Environmentalist


گوزن زرد


مدير کل دفتر حيات وحش و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست گفت: از دو هفته پيش گزارشاتي مبني بر خروج گوزن زرد از جزيره اشک از طرف بوميان گزارش شده است.

حسين محمدي ادامه داد: در پي اين گزارش مامورين سازمان حفاظت محيط زيست در استان موضوع را بررسي کردند و تعدادي از اين گوزن ها را در اراضي کشاورزي را يافته و اقدام به زنده گيري آن‌ها کردند.
محمدي خاطر نشان کرد: در بررسي‌هاي اوليه صورت گرفته توسط کار‌شناسان سازمان حفاظت محيط زيست، کمبود منابع آب و علوفه در جزيره اشک، استرس هاس محيطي و پايين آمدن آب درياچه اروميه باعث خروج گوزن‌ها از جزيره اشک شده است.
وي تصريح نمود: در همين راستا سازمان حفاظت محيط زيست با بکارگيري يک فروند بالگرد طي سه روز در چندين مرحله پرواز اقدام به انتقال 15 هزار ليتر آب و 2 تن علوفه در جزيره کردند.
خوشبختانه با اين اقدام صورت گرفته از خروج گوزن‌ها به سواحل جلوگيري به عمل آمده اما پيش بيني مي‌شود در صورت تداوم اين شرايط زيستي در جزيره اشک جمعيت گوزن با دشواري‌هايي همراه باشد
محمدي ياد آور شد: در سال‌ها گذشته سازمان حفاظت محيط زيست به جهت تعديل جمعيت گوزن در جزيره اشک اقدام به زنده گيري حدود ?? راس گوزن از جزيره و انتقال آن‌ها به ساير زيستگاه‌ها ي مستعد که در محدوده پراکنش تاريخي اين گونه محسوب مي‌گردد؛ کرده و بنا دارد با شرايط پيش آمده و پيش بيني‌هاي که کار‌شناسان سازمان حفاظت محيط زيست از آينده جمعيت گوزن زرد و زيستگاه جزيره اشک دارند نسبت به معرفي مجدد اين گونه به زيستگاه‌هاي مستعد با هدف معرفي مجدد اين گونه به زيستگاه‌هاي طبيعي اقدام کند.
حسين محمدي افزود: از جمله زيستگاه‌هاي مستعد که نيازمند ارزيابي و امکان سنجي علمي است اراضي جنگلي منطقه حفاظت شده ميرآباد در جنوب پيرانشهر و شمال سردشت در استان آذربايجان غربي است.
به گزارش ايلنا، مدير کل دفتر حيات وحش و تنوع زيستي تاکيد کرد: طي دو روز بازديد از جزيره اشک و زيستگاه‌هاي جنگلي منطقه سردشت بعمل آمد، خوشبختانه هيچ گونه تلفات و خروج گوزن از جزيره اشک گوزن‌هاي جزيره نداشته است.
وي ادامه داد: اما به دنبال اجراي برنامه‌اي براي زنده گيري و انتقال بخش عمده جمعيت گوزن‌هاي جزيره اشک به منطقه جنگلي سردشت، دز و کرخه با هدف معرفي مجدد هستيم.
براي اجراي اين اقدام همه نيازمند تشکيل يک گروه کاري علمي با هدف ارزيابي زيستگاه‌هاي مستعد و همچنين يک گروه کاري اجرايي مورد نياز براي انتقال گوزن‌ها بوده و بخش کوچکي از جمعيت گوزن در جزيره اشک حفظ خواهد شد.
وي بيان داشت: بر اساس مطالعات، ظرفيت برد جزيره اشک، در شرايط مناسب مي‌تواند حدود 200 راس گوزن را در خود داشته باشد.
محمدي خاطر نشان کرد: تجهيزاتي که براي زنده گيري، ‌انتقال و‌‌ رها سازي در زيستگاه‌هاي طبيعي مورد نياز است شامل سلاح‌ها و دارو‌هاي بيهوشي، استفاده از چرخ بال براي انتقال گوزن‌ها به زيستگاه‌ها و همچنين در زمان‌‌ رها سازي گوزن‌ها نيازمند اين هستيم که تعدادي ردياب ماهواره‌اي بر روي تعداد ي گوزن‌ها نصب کنيم که پس از‌‌ رها سازي بتوانيم کنترل و پايش کنيم.
وي ادامه داد: براي تامين اين لوازم و تجهيزات بايد سازو کار‌هاي لازم را فراهم کنيم و همچنين بايد از ظرفيت‌هاي کار‌شناسي و دانشگاهي ملي و بين المللي هم در شناسايي زيستگاه‌هاي مستعد و هم معرفي مجدد اين گونه به زيستگاه طبيعي استفاده کنيم.
وي در پايان تاکيد نمود: اين امر نيازمند عزم و اراده جدي با پشتيباني علمي و فني از مراکز علمي و دانشگاهي براي اجراي اين برنامه مي‌باشد.

کد خبر :7759   زمان مخابره: 19:58:5 - 3/7/1391
www.iren.ir
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 04 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

يوز


حقوق حيوانات، گذار از خودپسندي و ديالکتيک تاريخ
ابتدا: به عنوان يک زيستمند انسان از ابتدا با حيوانات همزيستي داشته است. همزيستي به معناي اکولوژيک آن، اينکه از گوشت حيوانات انسان سدجوع ميکرده و با پوستشان تن برهنه خود را مي پوشانده است.

اگر فسيل کشف شده در آفريقا را ملاک قرار بدهيم ميتوان گفت اين ماجرايي است يک ميليون ساله. اما اگر اهلي شدن حيوانات را نقطه آغاز برقراري رابطه عاطفي بين انسان و حيوانات بدانيم آن وقت حداکثر بايد چهار هزار سال به عقب برگرديم. زماني که اولين سگ توسط انسان اهلي شد. از آن زمان تاکنون وجهي عاطفي و فراجسماني براي حيوانات قائل بودن کمابيش در همه اديان و آيين هاي بشري وجود داشته، به خصوص در اديان شرق آسيا که گاه حتي کار به پرستش حيوانات هم مي رسيده است. با اين وجود صحيت از حقوق حيوانات يک امر جديد است و ريشه در تفکر جديد دارد. تفکري که بر خلاف آموزه هاي شرقي براي انسان جايگاهي بس فروتنانه در عالم خلقت قائل است و حيوانات را نه از جهت نفعي که براي انسان دارند، بلکه از آن جهت که في حد ذاته ارزشمندند واجد حق حيات ميداند. البته رگه هايي از اين تفکر در آيين هاي ايران باستان ديده مي شود، مثلا طبيعتگرايي محض شاهنامه که در ابياتي اينچنين رخ مي نماياند: سياه اندرون باشد و سنگدل/ که خواهد که موري شود تنگدل . . و يا: ميازار موري که دانه کش است/ که جان دارد و جان شيرين خوش است.
بعد: اما گروهي اعتقاد دارند رعايت حقوق حيوانات اساسا يک مرحله اجتماعي مابعد حقوق بشري است. حقوق بشر به مفهوم مدرن آن. يعني جامعه مدرن اگر در زمينه رعايت حقوق فردي به الزام تام نرسيده بود براي حيوانات ارزش ذاتي و نه فقط ابزاري قائل نمي شد. حتي گفته مي شود اين گذار اکنون به مرحله رعايت حقوق جمادات و اشياء رسيده است. يعني جامعه مدرن به تدريج حقوق ذاتي براي کوهها و رودخانه ها و صخره ها هم فارغ از نفع يا ضرري که براي انسان دارند خواهد رسيد. بر اين مبنا مي توان مراحل گذار از خودپسندي تارخي و عمدتا شرقي بشر را اينگونه برشمرد: از رعايت حقوق فقط يک قشر برگزيده از انسانها به رعايت حقوق همه انسانها فارغ از نژاد و جنسيت و مرام آنها- از رعيت حقوق انسانها به رعايت حقوق حيوانات- و از رعايت حقوق حيوانات به رعايت حقوق اشياء و جمادات. جالب است بدانيم که سي درخت در مسير توسعه يکي از بخشهاي اصلي فرودگاه فرانکفورت قرار دارد. طبق قانون کنوني آلمان اين سي درخت نمي توانند قطع شوند مگر اينکه مردم ساکن در فرانکفورت موافقت خود را در يک رفراندوم رسمي اعلام کنند. يازده سال است که هر سال با هدف جلب رضايت شهروندان اين رفراندوم از نو برگزار مي شود اما با توجه به راي کماکان منفي مردم سي درخت موصوف همچنان برجا مانده و بخش مهمي از طرح توسعه بزرگترين فرودگاه جهان نيز همچنان معوق مانده است. البته که در جهان غير مدرن اينگونه رفتار نمي شود.
سرانجام: بنا به آنچه که بارها نهادهاي فرهنگي منتسب به سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگلها و مراتع اعلام کرده اند بيش از نودونه درصد مطالبات مردم از اين دو سازمان از جنس تخريب و تصرف است. يعني مردم تقاضا دارند اين دو سازمان به آنها اجازه تخريب و تصرف طبيعت را بدهد و برعکس تقاضاي حفاظت و پاکسازي کمتر از يک درصد از مطالبه مردم از اين دو سازمان است. گفته مي شود که مشکل ريشه اقتصادي دارد. به هر حال درآويختن با طبيعت از ديرباز يکي از راههاي سدجوع بوده است. با اين وجود بر مبناي آنچه که گفته شد به نظر مي رسد جان ماجرا برخاسته از يک نوع جهان بيني بومي است: حيوانات و طبيعت فقط از جهت نفعي که براي انسان دارند محترمند و اگر اين نفع لطمه نمي خورد هر استفاده يي از طبيعت و هر رفتاري با حيوانات مي تواند مجاز باشد. گذار از اين مرحله، فقط با چاپ بروشور و انتشار تصاوير توله خرسهاي مجروح سميرمي ممکن نيست. شايد يک جور ديالکتيک پيچيده تاريخي است که به هر حال بايد طي شود. طبق همان روالي که در فراز پيشين ذکر شد.
دکتر ناصر کرميhttp://www.iren.ir/Nsite/FullStory/?Id=7727



 
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 04 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

در این مواقع تمهید مردم می تواند چتر باشد و لباس گرم اما مسئولان چه می کنند آیا نهرهای شهر را لایروبی می کنند،‌ آیا زباله ها را از سطح شهر با دقت تر از همیشه جمع می کنند و .... ؟

البته آنچه در متن این تأکیدات قابل بررسی است، اشاره به وضعیتی است که در بسیاری از شهرهای ما وجود دارد وضعیتی که به ساخت غیراستاندارد معابر شهر و بی توجهی مردم در رعایت درست اصول شهر نشینی باز می گردد.

هر سال با بارش هر باران نسبتاً شدید معابر و خیابانهای اکثر نقاط این شهر دچارآبگرفتگی شده و انجام امور روزمره مردم با مشکلاتی مواجه می شود.

افتادن خودروها در کانالهای دفع آبهای سطحی، توقف خودروها و وسایل نقلیه موتوری به علت آبگرفتگی در خیابانها، فعالیت نکردن تاکسیهای شهری، آژانسهای تاکسی تلفنی و مسافرکشها، تجمع مسافران منتظر تاکسی در خیابانها و ایستگاهها، خرابی خطوط تلفن به علت آبگرفتگی و...  از دیگر مشکلاتی است که هنگام بارندگی همه ساله به طور مکرر در شهررشت اتفاق می افتد.

چون این مشکلات دائمی است باید پرسید آیا نمی شود فکری دائمی برای حل آنها کرد؟

اگرچه در سالهای اخیر مسئولان خدمات شهری شهرداری، ستاد حوادث غیرمترقبه و دستگاههای اجرایی که با کارهای عمرانی زیربنایی در شهر ارتباط دارند هماهنگی و تلاش می کنند که این مشکلات کمتر شود اما مشکلات همچنان وجود دارند.

جمعی از صاحبنظران و کارشناسان معتقدند، معضل آبگرفتگی در معابر شهر مختص به فصل بارش نیست و ممکن است در فصل تابستان هم شاهد آبگرفتگی در خیابانها باشیم اما در فصول بارش به دلیل جاری شدن حجم بیشتر آب در نهرها و جداول این مشکل آشکارتر شده و بیشتر به چشم می آید.

در کنار این وضعیت باید به رفتار شهروندی هم توجه کرد متأسفانه هنوز هم بسیاری از شهروندان این نکته را که محیط شهری یک خانه بزرگتر است که باید در پاکیزگی آن دقت بسیاری کرد مورد توجه قرار نمی دهند.

نمونه های این بی تفاوتی را هم می توان در انداختن زباله در جداول مشاهده کرد، انباشته شدن این زباله ها در نهرها و جوی های شهر باعث می شود که بعد از هر بار بارش آب جاری در جوی کنار خیابان بالا آمده و روانه معابر شود.

ساخت و سازهای غیراصولی، آسفالتهای نامناسب و عدم رعایت زیرساختهای مناسب در سطح شهر و کنده ‌کاری‌های مختلف برخی از ادارات موجب مسدود شدن راههای آب و اگوها شده و به آبگرفتگی معابر و خیابانهای شهر رشت دامن می‌زند.

همچنین آبگرفتگی برخی منازل و مجتمع های مسکونی به علت رعایت نکردن اصول مهندسی در ساخت و ساز آنها است. اگر این مشکل را در کنار بی توجهی مردم در رعایت اصول اولیه زندگی شهری قرار بدهیم شاید بتوانیم به راز معضل قدیمی آبگرفتگی معابر در شهرهای کشور پی برد.


مدیرعامل آب و فاضلاب شهری گیلان گفته بود: سیستم دفع فاضلاب رشت قدمتی 40 ساله دارد و تا یک حدی فشار آب را تحمل می‌کند و بعد از آن شاهد آبگرفتگی هستیم.

 


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 03 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

تولیدکننده یا مصرف کننده ؛ مقصر اصلی بدهکاری زمین کدام است؟!


 
     یکی از بحران‌های محیط زیستی جهان معاصر که آشکارا بر روی ردپای بوم‌شناختی یا Ecological Footprint کره زمین، اثری کاهنده و پس‌رونده باقی نهاده و می‌نهد، شتاب نگران‌کننده‌ی میل به مصرف بیشتر است. جالب این که از جمله مهم‌ترین مؤلفه‌هایی هم که اینک از آن با عنوان دلیل اُفت رشد اقتصادی در اغلب کشورهای جهان، بیم از فروپاشی اتحادیه اروپا، ورشکستگی بانک‌ها در ایالات متحده آمریکا و نظایر آن، یاد می‌شود، همانا کاهش معنی‌دار میل به خرید در بین مصرف‌کنندگان کالاهای مختلف است؛ رخدادی که خود ریشه در کاهش قدرت خرید مردم دارد که البته نتیجه اُفت رشد اقتصادی است!
    به دیگر سخن، لازمه شکوفایی بیشتر در حوزه اقتصاد، افزایش میل به مصرف است؛ یعنی همان پیراسنجه‌ای که دورنمای زیستن در کره زمین را به چالش گرفته است! ناسازه یا پارادوکسی که آن بخش از مدیریت هوشمند جهان را خواسته یا ناخواسته در انتخاب بین بد و بدتر، سرگردان کرده و مدیریت ناهوشمند و آزمند را هم به سمت تولید بیشتر به هر قیمتی سوق داده است. 
    وضعیت چنان حاد شده که بر بنیاد مطالعاتی که گروهی از دانشمندان جهان به رهبری ماتیس واکر ناگل در سال 2002 انجام داده‌اند، مجموع تقاضای بشر برای نخستین بار در سال 1980 از میزان بازتولید کره زمین فراتر رفت و اینک در ماه سپتامبر ، هفت میلیارد انسان روی زمین، همه‌ی تولید سالانه این یگانه کره‌ی قابل سکونت را مصرف می‌کنند. به عبارت دیگر، پیش از آن که ورشکستگی بزرگ اقتصادی، دامن اروپا و آمریکا را بگیرد؛ بدترین نوع ورشکستگی گریبان کره زمین را گرفته و او را در بدهکارترین موقعیت در طول 4.6 میلیارد سال عمر دراز خویش قرار داده است .
 
     اما آنچه که حیرت نگارنده را بیشتر برمی‌انگیزد، نگاهی به بازار تولید و فروش جنگ‌افزار در جهان و مهم‌ترین کشورهای تولید‌کننده، صادرکننده و مصرف کننده در این حوزه است.
    به سخنی دیگر، اگر کشیدن افسار مصرف بیشتر در برخی از حوزه‌های غذایی و پوشاک و نظایر آن، کار چندان ساده‌ای نیست، انتظار می‌رود که آدم‌زمینی‌ها دست‌کم آنقدر درایت داشته باشند تا منابع ارزشمند خود را به تولید جنگ‌افزار بیشتر اختصاص ندهند؛ جنگ‌افزاری که اگر مورد استفاده قرار نگیرد، هدررفت سرمایه است و اگر خدای ناکرده به مصرف برسد؛ منجر به تخریب و تاراج بیشتر محیط زیست انسانی و طبیعی خواهد شد.
    با این وجود، می‌بینیم که نه‌تنها رونق تولید و فروش جنگ‌افزار در جهان کاسته نشده است، بلکه آن کشورهایی در شمار مهم‌ترین صادرکنندگان اسلحه در جهان قرار دارند که خود را بیش از همه، حامی و طرفدار محیط زیست می‌دانند! آیا از این طنز، تلخ‌تر هم سراغ دارید؟
    به عنوان مثال، می توان به وضعیت کشور سوئد اشاره کرد؛ کشوری که یکی از افتخارات دولتش در همین چند سال اخیر، آن بوده که دست کم 9 درصد جلوتر از تکالیف پیمان کیوتو حرکت کرده و برای مهار جهان‌گرمایی سخت کوشیده است و همان کشوری که پیشرفته‌ترین طرح‌های تفکیک زباله از مبدأ را به نام خود ثبت کرده است. امّا وقتی مشاهده می‌کنیم که نام همین کشور، در شمار ده کشور نخست صادرکننده جنگ‌افزار در جهان قرار دارد  و وقتی درمی‌یابیم که عمده‌ترین خریداران اسلحه از سوئد، کشورهایی چون پاکستان، آفریقای جنوبی، هندوستان و رژیم‌های غیر دموکراتیکی چون عربستان سعودی و امارات متحده عربی هستند، به این نتیجه می‌رسیم که چرا روزگار زیستن در زمین، مصداق بارز آن ضرب‌المثل معروف است که می‌گوید: هر سال دریغ از پارسال ...
    به نظر شما گناه کدامیک بیشتر است؛ دولت‌هایی که ارزشمندترین سرمایه‌های ملی خود را در پای خرید ابزارهای نابودکننده‌ی سوئدی و آمریکایی و آلمانی و نظایر آن می‌ریزند؟ و یا آن کشورهای ثروتمندی که با اتکاء به چنین ثروتی، دم از صلح پایدار و محیط زیستی ماندگار برای همه می‌زنند؟! آیا کسی که ادعای دانستن بیشتر دارد، نباید برای برهم زدن این معادله‌ی شرم‌آور از خود شروع کرده و جنگ‌افزار نسازد تا تقاضا برای مرگ زمین و انسان کاهش یابد؟
 



نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 03 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

چرا دراز شدن پاي يك پروانه مي تواند نگران كننده باشد؟

    می‌گویند: دانشمندان ژاپنی ثابت کرده‌اند پاهای نوعی پروانه ساکن در زیستگاهی که هزاران کیلومتر از ایران دور است، دارد بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود!

    می‌گویم: مهم نیست که چقدر با ایران فاصله دارد، مهم این است که نه فقط مردم ژاپن، که همه مردم جهان - از جمله ایرانیان - باید نگران درازتر شدن پای این پروانه باشند!
    در یادداشت پیش رو که امروز در
صفحه 13 روزنامه اعتماد هم منتشر شده است، به چرایی این نگرانی پرداخته‌ام:

    برخي مردم جهان - به ويژه ما ايراني ها - ممكن است به تدريج ماجراي سونامي اسفندماه 1389 و بروز فاجعه در نيروگاه داييچي- Dai-ichi - واقع در فوكوشيماي ژاپن را فراموش كنند: اما بي‌شك ژاپني‌ها نه تنها هرگز فراموش نخواهند كرد، بلكه ممكن است با وجود گذشت بيش از 500 روز از آن رويداد دلخراش، همچنان بر ابعاد نگراني‌هاشان افزوده شود. به عنوان مثال، اخيراً دانشمندان ژاپني با قطعيت بروز يك جهش ژنتيكي را در نوعي پروانه محلي موسوم به Zizeeria maha به اثبات رسانده‌اند: جهشي كه البته مي‌توانست زياد نگران‌كننده نباشد، اگر روي پروانه‌اي شكل مي‌گرفت كه زيستگاهش در اطراف فوكوشيما نبود! ولي اينك، جهش يادشده به شدت بر ابعاد نگراني‌ها افزوده است: زيرا متخصصان ژاپني مي‌گويند آلودگي‌هاي حاصل از بروز آن فاجعه اتمي و نشت رادیواکتیو، سبب پيدايش ژن‌هاي معيوب شده و در نتيجه پروانه‌هاي اين منطقه، پا ها و شاخك‌هاي درازتري پيدا كرده‌اند و شكل بال‌هاشان نيز به طرز غيرعادي تغيير يافته است. تأمل‌برانگيزتر آن كه در نسل اول اين پروانه‌ها فقط آثار تغيير و جهش در حد 12 درصد ظاهر شده بود، اما اينك از مرز 52 درصد گذشته و همچنان در حال گسترش است.
    چنين است كه دانشمندان ژاپني، شايد با وجود ميل اغلب دولتمردان محافظه كارشان كه ترجيح مي دهند وانمود كنند همه چيز آرام و ابعاد آن اتفاق ناخوشايند در داييچي كاملاتحت كنترل است: چاره يي نداشتند تا به وظيفه خود عمل كرده و نسبت به افزايش جهش‌هاي ژنتيكي در پروانه‌هاي جمع‌آوري شده در اطراف منطقه فوكوشيما هشدار دهند: هشداري كه نه فقط مردم ژاپن بايد آن را جدي بگيرند، كه همه‌ی مردم ساكن در همه‌ی قاره‌هاي جهان بايد به ابعاد آن بيانديشند و آن را جدي بگيرند.

    وقتي چند سال پيش جانورشناسان آمريكايي دريافتند كه علت ضعيف شدن جدار بيروني تخم‌هاي پنگوئن‌ها در جنوبگان و احتمال نابودي نسل اين حيوانات زيبا، ناشي از مصرف ددت توسط بشر در نيم قرن پيش است: يا وقتي كه مي‌شنويم پلاستيك‌هايي كه آدم ها در طول 50 سال اخير وارد محيط زيست كرده اند، اكنون به از بين بردن یا در معرض انقراض قرار گرفتن نسل 247 آبزي در اقيانوس آرام منجر شده است: حق داريم و بايد كه به ابعاد كشف اخير دانشمندان ژاپني بيش از پيش توجه كرده و نگران شويم! حق نداريم؟ چرا که اگر آثار نشت رادیواکتیو در فوکوشیما، توانسته منجر به بروز جهش ژنتیکی در نوعی پروانه شود، چه بسا که قادر باشد، جهش‌های دیگری را بر روی آن گروه از آبزیان دریا، پرندگان، گیاهان و دیگر موجوداتی بوجود آورد که ممکن است باواسطه یا بی‌واسطه در زنجیره غذایی به انسان برسند و آنگاه این دیگر فقط مردمان ساکن در سرزمین کوچک ژاپن نیستند که از ابعاد این جهش ژنتیکی آسیب خواهند دید! نه؟
    به یاد بیاوریم، یکی از بندهای بیانیه پایانی
جنبش غیرمتعهد در تهران را که تمامی اعضا خواستار خاورمیانه‌ای عاری از سلاح‌های هسته‌ای شدند و بیاد بیاوریم که دولت آلمان در پاسخ به درخواست مردمش تصمیم گرفته تا 9 نيروگاه اتمي خود را تا سال 2022 از مدار خارج کند .
    خواستم بگویم که کاش در بیانیه تهران یک گام فراتر رفته و خواستار جهانی بدون جنگ‌افزار یا نیروگاه اتمی می‌شدیم و هزینه‌های گزاف در این حوزه را به سوی استحصال کارآمدتر و ارزان‌تر انرژی خورشیدی و بادی هدایت می‌کردیم که بی‌شک جهانی امن‌تر با محیط زیستی سالم‌تر برای همه به ارمغان می‌آورد و این البته به عدالت نزدیک‌تر است! نیست؟

 



نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 03 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

پژوهشی که قانون ایمنی زیستی را به چالش می‌کشد!

    زمانی که علی لاریجانی در مقام رییس مجلس شورای اسلامی در 21 مرداد 1388، قانون جنجالی ایمنی زیستی جمهوری اسلامی ایران را سرانجام برای اجرا به رییس جمهور ابلاغ کرد؛ بسیاری از مخالفان این قانون همچنان ناباورانه و نگران به پیامدهای آن چشم دوخته بودند (حتی خبرگزاری محیط زیست ایران در آن زمان، این ماجرا را داغ‌ترین خبر محیط زیستی خود نامید و از یک افشاگری بزرگ خبر داد). در حقیقت، هر چند از بکارگیری محصولات تراریخته در دنیا که با دستکاری ژنتیکی ساخته می‌شوند) موسوم به Genetically modified Organism یا GMOs) حدود 15 سال می‌گذرد، اما منتقدین این روش بر این باورند که چنین زمان اندکی هرگز پاسخگوی بررسی دقیق آثار درازمدت این دستکاری‌ها بر روی سلامت مصرف‌کنندگان و جهش‌های ژنتیکی ناخواسته نیست. 
    اینک، امّا انتشار یک گزارش علمی توسط گروهی از دانشمندان فرانسوی در هفته گذشته، سبب شد تا بار دیگر مخالفت‌ها نسبت به فراگیرترشدن استفاده از چنین روش‌هایی در جهان افزایش یابد. بر بنیاد آزمایش‌های اخیر که نتایج آن روز چهارشنبه گذشته – 29 شهریور 1391 – در بسیاری از مجلات علمی، روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های معتبر جهان منتشر شد، تأیید گردید که مصرف محصولات غذایی اصلاح شده از نظر ژنتیکی یا همان محصولات تراریخته، می‌تواند برای سلامتی انسان‌ها خطرناک باشد. زیرا دانشمندان فرانسوی با تکیه بر یک سری آزمایش‌های گسترده بر روی موش‌های آزمایشگاهی، نشان دادند که مصرف تراریخته‌ها به تولید تومور و خرابی دستگاه‌های داخلی بدن می‌انجامد.
    به دنبال انتشار این گزارش، گروه پرشماری از فرانسوی‌ها و دیگر مردم ساکن در اروپا، در همان روز در مقابل پارلمان اروپا به تولید مواد غذایی تراریخته و شرکت‌های وابسته به آن اعتراض کردند. نکته‌ای که حیرت نگارنده را از میزان نفوذ رسانه‌های گروهی در اروپا در بین مردم و درصد قابل توجه خوانندگان روزنامه برانگیخت! چرا که متأسفانه هرگز فکر نکنم با درج چنین خبری در همه‌ی روزنامه‌های تهران هم، بتوان شاهد کوچکترین اعتراضی در همان روز و در مقابل صحن بهارستان یا سازمان حفاظت محیط زیست باشیم! کیست که نداند چرا اینگونه است؟
    بگذریم ...
    آنچه که نگارنده در صدد هشدار آن است، یادآوری یک رخداد تاریخی مربوط به دهه‌های میانی قرن بیستم است؛ زمانی که توماس بورولوگ، معروف به پدر انقلاب سبز در کشاورزی، پیروزمندانه و سرخوشانه اعلام کرد با بکارگیری انواع مختلفی از مواد سمی و آفت‌کش (مانند د.د. ت) می‌توان غذای کافی برای همه‌ی مردم ساکن در کره زمین فراهم کرد و کابوس مالتوس را برای همیشه به خاطره‌ها سپرد. لیکن چند دهه بعد ثابت شد که مصرف د.د.ت و بسیاری از آن آفت‌کش‌ها، بیشتر از آن که آینده زندگی در کره زمین را روشن کنند، تیره و تار می‌کنند. به نحوی که اینک سالهاست مصرف چنین سمومی در کشاورزی ممنوع شده و روش‌هایی چون بی‌خاکورزی توصیه می‌شود. در مورد محصولات تراریخته هم، شاهد شنیدن شعارها و جملاتی بسیار شبیه بورولوگ بوده‌ایم؛ شرکت‌های تولید کننده این محصولات مشکوک، با قاطعیت از کیفیت مطلوب محصولات‌شان خبر داده و آن را یگانه راه مقابله با تهدیدات امنیت غذایی معرفی کرده‌اند؛ به نحوی که هم‌اینک در ایالات متحده آمریکا بیش از 62 میلیون هکتار از اراضی به کشت چنین محصولاتی نظیر سويا ، ذرت ، پنبه ، كلزا و برنج اختصاص یافته است؛ رقمی که در آرژانتین به حدود 21 میلیون هکتار، برزیل 15 ميليون هكتار، هند 7 ميليون هكتار، كانادا 6 ميليون هكتار و چين 4 ميليون هكتار می‌رسد . محصولاتی که با افتخار از صفت مقاومت به علف‌كش در كنار صفت مقاومت به آفات در آنها یاد می‌شود و قرار بوده در ایران هم دست کم نیم میلیون هکتار از وسعت اراضی کشاورزی به تولید آنها اختصاص یابد.
    گاه با خود می‌اندیشم: این همه سرعت برای افزایش شمار آدم‌ها و فراهم کردن غذا به هر بهایی و با هر کیفیتی در کره زمین برای چیست؟ آیا بهتر نیست به جای تأمین غذا با چنین کیفیت تردیدآمیزی برای دهان‌های پر شمار ِگرسنه، بکوشیم تا با کاهش نرخ زاد و ولد در کره زمین، زندگی با کیفیت‌تری را برای همگان تحقق بخشیم؟ آیا این به عدالت نزدیک‌تر نیست؟

منبع: http://darvish100.blogfa.com/post-2247.aspx

 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 03 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

تخریب شتابان پردیس‌های تهران نشانه چیست؟!

    هفته گذشته پایگاه خبری فضای سبز و محیط زیست ایران (سبزپرس)، اقدام به انتشار گزارشی مصور از روند خاموش اما شتابان قطع درختان در یکی از باغ‌های قدیمی منطقه شمیران واقع در جنب اردوگاه شهید باهنر (منظریه سابق) و پارک جمشیدیه کرد  که متأسفانه تا این لحظه هیچ واکنشی را از سوی مسئولین شهرداری و معاونت فضای سبز این نهاد شاهد نبوده‌ایم. این در حالی است که برخی از درختان قطع شده در این باغ 2.5 هکتاری، بین 50 الی 100 سال عمر داشته و به وسیله‌ی کاریزی پرآب و قدیمی، سالهاست که مشروب می‌شده‌اند. حتا برخی از شهروندان تهرانی و ساکن در محل - از جمله دکتر کاظم اکبری - به نگارنده گفتند: تاکنون چندین بار مراتب اعتراض خود را به مسئولین شهرداری و واحد پیگیری شکایات مردمی گزارش کرده‌اند، اما عملاً روند خشک کردن درختان (با ریختن مخفیانه و شبانه مواد سمی در پای آنها) و قطع پایه‌های خشک شده بیش از یک سال است که ادامه دارد؛ چرا که انگار برج‌های چند میلیاردی در نوبت استقرار در محل قرار گرفته‌اند! چرا؟
    مگر همین مسئولین شهرداری تهران نبودند که سال گذشته در مواجهه با قطع درختان در باغ قلهک وابسته به سفارت انگلیس در تهران، شدیدترین واکنش‌ها را نشان دادند و بسیاری از فعالین محیط زیست هم ضمن محکوم کردن اقدام سفارت انگلیس، خواستار آن شدند تا این رویه شهرداری، در دیگر زمینه‌ها هم گسترش یافته و دیگر شاهد نابودی بهترین و سبزترین پردیس‌های این شهر دود گرفته نباشیم؛ شهری که سرانه‌ی فضای سبز شهروندانش با حدود 12 متر مربع، فاصله بسیاری تا استانداردهای جهانی آن (25 متر مربع) دارد.
    یادمان باشد اگر به نقشه‌های موجود از شهر تهران مربوط به سال 1335 نگاه کنیم، با شگفتی درخواهیم یافت که متجاوز از 70 درصد محدوده‌ی تهران امروز در آن زمان، پوشیده از باغ و سبزینه بوده است؛ نسبتی که در سال 1355 به 55 درصد کاهش یافت و اینک در بهترین و خوشبینانه‌ترین برآوردها، تنها حدود 15 درصد از آن مساحت، همچنان دارای پوشش سبز است . به راستی اگر نام این فرآیند ویران‌گر و پس‌رونده، بیابان‌زایی نیست، پس بیابان‌زایی چیست؟ آن هم بدترین و شتاب‌ناک‌ترین نوع بیابان‌زایی با ریشه انسانی در سرزمینی که از بیشترین و متراکم‌ترین تسهیلات رفاهی، دانشگاه و طبقه تحصیل‌کرده و فعال محیط زیست هم برخوردار است!
 
     آقای قالیباف عزیز:
    آیا حق نداریم نگران شویم و از خود بپرسیم: اگر سرنوشت محیط زیست تهران در نزدیک‌ترین فاصله به رکن چهارم دموکراسی و در پیشگاه نمایندگانی از رسانه‌های گوناگون دیداری، شنیداری، نوشتاری و مجازی این است؛ دیگر چه انتظاری داریم که رویشگاه جنگلی محمدآباد ریگان در جنوب بم حفظ شود؟!
    این در حالی است که شهرداری تهران، در دوران مدیریت محمّدباقر قالیباف برای نخستین بار اقدام به تأسیس شایسته یک نهاد سبز با عنوان ستاد محیط زیست کرده و هر از چندگاه پاتوق‌های محیط زیستی با حضور فعالان این حوزه برپا می‌کند و همین چندی پیش هم یک جشنواره محیط زیستی در بوستان ولایت را برپاداشت. آیا آن تظاهرات دیداری نباید دست‌کم منجر به مشاهده قاطعیت بیشتر شهرداری در مواجهه با افرادی باشد که به راحتی و برای برخورداری از سودی بیشتر، بهترین، مؤثرترین، بی‌ادعاترین و خاموش‌ترین زیستمندان شهر که همانا درختان مظلومش باشد را به تیغ تبر مهمان می‌کنند و تیشه به ریشه می‌زنند؟
 
    انعکاس در روزنامه آرمان
 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 03 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

پیامدهای دخالت انسان در محیط

 

  اکوسیستم های بزرگ جهان آن چنان در معرض تخریب قرار دارند که این امر به صورت بزرگترین معضل جوامع انسانی درآمده است. ارقام زیر دلهره آور هستند: 50-25 درصد از چوشش گیاهی و گونه های جانوری پیش از پایان سده جاری مضمحل خواهند شد. جنگلها از نظر وسعت رو به کاهش و بیابانها رو به گسترش دارند. فرسایش، خاکهای حاصلخیر را از میان بر می دارد. گرمایش کرده زمین به اثرات مخربی بر محیط زیست دارد. تئودور روزولت در 1959 م. گفت: اگر نسل فعلی به تخریب منابع ادامه دهد، برای فرزندان ما چیزی باقی نخواهد ماند. پیش از او، مالتوس در سده 18 م. رابطه میان افزایش جمعیت و منابع غذایی را مطرح ساخت. اینها و سایر دلنگرانیها زمینه ساز سکل گیری فعالیتهای سبزها و دیگر نهادهای غیردولتی هوادار اکولوژی در اروپا شد. جغرافیدانان امروزی نمی توانند آنچه را که بر سر محیطهای کره زمین می آید، تحمل کنند. خسارات هوارده به هوا، آب، خاک و پوشش گیاهی جغرافیدانان را وادار به اتخاذ دیدگاهی متفاوت و معتدل تر به جهان وادار می سازد. اگر چه آنان نسبت به داده هایی که اکولوژیستها در مورد خرابیهای ناشی از فعالیتهای انسانی، نظر متفاوتی دارند، اما این معضل آنقدر جدی است که بنیادهای لازم را برای تحلیلهای جغرافیایی آتی فراهم می سازد.


كد مطلب: 168800
 
تعداد نمایش: 1670

http://www.ensani.ir/fa/content/168800/default.aspx

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 02 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

تولید علوفه در گیلان ضروری است/ لزوم توسعه دامپروری و اشتغال
رشت - خبرگزاری مهر: رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان بر ضرورت تولید علوفه در استان با هدف توسعه دامپروری تاکید کرد.

 

اردشیر روحی ماسوله در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: این استان در بخش تامین علوفه دامی یکی از مستعدد ترین و اساسی ترین مناطق کشور است.

 

 

وی همچنین با اشاره به اینکه هم اکنون بیش از 50 درصد علوفه دامها از خارج استان تامین می شود، اظهارداشت: این در حالیست که در دیلمان و رودبار اراضی شیبداری وجود دارد که می تواند بستر مناسبی برای تولیدعلوفه باشد.

 

رئیس جهاد کشاورزی گیلان گفت: توسعه دامپروری در استان با توجه به موقعیت منحصر به فرد آب و هوایی امری اجتناب ‌ناپذیر بوده که باید به موضوع تامین علوفه مورد نیاز و توسعه کشت علوفه توجه ویژه شود.

وی افزود: گیلان دارای منابع غنی و چشمگیری برای گسترش کشاورزی و دامپروریست و با بهره برداری از تمامی استعدادهای بالقوه موجود می توان محصولات کشاورزی و دامی بیشتری را تولید کرد.

 روحی ماسوله اظهارداشت: ویژگی های طبیعی استان به خوبی نشان می دهد که زیربخش اموردام توانایی لازم را در تامین مواد پروتئینی از قبیل گوشت قرمز، مواد لبنی، گوشت سفید، تخم مرغ، عسل و همچنین پاسخگویی به مسائلی همچون اشتغال، رفاه اقتصادی، اجتماعی، رشد اقتصادی را دارد.

وی یادآوردشد: درصورت بهره برداری اصولی ازامکانات طبیعی و نیروی انسانی موجود استان می توان حداکثربهره وری و در نهایت افزایش مشاغل وفعالیتهای مولد را بوجود آورد.


 امانت داری و اخلاق مداری

استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع  "خبرگزاری مهر"  مجاز است.



نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 02 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

لزوم جلوگیری از تخریب محیط زیست با مدیریت صحیح و دفع اصولی پسماندها
رشت - خبرگزاری مهر: مدیرکل محیط زیست گیلان گفت: با مدیریت صحیح و دفع اصولی پسماندها می توان از تخریب محیط زیست جلوگیری کرد.

امیر عبدوس در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: عدم دفع پسماندها به صورت صحیح آسیبهای جبران ناپذیری بر آب، خاک، هوا و محیط زیست وارد خواهد کرد.

 

وی با بیان اینکه پسماندها از شاخص های مهم آلودگی محیط زیست است، اظهارداشت: پسماندها بجای اینکه بصورت غیر اصولی در دل زمین دفع شوند می توان فعالیتهای گوناگونی که بر مبنای اصول علمی است انجام داد تا از معضلات، مشکلات و آلودگی های ناشی از پسماند رهایی یافت.

 

مدیرکل محیط زیست گیلان همچنین آلودگی آب را مهمترین مشکل زیست محیط استان دانست و گفت: این استان دارای  بیشترین حجم آب های زیر زمینی بوده و عواملی که آبهای زیر زمینی را تهدید می کند شامل فاضلاب های صنعتی، شهری و شیرابه پسماندها شهری است.

وی با بیان اینکه اقدامات موثر و گسترده ای باید در سطح استان برای بهبود این وضعیت انجام شود، گفت: بر اساس ضوابط دفن بهداشتی پسماندها هیچ نقطه ای برای دفن پسماند در گیلان وجود ندارد.

عبدوس ادامه داد: در تمام 31 مرکزدفن پسماند که در استان وجود دارد همه زباله ها بصورت غیر بهداشتی دفن می شود.

وی یادآورشد: سفرهای آب های زیر زمینی آلوده هستند اما میزان آلودگی بر اساس استاندارد ها و مقادیر مجاز از سوی آب و فاضلاب شهری، روستایی و شرکت آب منطقه ای گیلان بررسی می شود اگر از آن حد استاندارد آلودگی بالا تر باشد باید به مردم اطلاع رسانی شود از آب چاه استفاده نکنند.


 امانت داری و اخلاق مداری

استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع  "خبرگزاری مهر"  مجاز است.


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 02 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...6263646566...115صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 5531.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران