|
| «وزغ تالشی» که به عنوان بزرگترین دوزیست ایران شناخته شده هم اکنون با تهدیدهای فراوانی از جمله مرگ در جاده ها در فصل تولید مثل و زادآوری روبرو است. این جانور با وجود پراکنش بسیار محدود جهانی در هیچ یک از طبقه بندی های حفاظتی قرار نگرفته است.
به گزارش سبزپرس، این گونه دوزیست با نام علمی Bufo eichwaldi به عنوان بزرگترین گونه دوزیست ایران شناخته شده اما تا کنون مطالعات بسیار کمی روی آن انجام شده و اطلاعات زیادی درمورد آن در دست نیست. وزغ تالشی Bufo eichwaldi
وزغ تالشی وابسته به یکی از بزرگترین خانواده های وزغ با تعداد ۵۶۹ عضو است. این جانور با نام های «وزغ تالشی» و «وزغ ایچوالد» در کتاب های جانورشناسی نام برده شده است.
وزغ تالشی دارای بدنی پهن و مکعبی شکل به طول تقریبی ۱۴ سانتی متر و پاهایی به طول ۱۳ سانتی متر است، سری بزرگ دارد و چشمانی که در دو طرف سر متمایل به جلو و بالا قرار گرفته است. پوست بدن آن نیز به رنگ کرم قهوه ای با خال های سیاه رنگ است. سطح شکمی آن سفید یا شیری با خال ها یا لکه های بزرگ تیره رنگ و نامنظم به رنگ قهوه ای- مشکی است.
پیش از این تصور می شد که این گونه وزغ تنها در محدوده جنگل های «تالش» (ما بین دو استان گیلان و اردبیل) یافت می شود اما اخیرا جمعیت هایی از آن تا شرق استان مازندران نیز مشاهده شده است.
«باربد صفایی» از «انجمن خزنده شناسان پارس» درباره این گونه دوزیست می گوید: می توان گفت پراکنش وزغ تالشی در تمامی دامنه شمالی رشته کوه البرز از شرق مازندران تا قسمت هایی از غرب استان اردبیل گسترده است. این گونه به جز ایران در قسمت های جنوبی کشور همسایه جمهوری آذربایجان نیز پراکنش دارد. به عبارت دیگر پراکنش جهانی آن محدود به ارتفاعات حوزه جنوبی دریای خزر است.
وزغ هایی که به جای تولید مثل، می میرند
هم اکنون وزغ های تالشی با تهدیدهای فراوانی روبرو هستند که مانند تمامی جانوران در معرض تهدید و خطر، تخریب زیستگاه مهمترین تهدید برای این گونه دوزیست است. تغییر کاربری پهنه های جنگلی به زمین کشاورزی و متعاقب آن، ورود سموم آفت کش و علف کش شیمیایی به آب های سطحی، بخشی از این تخریب محسوب می شوند.
علاوه بر این، تغییرات اقلیم و الگوهای بارش در زیستگاه جانور و همچنین از بین رفتن و کشته شدن مستقیم به دست انسان ها از دیگر تهدیدهای این گونه محسوب می شود.
اما گذشته از این عوامل، تلفات جاده ای فراوان در فصل تولید مثل و زادآوری، در چند سال گذشته تبدیل به یکی از مهمترین عوامل تهدید این گونه شده است.
وزغ هایی که در فصل زادآوری قصد عبور از عرض جاده ها را دارند، به دلیل کاهش سطح هوشیاری در این فصل، زیر چرخ های خودروهای عبوری از بین می روند و همین مسئله باعث شده تا جاده های مواصلاتی، یکی از تهدیدهای این جانور محسوب شود.
صفایی می گوید: فصل زادآوری در مناطق مختلف با توجه به سرمای هوا متفاوت است اما در یکی از مناطق بررسی شده در استان مازندران، اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که از اواخر دی ماه افراد بالغ از پناهگاه های خود در قسمت های جنگلی خارج شده و به سمت آبگیرها حرکت می کنند. در این میان تعداد آن ها رفته رفته تا اوایل بهمن ماه افزایش می یابد به نحوی که این گرد همایی ها در مناطقی به حدی زیاد است که موجب مسدود شدن جاده های محلی در شب می شود.
او ادامه می دهد: در این هنگام به دلیل وجود فعل و انفعالات شیمیایی در بدن، وزغ ها هوشیاری چندانی ندارند و متاسفانه تعداد قابل توجی از آنها در مسیر جاده ها به زیر ماشین می روند و تلف می شوند.
او همچنین تاکید دارد: این موضوع به حدی جدی است در بررسی انجام شده در منطقه «عباس آباد» بهشهر در فاصله حدود ۴۰ روز، تلفات وزغ ها روزانه به بیش از ۲۵۰ جفت می رسد و تکرار این کشتار جاده ای هر ساله باعث آسیب جدی به جمعیت این گونه در مناطق جنگلی مازندران و گیلان شده است. به طوری که افراد محلی معتقدند جمعیت آنها به یک سوم کاهش یافته است.
صفایی معتقد است که می توان با آموزش مردم محلی، و نصب علائم هشدار دهنده در جاده ها، نظیر کاری که در کشورهای دیگر انجام می شود، تلفات جاده ای این گونه را به حداقل رساند.
گونه ای که هنوز در فهرست ها وارد نشده!
با وجود آنکه وزغ تالشی، بزرگترین دو زیست ایران است، اما هنوز مطالعات چندانی در مورد آن انجام نشده است. همین ضعف اطلاعات باعث شده تا این گونه در هیچ یک از فهرست های حفاظتی ملی وارد نشود.
از سوی دیگر نبود اطلاعات از این گونه وزغ در کشور ایران و آذربایجان، کار را برای مجامع بین المللی نیز مشکل کرده به گونه ای که با جستجوی نام علمی این گونه در بانک اطلاعات اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) و کنوانسیون منع تجارت گونه های نادر گیاهی و جانوری (CITES) هیچ اطلاعاتی به دست نمی آید.
گونه های دو زیست با وجود تنوع کمترشان نسبت به سایر گونه ها، یکی از مهمترین رده های جانوری محسوب می شوند. آنها نقش بسیار مهمی در کنترل جمعیت حشرات و نرم تنان دارند؛ حشرات و نرم تنانی که بعضاً به عنوان آفت شناخته می شوند.
از سوی دیگر این گونه ها به دلیل آنکه در دوران جنینی تا پیش از بلوغ درون آن زندگی می کنند و پس از بلوغ، خارج از آب ادامه حیات می دهند، در برابر تغییرات محیطی بسیار حساس هستند. از این رو وضعیت دوزیستان یک منطقه به عنوان شاخصی دقیق برای سلامت و کیفیت محیط زیست یک منطقه از نظر آلودگی ها به حساب می آیند.
|
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: یکشنبه 24 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
|
قوچ و میش یا گوسفند وحشی از اجداد گوسفندهای اهلی هستند و میتوانند با آنها جفتگیری کنند. هزاران سال پیش تعدادی قوچ و میش بهدست انسانها رام شدند و گوسفندهای اهلی بهوجود آمدند.
مهاجرتهای ارتفاعی
مهاجرت ارتفاعی بدین معناست که گوسفند وحشی در فصل بهار در ارتفاعات بالاتر دیده میشوند که شاید به دلیل آغاز رویش بهارهی علفها در ارتفاعات باشد. آنها تابستان را هم در همان ارتفاعات بالا میگذرانند. گلهها برای دوری از گرمای تابستان، دامنههای شمالی با شیب ملایم را برای استراحت انتخاب میکنند تا علاوه بر استفاده از خنکی دامنهی شمالی، از حشرههای موذی هم در امان باشند. با آغاز پاییز و زمستان، گلههای گوسفند وحشی به مناطق کمارتفاعتر و درهها و گودیها پناه میآورند. زیرا با آغاز فصل سرما، نیاز به آب کمتر میشود. بهعلاوه، علفها بیشتر در گودیها و مناطق کمارتفاع رشد میکنند. آنها در این مهاجرتها، مسیرهایی سنتی دارند.
ساختار اجتماعی
گوسفند وحشی به صورت گروهی زندگی میکند. معمولاً میشها، برهها و نرهای جوان با هم و جدا از گلههای مسنتر مشاهده میشوند. نرها از ۳ تا ۴ سالگی از گلهی مادهها و برهها جدا میشوند و در گروههای جداگانهای زندگی میکنند. بنابراین، جدایی نرها از مادهها، پدیدهای مرتبط با سن و تدریجی است. بهطور معمول، گلهها در طول فصل جفتگیری مخلوط میشوند و بعد از آن، قوچها گلههای مادهها، برهها و جوانهای نابالغ را ترک میکنند.
نژادهای گوسفند وحشی در ایران
نژادهای گوناگونی از قوچ و میش در ایران زندگی میکنند که هم از نظر ظاهری و هم از نظر تعداد کروموزومها، با هم تفاوت دارند. این نژادها عبارتاند از:
۱٫ قوچ و میش ارمنی: در تپهماهورها و مناطق استپی شمال غربی و جنوب غربی دیده میشوند. در زیر گلو و سینهی آنها ریش و موهای زبر کوتاهی به رنگ قهوهای تا سیاه دیده میشود. مادهها شاخ ندارند یا شاخهای آنها بسیار کوچک است. قوچهای ارمنی در ناحیهی کمر لکهی سفیدرنگی دارند که در اصطلاح به آن «آلاکمر» میگویند.
۲٫ قوچ و میش اصفهان: که در قسمتهای جنوب اصفهان و قسمتی از چهارمحال و بختیاری زندگی میکنند. از ویژگیهای بارز این قوچ و میش این است که رنگ بدنشان تیرهتر از سایر قوچهاست و دست، پا و پوزهی آنها سفید است.
3. قوچ و میش لارستانی: کوچکترین قوچ و میش ایران است. نوک شاخ آنها به موازات گردن انحنا دارد و میشها غالباً شاخ دارند. این قوچها در هرمود فارس زندگی میکنند.
دورگههای گوسفند وحشی ایران
در بسیاری از نقاط ایران، نژادهای گوناگون قوچ با هم آمیزش کردهاند و دورگههای متفاوتی بهوجود آمده است. این جانوران در ظاهر شبیه به هر دو نژادی هستند که با هم آمیزش کردهاند؛ ولی از نظر تعداد کروموزوم با آنها متفاوتاند. دورگههای معروف گوسفندهای وحشی ایرانی عبارتاند از:
۱٫ قوچ و میش البرز مرکزی: از آمیزش گوسفندهای وحشی اوریال و ارمنی بهوجود آمده است. آنها در محدودهی شرقی پراکندگی خود، به گوسفند وحشی اوریال شباهت بیشتری دارند و در محدودهی غربی به قوچ ارمنی شبیهترند.
۲٫ قوچ و میش کرمان: از آمیزش گوسفندهای وحشی لارستان و اوریال بهوجود آمدهاند. شاخهای آنها شبیه قوچ اوریال است. در ناحیهی گردنشان هم موهای سیاه و نسبتاً بلندی مشاهده میشود. میشها معمولاً شاخهای کوتاهی دارند.
در کشور ما، علاوه بر نژادها و دورگههای ذکر شده، گوسفندهایی وحشی زندگی میکنند که به دلیل کمبود اطلاعات، نمیتوان درمورد آنها قاطعانه اظهار نظر کرد.
|
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: یکشنبه 24 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
| دیده بان حقوق حیوانات: مدیرکل دفتر تنوع زیستی حیاتوحش سازمان حفاظت محیط زیست شمار دقیق پرنده های ایران را ۵۳۴ گونه اعلام کرد.
به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران حسین محمدی در حاشیه دومین کارگاه تخصصی نقشه راه گربهسانان همچنین اشاره کرد دوسوم از کل پرندگان خاور میانه در ایران زندگی میکنند و تنوع گونه های پرنده در کشور ما معادل تمام قاره اروپا است. وی افزود در ایران دویست نقطه مهم برای زمستان گذرانی پرندگان وجود دارد که از جمله مهمترین آنها تالابهای انزلی و میانکاله است.
|
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: یکشنبه 24 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
| برنامه های هفته ی هوای پاک سال 1391 اعلام شد.
روزشمار هفته ی هوای پاک سال ۱۳۹۱ (۳۰-۲۴ دی ماه)
یکشنبه ۲۴/۱۰/۹۱ آموزش وهوای پاک
دوشنبه ۲۵/۱۰/۹۱ صنعت پاک و هوای پاک
سه شنبه ۲۶/۱۰/۹۱ طبیعت و هوای پاک
چهارشنبه ۲۷/۱۰/۹۱ قانون و هوای پاک
پنج شنبه ۲۸/۱۰/۹۱ مدیریت منابع آلاینده و هوای پاک
جمعه ۲۹/۱۰/۹۱ مشارکت مردمی و هوای پاک
|
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: شنبه 23 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
| چرا صندوقی برای محیطبانان و جنگلبانان
چندی پیش خطاب به نویسنده مهار بیابانزایی «صندوق حمایت از محیطبانان و جنگلبانان» را پیشنهاد دادم. پس از آن شماری سوال کردند که چرا به دنبال «صندوق محیطزیست» نباشیم؟ محمد درویش نیز در یادداشتی همین موضوع را نوشت و از تشکیل صندوق حامی طبیعت ایران حمایت کرد و از علاقمندان به حفظ محیطزیست ایران ممد خواست.
اما چرا اصرار دارم در این مقطع، صندوقی برای حمایت از جنگلبانان و محیطبانان راهاندازی شود و نه صندوق حفاظت یا حمایت محیطزیست؟ در پاسخ به این سوال لازم است چند نکته را در نظر بگیریم:
۱- اگر به فکر حفاظت عرصههای طبیعی هستیم باید هوای محیطبانان و جنگلبانان را داشته باشیم. قشر زحمتکشی که وظیفهای دشوار را به عهده گرفتهاند؛ برخی از روی علاقه و برخی از روی ناچاری جذب این کار شدهاند. برای تشویق و تاییدشان چارهای نیست جز جلوگیری از دلسردی گروه نخست و تشویق گروه دوم. چنانچه در مواقع دشواری و تنگنا به فریاد این جامعه کوچک چند هزار نفری برسیم، آن اهرمهای تشویقی کار خودش را به درستی کرده است و میتوان اندکی امیدوار بود که آن دو گروه کمتر نگران خواهند شد اگر در راه انجام وظیفه حتی توبیخ و بازداشت و زندانی شوند.
۲- اگر قرار است چنین پیشنهادی به مرحله عمل درآید، بیتردید با کاستیها و گرفتاریها و مشکلاتی روبهرو خواهد بود. چه بهتر که آزمون و خطای این کار، دامنه کوچکتری داشته باشد. میتوان حتی کار را بسیار بزرگ گرفت مثلا «صندوق حمایت از محیطزیست خاورمیانه». اما سنگ بزرگ علامت نزدن است. بهتر است کار را کوچک شروع کرد و گسترش داد. سنگبنا را بر صندوق حمایت از محیطبانان و جنگلبانان گذاشت و بعد صندوقهایی مثل مبارزه با آلوگی هوای شهرها، حفاظت رودخانهها و تالابها، آبزیان و ...راه اندازی کرد که همگی زیرچتر واحدی باشند به نام صندوق محیطزیست ایران. هر کدام از این صندوقها هم میتواند هیات موسس و سازمان مردمنهاد خود را داشته باشند و در کنار هم و زیر یک بیرق واحد قرار بگیرند.
۳- در صندوق محیطبانان و جنگلبانان، میتوان خیل عظیمی از مردم را با سلیقههای گوناگون مشارکت داد. زیرا این صندوق دو محور را به طور مستقیم پوشش میدهد؛ طبیعت و انسان (به طور مشخص محیطبانان، جنگلبانان و خانوادههایشان). هم مردم کمتر آشنا به طبیعت و البته علاقمند به امور خیر را میتوان جذب این کار کرد و هم افراد آشنا به مسایل و گرفتاریهای محیطزیست را. شاید برای عدهای مهم نباشد فلان تالاب در حال خشکیدن است اما نمیتوانند بیگناهی را ببینند که به خاطر عدم استطاعت در پرداخت دیه باید مدتها در زندان بماند. پس قدمی برمیدارند و بانی خیر میشوند.
۴- میتوان از تجربه آنها که به طور پراکنده و موردی و یا مستمر به محیطبانها و جنگلبانها یاری رساندهاند استفاده کرد. این صندوق میتواند باب گفتوگوی سالم میان دوستداران طبیعت اعم از موافقان و مخالفان شکار را باز کند. هر دو گروه که ممکن است با نظر هم در زمینه شکار موافق نباشند در یک موضوع با هم اشتراک نظر دارند؛ حفاظت طبیعت! این اشتراک نظر چنانچه درست هدایت شود باب مرافقت پدید میآورد و فضای مسموم و آلوده تهمتزنی و توهین را تلطیف خواهد کرد. مشروط بر آن که دو طرف نخواهند نظرشان را به هم تحمیل کنند.
این چهار دلیل و دلایل کوچک دیگری دست به دست هم دادند تا به جای پیشنهاد صندوق محیطزیست، پیشنهاد «صندوق محیطبانان و جنگلبانها» را ارائه کنم. بیتردید کار سادهای نخواهد بود اما غیر ممکن نیست.
اگر این تجربه موفق بود میتوان آن را گسترش داد و حتی با کمی بلندپروازی و همت میتواند به صندوقی برای حفاظت از محیطزیست زمین توسعه یابد و افتخار کنیم که سنگ بنای آن در ایران گذاشته شده است. اما شرط لازم و کافی پیش از رسیدن به آن مرحله این است که اولا بند نافمان را از مدیران و مسئولان حکومتی قطع کنیم و دنبال اصغرآقاها و ممدآقاها نباشیم (به بیان ساده مستقل از بودجههای دولتی صندوق تشکیل و راهاندازی شود) و ثانیا بتوانیم در مقیاس کشوری موفق باشیم.
منبع از وبلاگ : http://samkhf.blogfa.com/post/295
|
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: شنبه 23 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
|
تاریخ انتشار: ۲۲ دی, ۱۳۹۱--- http://zistboom.com/10600/ ----
آتش تخریب در دامان بهشت طبیعتگردی ایرانزیست بوم: وقتی برای نخستین بار از سوختهای زیستی به عنوان یک راهکار دوستدار محیط زیست برای مقابله با تغییرات جوی ناشی از مصرف بیش از اندازه سوختهای فسیلی صحبت شد، همه فکر میکردند تنها راه مقابله با پیامدهای ناشی از مصرف سوختهای فسیلی همین است و هیچ جایی برای تردید وجود ندارد.
البته بدیهی است که رشد درختان با هدف تولید سوخت چوبی در مقایسه با سوختهای فسیلی مانند نفت و گاز که در افزایش آلودگی هوا بیشترین سهم را دارند، میتواند تامینکننده منبعی عظیم از انرژیهای تجدیدپذیر باشد که میتواند جایگزین سوختهای فسیلی شود.
ویژگیهای مثبت سوختهای زیستی نظیر نقش موثر آنها در کاهش دیاکسیدکربن موجود در هوا برهیچکس پوشیده نیست.
از این رو چند سالی است که در کشورهایی مانند چین و آمریکا برای مقابله با پدیده شوم آلودگی هوا، جایگزینی سوختهای زیستی مورد توجه قرار گرفته است.
اما درست در همان لحظهای که فکر میکنیم شاید بهتر باشد ما هم برای فرار از مشکلات آلودگی هوا در کلانشهرها با الگوبرداری از کشورهای موفق در این زمینه به سراغ درختانی نظیر سپیدار، اکالیپتوس یا بید برویم، همه نقشههایمان بر آب میشود. انگار نمیشود به هیج چیز دلمان را خوش کنیم.
نتایج تحقیقات انجام شده درباره شناخت ماهیت سوختهای زیستی نشان داده است آلودگی ناشی از سوختهای زیستی که تاکنون ناشناخته بوده و به آن توجه نشده است تا سال ۲۰۲۰ در هر سال ۱۴۰۰ نفر را به کام مرگ میبرد.
در حقیقت همزمان با رشد درختانی که به عنوان منبع تامین سوخت چوبی یا زیستی کشت میشوند، مادهای شیمیایی موسوم به ایزوپرن تولید میشود که در ترکیب با سایر آلایندهها در معرض نور خورشید به تشکیل اوزون سمی منجر میشود و این موضوع میتواند زمینهساز ابتلا به بیماریهای ریوی باشد.
البته اگر این کار در مناطق غیرآلوده و بهعبارتی در شهرهایی غیر از کلانشهرها انجام شود، تاثیر آن به مراتب کمتر است و میتوان امیدوار بود بتوان از روشهای ژنتیکی برای کاهش انتشار ایزوپرنها استفاده کرد اما به هر حال مثل اینکه این قصه سر دراز دارد و داستان به این سادگیها ختم به خیر نمیشود.
اگرچه مهمترین هدف برای روی آوردن به سوختهای زیستی کاهش انتشار دیاکسیدکربن ناشی از سوختهای فسیلی است، اما مطالعات انجام شده نشان دهنده هشداری جدی است که از آیندهای خطرناکتر خبر میدهد.
منبع: روزنامه جام جم
|
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: شنبه 23 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
به گزارش زیست بوم هوشنگ ضیایی در گفت و گو با ایلنا در رابطه با انقراض ببرهای ایرانی گفت: متاسفانه آخرین ببر ایرانی سال 1337 در پارک ملی گلستان منقرض شده بود و سالها تلاش جنگلبانان و کارشناسان حیات وحش در یافتن اثری از ببر ایرانی در پارکها و ...
تاریخ انتشار: ۲۲ دی, ۱۳۹۱
یک کارشناس حیات وحش گفت: سازمان دامپزشکی در مورد انتقال بیماری مشمشه در بین حیوانات باغ وحش تهران و مرگ ببرهای سیبری مقصر بود چرا که زمانی که حیوانات جهت تغذیه جانوران باغوحش ذبح میشوند میبایست آن مکان قرنطینه شود و بر روی حیوانات ذبح شده آزمایش انجام شود تا از ابتلای احتمالی آنان به بیماریهای خطرناکی همچون مشمشه آگاه شوند.
به گزارش زیست بوم هوشنگ ضیایی در گفت و گو با ایلنا در رابطه با انقراض ببرهای ایرانی گفت: متاسفانه آخرین ببر ایرانی سال ۱۳۳۷ در پارک ملی گلستان منقرض شده بود و سالها تلاش جنگلبانان و کارشناسان حیات وحش در یافتن اثری از ببر ایرانی در پارکها و جنگلهای ملی ایران بی نتیجه ماند و ما نتوانستیم این گونه با ارزش حیات وحش ایران را از خطر انقراض نجات بدهیم.
وی ابقای نسل ببر ایرانی را یک حسرت بزرگ عنوان کرد و گفت: ببر ایرانی پس از شیر ایرانی دومین گونه با ارزش منقرض شده حیات وحش ایران شمرده میشود که نتوانستیم آن را ابقا کنیم تا اینکه دانشگاه آکسفرد با انتشار مقالهای مدعی شد که ببرهای سیبری و ببرهای منقرض شده ی ایرانی از نظر دی.ان.ای به هم نزدیک هستند و تنها ۱۰۰ سال از هم فاصله گرفتهاند که این مقاله تا حد زیادی امید ما را به ابقای ببر ایرانی زنده کرد.
این کارشناس حیات وحش ادامه داد: بر خلاف انقراض ببر ایرانی و جست و جوی مسئولان حیات وحش ایران در احیای ببر ایرانی، در روسیه نژاد پلنگ سیبری در خطر انقراض قرار گرفته است لذا پیشنهاد انتقال ببرهای سیبری با پاسخ درخواست انتقال پلنگ ایرانی به روسیه رو به رو شد.
ادامه مطلب |
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: شنبه 23 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
| http://zistboom.com/10597/
تاریخ انتشار: ۲۲ دی, ۱۳۹۱
اختلاف نظر استانداری و محیط زیست زیست بوم: رئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی اجرای استاندارد یورو ۴ بر روی خودروهای تولید داخل در شرایط کنونی را اقدامی غیر موثر دانست و خواستار تجدید نظر در این خصوص شد.
به گزارش زیست بوم به نقل از سایپا نیوز، رضا رحمانی به همراه مدیرعامل و جمعی ازمدیران ارشد گروه خودروسازی سایپا در بازدید از قطعه سازان برتر استان آذربایجان شرقی اظهار داشت: اجرای استاندارد یورو ۴ بر روی خودروهای تولید داخل در شرایط تحریم که صنایع تحت فشار هستند صحیح نیست و باید بگذاریم این صنایع از تحریم و فشارهای آن خارج شوند و سپس به این موضوعات بپردازیم.
وی ادامه داد: در حال حاضر گزینه های مناسب تری نظیر خروج خودروهای فرسوده وجود دارد که اجرای آن طبیعتاٌ اثرات مطلوب تری را در مقایسه با استاندارد یورو۴ در برخواهد داشت.
این نماینده مجلس با اذعان به این نکته که صنعت خودرو یکی از نقاط اتکا در بسیاری از کشورهای دنیا است تصریح کرد: خودروسازی کشور امروز سیزدهمین خودروساز دنیا است و مجلس نیز بر روی برند سازی و حمایت از این صنعت تاکید داشته و بواسطه همین امر کارگروهی بنام کارگروه حمایت از تولید تشکیل شده است که به مشکلات این بخش رسیدگی شود.
این نماینده مجلس با اشاره به گذراندن گردنه شکست خودروسازان در مدت اخیر گفت: افردای با نیات ناصواب بدنبال از بین بردن این صنعت و زنجیره ارزشمند آن هستند و از دست رفتن این صنعت نتیجه خوبی را در برنخواهد داشت و مطمئناً تمام مسئولین باید بدنبال حمایت از این صنعت مهم باشند.
رضا رحمانی در ادامه از ایجاد زنجیره تامین پلت فرم خودرو در آذربایجان شرقی توسط گروه خودروسازی سایپا خبر داد وگفت: در حال حاضر بسترسازی و زیرساختهای عالی در حوزه زنجیره تامین و همچنین توان طراحی پلت فرم و موتور همه در تبریز محیا شده است و استان آذربایجان شرقی توانمندی های خوبی در این زمینه داشته و به جرات می توان گفت که سرمایه گذاری در این استان با توجه به پتانسیل موجود، تاثیربسزائی در رشد وتعالی صنعت خواهد داشت.
نماینده مردم تبریز پتانسیل استان آذربایجان شرقی در حوزه ریخته گری و آهنگری را عالی توصیف کرد و خاطرنشان کرد: درصورت اختصاص تسهیلات از منابع استانی وبا توجه به توانمندی استان آذربایجان برای همکاری در اجرای بنگاه های اقتصادی طبیعتاً نمایندگان مجلس نیز از این طرح پشتیبانی خواهند کرد.
* مطالب و دیدگاههای درج شده در سایت نظر شخصی نویسنده آن بوده و لزوماً دیدگاه مسئولین زیست بوم نمیباشد.
|
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: شنبه 23 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
| زیست بومhttp://zistboom.com/10610/
تاریخ انتشار: ۲۲ دی, ۱۳۹۱
پژوهشگران به ارتباط معناداری بین آلودگی محیط با سرب و جرائم خشونت بار پی برده اند که نشان می دهد چرا این جرائم بعد از جنگ جهانی دوم شیوع قابل ملاحظه ای پیدا کرد و چند دهه بعد به صورت چشمگیری کاهش یافت.
به گزارش زیست بوم به نقل از همبوم بعد از جنگ جهانی دوم مصرف بنزین سرب دار در آمریکا افزایش قابل ملاحظه ای یافت. در آن زمان افزودن سرب به بنزین باعث می شد موتور بهتر و نرمتر کار کند. در اوایل دهه ۱۹۷۰ استفاده از بنزین سرب دار در آمریکا ممنوع شد. از طرف دیگر میزان جرائم خشن در آمریکا از دهه ۱۹۶۰ افزایش بسیاری کرد و از دهه ۱۹۹۰ میزان آن کاهش یافت. این تحقیق توانسته ارتباط معنادارای را بین آلودگی محیط و افزایش خشونت در بیست سال بعد نشان دهد.
آنچه به این تحقیق اعتبار بخشیده این است که پژوهشگران توانستند آمار و ارقام خود را با توجه عواملی مانند محرومیت اجتماعی، اعتیاد به مواد مخدر و مسائل حقوقی تعدیل و اصلاح کنند. بنابراین پژوهشگران امور اجتماعی برخلاف انتظار، این تحقیق را زیر سوال نبرده اند و آن را متقاعد کننده دانسته اند.
پروفسور آلیستر هی، استاد سم شناسی محیطی در دانشگاه لیدز می گوید:” این تحقیق از نظر من کار فوق العاده ای است. نویسندگان آن، بسیار محتاطانه و دقیق، دیگر عواملی را که با جرم مربوط هستند کنار گذاشتند. آنچه باقی ماند این بود: افزایش و کاهش سرب و افزایش و کاهش جرم”.
او می گوید: “کاملا متقاعد کننده است. ما مدتهاست که می دانیم سرب یک نوروتوکسین قوی است و می تواند آسیب جدی به شماری از اعضای بدن از جمله به اعصاب مرکزی وارد کند. سرب در کودکان مشکلات رفتاری ایجاد می کند و به همین دلیل هم استفاده از آن در بنزین و رنگ ممنوع شد”.
کاربردهای اصلی سرب در بنزین، صنایع رنگ سازی، لوله های آب رسانی و چاپ روزنامه بوده است. از چند دهه پیش که تاثیر مخرب سرب بر بهره هوشی کودکان ثابت شد، سعی شده استفاده از آن محدودتر شود.
پژوهشگران ارتباط بین سرب و جرائم خشن را در کشورهای دیگر هم بررسی کردند و به نتایج مشابهی رسیدند. هر وقت میزان سرب در محیط به بالاترین اندازه رسیده، بیست سال بعد جرائم توأم با خشونت به حداکثر رسیده است.
آمریکا در دهه هفتاد میلادی استفاده از بنزین سرب دار را ممنوع کرد. این اتفاق در بسیاری از کشورهای اروپایی بیست سال بعد افتاد و در حال حاضر در بسیاری از کشورهای دنیا ممنوع است. بنابراین کارخانه هایی که تترا اتیل سرب تولید می کردند تعطیل شدند، اما هنوز یک کارخانه وابسته به کمپانی Innospec در بریتانیا این محصول را تولید می کند که نشان می دهد هنوز این بازار مشتری دارد.
با توجه به اینکه فروش تترا اتیل سرب در بریتانیا ممنوع است، در وب سایت رسمی کارخانه آمده است که محصولش به کشورهای دیگر فروخته می شود.
کمپانی Innospec دو سال پیش پذیرفت که زیر نام یک شرکت دیگر به مقامات عراقی و اندونزیایی میلیونها دلار رشوه پرداخته تا به فروش تترا اتیل سرب ادامه دهد و به همین دلیل، مبلغ ۱۲ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار جریمه شد.
|
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: شنبه 23 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
|
جلسه دادگاه متهم اصلی کشتار و سلاخی سه قلاده خرس در شهرستان سمیرم، ۲۵ دیماه برگزار خواهد شد
۲۱ دی ۱۳۹۱
دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: به گزارش ایسنا، طبق برگه احضار ارسالی از طرف دادگستری استان اصفهان برای انجمن حمایت از حیوانات، جلسه دادگاه “ح ا” متهم اصلی کشتار و سلاخی سه قلاده سرخ در بخش ونک شهرستان سمیرم، ۲۵ دی ماه برگزار خواهد شد.
یادآوری میشود یکی از متهمان این پرونده به نام “ح ا” پس از دستگیری و دو ماه حبس با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد و متهم دیگر پرونده هنوز متواری است
توله خرسهای سمیرم، سمبل مظلومیت حیات وحش
انتشار تصاویر کشتار بیرحمانه یک خرس قهوه ای ماده و دو توله اش، در حالیکه شکم توله خرس های زنده پاره شده بود و در همان حال به آغوش مادر غرق در خون خود پناه می بردند، آنقدر دردناک و تکان دهنده بود که برای نخستین بار موجی از اعتراض و انزجار عمومی را به دنبال داشت و احساسات بسیاری از مردم کشور را جریحه دار کرد.
به دنبال این اتفاق تلخ، ۲۰ شهریور به همت گروه های حامی محیط زیست و حیوانات طی بیانیه ای بعنوان ” روز ملی مبارزه با خشونت علیه حیوانات” نامگذاری شد.
نصب تندیس خرس مادر و توله ها در یکی از میادین سمیرم
در صورت موافقت شورای شهر شهرستان سمیرم، انجمن حمایت از حیوانات تندیس خرس مادر و دو توله خرس سلاخی شده را ساخته و در یکی از میادین این شهرستان نصب خواهد کرد. هزینه این طرح از طریق مشارکتهای مردمی و توسط انجمن حمایت از حیوانات تامین خواهد شد.
|
نویسنده: mannane
׀ تاریخ: شنبه 23 دی 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory->
׀
|
صفحه قبل115161819...115صفحه بعد
|