Environmentalist


طبیعت در قاب دوربین/
زمين؛ جايي براي صلح و دوستي
 

 

 

 بزرگنمایی
گاهی نیازی نیست اتفاقی عجیب و غیرعادی رخ دهد تا عکس هایی از آن در رسانه ها منتشر شود. در دنیای پر سر و صدای امروز با انبوه اتفاقات بد و بعضاً خوب(!) هر از گاهی بهتر است که اصل و منشأ و سرآغاز را به یاد بیاوریم؛ طبیعت را با تمام لطافت ها و خشونت هایش در ذهن مرور کنیم و (هر چند از پشت مانیتور) ظرافت های آن را در خاطر بیاوریم. قلب های تپندۀ کره زمین را دوست بداریم و بدانیم، آنچه بیش از هرچیز ما را در این کره خاکی پایدار می کند، صلح و دوستی است. (این عکس ها از مجموعه عکس های نشریه معتبر National geographic انتخاب شده اند.)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 23 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

نوشته شده در ساعت 12:47:03 , مورخ 22/07/1391
کد خبر : 91071057
منبع:http://isdle.ir/news/index.php?news=8830

پس از چندین سال جستجو:
گونه «آگامای سروزغی دم سیاه» در «کلوت بابک» شناسایی شد

 

 

 

 بزرگنمایی
پژوهشگران «کانون سبز فارس» موفق شدند تا پس از سال ها جستجو، یک گونه مارمولک به نام «آگامای سروزغی دم سیاه» را در «کلوت بابک» شناسایی کنند. دمای عمومی این منطقه 62 درجه سانتیگراد است و پیشتر تصور آن می رفت که هیچ گونه زنده ای در این منطقه قادر به زندگی نیست.

«بهمن ایزدی»، رئیس هیئت مدیره کانون سبز فارس در این باره به سبزپرس گفت: در ادامه تحقیقات چندین ساله کانون سبز فارس در خصوص مطالعه و شناسایی پدیده های طبیعی بیابان لوت و همچنین بررسی چرخه اکولوژی لوت که به شناسایی و جمع آوری بیش از چهل گونه جانوری اندمیک و منحصر بفرد این بیابان منجر شده است، در روزهای پایانی تیرماه سال جاری پس از سال ها جستجو و پژوهش، موفق به شناسایی آگامای سر وزغی دم سیاه در زیستگاهشان واقع در کلوت بابک در جنوب شرق منطقه گندم بریان (ریگ سوخته) و در دمای بیش از 62 درجه سانتیگراد شدند.
او ادامه داد: در این برنامه تحقیقاتی دو آگاما توسط محققان کانون سبز فارس زنده گیری شدند و پس از بررسی و مطالعه خزنده شناسان در خصوص گونه و جنس این خزندگان و همچنین مطالعه رفتار آنان در دما و اقالیم گوناگون، طی 70 روز تحت نظر و مورد مطالعه و تحقیق بیولوژیست ها و خزنده شناسان قرار گرفتند. سپس آگاماهای مذکور طی برنامه سفر به لوت که در هفته گذشته برگزار گردید، به زیستگاهشان انتقال و رهسازی شدند.
این فعال محیط زیست خاطرنشان کرد: آگاماهای بیابان لوت برای نخستین بار، شناسایی و زنده گیری شدند و براساس نظر کارشناسان این گونه با دیگر گونه ها از نظر اندام، رنگ و برخی رفتارها تغییراتی دارد که متأثر از وضعیت ژئومرفولوژی زیستگاهشان است و ضمن منحصر بفرد بودنشان، از جمله هویت های ارزشمند طبیعی بیابان لوت محسوب می شود.
او تاکید کرد: منحصر بفرد بودن این گونه، برنامه های مدیریت پایش و حفاظت از تنوع زیستی و مناطق طبیعی بیابان لوت را طلب می کند تا توسط برنامه ریزان بخش دولتی ذیربط مورد حمایت جدی قرار گیرند.

شناسایی این گونه های زنده در حالی است که پیش از این، همواره اعلام می شد که منطقه گندم بریان و کلوت بابک به دلیل گرمای بیش از حد تحمل جانداران، فاقد گیاه و جانور و هرگونه صورت حیات از جمله میکروارگانیزم های زنده است. 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 23 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

نوشته شده در ساعت 12:04:28 , مورخ 15/07/1391
کد خبر : 91071037
http://isdle.ir/news/index.php?news=8811

آیا اکوتوریسم روشی مطمئن برای حفاظت از محیط زیست است؟
مریم قدیری خاناپشتانی


 

 

 بزرگنمایی

سال هاست که اکوتوریسم به عنوان راهی مطمئن برای حفاظت از منابع طبیعی و همچنین ایجاد درآمدی برای مردم محلی معرفی شده است. ولی آیا حضور مردم در هر جا به اسم «طبیعت گردی بدون ردپا» امکان پذیر است و آیا اکوتوریسم برای هر منطقه و موقعیتی بی ضرر است؟

اکوتوریسم اولین بار در سال 1991 معرفی شد و مخاطب های زیادی را جذب کرد. واژه اکوتوریست به افرادی گفته می شود که برای لذت بردن از طبیعت و رها شدن از مدرنیته و زندگی روزانه با کوله بار کوچکی راهی طبیعت می شوند و غیر از ردپای کوچکی که بر زمین می گذارند، هیچ گونه آسیبی از حضورشان به طبیعت نمی رسانند. این ایده با استقبال شگرفی روبرو شد به طوری که در طی دهه 1990 رشد اکوتورسیم دوبرابر شد در حالی که توریسم تنها شش درصد رشد یافت. گسترش این صنعت در مکان هایی که گونه های جانوری باشکوه و زیبا وجود داشتند -گونه هایی همچون پاندا در چین- که برای مردم جذابیت فراوان دارند، بیشتر است.

اکوتوریسم بازدید از طبیعت است ولی اساس و درون مایه آن توسعه پایدار است و به همین دلیل بسیار بی نقص و دوستدار با طبیعت به نظر می رسد. از اهداف ارجح دیگر برنامه های اکوتوریسمی، مشارکت مردم محلی است.

اکوتوریسم علاوه بر ایجاد مشارکت مردم بومی (اشتغال زایی و ایجاد درآمد) و همچنین جذب مردم غیر بومی برای بازدید به عنوان اکوتوریست، سهم بسزایی در جذب توریست خارجی و سرمایه های آنها دارد به طوری که در کشوری همچون کاستاریکا اکوتوریسم دومین منبع اصلی درآمد کشور است. در حال حاضر بسیاری از کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه همچون کشورهای افریقایی، میزبان اکوتوریست های اروپایی و امریکایی هستند.

در کنار همه نکات مثبت اکوتوریسم، اکولوژیست های بسیاری معتقدند که در آمد حاصل از این نوع فعالیت ها در مقابل تاثیرهای مخربِ وارده به طبیعت در مقیاس بزرگ ناچیز است. عده ای، اکوتوریسم را نقطه مقابل حفاظت از طبیعت نامیده اند چه بسا که به واسطه بازدید، امکان معرفی انسان به نقاط دور از دسترس با تخریب انسانی کمتر فراهم می آید؛ انسانی که حضورش رویه اصلی طبیعت را بر هم می زند. برخی اکوسیستم ها به خصوص جزایر و کوه ها، جزء زیستگاه های شکننده هستند، که در صورت عدم کنترل تعداد بازدیدکنندگان و فشار ایجاد شده توسط انسان، به سرعت رو به تخریب می روند.

بسیاری از اکولوژیست ها ریشه این مشکلات را در عدم تعریف درست از اکوتوریسم می دانند؛ چرا که عده ای که تنها به اکوتوریسم به دید اقتصادی نگاه می کنند، برای راحتی بازدید کنندگان احداث هتل در یک منطقه را ضروری می دانند ولی این ساخت و ساز  با معیارهای اصلی اکوتوریسم از جمله توسعه پایدار منافات بسیار دارد.

«آیلوارد» در سال 1996 چهار معیار محیط زیست را بازدید، سرمایه گذاری، اکولوژی و اقتصاد نامید. این چهار معیار در عین ارتباط متقابل باید تعریف و کنترل شوند.

از جمله عواملی که موجب شکست رابطه اکوتوریسم با طبیعت می شود را می توان تغییر زیستگاه طبیعی نامید. تعداد زیاد بازدیدکننده ها، ایجاد جاده های دسترسی حتی جاده های فرعی و خاکی و فرسایش خاک عوامل اصلی تخریب اکوسیستم ها هستند. عامل دیگر عدم مشارکت مردم بومی و  نامناسب بودن کاربری اراضی توسط آنها است. اکوتوریسم می تواند موجب کاهش گونه های جانوری مخصوصاً گونه های بزرگ از جمله گوشتخوارها و نیز موجب تغییر رفتار گونه ها شود.   

مورد دیگر، هزینه ورود به این مناطق است که بسیار با اهمیت است. چه بسا که نه تنها در آمد حاصل صرف حفاظت خود منطقه می شود و نیز می توان قسمت های بیشتری را تحت حفاظت قرار داد، بلکه می توان رضایت افراد بومی مشارکت کننده را بهتر جذب کرد. در بسیاری از نقاط دیدنی ایران، هزینه ورود به مناطق در مقابل هزینۀ بالای رسیدن به مقصد (هزینه زمان و هزینه سوخت و آلودگی ایجاد شده توسط آن) بسیار ناچیز است. و به ازای چنین درآمد ناچیزی، صیانت و نگهداری بسیار ضعیفی نیز صورت می گیرد. در سال های اخیر بسیاری از ایرانی ها به سفرهای خارجی و صرف هزینه های زیاد در کشورهای همسایه می پردازند، در صورتی که ورودی هر یک از مکان های دیدنی به طور متوسط 15-20 دلار است، اما هزینه ورودی برای بازدید از مکان های طبیعی ایران (همچون غار «کتله خور») حداکثر 2000 تومان و حتی کمتر است که بسیار ناهماهنگ و ناکافی است.

برشمردن چنین نکاتی نشان دهنده ناکارآمدی صنعت اکوتوریسم نیست، بلکه اهمیت مدیریت و نظارت را نشان می دهد. بی شک مدیریت مناسب مناطق مورد نظر، به صورتی که تعداد توریست براساس ظرفیت منطقه تعیین شود و فعالیت ها (از جمله نحوه اسکان) مد نظر قرار گیرد و همچنین از مردم محلی جهت حفاظت از منطقه مورد نظر استفاده شود، کمک شایانی به پیشبرد اهداف اصلی خواهد بود.

 

اکوتوریسم تنها راهی برای کسب در آمد نیست، بلکه علاوه بر حفاظت، هدفی آموزشی دارد که دید بازدیدکنندگان را به طبیعت بازتر می کند که در عین لذت از طبیعت و دانستن اهمیت آن، امکان مشارکت بعدی آنها در سایر برنامه های محیط زیستی فراهم شود.

 


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 23 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

  به گزارش پايگاه تبادل اطلاعات تنوع زيستي (CHM) به نقل از خبرآنلاین، شاید این خانه از نظر خیلی‌ها یک خانه معمولی شبیه بقیه خانه‌های رشت باشد؛ اما بهتر است بدانید که در اسکلت این خانه حتی از یک آجر کوچک هم استفاده نشده است و مالک آن از ...
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد, ۱۳۹۱

خانه ای ازبطری برای مدیر‌کل سابق محیط زیست استان گیلان!/عکس سازنده خلاق این خانه کسی نیست جز کامران زلفی‌نژاد، مدیر‌کل سابق محیط زیست استان گیلان که در حال حاضر خودش به همراه چند نفر از استادکاران خانه‌سازی، مشغول ساختن این خانه عجیب هستند.

 

 

به گزارش پایگاه تبادل اطلاعات تنوع زیستی (CHM) به نقل از خبرآنلاین، شاید این خانه از نظر خیلی‌ها یک خانه معمولی شبیه بقیه خانه‌های رشت باشد؛ اما بهتر است بدانید که در اسکلت این خانه حتی از یک آجر کوچک هم استفاده نشده است و مالک آن از مصالح بازیافتی‌ای مثل بطری‌های آب معدنی برای ساخت این خانه ۱۲۰ متری استفاده کرده است؛ خانه‌ای دو طبقه که ساخت آن از شهریور‌ماه سال گذشته آغاز شده و بعد از چند ماه تلاش، قرار است در شهریور‌ماه امسال به پایان برسد. نکته جالب هم اینجاست که سازنده خلاق این خانه کسی نیست جز کامران زلفی‌نژاد، مدیر‌کل سابق محیط زیست استان گیلان که در حال حاضر خودش به همراه چند نفر از استادکاران خانه‌سازی، مشغول ساختن این خانه عجیب هستند.

کامران زلفی‌نژاد از آنجا که به مدت ۵ سال در سازمان محیط زیست استان گیلان مشغول به کار بود به خوبی با مفهوم اجسام بازیافتی آشناست و اصلاً دوست ندارد مردم موادی را در طبیعت بریزند که هم زیبایی آن را از بین می‌برند و هم جذب طبیعت نمی‌شوند. به همین خاطر به این نتیجه رسید که می‌تواند با این اجسام دور‌ریز، مثل بطری‌های آب‌معدنی، یک خانه واقعی بسازد. خانه‌ای که به گفته خودش هم از استحکام خوبی برخوردار است و هم از اتلاف انرژی جلوگیری می‌شود.

«این خانه ۱۲۰ متر زیر‌بنا دارد و مساحت کل آن در حدود ۲۵۰ متر مربع است. در دو طبقه ساخته شده که در قسمت همکف پذیرایی و هال قرار دارد و در طبقه بالا هم اتاق خواب و سرویس‌های بهداشتی». او در ساخت این خانه بازیافتی، تا به امروز از چیزی در حدود چهار هزار بطری آب‌معدنی استفاده کرده؛ آن هم بطری‌های آب معدنی نیم‌ لیتری. نکته جالب اینجاست که او برای اینکه در هزینه‌های خود صرفه‌جویی کرده و به محیط زیست اطراف خود هم بهره‌ای رسانده باشد برای ساخت خانه‌اش از بطری‌های آب‌معدنی که در فضای سبز ریخته شده بودند استفاده کرده است. اومی گوید :«حتی خیلی وقت‌ها که بطری‌هایم تمام می‌شد در زباله‌های شهری به دنبال بطری می‌گشتم. خانواده‌ام می‌گفتند این کار جلوی چشم بقیه مردم درست نیست و ممکن است مردم فکر کنند که تو نیازمندی! اتفاقا بعضی وقت‌ها هم وقتی مرا در حال جست‌وجوی زباله‌ها می‌دیدند سری تکان می‌دادند و از نگاهشان می‌خواندم که دلشان برای من می‌سوزد». اما هیچ‌کی به اندازه خود آقای زلفی‌نژاد نمی‌دانست که با این کار چقدر به محیط اطرافش کمک می‌کند و می‌تواند بطری‌ها را وارد چرخه بازیافت کند و از آنها استفاده لازم را ببرد به جای اینکه در فضای سبز منطقه رها بشوند و سال‌های سال به همان صورت باقی بمانند.

بطری‌هایی پر از شن وماسه
حالا شاید از خودتان بپرسید که زلفی‌نژاد چطور از بطری‌های آب‌معدنی در ساخت خانه‌اش استفاده کرده؟! بهتر است بدانید که چوب، خاک، شن، ماسه، آب و بطری‌های بازیافتی مواد اصلی خانه‌سازی آقای کارشناس هستند. «ما در ابتدای برای استحکام خانه از تیر‌آهن استفاده کردیم. چارچوب اصلی خانه را تیر‌آهن کار کردیم و پس از آن شروع کردن به زگال زدن. زگال زدن در حقیقت همان برپایی تیر‌آهن و قرار دادن تخته چوب‌ها به صورت چپ و راست در دیوار این خانه است.» حالا نوبت به آن رسیده بود که استاد کار و زلفی‌نژاد طرح اصلی خود را روی این خانه پیاده کنند.«من از چوب‌های نژاد روسی که از استحکام بالایی برخوردارند در دیوار این خانه استفاده کردم و در فضاهای خالی دیوار‌ها هم به جای آجر از بطری‌های آب معدنی استفاده کردم.» آنها داخل بطری‌ها را با شن و ماسه پر می‌کردند و آنها را ردیف به ردیف در دیوار‌های خانه قرار می‌دادند و پس از آن کاهگل را روی بطری‌ با ماله می‌مالیدند و فضاهای خالی دیوار‌ها خانه را به همین شکل با بطری‌های آب‌معدنی و کاهگل پر می‌کردند: «ما به جای سیمان از کاهگل استفاده کردیم. جالب است بدانید من خاک و گل مورد نیاز برای کاهگل را هم از حیاط زمینی که این خانه را در آنجا بنا کردم، کندم و از همان برای خانه‌ام استفاده کردم.» آنها خاک و آب و کاه خرد شده را با هم مخلوط کردند و خودشان ساعت‌ها برای ورز آمدن مواد و تبدیل شدن آن به کاهگل، مواد را لگد کردند. «خیلی‌ها تصور می‌کنند این خانه از استحکام کمی برخوردار است اما سخت در اشتباه هستند. این خانه هم مثل خیلی از خانه‌های روستایی به شیوه سنتی درست شده منتها ما به جای آجر از بطری آب‌معدنی استفاده کرده‌ایم.»

خانه‌ای امن و راحت
اما نکته جالب اینجاست که به گفته آقای کارشناس این خانه از اتلاف انرژی هم جلوگیری می‌کند: «این خانه به خاطر موادی که در آن به کار رفته در زمستان‌ها گرم و در تابستان‌ها خنک می‌شود. ضمن اینکه در رشت رطوبت باعث به وجود آمدن بیماری‌های رماتیسم و استخوان درد می‌شود در حالی که فضای این خانه با وجود رطوبت بیرون خشک است و می‌شود به راحتی در محیطی خشک و آرام زندگی کرد. چراکه نه صدایی از خانه به بیرون می‌رود و نه صدای بیرون به گوش اهالی خانه می‌رسد». زلفی‌نژاد برای محکم کاری بیشتر می‌خواهد از پنجره‌های دوجداره برای جلوگیری از ورود و خروج صدا استفاده کند. زلفی‌نژاد و خانواده‌اش از مدت‌ها قبل ساخت این خانه را در سر داشتند؛ تا جایی که حتی اگر به مسافرت می‌رفتند تا چشمشان به بطری‌ای خالی که در گوشه‌ای افتاده بود می‌خورد به سرعت آن را برمی‌داشتند تا به عنوان مصالح خانه‌شان از آن استفاده کنند.» من بخش زیادی از این بطری‌ها را با کمک شهرداری به دست آوردم. در این میان کسانی هم که می‌دانستند من این خانه را با بطری می‌سازم برایم بطری پیدا می‌کردند و در ساخت خانه همراهی‌ام می‌کردند.»

این خانه هم مثل همه خانه‌ها دارای آب و برق و گاز است و زلفی‌نژا امیدوار است که با اتمام این خانه بالاخره از اجاره‌نشینی راحت شود و به خانه‌ای برود که خودش با دست‌های خودش ساخته و شاید بعد‌ها کسی باور نکند اجزای این خانه از بطری‌های آب‌معدنی است.

 

خانه ای ازبطری برای مدیر‌کل سابق محیط زیست استان گیلان

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 23 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

تراژدی غم انگیز حیات وحش و زیستگاهها در گیلان
رشت - خبرگزاری مهر: استان گیلان از نظر تنوع زیستی بسیار با اهمیت و گونه‌ ‌های خاص و ویژه ‌ای را در دل خود جای داده،‌ اما متأسفانه این طبیعت غنی و گونه‌های جانوری کم نظیر به جای حراست ویژه، مورد کم لطفی قرار دارند .

به گزارش خبرنگار مهر، تخریب زیستگاهها سالهاست که گونه‌ های مختلف کشور را در معرض تهدید و خطر قرار داده است، هر روز خبری از تخریب یک زیستگاه جدید از جنگل تا نابودی تالابها، مراتع و غیره به گوش می رسد.

این تخریبها به بهانه ‌های مختلفی صورت می‌ گیرند، بهانه ‌های همچون جاده‌ سازی، راهسازی، سدسازی و ... که با وجود تذکرات فراوان کارشناسان محیط زیست درخصوص تخریب زیستگاهها، مسئولان توجهی نداشته و به فعالیتهای بظاهر اقتصادی و اجتماعی خود ادامه می ‌دهند.

یک صاحبنظر در مسائل زیست محیطی بهترین راهکار برای حفظ محیط زیست را بالا بردن فرهنگ طبیعت ‌دوستی دانست و گفت: مسئله آموزش در این عرصه بسیار مهم است چرا که اگر سطح فرهنگی مردم بالا رود دیگر قطع درختان و تخریبها را نخواهیم داشت.

عباس رنجبر با اشاره به اینکه تخریب زیستگاه اعم از خشکی و آبی نتیجه تغییرات انسانی است، افزود: انسانها مناطق طبیعی را برای استفاده خود تخریب کرده و به زیستگاه سایر موجودات تجاوز می کنند، گفت:‌متاسفانه این تخریبها و تجاوزات با سرعت فزآینده ای در حال رشد است.

تخریب زیستگاهها بزرگترین تهدید برای طبیعت

وی اظهار داشت: جنگلها، تالابها و دریاچه ها و سایر زیستگاهها به سرعت در حال تبدیل شدن به زمینهای کشاورزی، شهر، جاده ها، خطوط لوله کشی و دیگر کاربریهای حاصل از رشد صنعتی است.

این کارشناس و تحلیلگر مسائل زیست محیطی ادامه داد: تخریب زیستگاه نه تنها موجب انقراض بسیاری از گونه های خشکی می شود بلکه عامل نابودی بسیاری از موجودات در محیط های آبی است.

تنوع زیستی علاوه بر امکان سازی توسعه کشاورزی، سازگاری گونه های فاقد امکانات را با شرایط جدید همراه دارد به عبارت آسان تر تنوع زیستی نوعی بیمه طبیعت در برابر حوادث ناگوار به شمار می رود.

یکی از دلایل نابودی تنوع زیستی، ویرانی جنگلها و مراتع است زیرا جنگل زیستگاههای مهم حیات وحش و تنوع زیستی بزرگ را شامل می شود از اینرو انسان باید رفتار و اعمالی در خور و معقول با طبیعت و محیط زیست برقرار کند چرا که هرگونه تغییر در محیط، محدود به همان بخش نشده بلکه زنجیره فعل و انفعال در سیستمهای دیگر را به دنبال دارد.

حفظ حیات وحش و تنوع زیستی علاوه بر ارزش اخلاقی یعنی احترام گذاشتن به حیات تمام موجودات و آفریده های خدای متعال دارای ارزش اقتصادی برای انسان است.

حفاظت از جانورانی همچون شیر و ببر کنترل جمعیت جانوران علف خوار از قبیل آهو، گوزن و سایر حیوانات می شود، وجود موجودات گوناگون براساس حکمت بوده و از بین رفتن حتی یک گونه از موجودات حتی حشرات که شاید به نظر برخی اصل وجودشان ضرورتی نداشته باشد را نمی توان نادیده گرفت.

تنوع زیستی نوعی بیمه طبیعت در برابر حوادث ناگوار به شمار می رود

مدیرکل محیط زیست گیلان تهدیدهای تنوع زیستی را شامل تخریب زیستگاههای جانداران به دست انسان، تخلیه زباله ها و پسابها در رودخانه و دریا، استفاده نامربوط و بیش از حد از آفت کشها، بهره برداری بیش از حد از منابع زنده، توسعه شهری و صنعتی بدون در نظر گرفتن مصالح و مفاسد زیست محیطی، انتقال گونه های گیاهی و جانوری به نقاط نامناسب و فاقد شرایط لازم زیست محیطی عنوان کرد.

امیر عبدوس افزود: ببر مازندران و شیر ایرانی در پی شکار بی رویه به وسیله دامگذاری، طمعه های سمی و تخریب جنگلهای محل زیست آنان، نابود و به نوعی که امروز نسل ببر مازندران منقرض شده است.

وی اظهار داشت: انواع زیادی از ماهیان رودخانه ها و آبزیان دریا به دلیل صید بی حد و غیر مجاز نابود شده یا در حال نابودی است.

مدیرکل محیط زیست گیلان به نقش و اهمیت تنوع زیستی در زندگی انسان اشاره کرد و گفت: تولید اکسیژن به وسیله گیاهان و درختان و تصفیه طبیعی آبها، ادامه حیات را برای بشر ممکن می سازد.

وی همچنین با اشاره به اینکه ساخت و کشف داروهای فراوان از منابع طبیعی که زیر ساخت سلامتی انسان به شمار می رود، افزود: پوشش گیاهی آسیبهای ناشی از سیل را کاهش می دهد.

عبدوس با بیان اینکه زندگی در دامان طبیعت آرام بخش روانی است، یادآور شد: توسعه صنعت گردشگری و تامین منابع اولیه برای بخش های گوناگون تولیدی موجب رونق اقتصاد است.

نویسنده کتاب " پرندگان در خطر انقراض و حمایت شده گیلان " نیز به وضعیت نابسامان زیستگاههای پرندگان اشاره کرد و گفت: عامل اصلی تهدید جمعیت پرندگان در سطح کشور و استان، تخریب زیستگاههاست.

عباس عاشوری افزود: تا بستر مناسبی برای زیستن پرندگان مهیا نباشد این موجودات در سطح جهان توفیقی در زادآوری و باروری نخواهند داشت و استرسهای کمبود زیستگاهها جمعیت آنها را به ورطه انقراض خواهد کشاند.

94 گونه حمایت شده و در معرض خطر انقراض پرندگان در گیلان

وی همچنین با اشاره به 94 گونه حمایت شده و در معرض خطر انقراض پرندگان در استان اظهار داشت: رسانه های ارتباط جمعی این دغدغه زیست محیطی را به زبانی گویا برای آحاد مردم و معلمان مدارس این مهم را برای دانش ‌آموزان بازگو کرده تا سطح آگاهی آنان در این حوزه بیشتر افزایش یابد.

این کارشناس محیط زیست معلمان را حلقه اتصال مفاهیم پیچیده محیط زیست با حوزه عمومی جامعه دانست و بر لزوم توجه به نقش و جایگاه آگاهی رسانی به مردم  در خصوص وضعیت محیط زیست پرندگان تاکید کرد.

وی افزود: اگرچه شکار و صید یکی از عوامل مهم تهدید کننده جمعیت پرندگان است اما باید شکار و فرآیندهای مربوط به آن را با عنوان واقعیت غیرقابل انکار پذیرفت و این مهم را به سمت بهره‌ برداری خردمندانه از توان اکوسیستمها رهنمون کرد.

عاشوری همچنین به اهمیت اقتصادی پرندگان اشاره کرد و یادآورشد: جذب گردشگر و سلسله مسائل مرتبط به شکار و صید که در جامعه شغلهای متعددی ایجاد کرده از نمونه ‌های بارز کارکرد اقتصادی پرندگان است.

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی حفاظت محیط زیست گیلان هم با اشاره به جایگاه ویژه پستانداران در اکوسیستم گفت: پستانداران دستاورد میلیونها سال تلاش طبیعت برای حفظ حیات بر روی کره زمین هستند.

حسین علی نژاد افزود: این موجودات با توجه به جثه‌ های متفاوت خود و جایگاههای که در سطوح مختلف زنجیرههای غذایی به خود اختصاص می‌ دهند یکی از مهمترین عوامل ادامه حیات در کره زمین به شمار می روند.

وی اظهارداشت: تنوع و تعدد این جانداران در پایه ‌های ژنی و گونه ‌ها موجب ثبات آنها در طول عمر کره زمین شده و به شکلی که اگر گونه ای از آنها به دلایل اکولوژیک با خطر انقراض مواجه شده است گونه‌ ای دیگر توانسته با پرکردن جایگاه گونه منقرض رسالت آن را برعهده گرفته و جایگاه خالی آن را پر کند.

معاون محیط زیست گیلان با معرفی راسته ‌های مختلف پستانداران در سطح استان و کشور به شرایط بیولوژی و چگونگی زادآوری این حیوانات اشاره کرد و گفت: گاهی به دلیل تخریب زیستگاهها توان ادامه حیات برای پستانداران از بین رفته و گونه ‌ها در زیستگاه مادری خود منقرض می‌ شوند.

از بین رفتن زیستگاه ببر مازندران به دلیل فرآیندهای نامتوازن توسعه و جنگل تراشیها

وی به عنوان نمونه به ببر مازندران و شیر ایرانی اشاره کرد که به دلیل فرآیندهای نامتوازن توسعه و جنگل تراشیهای مدیریت نشده زیستگاه خود را از دست داده و به دلیل عدم توفیق در باروری به دلیل عدم دسترسی موفقیت ‌آمیز از از بین رفته ‌اند.

بدون شک تخریب غیر مستقیم و مستقیم و تخریب زیستگاه از عوامل انقراض گونه های زیستی است و باید تمامی تلاشها برای جلوگیری از انقراض این گونه ها انجام شود.

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 23 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

پديده خشكيدگي، دامن جنگل‌هاي شمال را هم گرفت

خطر نابودی دوهزار هکتار از رویشگاه‌های شمشاد

  اسدالله افلاکی:
هنوز پدیده خشکیدگی گریبان 300هزار هکتار از بلوط زارهای غرب را رها نکرده است که آفت خشکیدگی دامان رویشگاه‌های شمال را هم گرفت.

رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران می‌گوید بیش از دو هزار هکتار از رویشگاه‌های شمشاد در غرب مازندران به پدیده خشکیدگی مبتلا شده‌اند؛ آفتی که شیوع و گسترش آن فاجعه‌آفرین است. دکتر هادی کیادلیری که پیش از این نسبت به بیابانی شدن رویشگاه‌های زاگرسی خبرداده و افزوده بود جنگل‌های هیرکانی هم در پی عوامل طبیعی و غیرطبیعی به‌ویژه دخالت غیرمسئولانه انسانی در حال تبدیل شدن به رویشگاه‌های زاگرسی (رویشگاه‌های مناطق خشک و نیمه خشک) هستند، پرده از واقعیت تلخ دیگری برمی‌دارد، واقعیتی که نشان می‌دهد نه تنها جنگل‌های زاگرسی در معرض نابودی و تخریب قرار دارند بلکه جنگل‌های شمال هم وضعیت نگران‌کننده‌ای دارند.

بروز فاجعه خشکیدگی در جنگل‌های شمال

این دانش‌آموخته جنگل‌داری در پاسخ به این پرسش که چطور رویشگاه‌های شمال به این وضعیت اسفبار مبتلا شده‌اند، گفت: ما در غرب نسبت به وقوع آفت و پدیده خشکیدگی در رویشگاه‌های زاگرسی آن قدر بی‌تفاوت عمل کردیم و آن قدر منتظر ماندیم تا تمام عوامل زیستی در این رویشگاه‌ها نابود شدند. وقتی این اتفاق افتاد آن وقت همه تلاشمان را روی نجات بلوط‌ها متمرکز کردیم. اکنون همین مسئله در رویشگاه‌های شمال در حال وقوع است.

کیادلیری که 14مهرماه جاری از رویشگاه‌های شمشادها در تنکابن بازدید کرده است، با ابراز نگرانی از وضعیت اسفبار این رویشگاه‌ها افزود: مشاهدات اولیه نشان می‌دهد آلودگی(پدیده خشکیدگی) از غرب جنگل‌های شمال آغاز شده و در حال پیشروی به سوی شرق این رویشگاه‌هاست. روندی که ادامه آن می‌تواند کل شمشادها را با مشکل مواجه کند.

آن طور که کیادلیری می‌گوید با توجه به شرایط نامساعد شمشادها بروز فاجعه در رویشگاه‌های شمال کشور چندان دور از انتظار نیست، زیرا شمشاد، گونه‌ای نادر محسوب می‌شود و آفاتی نظیر خشکیدگی می‌تواند به بروز نوعی رانش ژنتیک در این‌گونه منجر شود که پیامد آن نابودی ژن‌های غالب در این‌گونه است و از آنجایی که جمعیت شمشادها بسیاراندک است احتمال انقراض آن وجود دارد.

به گفته وی، رنگ برگ شمشادهایی که مبتلا به خشکیدگی شده‌اند تغییر کرده و خزان که از پایین تاج درخت آغازشده به‌تدریج کل درخت را فرا می‌گیرد و درنهایت باعث ریختن تمام برگ‌های درخت می‌شود، این در حالی است که شمشاد گونه‌ای است که همواره سبز است و خزان در آن جایی ندارد. علاوه براین، سرشاخه‌های درخت هم شروع به سیاه شدن می‌کنند.

کیادلیری با اشاره به اینکه آنچه در رویشگاه‌های شمشاد اتفاق افتاده ناشی از وقوع بیماری ناشناخته‌ای است که همه شمشادهای کشور را فراگرفته است، تصریح کرد: مطالعات و بررسی‌های آزمایشگاهی برای شناسایی این بیماری آغاز شده است اما با اعتبارات اندکی که برای موردهایی از این دست اختصاص می‌یابد کار چندانی نمی‌توان انجام داد، درحالی‌که وضعیت رویشگاه‌های شمال و آفت‌هایی که پی در پی دامنگیر این عرصه‌ها می‌شود بیش از هر چیز ضرورت راه‌اندازی بخش گیاه پزشکی را نشان می‌دهد، زیرا پیشگیری از بروز و شیوع بیماری‌هایی از این دست نیاز به پایش دائمی افراد متخصص و تجهیزات لازم دارد، درحالی‌که هم‌اکنون ما با کمبود نیروی متخصص و تجهیزات مرتبط برای پایش رویشگاه‌های جنگلی مواجهیم.

این پدیده قابل پیش‌بینی بود

کیادلیری در حالی از کمبود تجهیزات و نیروی متخصص انتقاد می‌کند که مدیران سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور پس از درج خبری که اردیبهشت‌ماه امسال در همین صفحه منتشر شد و طی آن نسبت به طغیان آفات در جنگل‌های شمال هشدار داده شده بود، اعلام کردند که تجهیزات لازم را در اختیار دارند. این در حالی است که اگر سازمان جنگل‌ها تجهیزات و نیروی لازم را در اختیار دارد پس چگونه است که این سازمان نتوانسته وقوع پدیده خشکیدگی شمشادها را پیش‌بینی کند. پدیده‌ای که (خشکیدگی شمشادها) به گفته کیادلیری در صورت پایش به‌سادگی قابل پیش‌بینی است. به گفته وی، پدیده خشکیدگی پس از شمشادها دامنگیر سایر گونه‌های جنگلی می‌شود، براین اساس نمی‌توان منتظر ماند تا آفت دامنگیر گونه‌های دیگر هم بشود بلکه باید سازوکار مقابله و پیشگیری از آفت را فراهم ساخت.

این دانش آموخته علوم جنگل‌داری درباره اهمیت شمشادها تصریح کرد: شمشاد گونه بومی انحصاری جنگل‌های ایران است که در عرصه‌های جنگلی سه استان گلستان، مازندران و گیلان به‌طور پراکنده زیر درختان دیگر رشد می‌کند؛ اوج رویش این درختان در اسالم و نوشهر است. این‌گونه به‌دلیل اهمیتی که دارد ممنوع‌القطع است اما متأسفانه در حال حاضر دچار خشکیدگی شده و این خشکیدگی در تمام مراحل زیستی این‌گونه از نهال تا درخت مسن به چشم می‌خورد. این درحالی است که به‌علت محدود بودن شمشادها چنانچه این گونه نابود شود جایگزینی نخواهد داشت.

کیادلیری گفت: وضعیت جنگل‌های شمال به اندازه‌ای نگران‌کننده است که کارشناسان نگران سلامت گونه‌های جنگلی نیستند بلکه آنچه باعث نگرانی است از دست رفتن پایداری جنگل است. مرگ‌ومیر دسته‌جمعی گونه‌هایی نظیر شمشاد دلیلی براین مدعاست که این به‌مراتب خطرناک‌تر از بیماری یک گونه درختی است. با وجود این، هنوز بهره‌برداران به‌شدت و به‌طرز وحشتناکی از جنگل برداشت می‌کنند تا آنجا که بنا بر گزارش‌های برخی دوستداران طبیعت، بهره‌برداران به‌گونه‌های ممنوع‌القطع، نظیر گونه سرخدار هم رحم نمی‌کنند چه برسد به سایر گونه‌ها. وی در پایان تأکید کرد: با توجه به وضعیت رویشگاه‌های جنگلی شمال و بروز مرگ‌ومیر دسته‌جمعی گونه‌ها در این رویشگاه‌ها، ضروری است بهره‌برداری و برداشت از جنگل متوقف شود.

http://hamshahrionline.ir/details/187380

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 23 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

جايگاه سازماني جنگل‌هاي هيركاني تضعيف مي‌شود

زنگ خطر تشدید تخریب‌ها در رویشگاه‌های جنگلی شمال

اسدالله افلاکی:
رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران از تضعیف جایگاه تشکیلات سازمانی جنگل‌های شمال خبر داد و گفت: براساس تصمیمی که اخیرا گرفته شده قرار است جایگاه تشکیلاتی جنگل‌های شمال از رتبه معاونت در حد یک دفتر ستادی تنزل یابد که این امر مغایر با برنامه پنجم توسعه و سند چشم‌انداز بیست‌‌ساله است و جز تباهی ارزشمندترین رویشگاه‌های جنگلی کشور پیامد دیگری ندارد.


دکتر هادی کیادلیری، در گفت‌وگو با همشهری با اشاره به اینکه در گذشته به‌دلیل اهمیتی که رویشگاه‌های جنگلی کشور داشت در مقاطعی حتی تشکیل وزارتخانه‌ای قدرتمند برای حفظ، احیا، توسعه و بهره‌برداری از جنگل‌های کشور در دستور کار قرار گرفته بود، افزود: متأسفانه بدون در نظر گرفتن این تاریخچه و بدون توجه به‌نظرات بدنه کارشناسی سازمان، از مدت‌ها پیش با طرح موضوعات غیرکارشناسانه، کوچک کردن سازمان جنگل‌ها در دستور کار قرار گرفت و در ادامه همین روند به تازگی و بنا به پیشنهادی که اخیرا مطرح شده قرار است معاونت جنگل‌های شمال کشور از سطح معاونت که خود متشکل از 3دفتر است به سطح یک دفتر تنزل داده شود.

آن طور که کیادلیری می‌گوید طبق این پیشنهاد سازمان جنگل‌ها و مراتع و آبخیزداری کشور، ذیل 4معاونت که یکی از آنها معاونت جنگل است اداره خواهد شد و برای هر معاونت هم دفاتری جهت پیشبرد امور تعریف شده است؛ از جمله برای معاونت جنگل براساس مناطق رویشی 3 دفتر ستادی تشکیل می‌شود که عبارتند از: دفترامور جنگل‌های هیرکانی(منطقه رویشی شمال کشور)، دفتر امور جنگل‌های زاگرس و دفتر امور جنگل‌های ایران و تورانی و خلیج عمانی.

وی که دانش آموخته جنگلداری است، این پیشنهاد را در تضاد با منافع ملی و مغایر با مصالح منابع طبیعی ارزیابی کرد و افزود: درصورت عملی‌شدن این پیشنهاد، معاونت جنگل‌های شمال از 3دفتر به یک دفتر با تعداد محدودی کارشناس تنزل می‌یابد و بر تعداد دفاتر مدیریتی جنگل‌های خارج شمال افزوده می‌شود. بدیهی است وقتی جنگل‌های شمال با وجود داشتن جایگاهی در حد معاونت در تشکیلات فعلی سازمان جنگل‌ها و مراتع با این همه مشکل و چالش مواجه است درصورت تنزل در حد یک دفتر ستادی تا چه اندازه بر مشکلات آن افزوده می‌شود.

کیادلیری در این گفت‌وگو یادآور شد: جنگل‌های شمال کشور متشکل از زیستگاه‌های متنوعی است که هریک نیاز به مدیریتی تخصصی با نگاه ویژه دارد ضمن آنکه به احتمال زیاد در آینده ما ناگزیر باید این جنگل‌ها را به‌عنوان ذخیره‌گاه حفظ کنیم که این می‌طلبد بیش از پیش به این عرصه‌ها توجه کنیم.

وی با تأکید براینکه برجسته کردن اهمیت رویشگاه‌های شمال به معنای نفی اهمیت سایر رویشگاه‌های جنگلی نیست، خاطر‌نشان کرد: با توجه به اینکه در هیچ‌یک از اسناد، قوانین و برنامه‌های آتی پنج‌ساله و سند چشم‌انداز بیست‌ساله، اشاره‌ای به کوچک کردن بخش جنگل نشده بلکه برعکس با توجه به سرانه پایین جنگل در کشور، به‌صورت شفاف بر تقویت این بخش تأکید و از آن به‌عنوان شاخص مهمی در توسعه‌یافتگی کشور یادشده است انتظار می‌رود هر گونه تغییری در تشکیلات سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور موجب قدرتمند‌تر شدن آن شود و این سازمان را در پیشبرد اهداف و وظایف حیاتی و حاکمیتی مورد نظر و حفظ این جنگل‌ها تقویت کند نه آنکه باعث تضعیف موقعیت فعلی آن شود.

این عضو هیأت علمی افزود: در حال حاضر رتق و فتق امور جنگل‌های شمال کشور را 3دفتر ستادی به همراه قائم مقام دفترحفاظت و حمایت منابع طبیعی شمال کشور پشتیبانی و نظارت می‌کنند. با وجود این، جنگل‌ها با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستند، چه رسد به اینکه بخواهند معاونت جنگل‌های شمال را منحل کنند و سهم جنگل‌های شمال را از 3دفتر به یک دفتر تنزل دهند. خوب است کسانی که چنین طرح‌هایی را می‌دهند و از آن حمایت می‌کنند به این پرسش پاسخ دهند که وقتی با بودن معاونت جنگل‌های شمال ما این همه مشکل در این رویشگاه داریم چگونه می‌خواهیم با منحل کردن این معاونت و تنزل آن به یک دفتر این حجم عظیم وظایف محوله را مدیریت و رهبری کنیم؟

کیادلیری با اشاره به متفاوت بودن شرایط جنگل‌های کشور خاطر‌نشان کرد:‌جنگل‌های شمال کشور به‌دلیل اهمیت خاصی که دارند از جمله به‌دلیل قدمت، وجود گونه‌های نادر و ذخایر جنگلی متعدد، تجاری بودن، ارزش زیست‌محیطی خاص و ارزش تفرجی بالا، با دیگر جنگل‌های کشور تفاوت عمده‌ای دارند، به همین دلیل کوچک کردن تشکیلات فعلی و تبدیل دفاتر موجود از 3دفتر به یک دفتر، ضربات شکننده‌ای را به این جنگل‌ها وارد می‌کند که پیامد‌های منفی آن به‌زودی آشکار می‌شود.

رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران در پایان ضمن ابراز تأسف از تضعیف جایگاه تشکیلات سازمانی جنگل‌های شمال گفت:برای نجات جنگل‌های کشور خصوصا جنگل‌های شمال کشور و برون‌رفت از وضعیت نابسامان موجود لازم است دفاتری متناسب با زیرمجموعه معاونت جنگل تعریف و تشکیل شود تا ضمن تقویت بنیه تشکیلاتی جنگل‌های شمال از تجارب موجود به‌صورت بهینه برای مدیریت رویشگاه‌های جنگلی کشور استفاده شود. در عین حال، انتظار می‌رود به جای مدیران تعیین‌کننده، مدیرانی دلسوز و آگاه که تضمین‌کننده نظرات کارشناسان باشند در رأس هرم سازمان جنگل‌ها قرار بگیرند تا منابع طبیعی کشور بیش از این به بیراهه نرود و منابع پایه به مخاطره نیفتد.

http://hamshahrionline.ir/details/158193


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 23 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

احتمال تبديل جنگل هاي شمال به جنگل هاي زاگرسي

آفت دامن 600 هکتار از جنگل های هیرکانی را گرفت

اسدالله افلاکی:
حدود 600 هکتار از رویشگاه‌های جنگلی ساری مبتلا به آفت شد. پارک جنگلی شهید زارع با 75‌هکتار مساحت و 400هکتار منطقه حفاظت شده همجوار این پارک و نیز 55‌هکتار رویشگاه جنگلی در دشت ناز ساری از مناطقی هستند که شیوع آفت در آنها گزارش شده است.


از این مناطق به‌عنوان 3 کانون اصلی مبتلا به آفات نام برده می‌شود و این در حالی است که دشت ناز یکی از زیستگاه‌های اصلی گوزن زرد ایرانی و محل پرورش و تکثیر این حیوان است. دکتر هادی کیادلیری که چندی پیش در گفت‌وگو با همشهری نسبت به هجوم آفات به رویشگاه‌های شمال کشور هشدار داده بود، ضمن تأیید ابتلای 600هکتار از اراضی جنگلی ساری به آفات گفت: «ابریشم باف ناجور» و «کرم‌های وجبی» از جمله آفات شایع شده در رویشگاه‌های ساری هستند که اغلب گیاهان و به‌ویژه برگ درختان را می‌خورند.

آنچه مهم است اینکه این آفات از نوع آفات درجه اول هستند؛ یعنی تنها به درختان تحت استرس و مستعد بیماری حمله نمی‌کنند بلکه به همه درختان حمله می‌کنند و در‌واقع زمینه ابتلای درختان به سایر آفات را فراهم می‌سازند.

رئیس انجمن علمی جنگلبانی ایران با اشاره به پیشینه شیوع آفات در عرصه‌های جنگلی افزود: حدود 20‌سال پیش هجوم آفات به رویشگاه‌های زاگرسی را شاهد بودیم که درختان را مستعد شیوع سایر بیماری‌ها از جمله چوبخوارها کرد و در نتیجه خسارات فراوانی به این رویشگاه‌ها وارد شد.

هشدار نسبت به دگرگونی جنگل‌های هیرکانی

کیادلیری که پیش از این هم گفته بود جنگل‌های هیرکانی در حال تبدیل شدن به نوع زاگرسی است، تصریح کرد: شیوع آفاتی که 20‌سال پیش در زاگرس اتفاق افتاد و اکنون دامنگیر جنگل‌های هیرکانی شده تأیید این ادعاست که جنگل‌های هیرکانی در حال دگرگونی و تبدیل‌شدن به جنگل‌های زاگرسی هستند و این نگران‌کننده است.

آنطور که این عضو هیات علمی می‌گوید هر درختی تحمل حداکثر 2بار بی‌برگ شدن را دارد و پس از آن به کلی خشک و نابود می‌شود، این درحالی است که فعالیت آفات در هر دوره 2 الی 3‌سال طول می‌کشد و سپس این آفات مخفی می‌شوند و بعد از 10‌سال دوباره طغیان می‌کنند؛ بر این اساس، حیات درخت وابسته به طول زمان ابتلا و خسارتی است که آفات به درخت وارد می‌کنند، به همین دلیل باید با مدیریت از شدت و مدت آفات کاسته شود تا درختان از بین نروند.

وی تغییر آب و هوا، مثل خشکی، گرما و نور را یکی از عوامل مؤثر در ایجاد طغیان آفات عنوان کرد و گفت: خشکی، گرما و نور که بیشتر در پارک‌های جنگلی، حاشیه جاده‌ها، اطراف روستاها و دامسراها در جنگل اتفاق می‌افتد زمینه را برای ظهور آفات فراهم می‌سازد. غذای در دسترس حشرات و نبود دشمنان طبیعی آفات (حشرات دفع‌کننده آفات) از دیگر عواملی هستند که باعث شیوع آفات در عرصه‌های جنگلی می‌شوند اما مهم‌ترین عامل بروز آفات، عدم‌تعادل اکوسیستم است که باعث برهم زدن شرایط اکولوژیکی منطقه می‌شود.

کیادلیری درباره خسارات ناشی از شیوع آفات در جنگل‌های شمال گفت: این آفات گروه‌بندی درختان را برهم می‌زنند و سبب اختلال در نظام اقتصادی بازار چوب می‌شوند زیرا با هجوم آفات ما ناگزیر به قطع چوب‌هایی هستیم که ارزش اقتصادی چندانی ندارند؛ در واقع این آفات تأثیر منفی براستمرار و تداوم درختان جنگل می‌گذارند و توانایی بذردهی را از درختان سلب می‌کنند و از سوی دیگر، باعث ضعیف شدن درختان و مرگ زودرس آنها می‌شوند؛ در نتیجه درختان مبتلا به این آفات نسبت به استرس‌های دیگر مثل خشکی بسیار آسیب‌پذیر می‌شوند.

کاهش رویش، افزایش فرسایش خاک، کاهش ذخایر آب، افزایش هرزآب‌های سطحی و به‌ویژه کاهش طبیعت‌گردان از دیگر تبعات نامطلوب هجوم آفات به عرصه‌های جنگلی است. این موارد باعث خسارات سنگین و جبران‌ناپذیری می‌شود که از نظر اقتصادی هم قابل محاسبه است.

خسارت 20‌میلیارد تومانی

کیادلیری با تأکید براینکه خسارات ناشی از هجوم آفات به جنگل‌های شمال از نظر اقتصادی بالغ بر میلیاردها تومان است گفت: تک‌تک خسارت‌های ناشی از آفات قابل محاسبه است و می‌توان آن را برآورد کرد، به همین دلیل ضروری است که برای دفع این آفات هزینه کنیم. لازمه این امر داشتن 2برنامه کوتاه‌مدت و بلندمدت است. عوامل بلندمدت عواملی هستند که مناطق را برای طغیان آفات مستعد می‌سازند که نیاز به استراتژی بلندمدت دارند.

اما در بخش کوتاه‌مدت ضروری است صدمات و خسارات ناشی از آفات و تبعات ناگوار آن را کاهش دهیم. آفاتی که دامن جنگل‌های شمال را گرفته از نوع اول هستند، بنابراین هنوز فرصت مدیریت این عرصه‌ها وجود دارد تا آنچه بر سرجنگل‌های غرب آمد بر سر جنگل‌های شمال نیاید. مهم‌ترین راهکار برای جلوگیری از این آفات، پایش دائمی جنگل است تا از این طریق کنترل تلفیقی آفات فراهم شود.به گفته کیادلیری، خسارت ناشی از طغیان آفات در600 هکتار از رویشگاه‌های ساری طی یک‌سال، بدون احتساب خدمات جنگل(نظیر اکسیژن، کربن و گردشگری) 20‌میلیارد تومان برآورد می‌شود.

http://hamshahrionline.ir/details/172353

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 23 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)


آمازون، نام جنگل بسیار بزرگی در آمریکای جنوبی است. جنگلهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می‌باشند چراکه تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می‌بارد. همینطور آمازون بزرگ‌ترین رودخانه جهان است که انشعابات زیادی دارد که بخشی از آن به دریا ریخته و نیز حدودا” دو درصد از آب شیرین این رودخانه به اقیانوسها میریزد.
 
بستر این رودخانه بسیار عریض و طویل است و از نظر درازا یکی از طولانی‌ترین رودخانه‌های جهان است که بین ۶.۲ و ۶.۷ هزار کیلومتر درازی دارد اما آمازون تنها بزرگترین رودخانه جهان نیست بلکه بزرگترین و شگفت انگیز ترین خانه حیات وحش و طبیعت دست نخورده دنیاست.









نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 23 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 
 
 


یک گونه سوسک جدید در غارهای دور افتاده آریزونا در آمریکا کشف شده که دارای شاخکهای بلند و پاهای ظریف و مو دار است.
به گزارش مهر، این سوسک جدید Eleodes wynnei به نام کاشف آن نامگذاری شده است. جت وین محقق دانشگاه آریزونای شمالی این سوسک را کشف شده است.
براساس بیانیه دانشگاه آریزونای شمالی وین و همکارانش از سال ۲۰۰۵ سه سرده جدید را در رده بندی حشرات شناسایی کرده است. سرده واژه ای است که در طبقه بندی های زیستی بین گونه و خانواده قرار می گیرد.آنها همچنین ۲۰ نوع جانور مفصل دار را که در غار زندگی می کنند را در منطقه گرند کانیون شناسایی کرده اند.
وی پنج گونه جدید از حشرات را در پارک ملی راپا نویی در جزیره ایستر و چهار گونه جدید را در پارک ملی ال مالپس در غرب نیومکزیکو کشف کرده است.گونه جدید سوسک کشف شده در آریزونا با شاخکهای بلند
این سوسک تازه کشف شده تنها در شمال غربی آریزونا و جنوب غربی ایالت اوتا در آمریکا مشاهده می شود.وی اظهار داشت: تجربه نامگذاری یک گونه حشره به اسم من به نوعی تحقیر کننده است، من بیشتر به ارائه علم دقیق و جزئیاتی از حفظ و مدیریت غارها اهمیت می دهم.
غارها یکی از حساسترین نقاط سکونت برای حشرات در سیاره ماه هستند. این غارها در زیرپاهای ما قرار داند و اکوسیستم آنها در سیستمهای مدیریت حفظ منابع نادیده گرفته شده است.وی اظهار داشت: چندین پارک ملی و بنای تاریخی در کلورادو تلاش می کنند که این رویکرد را تغییر دهند.
براساس تجارب وی در جزیره ایستر هنوز هم ممکن است گونه های کشف نشده و بومی در این منطقه وجود داشته باشد، علی رغم این که تغییرات فاحشی در اکوسیستم این جزیره طی چند صد سال اخیر شکل گرفته است.


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 19 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...5051525354...115صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 5531.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران