Environmentalist


 

نمای هوایی گله‌های فیل در کنیا

  فیل‌ها در گله‌های 5 تایی، 10 تایی و حتی 20 تایی زندگی می‌کنند و رهبری این گله را باتجربه‌ترین فیل گروه برعهده می‌گیرد. اما گروه‌های بزرگی مانند آن‌چه در این تصویر می‌بینید، به ندرت مشاهده می‌شود.

این تصویر که در پارک ملی آمبوسلی در کنیا گرفته شده، نشانه‌ای است از تاثیر مثبت حفاظت از محبط زیست و فراوانی غذا. در آفریقا، فیل‌ها به خاطر عاجشان توسط شکارچیان غیرقانونی شکار می‌شوند و به همین دلیل، سیاست‌های سخت‌گیرانه‌ای در حمایت از این بزرگ‌ترین پستانداران خشکی‌زی وضع شده است. برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگ، اینجا را کلیک کنید.

- http://www.khabaronline.ir/detail/249091/science/nature----5353

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

۱۷قطعه جوجه کبک چیل از گونه های در حال انقراض درشهرستان بوکان مشاهده شد.

۱۷قطعه جوجه کبک چیل از گونه های در حال انقراض به همراه مادر جوجه ها در زیستگاه روستاهای دشت ینگیجه شهرستان بوکان مشاهده شد.
بر اساس اظهارات کارشناسان محیط زیست این گونه در معرض خطر انقرض نسل قرار دارد. کبک چیل مانند همه کبک‌ها ماکیان شکل و دارای بدنی نسبتا گرد و فربه است، بالهای کوتاه و گرد و دم کوتاه خرمائی رنگ دارد، به وسیله صورت بلوطی مایل به نارنجی کمرنگ و گردن و سینه خاکستری مشخص می شود.
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

بهره برداری از جنگل ها در حد مجاز خسارت نیست

 

 

نوشهر - رییس ادارهٔ بهره برداری و بازرگانی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری غرب مازندران، بهره برداری از جنگل ها را منطبق بر اصول علمی و فنی دانست و گفت : برداشت چوب از جنگل ها در حدی نیست که به جنگل آسیب برساند و موجب خسارت برگشت ناپذیر شود.
ˈ مجید آهی ˈ روز پنجشنبه در گفت و گو با ایرنا در نوشهر افزود : هم اکنون بهره برداری جنگل به نحو اصولی و با رویکرد افزایش بهره وری انجام می شود و سعی می شود خسارات به حداقل ممکن برسد

 

.

 

وی تولیدات چوبی از درختان غرب مازندران را در سال 1390 معادل 113 هزار و 23 متر مکعب ذکر کرد و اظهار داشت: پیش بینی ما این است که در سال 1391 در مجموع نزدیک به 140 هزار متر مکعب انواع فراورده چوبی از جنگل های منطقه برداشت شود.

آهی گفت: با توجه به موجودی حجمی سرپای درختان و برداشت سالیانه ، بیشترین چوب مصرفی در غرب مازندران شامل درختان راش و تُوسکا و مَمْرَز است.

وی دربارهٔ ماشین های بهره برداری جنگل یادآور شد: جنگل های غرب مازندران، ناهموار و کوهستانی است و از هر ماشین و دستگاهی نمی توان در آن استفاده کرد.

رییس ادارهٔ بهره برداری و بازرگانی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری غرب مازندران ادامه داد: عمده ماشین ها و ابزارهایی مورد بهره برداری شامل اسکیدِرهای چرخ لاستیکی و چرخ زنجیری و تراکتور و وینْچ و تیرفور (tirfor) و گوه است.

آهی گفت: بهره برداری اصولی در چارچوب علم جنگل شناسی و جنگل داری از ضروریات مدیریت جنگل است که در قالب طرح های جنگل داری انجام می شود.

وی افزود: هر سال قبل از شروع فصل برداشت چوب از جنگل های غرب مازندران، از آبان ماه تا دی ماه، برای تمام کارشناسان و عوامل اجرایی در بخش های مختلف بهره برداری جنگل ، دوره های آموزشی برگزار و نکات فنی و حفاظتی و ایمنی لازم بیان می شود تا کیفیت بهره برداری افزایش و ضایعات چوب کاهش یابد.

او ادامه داد: در غرب مازندران یک کارخانه تخته خرده چوب و 474 کارگاه صنایع چوب شامل 420 کارگاه درودگری و 48 کارگاه چوب بری و جعبه سازی و شش کارگاه متفرقه وجود دارد.

حوزه منابع طبیعی استان مازندران ـ نوشهر دارای 313 هزار هکتار جنگل و 197 هزار هکتار مرتع است.

منبع: http://www.frw.org.ir/Home/pageid/1/ctl/view/mid/1663/Id/20540/language/fa-IR/Default.aspx

شماره: 20540

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

حیوانات بند انگشتی


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید

لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب کنید


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)


نایب رئیس جامعه دامپزشکان ایران:
حکم قطعی معدوم سازی «ببر سیبری» صادر شده است

 

 

 

 بزرگنمایی
نایب رئیس جامعه دامپزشکان ایران از صدور حکم قطعی معدوم سازی ببر ماده سیبری (بازمانده از دو ببری که از روسیه وارد شده بود) خبر داد.

به گزارش سبزپرس، «پیام محبی» در جمع خبرنگاران گفت: سازمان دامپزشکی کشور حکم قطعی معدوم سازی ببر سیبری را صادر کرده اما تاکنون این حکم توسط سازمان حفاظت محیط زیست انجام نشده است.

او ادامه داد: ببر ماده نیز همانند ببر نر به بیماری مشمشه مبتلا است و تست های دامپزشکی این موضوع را تایید کرده است.

محبی تاکید کرد: با تمرد سازمان حفاظت محیط زیست از اجرای این حکم، در صورتی که کسی به ویروس آلوده و بیمار شود، تمامی مسئولیت آن به عهده سازمان محیط زیست خواهد بود.

ابتلای ببرهای سیبری که برای احیای گونه منقرض شده «ببر هیرکانی (مازندران)» از روسیه به ایران وارد شده بودند، از دی ماه 1389 همواره نقل محافل محیط زیستی است.

این ببرها در اردیبهشت ماه 1389 در ازای انتقال دو پلنگ ماده ایرانی به کشور روسیه، وارد ایران شدند و به مدت هفت ماه در باغ وحش ارم تهران نگهداری شدند. اما در دی ماه همان سال، ببر نر بر اثر بیماری مششمه جان سپرد.

تلف شدن ببر نر، حواشی زیادی را به دنبال داشت و پس از این واقعه چند ماهی باغ وحش ارم به صورت قرنطینه و تعطیل ماند و از سوی دیگر تعدادی از شیرهای این باغ وحش نیز به دلیل احتمال ابتلا به مشمشه، معدوم شدند. چندی بعد نیز نتیجه آزمایش های دامپزشکی نمونه های خونی ببر ماده نیز نشان داد که این ببر نیز به مشمشه مبتلا است.

با این حال از آن زمان تا کنون، خبر خاصی درباره وضعیت ببر سیبری ماده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست منتشر نشده و محل نگهداری آن نیز (باغ وحش ارم یا پارک پردیسان) توسط مدیران سازمان حفاظت محیط زیست عنوان نمی شود.

هرچند این پروژه در ابتدای ورود ببرها به ایران با حضور جمع زیادی از اصحاب رسانه و مانور رسانه ای گسترده سازمان حفاظت محیط زیست همراه بود، اما پس از مرگ ببر نر، این سازمان تمایل زیادی به مطرح شدن موضوع پروژه احیای ببر منقرض شده هیرکانی نشان نمی دهد.

هنوز از سرنوشت ببر ماده اطلاعی در دست نیست و مشخص نیست که آیا سازمان حفاظت محیط زیست حاضر به معدوم سازی ببر و اعلام شکست این پروژه پرهزینه خواهد شد یا خیر.

منبع خبر:http://isdle.ir/news/index.php?news=8813

کد خبر : 91071039


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)


با شکایت اداره نشر دفاع مقدس و توسط نیروی انتظامی صورت گرفت
عامل فیلمبرداری قطع درختان جنگل ناهارخوران بازداشت شد

 

 

 

 بزرگنمایی
مهدی به آبادی، عکاس خبری، که هفته گذشته اقدام به فیلمبرداری از صحنه های قطع درختان جنگل ناهارخوران کرده بود بازداشت شد.

 

 

سایت "گلستان ما" به نقل از میر کریمی ، رییس ا داره کل نشر آثار و دفاع مقدس نوشت: ما از اداره کل منابع طبیعی استان مجوز قطع دو درخت را گرفته بودیم که همزمان با قطع این دو درخت ایشان از آن صحنه ها فیلمبرداری کرد که با دخالت نگهبابان تپه نورالشهدا و نیروهای 110 ، ایشان بازداشت شد و پس از شکایت این اداره کل از ایشان به مدت 24 ساعت در بازداشتگاه بسر برد.

 

 

 

 

 

 

 سایت " گلستان ما " همچنین نوشته: "هفته گذشته بود که عباس پوریانی دادستان مرکز استان به نشردهندگان اکاذیب و دروغ در فضای مطبوعات و سایت ها هشدار جدی داد و از لزوم برخورد با این دسته از افراد سخن راند اما دو روز بعد سایت تابناک همان کذب و دروغ چند ماه گذشته را به خورد مردم داد. واکنش دادستان و دادگستری استان ، اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ، معاون سیاسی امنیتی استاندار و سردار بابایی فرمانده سپاه استان در نشست خبری هفته دفاع مقدس نشان می دهد که کاسه صبر مسئولین و مردم استان از این همه دروغ و شایعه در خصوص ساخت پارک موزه دفاع مقدس به سر آمده و خواهان برخورد جدی با عوامل این قضیه هستند."

 

 

 

 

منبع خبر: http://isdle.ir/news/index.php?news=8816

 

کد خبر : 91071042


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)


 

مدیرعامل انجمن حمایت از حیوانات؛
«اطلاع رسانی جهت دار» یکی از مشکل ما در حوزه دامپزشکی است


 

 

 بزرگنمایی
 مدیرعامل انجمن حمایت از حیوانات گفت: یکی از مشکلات ما در حوزه دامپزشکی این است که اطلاع رسانی جهت دار انجام می شود و به مردم آموزش صحیح داده نمی شود.

به گزارش سبزپرس، «سید جاوید آل داود» روز چهارشنبه در جمع خبرنگاران در «بیمارستان دامپزشکی تهران» گفت: باید مسایل مربوط به دامپزشکی و حیوانات خانگی اطلاع رسانی صحیح شود. نباید بزرگنمایی شود و یا اینکه گفته شود مثلا نگهداری حیوانات خانگی هیچ گونه مشکلی ندارد.

او با اشاره به گزارش چند روز قبل روزنامه همشهری درباره نگهداری از حیوانات خانگی گفت: نگهداری از حیوانات خانگی ضرری ندارد. موجودات زنده از نظر ساختار زیستی بدن، شباهت ها و تفاوت هایی دارند و ویروس ها و باکتری ها در مقابل موجودات زنده به صورت تخصصی عمل می کنند. به این معنی که یک ویروس ممکن است در بدن گونه ای از حیوانات عامل بیماری کشنده باشد اما در بدن انسان، هیچ گونه بیماری ایجاد نکند.

آل داود ادامه داد: کودکی که به مدرسه یا مهد کودک می رود، 100 برابر بیشتر از کودکی که در در تماس با سگ . گربه خانگی است، در معرض ابتلا به بیماری است، چون عوامل بیماری زا در بین کودکان تماما مشترک است اما در بین حیوان و انسان تنها جند عامل بیماری زای مشترک وجود دارد.

در گزارش روزنامه همشهری، به نقل از یک دامپزشک آمده بود که عامل بسیاری از بیماری های کودکان و بزرگسالان، نگهداری از حیوان خانگی است.

آل داود در واکنش به این اظهارات گفت: ما تحقیق کردیم و نتوانستیم هویت فردی را که به عنوان یک دامپزشک گفت و گو کرده بود در جامعه دامپزشکان کشور بیابیم. در واقع می توانیم بگوییم فردی که چنین اظهاراتی را بیان کرده بود، به احتمال قوی، اصلا دامپزشک نبوده است!

او افزود: متاسفانه در رسانه ها بعضا مطالب اشتباهی درباره حیوانات خانگی خصوصا سگ و گربه گفته می شود. در برخی موارد، ناآگاهی برخی از اصحاب رسانه نیز به این مسایل دامن می زند.

مدیرعامل انجمن حمایت از حیوانات درباره برخوردهای نیروی انتظامی با دارندگان سگ گفت: ما معتقدیم که وجود قانون، بهتر از بی قانونی است اما در نبود قانون، نیروی انتظامی برخوردهایی را با دارندگان حیوانات خانگی، خصوصا سگ انجام می دهد. این برخوردها غیرقانونی هستند، چون قانونی درباره نگهداری حیوانات خانگی وجود ندارد و به طور کلی، اصلا حیوانات خانگی در میان دستگاه های متولی دامپزشکی و سلامت دام متولی ندارند.

آل داود از تنظیم شکایتی توسط انجمن حمایت از حیوانات بر علیه فرماندهی نیروی انتظامی خبر داد و گفت: درخواست ما توقف این برخوردها دست کم را تصویب قوانین کارشناسی شده و مشخص شدن متولی مشخص است.

او همچنین تاکید کرد: در سال گذشته طرحی توسط یکی از نمایندگان به مجلس برده شده بود که بسیار احساسی و به دور از کار کارشناسی تنظیم شده بود. اگر طرحی برای تصویب به قانون می رود، باید کارشناسان و متخصصان درباره آن نظر بدهند، چون اگر چنین نباشدف مشکلات بعدی به وجود می آید.

مدیرعامل انجمن حمایت از حیوانات گفت: اینکه بدون کار کارشناسی و نظر متخصصان صرفا قانونی تصویب کنیم که هیچ کس حق نگهداری سگ و گربه را نداشته باشد، مانند بسیاری از مسایل در کشور که از نظر قانون منع شده اما بسیاری افراد به صورت پنهانی آن را انجام می دهند، نگهداری از حیوانات هم زیرزمینی می شود که خطراتی به مراتب بیشتر خواهد داشت.

او ادامه داد: تجربه نشان داده که علاقه مردم به نگهداری از حیوان بسیار بیشتر از گذشته شده و نمی توان آن را نادیده گرفت. اگر مردم به صورت زیرزمینی اقدام به نگهداری از حیوانات خانگی کنند، در موقع بروز مشکلات بهداشتی و یا بیماری، دارنده حیوان نمی تواند به راحتی به دامپزشک مراجعه کند که این مسئله بحران ساز خواهد بود. چرا که دیگر نمی توان بیماری های مشترک و مسایل بهداشتی حیوان را کنترل کرد و شیوع گسترده بیماری ها را در جامعه به دنبال خواهد داشت.

http://isdle.ir/news/index.php?news=8812

کد خبر : 91071038


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

مقايسه بين نحوه مديريت در پارک ملی ساریسکای هند و پارك ملي گلستان
آنجا كجا و اينجا كجا؟!

 

 

 

 بزرگنمایی
كوشان مهران: «نگران نباشید، ببرها به دلیل خشکسالی موقتا از پارک بیرون رفته و با ریزش نخستین باران باز خواهد گشت!» این پاسخ مدیران بخش جنگلبانی ایالت «راجستان» هند در سال 2004 در برابر هشدار کارشناسانی بود که مدت ها حتی ردپا و سرگین یکی از 14 «ببر بنگال» پارک ملی «ساریسکا» را ندیده بودند. اما یک روزنامه نگار دیرباور به نام «جی مازومدار» Jay Mazoomdaar با بررسی و صحبت با دلالان پوست و روستائیان به حقیقت تلخی برخورد کرد. هیچ ببری در پارک به دلیل شکار قاچاق شکارچیان برجای نمانده است و اصولا مهاجرت از این زیستگاه لکه ای و ایزوله در میان 200 روستایی که پارک ملی ساریسکا را در برگرفته برای ببر بسیار دشوار و پرمخاطره است.

برای قرن ها جنگل های تنک و خشک پسند، علفزارها و صخره های این بخش از راجستان نخجیرگاه مهاراجه های جنگاور «راجپوت» بوده و به احتمال زیاد در روزگاران قدیم در این زیستگاه شیر ایرانی(به احتمال بسیار زیاد) و ببر بنگال در کنار فیل هندی، پلنگ، یوزپلنگ، «چینکارا»، «گوزن چیتال»، «گوزن سمبر» و «آنتیلوپ نیلگای» (نیل گاو به معنی گاو آبی) وجود داشتند (البته در سال 1880 نسل فیل در راجستان به دلیل شکار تجاری نرهای عاج دار و از دست رفتن نرهای بارور کننده از میان رفت.) در سال 1955 این زیستگاه 855 کیلومتر مربعی به عنوان پناهگاه حیات وحش معرفی شده و در سال 1978 به هنگام شروع به کار پروژه ببر در کشور هند یکی از زیستگاه های مهم این گونه اعلان شد.

در کنار پارک ملی «رانتامبور» Ranthambhore که «جرج شالر» تک تک ببرهای آن را به جهانیان شناسانیده بود، پارک ملی ساریسکا یکی از مهم ترین جاذبه های طبیعت گردی در ایالت راجستان به ویژه برای مشاهده مستقیم ببر به حساب می آمد. ولی پس از گذشت چند دهه از شروع به کار پروژه ببر که برآورد شده بود تنها 1800 ببر در هند برجای مانده، به تدریج موفقیت های اولیه و شیوه نادرست برآورد جمعیت باعث شد که مدیران گمان برند افزایش این گونه به حدود 4000 ببر به اندازه کافی آن را از گرداب انقراض دور کرده و حتی در مواردی به دلیل شکایت روستائیان مجوز شکار ببر صادر می شد. این امر نیز باعث بروز سواستفاده های بی شماری همچون شکایت های دروغین و تحریک مردم بومی به نگران شدن از افزایش ببرها و شکار تجاری برای صدور پوست و گوشت و استخوان به بازار نوکیسه های چینی شد.

در برخی موارد زمین خواران که مخالف معرفی زیستگاه های حفاظت شده جدید ببر بودند، مردم را تحریک به مسموم کردن ببر و دزدیدن توله ها می کردند تا اینگونه عنوان شود که در این زیستگاه هیچگاه ببری وجود نداشته است (چه شباهت چشمگیری بین زمین خواران هندی و برخی هموطنان ما وجود دارد!)

خوشبختانه در سال 2005 مدیران حیات وحش هند به فکر انجام کاری اساسی برای احیای زیستگاه ببر افتادند. چندین جاده که در داخل محوطه پارک وجود داشت مسدود شد و دو دهکده از چهار دهکده موجود درون مرزهای پارک را با مکان یابی مناسب خارج از منطقه و در اختیار قرار دادن زمین و وام تخلیه کردند. در تاریخ بیست و هشتم ژوئن سال 2009 یک ببر نر با هلیکوپتر ارتش هند از پارک ملی رانتامبور به پارک ملی ساریسکا انتقال یافت و تا سال 2010 دو ببر نر و سه ببر ماده به پارک معرفی مجدد شدند. هرچند در نوامبر سال 2010 نخستین ببر نر رها سازی شده به دلیل مسموم شدن توسط شکارچیان قاچاق از دست رفت ولی مشاهده یک توله به همراه مادرش در سال 2012 نقطه امیدی بر امکان موفقیت این پروژه احیای زیستگاه و معرفی مجدد ببر بوده که در هند بی سابقه است.

«... آزادراه آسیایی به طول 25 کیلومتر جنب پارک را طی می کند و سپس به طرف شمال و مغرب پیچیده و از میان پارک می گذرد. گذشته از تسهیلات و وسایل سازمان حفاظت محیط زیست، تنها چیزی که به جلوه طبیعی این پارک شکوهمند خدشه وارد می کند، همین جاده است. خوشبختانه در مورد تجدید مسیر این قسمت از آزادراه آسیایی و احداث جاده ای جدید در خارج از پارک با سازمان برنامه و وزارت راه توافق حاصل شده و قرار است در پایان برنامه پنج ساله عمرانی به مورد اجرا گذاشته شود.»
(محیط زیست در ایران، صفحه 41، اسکندر فیروز، خرداد 1353)

سوگمندانه هر حرف و حدیثی در ایران، خوب و یا بد، تنها بیش از سه روز دارای اعتبار نیست. شاید هنوز در حافظه برخی، داستان هایی همچون بارور نمودن ابرهای باران زا بر فراز ارومیۀ خشکیده، بالا رفتن وجبی عمق دریاچه و خوب بودن شرایط آن و کشیدن آب «زاب» و «ارس» و شاید خزر که توسط دکتر «استرنجلاو» در مجله دانشمند دهه 1340 مطرح شد، را در یاد ها بیاورد. استرنجلاوی که کورکورانه و به پیروی از خرابکاری و حماقت های ذاتی روس ها در زیستبوم های آبی همچون آسیای میانه (آرال) برای شیرین کردن آب شور ارومیه نقشه ها می کشید.

معلوم نیست چرا با وجود بریز و بپاش بی حساب در طراحی و ایجاد جاده ای دیگر در پارک ملی گلستان که برای همه از همه جهات سودآور و پولساز است، خلاف طرح های دکتر استرنجلاو، انتقال آب از رود مرزی ارس به کام خشکیده «چیچست» کسی در سازمان عریض و طویل پردیسان به فکر انجام تجارت سودآور تغییر مسیر جاده نیافتاده است؟

چرا در کشوری چون هند با آن تعداد روستاهای فقر زده، در راستای احیای زیستگاه های طبیعی برنامه های کور کردن جاده های زیانبار و جابجایی روستاها در محدوده های حساس زیستگاه ها با وجود دشواری های ویژه خود امکان پذیر است اما در ایران پس از آن همه هزینه کرد بودجه های نهاد های بین المللی، به آسانی با ایجاد جاده (به هر عنوان چه تعریض جاده قدیمی شوسه و چه چیزهای دیگر) به سرعت رعد و برق موافقت می شود؟

به هنگام آبگیری پاره ای از سدها همچون گتوند ناخواسته روستاهایی بزیر آب رفته و روستائیان مبلغی را دریافت می کنند ودر جای دیگری ساکن می شوند (حال این اسکان در روستایی جدید برای تولید و فراوری باشد یا در حاشیه شهرها و معضلات حاشیه نشینی، بماند!)

اما وای بر زمانی که عده ای چشم بر چند وجب برجای مانده از پارک های ملی بدوزند که ناگاه پردیسانیان همچون دایه مهربانتر از مادر شروع به حاتم بخشی عرصه و اعیان می کنند و فلان ابر بزرگ مرد محیط زیست فتوی به بی ارزشی آن زیستگاه می دهد. آیا نباید این پرسش مطرح شود که در صورت بی ارزشی و از دست دادن شاخص های حفاظتی، آیا نباید مدیران خرد و کلان آن زیستگاه به پرسش کشیده و مواخذه شوند که به چه دلیل دستاورد و بیلان کاری آنها جز تخریب و نابودی چیز دیگری برجای نگذاشته است؟

آیا نباید فلان ارگان دانشگاهی مورد تحقیق قرار بگیرد که این میزان پروژه های تحقیقاتی درباره رژیم غذایی مرال گلستان و بیان تفاوت های سرگین بهاره و تابستانه شوکا چه حاصلی در پایداشت و بهسازی شرایط زیستگاه سابقا بی مانند پارک گلستان داشته و این میزان هزینه های کلان پرداخت شده به لابی های دانشگاهی صرف چه دستاوردهایی شده است؟

در قدیم درشکه روسی و کالسکه، جور پاژرو و زانتیا را می کشید و هر صاحب مال و منالی برای سرپرستی سرطویله و کالسکه خانه خود ناگزیر به استخدام چندین مهتر بود. به شیوه چندین هزار ساله این کشور، صاحب کار نه تنها حقوق و مواجب درستی در اختیار کارکنان خود قرار نمی داد، بلکه حتی متوقع بود که از لفت و لیس آنها از ارباب رجوع حق و حسابی هم به ارباب پرداخت کنند. بنابراین مهترها پس از مدتی دلسوزی برای اسب ها و قشو زدن و روغن زدن به سم و حتی الک کردن جو (که سنگی دندان اسب را نشکند)، ناگزیر به کش رفتن و کاستن از علیق حیوان زبان بسته می شدند (که واقعا چاره ای هم نداشتند) و این منجر به لاغر شدن تدریجی مال ها می شد و هربار مجبور بودند بهانه ای برای رفع و رجوع نمودن ایراد های ارباب بیاورند. بودند برخی مهترهای بی تجربه که از شروع به کار در اصطبلی جدید، از روز اول شروع به کاستن از علیق و جوی اسب ها می کردند که همقطاران پرتجربه به آنها می گفتند: «اولِ مهتری و جو دزدی؟!»

«... وقتی قرار شد آزاد راه آسیایی از وسط گلستان بگذرد بدون این که عواقب این کار را در جهت خرابی گلستان بتوانیم پیش بینی کنیم خوشحال شدیم و خیال می کردیم برای حفظ جنگل گلستان مفید خواهد بود. برای کشیدن جاده از تهران مهندس "حامی" معاون وزارت راه و مهندس سلطانی رئیس اداره راه خراسان به منزل من آمدند و تا دشت با جیپ و از ان به بعد با قاطر تا "تنگه راه" رفتیم. مهندس حامی به تهران بازگشت و نقشه مقدماتی را از همانجا طرح کرد و حالا این راه واقعا دردسر بزرگی شده است. خیال می کردیم این راه برای حفظ جنگل گلستان خیلی مفید خواهد بود، مردم به تماشای این جای دیدنی تمیز و زیبا خواهند آمد و گلستان حفظ خواهد شد... در روزنامه خواندم که یکی پیشنهاد عوض کردن جاده را داده بود. این کار راه را کمی دور کرده و گردنه های برف گیر در زمستان مشکل ایجاد خواهد کرد که یا از "لووه" به "دشت شاه" و "دشت جاده" یا از "آی درویش" کلاله، "گلی داغی"، "دره کریم ایشان"، "قارناوه"، "چناران"، "مراوه تپه"، "یکه چنار"، "گردنه شلمی"، "گرماب قره میدان" به "آشخانه" کشیده خواهد شد. البته کلی خرج دارد ولی در عوض گلستان تمیز می ماند.» (زنده یاد بهمن شادلو، نشریه شکار و طبیعت شماره 47، سال 1376)

افسوس، چه فکر می کردند و چه شد!

گمان داشتند که همچون پارک ملی یلوستون با ایجاد جاده و طراحی کمپ های گردشگری و زون بندی گردشگری و مسیر های طبیعت گردی گلستان همچون پارک ملی یلوستون خواهد شد.

از حالا باید شاهد سربرافراشتن هتل های چند طبقه و رستوران های لوکس به عنوان طرح های گردشگری در قلب پارک واقعا ملی شده گلستان باشیم و فلان پژوهشگر ما همچنان سر در تجزیه و تحلیل فلان سرگین برده است و چه خوش است خواب شیرین غفلت و بی خبری که فلان پیمانکار بساز و بفروش و زمین خوار در گوش ما زمزمه می کند.

نوشته شده در ساعت 10:52:21 , مورخ 15/07/1391
کد خبر : 91071036

منبع: http://isdle.ir/news/index.php?news=8810


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

نوشته شده در ساعت 09:35:32 , مورخ 15/07/1391
کد خبر : 91071034
منبع: http://isdle.ir/news/index.php?news=8808

آيا نفت کش های عراقی عایدی هم برای خوزستان دارند؟
تانكرهاي حامل نفت، بلاي جان محيط زيست خوزستان


 

 

 بزرگنمایی
 مجتبی گهستونی : در مسیر جاده ای اهواز به اندیمشک در حالی که به اهمیت راه ها فکر می کردم یاد جملاتی از احمد حامی استاد برجسته و بازنشسته راهسازی دانشگاههای معتبر کشور افتادم که می گفت "راه پایه گسترش اقتصادی هر کشور محسوب می شود و برای آباد کردن ایران نیاز به یک شبکه از راه آهن، راههای کشوری، راههای استانی و راههای روستایی است."

در حالی که می اندیشیدم که راهها از عوامل موثر در توسعه گردشگری هر منطقه محسوب می شوند و گردشگری به طور کلی پس از انقلاب صنعتی با متکامل شدن شبکه های حمل و نقل و ارزان شدن آن، رونق خاصی به خود می گیرد، لذا سرمایه گذاری و احداث راهها با معیار و استانداردهای بین المللی، از مواردی است که توجه به آن ضرورت دارد.

همین موضوع بود که مرا به این فکر فرو برد که همه رفت و آمد چه سودی برای مملکت دارد و دولت چه خدماتی برای تسهیل در رفت و آمد ارایه می دهد چشمم به کامیون های حمل مواد نفتی عراقی افتاد که چند سالی است مهمان برخی جاده های وطنی شده اند.

بار دیگر پرسشی به ذهنم رسید که جولان این همه کامیون حامل مواد نفتی چه خاصیت و چه ضررهایی برای کشورمان دارد. آیا سودشان بیشتر است یا ضررشان؟ جواب بخشی از این پرسش ها را گذاشته ام تا بعضی مسئولان مربوطه ارایه دهند اما آنچه که در این نوشتار به آن خواهم پرداخت دغدغه های بعضی رانندگان دایمی جاده ها، مسافران و مردمی است که با نگاهی نه چندان دلخوش به خیری که ممکن است این کامیون ها به وطن نرسانند چشم دوخته اند. 

یادم می آید که نخستین بار 3- 4 سال پیش یکی از همکاران رسانه ای از من خواست که در تهیه چنین گزارشی به او کمک کنم. قبول کردم. تلفن را برداشته و پرسش های خود را از این نماینده، از آن مدیر کل و از این معاون پرسیدیم. همه گی به من و آن همکار جواب سربالا می دادند.

حالا همین پرسش ها را باید در این جا مطرح کرد که 1- کامیون های حمل مواد نفتی از چه سالی وارد جاده های ایران شده اند و  صادرات آنها تا چه زمان طول خواهد کشید؟ 2- کامیون های عراقی حامل چه نوع سوختی هستند و این سوخت را از چه شرکتی دریافت می کنند؟ 3- کامیون های عراقی مواد صادراتی را در مقصد به چه ارگانی تحویل می دهند؟ 4- زمان ورود و خروج شان چه مدت است؟ 5- مهم تر از همه اینکه این مواد نفتی که خارج می شود در ازای پرداخت چه مبلغی است؟ 6- تردد، بارگیری و خروج این همه محصول نفتی بر اساس کدام قانون و بخشنامه صورت می گیرد؟ 7- آیا از این کامیون ها هزینه گمرکی و عوارض دریافت می شود؟ 8- در صورت تخلفات جاده ای نحوه پرداخت هزینه آنها چگونه است؟ 9- تاکنون بارها مشاهده شده که این کامیون ها به هر دلیل چپ کرده اند و باعث ضرر به محیط زیست و یا بیت المال شده اند لذا مسئول جبران این خسارت کیست؟ 10- نکته پایانی این که آیا تبعات تردد این کامیون های حمل سوخت به واسطه یک راننده غیر ایرانی از هر نظر مورد توجه قرار گرفته است؟

اگرچه با جستجو در اخبار بتوان برای بخشی از این پرسش ها پاسخ پیدا کرد اما پاسخ دقیق به پرسش هایی از این دست را به مسئولین می سپاریم تا جواب قانع کننده ای به افکار عمومی که روزانه شاهد تردد دهها کامیون عراقی در جاده اهواز –شوش- اندیمشک هستند داده شود.

با این حال از همان بدو ورود نفتکش های عراقی،ابتدا اعتراض ها از سوی روزنامه نگاران آغاز و با عبور از فعالان زیست محیطی به سطح استانداران هم رسید.

وقوع حوادث و تصادفات ناشی از ورود کامیونهای عراقی به کشور برای ترانزیت مواد سوختی به خصوص ماده خطرناک مازوت، باعث شد که سال گذشته از سوی استاندار خوزستان در جلسه ایمنی راه های استان در خصوص ورود بی رویه این خودروها به استان واکنش نشان داده شود و در نهایت خواستار منع ورود کامیون های فاقد استاندارد به این استان شود.

این در حالی است که بارها مشاهده کرده ام که محموله تانکرهای حامل مواد سوختی پس از تصادف در سطح گسترده ای در معابر و یا زمین های کشاورزی رها شده و باعث ضرر به مال شده است.

پیش تر گفته شده است که بخشی از محموله این تانکرها مواد نفتی و مازوت ترانزیتی از کشور عراق است که از پالایشگاه های بی جی، کرکوک و سلیمانیه عراق توسط کامیون از مرزهای غربی کشور به مقصد بندر امام (ره) حمل و از این بندر توسط کشتی به کشورهای حوزه خلیج فارس ترانزیت می شود که این حمل و نقل توسط کامیونهای عراقی صورت می گیرد.

از سویی دیگر بعضی فرمانداران نیز با اعتراض به تردد کامیون هایی که جانب احتیاط را رعایت نمی کنند که در همین خصوص سعیدی نیا فرماندار شوش با ذکر اینکه شوش در مسیر کامیونهای بی شمار عراقی قرار دارد تردد آنها را با واکنش مواجه کرد و در گفت و گو با مهر گفت: تردد کامیونها عراقی حامل مواد سوختی رشد قابل ملاحظه ای داشته اند به گونه ای که این کامیون ها بخش عمده ای از ماشین هایی را که در محور اهواز به شوش تردد می کنند را شامل می شود.

وی با ذکر این نکته که به نظر من آنها حتی با قوانین کشور ما آشنا نیستند و در مواردی این قوانین از سوی این رانندگان نادیده گرفته می شود می گوید این موضوع باعث بروز تصادفات و حوادث فراوانی از سوی رانندگان عراقی در محور اهواز به شوش شده و شهرستان را با مشکلات فراوانی مواجه کرده است.

فرماندار شوش در ادامه گفت و گوی خود عنوان می کند که در یکی از این تصادف ها دو کامیون عراقی باعث ایجاد حریق در جاده و مجروح شدن شش نفر شد و ما مجبور شدیم این جاده پرتردد را برای مدتی به صورت یک بانده ببندیم که این موضوع باعث معطلی و ترافیک سنگین در این محور شد.

با توجه به تردد قابل توجه این تانکرها در صورتی که تصادفات وخیم تری صورت بگیرد علاوه بر این که اغلب امکانات و تجهیزات نیروهای امدادی و به خصوص آتش نشانی و اورژانس به محل حادثه اعزام می شوند که به گفته فرماندار شوش اگر در این بین حادثه ای در خود شهرستان شوش رخ دهد بی شک با بحران جدی نبود امکانات مواجه می شدیم که حادثه تلخ تری بوجود خواهد آمد.

در حوادث مشابه دیگر گزارش شده است هنگامی که ماموران امداد دریک صحنه تصادف در حال اطفای حریق، ایمن سازی منطقه و انتقال رانندگان مجروح به بیمارستان بودند انفجار دیگری در یکی از کامیونها رخ می دهد و تعدادی از نیروهای امدادی  از جمله رئیس اورژانس منطقه (روستای الهایی) آسیب می بینند که متاسفانه به شدت مجروح شده و حال وی وخیم می گردد.

در حادثه ای دیگر نفت كش عراقی در برخورد با یك دستگاه تریلر پس از آتش گرفتن منفجر شد.

با این حال تردد تانکرهای عراقی در جاده های غربی خوزستان تا چه حد بستگی به وعده ها و خبرهایی دارد که مسئولین می دهند چرا که پیش از این معاون وزیر نفت از صف نفت کش های خارجی برای خرید بنزین و گازوییل ایران صادرات گاز مایع به عراق خبر داده بود.

"ضیغمی" همچنین از درخواست مکرر برخی از کشورهای همسایه و حتی حاشیه جنوبی خلیج فارس برای خرید فرآورده های نفتی ایران خبر داد و افزود: با تکمیل و راه اندازی فاز نخست طرح توسعه پالایشگاه لاوان صادرات گازمایع این واحد پالایشگاهی از طریق کشتی به عراق آغاز شده است.

در همین حال "جلیل سالاری" مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی پیش تر با بیان اینکه فروردین امسال قرارداد صادرات روزانه حدود یک میلیون و 500 هزار لیتر گازوییل به عراق برای مدت یک سال نهایی شد، گفته بود: صادرات این فرآورده نفتی بدون هیچ گونه توقفی به این کشور همسایه ارسال خواهد شد.

در این خصوص گفته می شود نخستین محموله گازوییل به میزان 1.8 میلیون لیتر اردیبهشت ماه سالجاری در مخازن نفت مرز خسروی برای تحویل به نفتکش های عراقی و صادرات به این کشور تخلیه شد.



نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

نوشته شده در ساعت 09:45:22 , مورخ 15/07/1391
کد خبر : 91071035
منبع:http://isdle.ir/news/index.php?news=8809

 

دغدغه های محیط زیستي یک نوجوان نویسنده
جای خالی محیط زیست در ادبیات داستانی ایران


 

 

 بزرگنمایی
لیـــلا مســـروری: امسال در جشنواره ادواری "ادبیات داستانی بسیج هنرمندان گیلان" در رده سنی نوجوان ، داستانک« یکی من را نجات دهد...» با تم محیط زیستی حائز رتبه نخست شد.این داستانک با بهره گیری از مضمون رایج اختلاف خانوادگی با ظرافت به غربت زمین اشاره می کند.

فاطمه سادات مهدی پور در گفتگو با سبز پرس می گوید : همه شاهدیم که برای زمین تنها سیاره مسکون آدمیان ، اتفاق های خوبی نمی افتد من سعی کردم در یک داستانک با بیانی بسیار ساده ، کمک خواهی زمین را نشان دهم.

این نوجوان سیزده ساله می گوید : من اهل انزلی هستم شهر دریا و تالاب لذا حساسیت خاصی روی طبیعت نه فقط طبیعت شهرم و گیلان که تمام طبیعت ایران دارم وقتی بعضی اخبار و اتفاقات را مرور می کنم احساس می کنم انگار در تصمیم گیریها اینده و آیندگان دیده نمی شوند و فقط همین امروز دیده می شود گاهی حتی احساس می کنم اطلاع رسانی ها کافی نیست .

فاطمه سادات می گوید: همه می گویند زمین مادر ما است یا تنها یک زمین داریم اما عملا خیلی خیلی کم اقدام میشود .

وی که عضو یک جامعه مجازی زیست محیطی است می گوید : به نظر من همه باید کمک کنند نه فقط دانشمندان یا متخصصان هنرمندان هم باید ورود کنند و بیشتر از همه برای بچه ها آثار مختلف تولید کنند که جنبه های گوناگون محیط زیست و اهمیت آن را نشان دهد .

فاطمه سادات کتابی از کتابخانه در میاورد " جودی دنیا را نجات میدهد" و می گوید : ای کتاب انقدر خوب نوشته شده و به مسائل مختلف پرداخته که کودکان و نوجوانان را ترغیب می کند که انها هم ولو از درون خانواده خود کثل یک نجات دهنده عمل کنند اما جای اینگونه آثار در بین نویسندگان ایرانی خالی است و اگر کتابی باشد اغلب خیلی دست پایین و کم مایه است.

 

این نویسنده نوجوان می گوید : من با همه علاقه ام شاید یک کتاب از نویسنده وطنی بنام" دفتر خاطرات حیوانات" را پیدا کردم که با زبانی طنز به گرفتاریهایی که آدمیان برای حیوانات ایجاد کرده اند می پردازد.

فاطمه سادات  مهدی پور در انتها ساده و صمیمی می گوید: دوست دارم بتوانم داستانهای خوبی در این زمینه محیط زیست برای بچه ها بنویسم.


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: دوشنبه 17 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...5455565758...115صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 5531.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران