بايد جدي گرفته شود تا تجارب ناخوشايند بروز آلودگي نفتي در اين درياچه، کشورهاي منطقه را غافلگير نکند.

http://www.iren.ir/Nsite/FullStory/?Id=7674


 
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

پسماند
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان خراسان جنوبی گفت: دولت مسئولیتی در خصوص مدیریت پسماندهای خصوصی ندارد و بخش خصوصی وظیفه دارد پسماند تولیدی خود را مدیریت نماید.

 

صالحی در اولین جلسه کارگروه مدیریت پسماند استان خراسان جنوبی که در محل استانداری تشکیل شد، با استناد به ماده 7 قانون مدیریت پسماند که هر کس پسماندی تولید کند باید آنرا مدیریت نماید گفت: دولت مسئولیتی در خصوص مدیریت پسماندهای خصوصی ندارد و بخش خصوصی وظیفه دارد پسماند تولیدی خود را مدیریت نماید.
وی افزود: بر اساس قانون مدیریت پسماند، حفاظت محیط زیست نظارت بر اجرای صحیح قانون را عهده دار است.
به گزارش ایسنا، در این جلسه مقرر شد سازمان نظام پزشکی استان در اسرع وقت با همکاری اداره کل حفاظت محیط زیست استان، دانشگاه علوم پزشکی و شهرداری بیرجند نسبت به تعیین تکلیف پسماندهای پزشکی مطب ها، کلنیک ها و آزمایشگاههای خصوصی اقدام نماید.http://www.iren.ir/Nsite/FullStory/?Id=7672



 
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

لرستان


مدير کل حفاظت محيط زيست لرستان گفت: 25 درصد تنوع حيات وحش کشور در لرستان وجود دارد.

مهندس بازگير با اشاره به اهميت و نقش محيط زيست در زندگي انسانها، افزود: همه ما اهميت هوا، آب، خاک، تنوع گياهان زيستي و جانوري را به خوبي متوجه هستيم و مي‌دانيم خلا هر کدام از آنها چه مشکلاتي را بوجود مي‌آورد، ولي با اين وجود متاسفانه همچنان شاهد تخريب و از بين بردن منابع طبيعي، گياهان وجانوران زيست محيطي هستيم.
وي در گفت‌وگو با ايسنا خاطر نشان کرد: ما در استاني زندگي مي‌کنيم که به تنهايي 10 درصد جنگلهاي ايران و 20 درصد جنگلهاي زاگرس را داراست و با خاک کمتر از 2 درصدي، بيش از 12 درصد آبهاي روان کشور را به خود اختصاص داده است.
مديرکل حفاظت محيط زيست لرستان با بيان اينکه همچنين 25 درصد تنوع حيات وحش کشور در گوشه گوشه خاک لرستان وجود دارد، تصريح کرد: با توجه به اين همه نعمتي که خداوند به استان ما عطا کرده، قطعا تکليف ما نيز سنگين‌تر است و به خاطر شکرانه اين نعمت هم که شده همه بايد در جهت حفظ آن تلاش کنيم.
مهندس بازگير يادآور شد: وقتي مشکل زيست محيطي در منطقه‌اي حادث شود و گستره تخريبها به اندازه‌اي زياد باشد که تخريب آن همه چيز را تحت شعاع خود قرار دهد، بنابراين اين تکليف فقط به عهده يک سازمان و يا ارگان خاص نيست، بلکه تکليفي همه گير و همگاني است.
وي خاطر نشان کرد: براي اين تکليف و حراست از منابع طبيعي سه دليل عقلي، قانوني و شرعي وجود دارد، به طوري که در تمام قوانين و مقررات کشور، حفظ منابع طبيعي در اولويت قرار گرفته است.
مديرکل حفاظت محيط زيست لرستان ادامه داد: جلوگيري از تخريب محيط زيست، با قانون، اسلحه، محيط بان و جنگل بان، امکانپذير نيست و در همه دنيا به اشاعه فرهنگ محيط زيست رسيده‌اند و اين قضيه را بسط مي‌دهند، بنابراين موثرترين راه حل براي اين مسئله، فرهنگ سازي در جامعه است.
مهندس بازگير با اشاره به اينکه متاسفانه در لرستان فرهنگ حفاظت محيط زيست به باور تبديل نشده است، افزود: طبق اصل 189 قانون اساسي کشور،همه ارگانها و ادارات بايد عمومي سازي فرهنگ حفاظت محيط زيست را تکليف خود بدانند و اين تنها وظيفه محيط زيست نيست.
وي با اشاره به اينکه محيط زيست يک فرهنگ است، نه يک اداره يا ارگان که مي‌تواند توسعه را نيز به دنبال داشته باشد، افزود: از همه ارگانها خواهشمنديم اصل توسعه پايدار که تلفيقي از حفاظت و بهره برداري است را رعايت کنند و به خاطر کاهش حجم پروژه‌ها به طبيعت آسيب نرسانند.
مديرکل حفاظت محيط زيست لرستان با بيان اينکه هيچ گونه منطقه حفاظت شده در شهرستان کوهدشت وجود ندارد و وظيفه حراست و حفاظت از منابع طبيعي کلا برعهده وزارت جهاد کشاورزي و منابع طبيعي است، تصريح کرد: ساماندهي صنوف آلاينده شهري از تکاليفي است که بايد در شهرستان انجام بگيرد، همچنين ايجاد تصفيه خانه‌هاي آب و فاضلاب حق مردم است که بايد مورد توجه قرار گيرد.
مهندس بازگير با بيان اينکه کوهدشت در زمينه آب با خطر جدي مواجه است و الگوي نامناسب کشت يکي از مشکلات آن است، گفت: جهاد کشاورزي بايد اين الگوي کشت را تغيير دهد و آب را فداي کشتهاي غير استراتژيک نکند.
وي با اشاره به اينکه حجم آبهاي زير زميني کوهدشت خيلي پايين رفته است، افزود: کاشت ذرت که يک کشت استراتژيک نيست، در اين سال که بحراني‌ترين سال طي 50 ساله اخير است، بايد عوض شود و نبايد با کاشت محصولات آب بر، تيشه به ريشه ساير چيزها زد.
مديرکل حفاظت محيط زيست لرستان اظهار کرد: 2 ميليون و 200 هزارهکتار مراتع و جنگل در استان وجود دارد که فقط 200 هزار هکتار آن تحت مديريت حفاظت محيط زيست است.http://www.iren.ir/Nsite/FullStory/?Id=7675

 


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

خرس قطبي 3


متخصصان دامپزشکي پس از نمونه‌برداري از 11 خرس قطبي عامل بيماري تورم مغز يا آنسفاليت آنها را شناسايي کردند که يک ويروس مش‌مشه جهش يافته در گورخرها بوده است.

در سال 2010 ميلادي در باغ وحش «ووپرتال» آلمان، بيماري التهاب مغزي موجب مرگ يک خرس قطبي ماده به اسم «جيرکا» و بيمار شدن جفت او به نام «لارس» شد که البته خرس نر با تلاش دامپزشکان زنده ماند.
عوامل بيماري‌زاي بسياري در بروز بيماري تورم مغز يا آنسفاليت نقش دارند اما متخصصان دامپزشکي پس از نمونه‌برداري از جيرکا، لارس و 9 خرس قطبي ديگر عامل بيماري را شناسايي کردند که يک ويروس مش‌مشه جهش يافته در گورخرها بوده است.
به گزارش ايسنا و به نقل از لايوساينس، اين ويروس‌ که به جان خرس‌هاي قطبي افتاده در واقع حاصل انتقال بخشي از کد ژنتيکي يک ويروس تبخال اسبي به نسخه دوم همين ويروس است که روي سيستم عصبي حيوانات آلوده، تاثير مي‌گذارد. اين ويروس در خانواده اسب‌ها از جمله گورخر‌ها مشاهده مي‌شود.
دامپزشکان در مرحله بعدي مطالعات خود به بررسي چگونگي انتقال اين ويروس به خرس‌هاي قطبي خواهند پرداخت تا به اطلاعات دقيق‌تري در اين خصوص دست‌ يابند.

 
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

دستکاری ژنتیکی درختان استرالیایی برای تولید کاغذ بیشتر، با مخالفت گسترده علاقمندان محیط زیست روبرو شد پژوهشگران با دستکاری ژنتیکی درختان استرالیایی ایده‌آل برای صنعت کاغذ، آن‌ها را برای رشد در نواحی سرد شمال آمریکا و کانادا آماده کرده‌اند. اما این کار با مخالفت گسترده علاقمندان محیط زیست روبرو شده است.چند شرکت بزرگ کاغذسازی می‌خواهند درختان استرالیایی را در ایالت‌های شمالی آمریکا و کانادا بکارند. دلیل آن‌ها این است که درختان استرالیایی هم خیلی سریع‌تر رشد می‌کنند و هم آوندهایی دارند که برای کاغذسازی کیفیت بسیار بالایی دارند. اما این درختان به هوای بسیار گرم نیاز دارند. حالا این شرکت‌ها با دستکاری این نوع درخت‌ها، آن‌ها را در مقابل سرما و یخ‌زدگی مقاوم ساخته‌اند و در حال حاضر، این آزمایش را پشت سر می‌گذارند که تا چه حد می‌توانند در زمین‌های شمالی پیش بروند. مثل همیشه این اقدام با مخالف شدید محیط‌دوستان مواجه شده است. آن‌ها نگرانند که کاشت درخت‌های دستکاری‌شده در محیطی که بومی آن‌جا نیستند،‌ اکوسیستم و زندگی سایر موجودات منطقه را تحت‌الشعاع قرار بدهد. هرچند که به نظر می‌رسد مثل اغلب نزاع‌های صنعت و اقتصاد با طبیعت‌نگری و محیط‌دوستی، نمی‌توان چندان به توقف چنین پروژه‌ای چشم امید داشت.

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 31 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...8182838485...115صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 5531.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران