Environmentalist


اعلام تقویم برخی کنفرانس های خارجی پیش رو مرتبط با محیط زیست و انرژی

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: یکشنبه 30 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

 

قطع دم پلنگ ایرانی با تبر و سپس تدارک برای سوزاندن

 

 

 

گفته می شود پلنگ دور از مناطق جمعیتی به دام شکارچی یا شکارچیان افتاده و مورد اصابت گلوله های تفگ شکاری قرار گرفته است. طبق شنیده ها در ۱۵۰ سال گذشته در این منطقه عشایری همیشه خبرهایی از کشتار پلنگها گزارش شده است. منطقه پشتکوه جلیل که منطقه ای کوهستانی و پوشیده از جنگلزاران زاگرسی است در طول سالیان گذشته هرگز مورد توجه سازمان حفاظت از محیط زیست نبوده و هر چند وقت یکبار خبر کشتار پلنگ در این منطقه به گوش می رسد.

 

 

 

منطقه پشتکوه واقع در ممسنی فارس و در مجاورت استان کهگیلویه و بویراحمد منطقه ای عشایر نشین است که شغل اصلی مردم آنجا دامداری و کشاورزی در زیر اشکوبهای جنگلهای بلوط است. زندگی سخت در مناطق صعب العبور، نبود برنامه های آموزشی از سوی سازمانهای متولی به خصوص سازمان محیط زیست و آموزش و پرورش باعث شده کشتار گونه های جانوری در این مناطق به رویه ای برای مردم بدل شود چرا که گونه های وحشی حیات دامهایشان را تهدید می کنند.

کشتار پلنگها و دیگر گونه های ارزشمند جانوری پیشتر طبق سنن ایرانی همیشه باعث افتخار مردم بوده است که این افتخار ناشی از نبود آگاهی و دانش عمومی در مورد اهمیت حفاظت از گونه های جانوری و گیاهی در مناطق مختلف ایران است. انتشار تصاویر گرفته شده از سوی مردم البته این کشتارها را برای رسانه ها ملموس تر کرده است اما طبق شنیده ها کشتارهای زیادی در مناطق عشایر نشین زاگرسی وجود دارد که از دوربین شهروند خبرنگاران محفوظ مانده است.

دم پلنگ جدا شده و روی هیزم خشکیده انداخته شده است

به گفته معاون پیشین محیط طبیعی سازمان محیط زیست ایران سالانه ۱۰ تا ۱۲ پلنگ در کشور به دلایل متعدد کشته می شوند که عمده این کشتارها در مناطق زاگرس نشین که زیستگاه اصلی پلنگ ایرانی است گزارش شده است.

محمد باقر صدوق جمعیت پلنگ ایران را برابر آمار گروه گربه سانان “IUCN” (اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت) نزدیک به ۹۰۰ قلاده دانسته و گفته است” این آمار بسیار خوبی است اما کشتار پلنگها نشان می دهد این گونه ها در معرض خطر هستند و اصول ایمنی و حفاظتی در موردشان به اجرا درنیامده است.”

همچنین محمد صادق فرهادی نیا عضو انجمن یوزپلنگ ایرانی در باره کشتار پلنگها به قانون می گوید: پلنگ کشته‌شده ماده و تقریبا بالغ بوده که این حقیقت؛ موضوع را بسیار ناگوارتر می‌کند. پلنگها در بیش از صد نقطه از ایران زندگی می کننند و بیش از نیمی از آنها در مناطق حفاظت شده نیست. این گونه هم در زاگرس و هم در کوهستانهای البرز زندگی می کند به این دلیل که منابع آبی بیشتری در این مناطق هست.

به گفته این جانور شناس، مناطق زاگرسی برای زندگی پلنگها منطقه خطرناکی است و کشتار زیادی در این مناطق گزارش شده اما در البرز زندگی آنها امن تر است ولی با این حال هر منطقه ای را هم نمی توان مورد حفاظت قرار داد چرا که مناطق زندگی پلنگها  گاهی در مجاورت زندگی هزار ساله انسانها بوده و امروز حیاتشان به خطر افتاده و نمی توان مردو دام را از منطقه دور کرد.

چشم پلنگ بر اثر ضربات بعد از گلوله از حدقه درامده است

وی با تاکید بر اینکه تاکنون نام منطقه پشتکوه ممسنی را نشنیده است و هرگز مشاهده پلنگ در این منطقه گزارش نشده گفت: مسئله کشتار گونه ها فقط مختص به پلنگ نیست و در مودر یوزپلنگ و دیگر گونه ها هم وضعیت همین است. چون در زیستگاههای کویری مشکلات کمتری برای حفاظت وجود دارد تمام زیستگاه‌های یوز مورد حفاظت واقع شده اند. اما به دلیل تعارضات بالا در مناطق زاگرسی حفاظت کمتر است.

فرهادی نیا با اشاره به اینکه حیوانات وحشی در گشت و گذار روزانه گاهی از مرزها و قلمروی تحت حاکمیت خود خارج می شوند و به دست انسانها کشته می شوند تاکید کرد: ۵۰ هزار هکتار مرز قابل توجهی برای زیستگاه یک پلنگ است اما در ایران این مرز رعایت نمی شود. چون هم دام وجود دارد و هم انسانها در تردد میان این قلمرو هستند. طبیعتا اتفاقاتی که می افتد نیاز به آموزش مردم دارد.

وی تاکید کرد: در هیچ جای ایران تا اکنون هیچ گاه پلنگی انسانی را نکشته است و گزارشی در این باره داده نشده است اما پلنگها گاهی از قلمرو مادری رانده می شوند و یا دام و انسان بی اندازه به آنها نزدیک می شوند و گاهی دست به شکار دام اهلی می زنند و مردم نیز آنها را از بین می برند. با این حال وقتی پلنگ کشته می شود قلمرو برای پلنگ بعدی آماده می شود و این چرخه ادامه دارد.

به گفته این پژوهشگر حیات وحش چند کار باید نجات حیات وحش انجام شود  که مهمترین آنها آگاهی دادن به مردم است و بعد اگر هزینه های وارده از سوی حیات وحش به مردم بالا است خسارت آن از سوی دولت پرداخت شود. اگر مردم بدانند این چرخه حیات با رعایت الزامات زیست محیطی و حفاظت از دامشان روند مساعد تری برای زندگی خودشان است هرگز دست به کشتار پلنگها نمی زنند.

گلوله، تبر و آتش؛ سرنوشت دلخراش پلنگ ایرانی

گلوله، تبر و آتش؛ سرنوشت دلخراش پلنگ ایرانی

گلوله، تبر و آتش؛ سرنوشت دلخراش پلنگ ایرانی

گلوله، تبر و آتش؛ سرنوشت دلخراش پلنگ ایرانی

گلوله، تبر و آتش؛ سرنوشت دلخراش پلنگ ایرانی

آیا اینان ایرانی اند ؟؟؟

به کدامین گناه کشته شده است؟؟؟

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: جمعه 28 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

تقویم تاریخ شمسی : امضاء قراداد پتروشيمي ميان‌ ايران‌ و ژاپن‌ . . .
تقویم تاریخ شمسی : قيام‌ مردم‌ مسلمان‌ مصر عليه‌ اشغالگران‌ فرانسوي‌ 1177/7/28
تقویم تاریخ شمسی : ورود وليعهد هلند به‌ ايران‌ براي‌ ديدار از نقاط زلزله‌ زده‌ 1341/7/28
تقویم تاریخ شمسی : ممنوعيت‌ کتک‌ زدن‌ دانش‌ آموزان‌ مدارس‌ در ايران‌ 1354/7/28
تقویم تاریخ شمسی : خريد 25 درصد سهام‌ شرکت‌ عظيم‌ کروپ‌ آلمان‌ توسط ايران‌ 1355/7/28
تقویم تاریخ شمسی : اعتصاب‌ کارمندان‌ وزارت‌ دارائي 1357/7/28
تقویم تاریخ شمسی : اعتصاب‌ کارمندان‌ وزارت‌ دارايي 1357/7/28
تقویم تاریخ شمسی : برگزاري‌ نخستين‌ نمايشگاه‌ مطبوعات‌ ورزشي ايران‌ 1373/7/28
تقویم تاریخ شمسی : برگزاري‌ ميزگرد عکاسي به‌ عنوان‌ رسانه‌ در سمينار عکاسي ايران‌ 1374/7/28
تقویم تاریخ شمسی : نخستين‌ جلسه‌ شوراي‌ عالي آفريقا توسط هاشمي رفسنجاني 1375/7/28
تقویم تاریخ میلادی : پيروزي‌ قبيله‌ ژاپني " توگوگوا " در جنگ‌ " سکي گاهارا " و حاکميت‌ بر ژاپن‌ به‌ مدت‌ 265 سال‌ 1600/10/19
تقویم تاریخ میلادی : روشن‌ شدن‌ نخستين‌ لامپ‌ برق‌ در حضور مردم‌ توسط " توماس‌ اديسون‌" 1879/10/19
تقویم تاریخ میلادی : درگذشت‌ " ارنست‌ روتر فورد "، فيزيکدان‌ انگليسي و برنده‌ جايزه‌ فيزيک‌ نوبل‌ 1908/10/19
تقویم تاریخ میلادی : تولد " واسکوپراتوليني "، نويسنده‌ ايتاليايي 1913/10/19
تقویم تاریخ میلادی : اشغال‌ شهر بيت‌ المدس‌ توسط سربازان‌ انگليسي 1938/10/19
تقویم تاریخ میلادی : درگذشت‌ " فانگ‌ يي "، انقلابي معروف‌ چين‌ و معاون‌ پيشين‌ نخست‌ وزير اين‌ کشور 1996/10/19
تقویم تاریخ میلادی : درگذشت‌ " عادل‌ چرچاني "، نخست‌ وزير پيشين‌ واستالينسيت‌ کشور آلباني 1997/10/19
تقویم تاریخ هجری قمری : ورود " عمر بن‌ سعد " با سپاهش‌ به‌ کربلا 61/12/3
تقویم تاریخ هجری قمری : انتصاب‌ " محمد حسن‌ صنيع‌ الدوله‌ "( معروف‌ به‌ ) " اعتماد السلطنه‌ ( به‌ سمت‌ وزير انطباعات‌ ) 1300/12/3
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: جمعه 28 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

رشد غیرطبیعی گونه ای گیاهی در تالاب «عینک» رشت:

 

 

 بزرگنمایی
 رشد غیرطبیعی یک گونه گیاهی باعث شده تا سطح وسیعی از تالاب «عینک» در شهر رشت پوشیده از گیاه شود به گونه ای که در بخش های جنوبی این عرصه تالابی، سطح آب دیده نمی شود و همانند زمینی هموار به نظر می رسد.

به گزارش سبزپرس از رشت، از حدود یک سال قبل رشد این گونه گیاهی در تالاب عینک مشاهده شده و از آن زمان تا کنون، سطح وسیعی از این تالاب توسط این گیاه پوشیده شده است.

برخی منابع، این گیاه را «سنبل آبی» معرفی کرده اند و برخی دیگر نیز آن را «قاشق واش» یا «بارهنگ آبی» با نام علمی (Alisma Plantago Aguatica) می دانند. با این حال پیگیری های سبزپرس منجر به دریافت اطلاعات دقیقی از این گونه و علت شکوفایی آن نشد.

تالاب عینک

تالاب عینک

با وجود اینکه برخی شنیده ها، حکایت از آن دارد که این گیاه از زیرگونه غیر ایرانی بارهنگ آبی است و به شکل گونه مهاجم در این تالاب به چشم می خورد، اما برخی شنیده های دیگر حکایت از بومی بودن این گونه دارد و علت شکوفایی آن نیز غنی شدن آب تالاب عینک از مواد مغذی و آلی بر اثر ورود فاضلاب های خانگی و صنعتی و کشاورزی دارد. در هر صورت هر یک از این فرضیه ها نیازمند بررسی علمی هستند.

این گیاه، بوته ای به ارتفاع 50 تا 60 سانتیمتر است که به صورت بسیار متراکم، داخل آب رشد می کند. تراکم رشد آن به نحوی است که عبور قایق را غیرممکن می کند و از طرف دیگر، مسیر آبراهه ها را مسدود می سازد. از طرف دیگر تمامی سطح آب توسط برگ های این گیاه پوشیده شده و جلوی تابش نور خورشید به آب تالاب گرفته می شود.

تالاب عینک

تالاب عینک

گیاه در ابتدای فصل تابستان به سرعت رشد می کند و با شروع فصل سرما، سریعاً خشک شده و لاشبرگ های آن به بستر تالاب می ریزد. با شروع فصل گرما، باردیگر گیاه به سرعت رشد می کند و این روند ادامه پیدا می کند.

این گیاه همچنین دارای گل هایی به رنگ بنفش روشن است که برخی افراد محلی، اقدام به چیدن و فروش آن به عنوان گل زینتی می کنند.

تالاب عینک

تالاب عینک

هنوز علت شکوفایی این گیاه در تالاب عینک مشخص نیست اما آنچه مسلم به نظر می رسد، غیرطبیعی بودن این پدیده است که باید هرچه سریعتر علت و راه کنترل این شکوفایی مشخص شود. چرا که با توجه به حاصخیز بودن زمین های اطراف رشد و همچنین وجود شالیزارهای وسیع درمنطقه، احتمال ورود این گونه و تکرار اتفاق مشابه در شالیزارها نیز دور از ذهن نیست.

هم اکنون مدیریت تالاب عینک به شهرداری رشت واگذار شده است و این شهرداری وظیفه حفاظت آن را نیز بر عهده دارد.

تالاب عینک

تالاب عینک

 از چند سال قبل، ورود گونه گیاهی مهاجم «آزولا» به تالاب انزلی تبدیل به یکی از مهمترین معضلات این تالاب شده است و در صورتی که این گیاه نیز به عنوان گونه مهاجم شناخته شود، این دومین گونه مهاجمی است که به تالاب های استان گیلان وارد شده است.

پیگیری های سبزپرس درباره این گونه هنوز ادامه دارد. به دلیل ضعف شدید اطلاعاتی درباره این گونه و وضعیت تالاب عینک، از کلیه صاحب نظران، کارشناسان و علاقه مندانی که اطلاعاتی درباره این گیاه و وضعیت تالاب عینک دارند درخواست می شود تا این اطلاعات را در اختیار ما نیز قرار دهند. علاقه مندان می توانند اطلاعات خود را به نشانی پست الکترونیک Pr.sanzpress@gmail.com  ارسال کنند. به منظور سهولت در دریافت اطلاعات، خواهشمند است در قسمت موضوع ایمیل حتما از عبارت «تالاب عینک» استفاده شود.

تالاب عینک

یک نظر :

اولا اينجا اصلا از اول هم يك تالاب طبيعي نبوده بلكه يك استخر مصنوعي است كه در قديم براي مصارف كشاورزي استفاده ميشده
ثانيا كسي مديريت آن را به شهرداري واگذار نكرده بلكه اكنون به دليل قرار گرفتن در محدوده شهر مثل ساير استخرهاي شهري توسط شهرداري مديريت ميشود. و اين امر مستند به قانون شهرداريهاست نه اينكه كسي مديريت آن را به شهرداري واگذار كرده باشد.
ثالثا گونه اي كه در تصوير ديده ميشود به هيچ عنوان يك گونه غيربومي مهاجم نيست. چرا كه اگر مهاجم بود بايد در بخش شمالي اين استخر هم كه يك خيابان ارتباط اين دو بخش را قطع كرده پراكنش نشان ميداد. اما هيچ اثري از آن در بخش شمالي ديده نميشود. بنابراين رشد اين گونه در بخش جنوبي بدليل مساعد بودن شرايط رشد و نمو آن در اين استخر به دليل ازدياد مواد آلي و مغذيست.
رابعا هيچ فاضلاب صنعتي و كشاورزي وارد اين استخر نميشود بلكه صرفا فاضلاب شهري است كه باعث افزايش مواد آلي در اين استخر شده است.
خامسا اين گونه همانطور كه در تصوير هم مشاهده ميشود صحنه اي بسيار زيبا و ديدني را به نمايش گذاشته و علي الخصوص در فصل گلدهي بسيار زيباست.


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: جمعه 28 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)


نگاهی به گوزن زرد در کردستان عراق/
از «نخجیر جنگاوران آشور» تا «نقش سکه ده دیناری»


 

 

 بزرگنمایی
کوشان مهران: پادشاهان جنگاور آشور در سرزمینی که امروز آن را کردستان عراق می نامیم روزهای خوشی در نخجیرگاه های خویش داشتند. در روزگاران کهن پادشاه آشور سوار بر ارابه های تندرو به شکار «بیزون قفقاز»، «گاو وحشی اوروش» و شیر پرداخته و در کنار لذت از سواری و زوبین اندازی و خدنگ افکنی، خود و سپاهیان چالاک خویش را برای یورش به دیگر سرزمین ها آماده می کردند. (آشوریان در اوج قدرت از دلتای نیل تا کوهستان های زاگرس و کوه های لبنان را پاک می روفتند).

پس از تصرف و نابودی نینوا پایتخت آشوریان به دست قوای متحد ماد و بابلی برای هزاره ها این قوم فراموش شدند و مگر در تورات نامی از این جنگاوران برده می شد ولی از اواسط قرن نوزدهم و با کوشش های باستان شناسانی چون «سر هنری لایارد» به تدریج بناها و کاخ های پرشکوه این تمدن پیدا شد و در این میان «گوزن زرد میان رودان» (Dama dama Mesopotamia) یکی از مهم ترین گونه های حیات وحش آن دوران در کنار شیرهای آسیایی مشاهده می شوند.

با شروع قرن بیستم، از آن شکوه حیات وحش آشور دیگر چندان برجای نمانده بود. صدها سال از نابودی بیزون قفقاز و گاو اوروش می گذشت و آخرین «ببر هیرکانی» در سال 1880 در موصل و آخرین شیر در سال 1914 به احتمال بسیار زیاد نابود شدند. به احتمال بسیار زیاد نسل گوزن «مرال» در اواخر قرن نوزدهم نابود شد و به دلیل شرایط خاص منطقه و وفور انواع سلاح شکاری و جنگی و جنگ و ناامنی چند ده ساله، گونه هایی چون «شوکا»، «سیاه گوش» و «خرس قهوه ای سوری» تا آستانه نابودی پیش رفتند.

زیستگاه های جنگلی زاگرسی پوشیده از بلوط در کنار جنگل های مدیترانه ای شام (سوریه، اردن، لبنان) و فلسطین، مهم ترین زیستگاه گوزن زرد میان رودان به حساب می آمدند. ولی انقراض بزرگ پس از جنگ جهانی اول در خاورمیانه ناگاه این گونه را نیز همانند شیر و «اوریکس عربی» به سرعت به گرداب انقراض افکند.

گوزن زرد در نگاره های آشوری
گوزن زرد در نگاره های آشوری

آخرین گزارش های گوزن زرد در اردن به سال 1930 و در سوریه به 1940 محدود می شود. تا اوایل قرن بیستم هنوز در «سنجاق هکاری» ترکیه در مرز با کردستان عراق گوزن زرد میان رودان وجود داشت وگزارش هایی از مشاهده و زنده گیری گوزن زرد در کردستان عراق تا دهه های نخستین قرن بیستم وجود دارد که کتاب «پستانداران عراق» شواهد جالبی را همراه با دامنه پراکنش شوکا ارائه می کند.

پس از سقوط رژیم صدام و شرایط جدید در کردستان عراق، توجه به احیای گونه های بومی حیات وحش و در کل پاسداشت واقعی و کاربردی محیط زیست یکی از دغدغه های فکری مدیران این منطقه شد و ضرب سکه ده دیناری با تصویری از گوزن زرد میان رودان در کنار سکه هایی با تصویر سیاه گوش و پازن نشان دهنده میزان علاقه به جفظ گونه های حیات وحش است. گویا در چند سال گذشته صحبت هایی برای انتقال تعدادی قوچ و میش ارمنی از ایران برای احیای مجدد جمعیت این گونه نیز بوده است.

در هر حال با توجه به اراده واقعی مدیران محیط زیست این بخش از عراق و وجود جنگل های انبوه بلوط، شاید تنها امید احیا و معرفی مجدد گوزن زرد میان رودان، انتقال تعدادی از این جمعیت چه به شیوه قانونی و یا دور زدن قانون کاغذی باشد.

فراموش نکنیم که از اواخر دهه 1330 تا کنون عملاً جمعیت گوزن زرد در ایران در شرایط نیمه طبیعی پرورش یافته و همواره نیازمند تغذیه دستی و صرف بودجه های کلان و اجرای برنامه هایی به نام معرفی مجدد در فنس بوده که هیچکدام نتیجه ای برای ثبات جمعیت و معرفی مجدد به زیستگاه های اصلی نداشته است.

بهتر است به جای بر افروختن رنگ صورت و متورم نمودن رگ گردن، به فکر انجام یک پروژه مشترک بین ایران و کردستان عراق باشیم و هرگاه که خواستیم  به تقلید فرمان و قیصر برای پاک کردن صورت مساله عدم توانایی خود در نجات جمعیت جزیره اشک به دلیل خشکانیدن دریاچه ارومیه برآییم، به عاقبت خوش پلنگ های ارسالی به سوچی قفقاز روسیه اندکی فکر کنیم.

 

Ashoor_589001905.jpg << دانلود فايل الصاقي دانلود فايل الصاقي



نویسنده: mannane ׀ تاریخ: جمعه 28 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

کشتار یا شکار؟!

 

 

 بزرگنمایی
 یکی از خوانندگان سبزپرس مجموعه ای از تصاویر شکار را برای ما ارسال کرده که در ادامه می بینید. فرستنده این عکس ها می گوید که همه تصاویر مربوط به استان فارس است و در سال های مختلف (از نیمه دهه 1370 تا کنون) تهیه شده اند. انتشار این عکس ها بدان معنا نیست که تنها در استان فارس چنین اتفاقاتی رخ می دهد، بلکه متاسفانه در تمامی استان ها چنین اتفاقی کم نیستند. مرور این عکس ها چند نکته را نشان می دهد؛ اول اینکه نامِ کاری که این افراد انجام داده اند، قطعا «شکار» نیست، بلکه کشتار بهترین نام برای چنین کاری است. در عکس ها مشخص است که افراد در مواردی دست به کشتار چندین حیوان به طور همزمان زده اند و در بسیاری از موارد، حیوانات جوان و ماده ها نیز هدف گلوله قرار گرفته اند، که با هیچ تعریف و اصولی برای شکار سازگار نیست. در ثانی در اکثر تصاویر، حیوان بر اثر اصابت گلوله و پیش از ذبح شرعی کشته شده؛ در صورتی که در اصول شکار و احکام شرعی، تیراندازی به سوی حیوان باید به گونه ای باشد که توان فرار را از حیوان بگیرد و شکارچی که قصد استفاده از گوشت شکار را دارد، باید آن را ذبح کند. اما آنطور که در تصاویر مشخص است، اکثر این حیوانات شکار شده، پیش از زبح شرعی جان داده اند و در اصطلاح «حرام» شده اند. این نشان می دهد که ضاربان، یا اصلا قصد استفاده از گوشت شکار را نداشته اند و برای تفریح یا مقاصد دیگر حیوان را شکار کرده اند (که بر اساس فتوای قریب به اتفاق مراجع عظام تقلید این کار حرام است) و یا آنکه چندان پایبند به احکام شرع و اصول شکار نبوده اند. در هر صورت، آنطور که آمارهای رسمی نشان می دهد، بیش از 500 هزار اسلحه دارای مجوز و حدود دو برابر این رقم، اسلحه بدون مجوز در کشور وجود دارد. وسیله ای که برای شلیک کردن به طرف حیوانات ساخته شده. برخی معتقدند برای جلوگیری از شکار غیرمجاز و کشتار حیات وحش، سازمان حفاظت محیط زیست باید به طور مرتب پروانه شکار صادر کند و برخی دیگر نیز بحث قرق های اختصاصی (که با سرمایه گذاری بخش خصوصی اداره می شوند و اقدام به حفاظت و پرورش حیوانات و فروش پروانه شکار در محدوده تحت مدیریت خود می کنند) را پیش می کشند. هر چند هر یک از این نظرات، جای بحث و بررسی فراوان دارد اما نباید این واقعیت را فراموش کرد که ظرفیت حیات وحش ایران در حال حاضر، بسیار کمتر از تعداد اسلحه های شکار سطح کشور است و از طرفی، رعایت جدی قانون، افزایش جریمه های شکار غیرمجاز و مجازات های سفت و سخت، پشتیبانی جدی دستگاه قضایی از سازمان حفاظت محیط زیست و محیطبانان می تواند پدیده شکار کشی و شکار غیرمجاز را تا حد زیادی کنترل کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

کد خبر : 91071060

http://isdle.ir/news/


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: جمعه 28 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)


درباره شكايت اداره نشر ارزشهاي دفاع مقدس از الهه موسوي، خبرنگار محيط زيست
چرا مخالفت با ساخت موزه در جنگل جرم محسوب مي شود؟


 

 

 بزرگنمایی
رامین اخلومدی*: در خبر ها دیدم آمده بود : " در پی شکایت اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس الهه موسوی روزنامه نگار گلستانی که مدتهاست در خصوص زیانبار بودن ساخت فرهنگسرای دفاع مقدس استان گلستان موضع گیری کرده است به دادگاه احضار میشود. خیلی تعجب کردم و متاسف شدم با خودش تماس گرفتم گفت منم شنیدم اما هنوز که خبری از احضاريه نیست ."

تعجب و تاسف از این بابت که عجب مشکلی شده این موضوع فهم دغدغه های یک فعال زیست محیطی که از قضا روزنامه نگار هم هست. براستی کی و در کجا موسوی درباره " زیانبار بودن ساخت فرهنگسرای دفاع مقدس" سخنی گفته  ، مطلبی نوشته و یا  بهر ترتیبی اقدامی کرده و موضعی گرفته است ؟! از کجا چنین چیزی را در آورده اند ؟! بنده اصلا با بحث جنگل ناهارخوران و

پروژه اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس کاری ندارم. چه اینکه خبردار شدم دادستان محترم هم فرموده اگر کسی در اینباره چیزی بنویسد با او برخورد می کنیم. 

خب منم که سرم درد نمی کند در این باره چیزی بنویسم. پس  فعلا و در این مجال از خیرش می گذرم. اما عرض من این است اگر کسی که در عرصه ای مثل محیط زیست فعالیت می کند و دغدغه هایش هم منحصر به آن حوزه  است چرا در پاسخ به دغدغه هایش از داغ و درفش و تهدید و احضار سخن به میان آوریم ؟ چرا متشبث به هر تهمتی به او می شویم ؟  بدون تردید زور او از هر جهت کمتر از زور کسانیست که الان خیلی از او  دلخورند. دسترسی آنان هم به مطبوعات  و رسانه ها بیشتر است و می توانند به خوبی موضوع و پروژه خویش را توضیح دهند و توجیهات کارخود را بیان کنند. اما وقتی به جای استفاده از این روش منطقی، متوسل به روش های دیگری می شوند آیا این به جز آنکه نشان دهنده ضعف شان در ادله و توجیهات کافی و قانع کننده باشد دلیل دیگری هم دارد؟

سید ابوالحسن میرکریمی مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان گلستان طی اظهار نظری گفته اند :" ما در این مدت کل اخبار کذب منتشر شده در فضای رسانه های استانی، کشوری، سایتها و خبرگزاری های داخلی و خارجی را رصد کرده و پس از تجزیه و تحلیل آنها دریافتیم برخی مخالفت ها از روی ناآگاهی و عدم توجیه طرح بوده که الحمدلله پس از توجیه، این دسته به جمع موافقان پیوستند.

اما برخی از مخالفین پس از ماه ها سعه صدر این اداره کل و جوابدهی شفاف به نشریات و خبرگزاری ها ، گویا قصد ندارند بپذیرند که این پروژه ملی بوده و اجماع کشوری و استانی نهادها و سازمان ها و مطالبه مردمی پشت سر آن نهفته است. لذا ما  بر آن شدیم تا از سردبیر نشریه سلیم (الهه موسوی) که در این مدت از هر روزنه ای علیه ما تاخته و فرهنگ دفاع مقدس و عملکرد برخی نهادها را زیر سوال برده و در لوای دروغ بزرگ تخریب جنگل دل مخالفین نظام را شاد کرده نزد مراجع قضایی شکایت کرده و احقاق حق نماییم ."خب این کار خوبی بوده که توضیح داده اند و برخی ها هم در اثر توضیحات ایشان قانع شده اند. اما اگر کسی از ان توضیحات قانع نشد آیا درست است كه  او را متهم به سوء نیت کنیم و بدتر از این، او را متهم به زیر سئوال بردن فرهنگ دفاع مقدس  و برخی نهاد ها کنیم؟!

باید به این برادر عزیز گفت اگر فردی متشرع هستید که حتما هستید این نحوه اتهام زدن از جهت شریعت درست نیست و اگر فردی قانونمدار و حقوقی هستید که حتما هستید باز هم این نحوه اتهام زنی کاری غیر حقوقی است . برادر من !   صورت موضوع  روشن است همانطور که خودتان هم گفتید مسئله این است كه عده ای از سخن شما قانع شده و عده دیگری از جمله موسوی هم قانع نشده اند. از آن کسان که قانع نشده اند اکثرا حرفشان را در خفا می زنند؛ اما در این میان موسوی  به دلیل دغدغه های زیست محیطی اش  آن را به صراحت بیان می کند. آیا  در مواجهه با قانع نشدن او خدای نکرده برای بیان استدلال و ادله کم اورده که متوسل به اتهام زدن و شکایت و دادگاه و از این حرفها  بشویم ؟ اگر سخن نادرستي میگویم بفرمائید . 

می خواهم از منظری دیگر هم به غیر دقیق  و نادرست بودن ادعای جناب میرکریمی اشاره کنم.  سابقه فعالیت الهه موسوی و دغدغه هایش  در حوزه مسائل زیست محیطی نشان دهنده آن است كه  وی فقط و فقط مسئله اش محيط زيست است. او  را حتی با سیاست و فرهنگ و ... هم چندان کاری نیست.

در همین منطقه خودمان ( استان گلستان )  او هفت سال پيش معترض  احداث جاده جنگل ابر بود؛ زماني كه كمتر كسي نام اين جاده و جنگل ارزشمند را شنيده بود.  و نیز در گذشته تر معترض ساخت مجتمع پتروشیمی استان  و یا بی توجهی به موضوع تالاب های بین المللی گلستان . همچنين انتقال آب چشمه های قطری از گلستان به سمنان ، بحران های زیست محیطی شهر گرگان، ساخت و ساز بی رویه در زیارت و تخريب منابع طبيعي آن منطقه، مشكلات محيط زيستي كارخانه سيمان گاليكش، رانش در تپه های زیبا شهر گرگان، موضوع طغیان رودخانه ها و همچنین موضوع سیل و بی توجهی به عوامل آن، تخریب آشوراده از طریق پروژه های گردشگري که توجیه پذیر نیستند، پسماندهای کشاورزی، کشاورزی ارگانیک، سدسازی بی رویه و غيراصولي  در کشور و استان،  ضرورت ممانعت از تخریب منطقه حفاظت شده جهان نما و ....  همه و همه در سوابق دغدغه ها و فعالیت های زیست محیطی او در استان گلستان اوست.

وهمچنین در سطح ملی هم در سابقه فعالیت موسوی  موضوعات متعددی را می توان برشمرد  که بطور جدی به آن پرداخته و پیگیرشان بوده است  مثل: سیاست های غلط منابع طبیعی در حوزه جنگل های شمال ، بهره بردای غیر اصولی کارخانه های نئوپان در استان های شمالی از چوب جنگل های شمال بدون لحاظ جريان هاي سياسي و جناحي، زباله های بیمارستانی ، مشکلات محیط بان ها ، تخلفات كارخانه سیمان آبیک قزوین، نا آمن بودن هواپیماهای جایروپلند ( هواپیمای تک نفره که جهت محیط زیست تهیه شده بود و بالاخره نيز در حين پرواز منفجر شد. )، اتوبان تهران – شمال، برنج های آلوده هندی، واردات محصولات تراریخته ( دستکاری ژنتیک شده )، پارک ملی سرخه حصار؛ منطقه حفاظت شده جاجرود ، لاک پشت های دریایی ، جهانگردان زیست محیطی، آمایش سرزمین، انرژی خورشیدی، آلودگی هوای تهران و..... امثالهم که تنها بخشی از فعالیت های زیست محیطی الهه موسوی محسوب می شود.

از همه اینها گذشته او خبرنگار برگزیده جایزه زیست محیطی دکتر تقی ابتکار در سال 86 هم هست و یکسال بعد  از ان یعنی در سال 87   مسئولیت سردبیری اولین خبرگزاری زیست محیطی ایران   هم به او واگذار شد. موسوي خبرنگاري است كه علاوه بر تحصيل دانشگاهي در رشته روزنامه نگاري بارها و بارها مورد تجليل نهادهاي مردمي حوزه محيط زيست و حتي مديران دولتي قرار گرفته است.  بماند از انکه به عنوان یک زن هم اهمیت و ارزش فعالیت او در این حوزه  به خودی خود مضاعف می شود. بااین اوصاف  تا جایی که بنده اطلاع دارم درباره هیچکدام از آن همه فعالیت ها  در دو دهه گذشته که سخت هم پیگیرشان  بود هیچ نهادی به ایشان اتهام  زیر سئوال بردن دفاع مقدس و نهادهای خاص و یا سوء نیت را وارد نساخت؛ بلکه برخی از آن پرونده ها حتی اگر حاد هم شد اما بلاخره ایشان مسئولیت خود را انجام داد و کسانی هم اگر پاسخی داشتند  ارائه دادند و موضوع به نحوی ختم شد .

برادر گرامي! در دين اسلام كه دين مهر و انصاف و برادري است جرم قانع نشدن این نیست که فرد را تهدید به شکایت و یا داغ و درفش کنیم و یا به او اتهام های نچسب وارد سازیم کما اینکه ده ها شاهد مثال می توان آورد از اینکه به فرض علیرغم توضیحاتی که وزرای جناب رئیس جمهور محترم درباره حوزه مسئولیت خود  می دهند ، بسیاری از نمایندگان مجلس و یا نخبگان جناح های سیاسی درون نظام هم  قانع نمی شوند و بلعکس .

اما در این میان قرار نیست کسی به دیگری اتهام های شدید و غلیظ وارد سازد  و یا چون قانع نمی شوند نیت و صداقت انها را زیر سئوال ببرد و به جرم قانع نشدن خود را مجاز به هر اقدامی علیه ان فرد بداند.  نکند خدای ناکرده چون یک زن  فعال حوزه محیط زیست به نام الهه موسوی که دیوارش از همه جا کوتاه تر است  و در این موضوع مورد مناقشه  قانع نشده و از نظر ما زبان درازی کرده بخواهیم برای از میدان به در کردنش هر اتهامی را به او وارد سازیم تا این گونه حساب کار، دستش بیاید و دیگر از این ایستادگی ها(بخوانید غلطها)  نکند؟! دور باد اگر چنین چیزی باشد که در شان هیچ کدام از طرفین هم نیست. موسوی تنها یک عقیده داشته  که از آن دفاع کرده و ان را هم انتشار داده. او معتقد بوده و هست که فلان تاسیسات بنا بدلایلی که بارها ذکر کرده مناسبتر آن است که در خارج از جنگل احداث شود.

او هرگز با اصل ساخت موزه  هم مخالف  نبوده و نيست ( حتی اگر طرحی ملی هم نباشد و صرفا منطقه ای و استانی باشد)  بلکه  تنها با مكان احداث آن مخالفت كرده است . خيلي هاي ديگر هم همين عقيده را دارند.  داشتن چنین عقیده ای و حتی انتشار آن جرم نیست. می توان با عقیده اش از طریق ارائه عقیده در رسانه های جمعی و حتی مناظره و گفت وگو مواجه شد. و در اینباره از نظرات کارشناسی و حقوقی هم مدد جست.  مگر این فعال زیست محیطی از چه عده و امکاناتی و یا دلایل و مستنداتی  برخوردار است که  قادر است اذهان را به انحراف کشاند و یا بشوراند و مشوش سازد ؟ امکانات  و قدرت  نهادی نظیر اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس از هر جهت  صدها ها برابر بیشتر از امکانات امثال اوست برای انکه به جای مواجه خدا پسندانه و منطقی به شکایت و تهدید و .... روی اورند.

روزنامه نگار استاني در گلستان

نوشته شده در ساعت 10:56:21 , مورخ 25/07/1391
کد خبر : 91071059

منبع: http://isdle.ir/news/index.php?news=8833


نویسنده: mannane ׀ تاریخ: جمعه 28 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

از انواع و اقسام دایناسورهایی که از روی فسیل‌ها و دیگر شواهد بازسازی و تصویر شده‌اند، پنج نوع خیلی عجیب و غریب انتخاب شده و در این گزارش به مشخصات و عکس تقریبی آن‌ها اشاره می‌شود. خصوصیت عجیب این دایناسورها در این است که ترکیب‌هایی خاص دارند.

 

وقتی به دایناسورها فکر می‌کنیم، بیش‌تر ما هیولاهای ستاره و مشهوری مانند «تی رکس» را به یاد می‌آوریم اما در عرصه صدها میلیون سال زندگی گذشته د‌ایناسورها، انواع بسیار متفاوت و عجیبی وجود داشته‌اند. در این گزارش نگاهی داریم به این ترکیب عجیب و انتخابی هفته‌نامه ویک:

 

یک) ترکیبی از جوجه تیغی و طوطی

 

«پگوماستاکس آفریکانوس» موجودی بوده که ۲۰۰ میلیون سال پیش زندگی می‌کرده و دندان‌های نیش بلند مانند گراز داشته و نوکی مانند طوطی. سرتاسر بدنش مانند تیغ داشته و با ارتفاع حدود ۶۰سانتی متر، نوعی عجیب از پرنده بوده است. به رغم داشتن دندان‌هایی با شکل متفاوت، تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که گیاه‌خوار بوده و دندان‌های بلندش برای دفاع از خود بوده است. به قول پل سرنو از نشنال جئوگرافیک، اگر این حیوان الان بود، حیوان اهلی جالبی از آن درمی‌آمد.

 

 

دایناسور + سایت زیست بوم

 

دو) دایناسوری با شکم گرد و بدنی پوشیده از پر

 

به قول برایان سویتک از مجله اسمیتسونین، «تریزوناسور» از آن اسم‌هایی نیست که خیلی زیاد به گوشتان خورده باشد. اما این شاید یکی از عجیب‌ترین دایناسورهایی باشد که تاحالا پیدا شده است. تصویر آن با هرآن‌چه در ذهن از دایناسور دارید متفاوت است و یک چیزی فراتر از هر تصویرسازی ذهنی است.»

 

 

دایناسور + سایت زیست بوم

 

سه) چیزی میان پستاندار و دایناسور و اندازه ی گربه

 

«ثریناکسدوان» نزدیک به نیم متر ارتفاع داشته و در جنگل‌های آفریقای امروزی و حدود ۲۵۰ میلیون سال پیش زندگی می‌کرده است. چیزی مانند و شبیه به گربه و پشمالو. قدمت آن به اوایل جانداران تریاسیک بازمی‌گردد که کارشناسان از آن به عنوان پل میان دایناسورها و پستانداران یاد می‌کنند. این‌گونه پدر جد نوع مدرن پستانداران به شمار می‌روند.

 

دایناسور + سایت زیست بوم

 

چهار) دایناسوری که به جای دست، انگشت دارد

 

شاید برخی تی رکس را مسخره کنند که چرا دست های کوتاهی دارد اما این دایناسوری که این جا می‌بینید از آن هم عجیب‌تر است. به جای دست، یک تک انگشت دارد. اسمش «لینکنیکوس» است. نظریه جامع می‌گوید این دایناسور از حشرات تغذیه می‌کرده و از این انگشت برای کندن لانه حشرات استفاده می‌کرده است.

 

دایناسور + سایت زیست بوم

 

پنج) دایناسوری که طول گردنش، دو برابر طول بدنش است

 

این دایناسور را در خانواده زرافه فرض کنید. بدنی بزرگ و به شکل عجیبی بدون قواره. همان نوعی که مجبور بوده برای رسیدن به غذا، به سرشاخه‌ها سرک بکشد. نامش «مامنکیاساروس» است که به عقیده دیرین شناسان، از گردن بلندش برای جفت یابی استفاده می‌کرده و نیز به احتمال زیاد موقع جفت گیری، گردن‌هایشان را به هم می‌پیچاندند.

 

 

دایناسور + سایت زیست بوم

 

 

* سینا رهنماhttp://zistboom.com/8007  /

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: جمعه 28 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

تیم فوتبال کره جنوبی در برابر شاگردان کی روش با یک گل مغلوب شد تا در کنار ایران با هفت امتیاز بخت نخست صعود به جام جهانی باشند.

به گزارش فرارو، خبرگزاری های مختلف تصاویری از حواشی این دیدار منتشر کردند که در این میان عکسی از خبرگزاری موج جالب توجه است؛ تماشاگران کره ای پس از پایان بازی و در حالی که ورزشگاه را ترک می کنند اقدام به جمع آوری زباله های به جا مانده از خود می کنند.

 

تماشاگران کره ای - زباله

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: جمعه 28 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

عميد مشايخي


آن دست پرتاول، در بين آن جنگل
عميدرضا مشايخي، کارشناس محيط زيست و شاعر خوش ذوق طبيعت سرا، شعري تازه را تقديم به خوانندگان و دوستدارانش در ايرن کرده است. همراه مي شويم با او در اين مرثيه لطيف پاييزي:

 

 

 

 

 

 

 

 

مشتي غلام حسين
همسايهء ما بود
مردي خميد قد
با چهره اي فرتوت

دوران پيري را
در خانه سر ميکرد
با خاطراتي خوش
از روزهاي دور
با خاطري غمگين
ازمحنت امروز
- -
او در جواني هاش
کفاش خوبي بود
هم کفش کهنه داشت
هم کفش هاي نو
هم کفش مهماني
هم کفش جُو دِ رو
- -
تعمير هم ميکرد
با سوزن و درفش
با وصله و پينه
با پيشبند چرم
بر پا و بر سينه




گاهي عصا در دست
بر روي يک سکو
در کوچه مي نِشست

روئي گشاده داشت
بر هر که مي گذشت
دستي تکان ميداد
جيبش پر از کشمش
قدري به اين ميداد
قدري به آن ميداد


تق تق عصا زنان
در داخل جنگل
گاهي قدم ميزد
با آب ، با بوته
با کاج هاي پير
آهسته دم ميزد


سيگار فروردين
با دود تلخ و تند
همواره در مشتش
هر چند مي ناليد
از دردِ در سينه
يا دردِ در پشتش

مي گفت عمرم رفت
ديگر مجالي نيست
امروز يا فردا
من نيز خواهم مرد
از ميوه هاي باغ
در فصل تابستان
ديگر نخواهم خورد



با دست لرزانش
گاهي مرا ميخواند
پولي به من ميداد
مي گفت از بازار
چيزي فراهم کن
سيگاري و ناني

از ميوه هاي فصل
گيلاس يا آلو
اصلا چه ميدانم
هر آنچه خود داني


او عاقبت روزي
از دار دنيا رفت

همسايگان بودند
با جمعي از خويشان
تشييع و تدفين و ترحيم بر پا شد
او نيز چون رودي راهي به دريا شد


در ذهن من اما
يادش هميشه هست
آن چهرهء فرتوت
آن دست پر تاول
بر روي آن سکو
در بين آن جنگل

او مرد خوبي بود
مردي سخاوتمند
بي بغض و بي کينه
مردي پر از بخشش
پر مِهر و پر لبخند


عميدرضا مشايخي مهر ماه 91



نویسنده: mannane ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 27 مهر 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...4647484950...115صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 5531.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران