Environmentalist


درياچه بختگان 1

آخرين وضعيت تالاب‌هاي قرمز ايران:
حيات با بختگان يار نيست؛ فلامينگوها رفتند
جنگل‌هاي دور و نزديک، درختان درهم فشرده انجير ديم و کشتزارهايي تو در تو، هواي مطبوع و دلنشين صبح‌گاهي، سايه پرندگان سرخ‌بال و انواع مختلف پرندگان مهاجري که خستگي مهاجرت از سيبري و دورترين نقاط شمال تا بختگان را در سايه‌سار زيباي ساحل جزاير درياچه از تن به‌در کرده و بال به سينه آسمان گشوده‌اند؛ هم اينک همه اينها جز خاطره‌اي مانده بر ذهن مردمان شرق فارس نيست.

بختگان بزرگ، ديگر ردي سفيد برجا مانده بر زمين است که بچه‌هاي هفت ساله، خاطره‌اي از آن در ياد ندارند، بختگان زيبا، حالا خاکي است، لب شور و تلخ که حتي بذر را به‌دل نمي‌گيرد، خاکي که بوي مهاجرت مي‌دهد، بوي ويراني، بوي بادي که ذرات معلق نمک برجا مانده از درياچه خاطرات را در هوا معلق کرده و بر برگ و بار ديگر گياهان مي‌نشاند و خاکستري مي‌شود تا از منطقه‌اي که روزي آباد بود، زميني لم‌يزرع برجا گذارد.

روزگاري اينجا بخت با حيات يار بود، از حيات وحش گرفته تا درختان و گياهان و انسان؛ اما اکنون، نمک بر بخت زخم‌خورده همه پاشيده شده، نمکي که مهاجران سيبري را به سمتي ديگر کشانده و درختان و درخت‌چه‌ها را از دوري يار سرافکنده کرده و مردمان را به سوي شهرها رهسپار کرده است.

به گزارش ايسنا، بختگان و ساحل طولاني چهارمين درياچه بزرگ ايران، اکنون نه پناگاه وحش است و نه کشتزار، نه ماواي آدم‌ها براي آنکه لختي تن از سختي زندگي بياسايند و نه محلي براي تجديد نسل پرندگان مهاجر؛ امروز بختگان، شوربخت از نامرادي‌هايي که انسان در حقش روا داشت، چشم به آسمان و لطف خدا دوخته تا شايد باران، تن خشکيده‌اش را بشويد و آبي کند.


ساعت به 9 صبح نرسيده بود که اولين روستاي حاشيه بختگان از سمت شهرستان‌هاي "ني‌ريز" و "استهبان" را گشتي زديم، روستاهايي که مردمانش ديگر اميدي برايشان باقي نمانده که دل به آن بسته و سحرگاهان از خواب بيدار شوند، پلک‌هاي روستاها، از خواب بيش از حد پف کرده و گرد رخوت بر در و ديوارها نشسته است.

نزديک‌ترين روستاها، بيشترين آسيب را از خشکي ديده‌اند، موتور‌هاي برقي و گازوييلي چاه، ديگر حتي نم هم بالا نمي‌کشند، چه رسد به آب؛ اغلب اطاق‌هاي ساخته شده به‌عنوان موتورخانه، خراب شده و ديوارها فروريخته و مدت‌ها از آخرين استارتي که خورده‌اند، مي‌گذرد!

چاه‌هايي دورتر که هنوز ساعتي در روز آبي از دل زمين بالا مي‌کشد هم، شوري سنگين آبي که بالا مي‌آورند، لب‌هايشان را مي‌سوزاند، آبي که از شوري زياد تلخ شده و حتي به‌کار کشت هم نمي‌خورد.


"سهل‌آباد" بيشترين ميزان آسيب را ديده، سهل آبادي که روزگاري بزرگترين روستاي حاشيه بختگان به‌شمار مي‌رفت، حالا آنقدر خسته است که مردمانش حوصله حرف زدن هم ندارند، تلخ نگاهت مي‌کنند، به چشم غريبه‌اي که جز آمدن و ديدن و رفتن، کار ديگري ندارد، غريبه‌اي که مانند صدها غريبه ديگر در نهايت، سري از تاسف تکان مي‌دهد و بعد از دقايقي گرما و گرد و غبار نمک، خسته‌اش کرده، براي هميشه از آن نقطه دورش مي‌کند. روستايياني که مدت‌هاست فراموش شدن را قبول کرده‌اند و هيچ چاره‌اي جز مهاجرت براي نجات زندگي جوانانشان، براي خود نيافته‌اند.


روستاي "محمد‌آباد" اما اگرچه آسيب‌هاي زيادي را متحمل شده، اما هنوز هم از ميان 1300 ساکني که برايش مانده، مردماني هستند که حوصله حرف زدن دارند، کشاورزاني گشاده‌رو و متبسم، که با وجود تلخي و نگراني عميقي که بر چهره‌هايشان خط و رد انداخته، حرف‌هايي براي گفتن دارند.

يکي از کشاورزان محمد‌آباد، مي‌گويد: اي واي بر بختگاني که خشک شد، ديگر کو بختکان، بخت ما هم با بختگان خشکيد! حالا کسي ديگر سراغ روستاهاي بختگان را نمي‌گيرد.


"حسين محمدي" افزود: سخت زندگي مي‌کنيم، خيلي‌هايمان از اينجا رفته‌اند، آنها هم که مانده‌اند حالا ته‌مانده اميدشان را جمع و جور کرده‌اند و هر روز يک چشم به کف ترشيده بختگان دارند و يک چشم به آسمان که شايد ببارد.

اين کشاورز گفت: امسال هم باران آمد، اما کسي با اسب نيامد تا خبر شادي‌آوري از بختگان برايمان داشته باشد، باران به‌حدي بود که لب‌هاي بختگان را خيس کند و دلش را بسوزاند! آنقدر نبود که به قلبش نفوذ کرده و دوباره به کارش بيندازد.

او گفت: حالا روستا پر از بچه‌ها و مسن‌ترها هست، آنها که جوان و ميان‌سال هستند، براي کار و کسب درآمد راهي شهرها شده‌اند، اين کشت و کشاورزي‌ هم معلوم نيست با وضع موجود آب، چقدر ديگر دوام داشته باشد.

اما خوب که گوش مي‌کردي، الحمدلله مدام از زبانش شنيده مي‌شد، از ميان لب‌هاي چروکيده‌اش، کلماتي که از دل بر مي‌آمد و بر دل مي‌نشست.


عضو شوراي اسلامي روستا هم حرف‌هايي داشت، حرف‌هاي يک معلم بازنشسته که عمري را با بختگان گذرانده بود و حالا خوب مي‌دانست که چه بر سر درياچه‌‌اي که همه آبادي روستاي آنان و روستاهاي اطراف بود، آمده است، بختگاني که با خشکي‌اش، حيات همه منطقه را به پرتگاه نابودي کشانده است، حياتي که آخرين نفس‌هايش را با زحمت دم و بازدم مي‌کند.

علي محمدي گفت: اين مردم اگر چه لبخند مي‌زنند اما دل‌شان خون است، خسته هستند، پاي انقلابشان، پاي نظامشان، پاي امام‌شان، محکم ايستاده‌اند، اما دلشان شکسته، احساس غربت مي‌کنند، احساس تنهايي.

او ادامه داد: روزگاري در اين ايام صداي پرنده‌ها بود و نفس‌هاي آميخته با رطوبت حيات بخش بختگان، رطوبتي که گياه و حيوان و انسان از آن زندگي مي‌گرفتند و شادابي اما حالا هوا گرم است، خشک، با گرد و غباري که چشم و گلو را مي‌سوزاند و بهانه‌اي به خيلي از چشم‌ها مي‌دهد که قطره اشکي بر ماتم بختگان به گونه سرازير کنند.


محمدي گفت: خشکي بختگان يعني پايان حيات، يعني نقطه آخر بر سطر زندگي روستاها، کشاورزان، دامداران و همه جانداراني که خداوند از اين آب، برايشان حدي مقرر کرده بود.

عضو شوراي اسلامي روستاي محمد‌آباد ادامه داد: روزهايي را ما به‌ياد داريم که قد گياهان پنبه در کشت‌زارهايمان بلندتر از قد متوسط اهالي بود، گم مي‌شديم در سفيدي پنبه‌زارهايمان، اما امروز پنبه‌ها با زحمت از خاک سر بيرون مي‌آورند، با زحمت به قد زانوي پيرمردان روستا مي‌رسند.

اين تمام توصيف او از بختگان و روزگاري که بر آنها گذشته، نيست، "محمدي"، گلايه‌ها دارد، بغضي فروخورده است، بغضي که با زحمت در گلو نگاه داشته تا مبادا ميهمانانش با شکستن آن آزرده شوند.


اما بغض را مي‌شود در کلمه، کلمه جملات اين دبير بازنشسته ادبيات، خواند، وقتي از پوره‌هاي ريز نمک مي‌گويد که با اندک نسيمي از سينه بختگان خشک شده برخاسته و بر برگ و بار درختان و کشت‌هاي منطقه مي‌نشيند، بغض او با بغض بختگان گره مي‌خورد و سينه شنونده را به هم مي‌فشارد.


"محمدي" با دست، کوه‌هاي آن سمت را نشان مي‌دهد، جايي که در نزديکي سهل‌آباد، جزيره‌اي از جزاير سه‌گانه ميان بختگان بود و حالا فقط سرابي از آن برجا مانده، کوه‌هايي که در آن ساعت از روز، ارغواني رنگ شده‌ است و پژمرده!


او همراه با دستي که پهنه بختگان را نشان‌مان مي‌دهد، مي‌گويد: روزگاري اينجا تا چشم کار مي‌کرد آب بود اما هم‌اينکه بشر به ترکيب طبيعت دست زد، بي آنکه خوب به عاقبت کارش انديشه کرده باشد، نظم کار برهم خورد؛ از وقتي که مسير شريان‌هاي حياتي بختگان يک به‌يک بسته شد، خشک شدن درياچه را در پيشاني و عاقبتش نوشتيم و آنها که پيرتر و عاقل‌تر بودند اين هشدار را دادند و خيلي‌ها نشنيدند، يا شايد نخواستند که بشنوند و بخل آسمان هم در اين سال‌ها مزيدي بر علت شد تا امروز بر بخت خفته بختگان، مرثيه بخوانيم، مرثيه‌اي که تمامي ندارد.

محمدي مي‌گويد: دل کندن از وطن خيلي سخت است، اينجا زماني همه چيزش حيات و زندگي ما بوده و حالا در روزگار سختي، در روزگاري که خشکي به بختش افتاده، نمي‌توانيم تنهايش بگذاريم که از انصاف به‌دور است.


اين عضو شوراي محمد‌آباد، حرف دل مردم اين منطقه را هم مي‌زند، آنجايي که در مقام مقايسه بر مي‌آيد و مي‌گويد: حتما شما هم تلاش مسوولان اروميه را براي نجات درياچه‌شان شنيديد و ديديد، تلاشي که مسوولان فارس نکردند، تلاشي که از هم‌دلي بود و اينجا هرچه صبوري کرديم نشاني از آن نديديم.

محمدي ادامه مي‌دهد: سال‌هاست که فقط حرف مي‌زنند، اگرچه در اين سال‌ها حتي يک مسوول هم به اين روستا نيامد، از احوال مردمانش نپرسيد، اما دل‌خوش بوديم که حرف‌ها را مي‌شنويم و در جلسات براي بختگان دل‌مي‌سوزانند.


او گفت: سد "درودزن" کم بود، "ملاصدرا" و "سيوند" را هم بر سر راه شريان حياتي بختگان بنا کردند، مسيل را بستند تا بختگان چشمش به آسمان باشد، از آنسو، مردمان ساکن اطراف بختگان هم بي‌هيچ آينده نگري، دل زمين را سوراخ، سوراخ کردند و چاه‌هاي نيمه عميق و عميق حفر کردند و آب‌را از دل خاک بيرون کشيدند و خوشحالي کردند که آبي هست براي کشت‌زارهاي آبادشان، دريغ که هرچه هشدار داديم، موم در گوش‌هايشان بود و نشنيدند.


اين معلم کهنه‌کار اضافه مي‌کند: چاه‌ها برقي شد تا آب بيشتري بيرون بکشند و هر کس که چشم بر معرفت دل و حق ديگران بست، چاهي هم بدون مجوز حفر کرد و هيچ کس نيامد کسي را مواخذه کند، تا لب‌هاي بختگان شور شد، بازهم هشدار داديم و نشنيدند، آسمان بخلش گرفت، از اين همه بدي که ما در حق خودمان روا داشتيم، چشم برهم گذاشت تا مدتي بگذرد شايد متنبه شويم و ... حالا دلمان گرفته، حالا فهميده‌ايم که بد کرديم به خودمان به حيات بختگان، به آيندگان، به فرزندانمان.

محمدي گفت: ما حق پرندگاني را که آن همه راه از سيبري به اينجا مي‌آمدند، حيواناتي که غريزه به اين نقطه مي‌کشاندشان، حق درختان و طبيعت، حقي که خدا براي غيرانسان روا داشته بود را ناديده گرفتيم و حق خود پنداشتيم.

به گزارش ايسنا، اينجا که ايستاده‌ايم روزگاري آب بود؛ اينجا روزگاري تا زانو شايد هم تا کمر، در آب فرو مي‌رفتي، اين درختچه‌ها تا پيشاني، تن به‌‌آب مي‌دادند و اين زمين، حس زندگي در رگ‌هايش جاري بود.


لب‌هاي اين درياچه را ببين، گونه‌ها و اندامش را، چگونه پوست انداخته زير آفتاب گرمي که ديگر رطوبتي براي کاستن از حرارتش در فضا پراکنده نيست!

اينجا بختگان است، درياچه‌اي که روزگاري چهارمين درياچه بزرگ ايران بود، پناه‌گاه حيات وحش، آرامش‌گاهي براي سرخ‌بال‌ها، براي پرندگان مهاجر، براي پرندگاني که در ميانشان صدها گونه نادر هم يافت مي‌شد، پرندگاني که پروازشان از دور، لبخند را بر لب‌هاي هر رهگذري مي‌نشاند.

اينجا بختگان است، درياچه‌اي که يک‌سمت آن به "خرامه" در 50 کيلومتري شيراز و سمت ديگرش به 12 کيلومتري ني‌ريز در 200 کيلومتري شرق شيراز، مي‌رسد، درياچه‌اي که وسيع بود، سفره‌اي پر از نعمت، درياچه‌اي که طي چندسال، عمر چندهزارساله‌اش را به نقطه انتها رسانديم و حالا حتي براي خواندن مرثيه کنارش جمع نمي‌شويم.

اينجا بختگان است، درياچه‌اي که مي‌توان حيات را دوباره به آن بخشيد، مي‌توان لب‌هايش را شفا داد، تن پوسته پوسته شده‌اش را التيام بخشيد، مي‌توان برايش کاري کرد، اگر همت کنيم، اگر دست‌به دست هم بدهيم، مي‌توان باقي‌مانده حيات وحش منطقه را از نابودي کامل نجات دهيم.

اينجا بختگان است، باور کنيم که مردمان اين سامان آرام آرام، خانه و کاشانه را رها کرده به سمت آبادي‌هاي ديگر کوچ مي‌کنند قبل از آنکه رگ حياتشان همانند اين درياچه، خشک شود، باور کنيم ظلمي که در حق آن کرده‌ايم و به‌دنبال جبران آن باشيم، جاي آنکه در پي يافتن مقصر و تقصيرها، خاطرات را واکاوي کرده و لابه‌لاي گذشته، کاوش کنيم.

اينجا بختگان است، شرق استان فارس، پناه‌گاه حيات وحش، سطري که نقطه پايان براي آن نمي‌توان و نبايد گذاشت...


کنار "فامور" هم که مي‌رويم همين قصه تکرار لب‌ها و ذهنمان مي‌شود، قصه خشکي، قصه کساني‌که نه‌تنها برتن خسته و خشکيده اين درياچه آب‌شيرين مرهمي نگذاشتند و ترک‌هايش را التيام نبخشيدند بلکه لودر و بلدوزر به جانش انداختند تا راهي احداث کنند! راهي که از ميان دل پريشان مي‌خواست بگذرد.

سال قبل هم نوشتيم، سال‌قبل از "فامور" گفتيم که انگار مي‌دانست چه پريشاني‌ها در طالع دارد که نام پريشان را همه‌گيرتر کرد تا فامور، از درياچه‌اي که از نظر کارشناسان بسيار با اهميت‌تر از درياچه اروميه و بسياري از درياچه‌هاي کشور بود.

سال قبل از گفته‌هاي "قاسم ديانت" که بارها و بارها در مقام مسوول حفاظت محيط‌زيست فارس، استمداد طلبيد و دست ياري دراز کرد به سمت ديگران اما کسي دستش را نفشرد.

سال قبل از گفته‌هاي "مظفر مختاري" گفتيم، از اينکه بعد از چهارسال رييس شوراي اسلامي استان پا جاي پاي نمايندگان مردم استان در مجلس گذاشته و برسر مسوولان فرياد زده که آهاي بداد برسيد همه درياچه‌هاي اين استان چهار اقليم خشکيد، اما آنقدر که براي اروميه و درياچه اروميه، براي زاينده رود و گاوخوني، مرثيه‌ها درکشور خواندند و يار جمع کردند، هيچ کدام از مسوولان فارس حرکتي به‌خود ندادند.

سال قبل، ايام مهر ماه بر ذهن‌ها چنگ کشيديم، مرثيه‌اي بر پريشان و بختگان خوانديم و اشکي بر مرک "کافتر" و "ارژن" و "طشک" و همه درياچه‌هاي زيباي فارس ريختيم اما در تنهايي صدايمان پژواک شد و به‌گوش خودمان خزيد.

امروز بار ديگر در روزهايي که مجلس نهم قدم براي حرکت برمي‌دارد، يار مي‌طلبيم، ياري که بيايد و قدمي براي پايان بخشيدن به شوربختي‌هاي شيرين‌ترين درياچه کشور و نادر‌ترين زيست‌گاه آبي حيات وحش ايران بردارد.

امروز با اين اميد گزارشي از فامور و بختگان مهيا کرده‌ايم که شايد نمايندگان کازرون و ني‌ريز و اقليد و خرامه و شيراز و ديگر نقاط فارس به‌خود نهيبي بزنند و دستي بجنبانند و کاري بکنند.



به گزارش ايسنا، باور کنيم که بيش از هشت سال است چوب سوء مديريت بر تن درياچه‌هاي فارس ردي از درد انداخته، تصميمات بدون دورانديشي با خست آسمان و خشکي اقليم درهم آميخته تا سرنوشتي براي زيباترين گردشگاه‌هاي طبيعي و تاريخي فارس رقم بخورد که حتي در خواب هم نمي‌ديديم.


امروز تاريخچه‌ها را ورق مي‌زنم که به عادت گزارشگري، پيشينه‌اي براي بختگان و فامور(پريشان) بنويسم اما آنقدر از موقعيت اين دو درياچه و ديگر درياچه‌هاي فارس نوشته‌ايم که نيازي به گفتن دوباره نيست، گفتن از کنوانسيون رامسر، گفتن از اين که هر دوي اين درياچه‌ها جزو محيط‌هاي ثبت و حفاظت‌شده محسوب مي‌شدند.

گفتن از اين‌که کارشناسان پيش از اينها براساس اسناد و مدارک بارها و بارها هشدار داده بودند که اگر فلان سد را بسازيد، اگر فلان کارخانه را احداث کنيد، اگر فلان قدم را برداريد و آن يک قدم ديگر را برنداريد، اين درياچه‌ها خشک مي‌شوند، نابود مي‌شوند اما آنهايي را که خواب هستند مي‌توان بيدار کرد ولي کساني که خود را به‌خواب زده‌اند هيچ کس قادر نيست بيدار کند.

حالا هرچه چشم به افق مي‌دوزيم ديگر از "فلامينگوها"، "کبوتران دريايي"، "درناها"، "مرغان آبي" و "ماهي‌خوار" و ده‌ها نوع پرنده ديگر که همه ساله طراوت و شادابي را به فارس مي‌آوردند، خبري نيست، در افق جز گرد و غبار نمک هيچ اميدي ديده نمي‌شود.

شايد حافظه مسوولان ياري نکند اما حافظه آرشيوها کمک خواهد کرد، طي سه‌سال گذشته هشدارهاي جدي از طرف مسوولان و مردم، منتشر شده است، بارها هشدار داده‌ايم که فاجعه‌اي بزرگ در راه است و امسال آخرين هشدار خواهد بود، اگر به‌زودي گامي درست و بنيادين براي "فامور" و "بختگان" و "طشک" برداشته نشود، شهرهاي بزرگ فارس شاهد مهاجراني خواهند بود که گرد نمک بر سر و روي آنان و زندگيشان، نشاني خانه‌هاي قبلي‌شان را مي‌دهد!

اگر مسوولان هشدارها را جدي نگيرند بخش اعظمي از کشاورزي در منطقه شرق و جنوب فارس براي هميشه نابود مي‌شود. اگر راهکاري اساسي نينديشند، ديگر بايد به‌دنبال شغل براي کشاورزان مهاجر و خانواده‌هاي آنان در شهرها باشند.

بارها کارشناسان و مسوولان در فارس از علت‌هاي انساني خشکيدن تالاب‌ها و درياچه‌ها گفته‌اند؛ تبديل چند ده هزار هکتار از اراضي مجاور به زمين‌هاي کشاورزي، از بين رفتن پوشش گياهي درياچه به واسطه زهکشي، تغيير خصوصيات فيزيکي و شيميايي آب درياچه، اجراي پروژه‌هاي مختلف ذخيره‌سازي و انحراف آب همانند پروژه سد "درودزن" در دهه 1350، احداث سد سيوند از آغاز سال 1371 و اخذ تصميم درباره ساخت سد ملاصدرا در سال 1377 تنها بخشي از عوامل نابودي درياچه بختگان است.

عواملي مانند پروژه آبياري گسترده اراضي بالادست رودخانه "کر" که منجر به کاهش شديد دبي آب ورودي به پارک ملي و خشک شدن کامل ورودي آب به درياچه شده است، وجود معادن سنگ چيني در ضلع شرقي پناهگاه حيات وحش، چراي حدود 60 هزار راس دام که 40 هزار راس آنها مازاد به حساب مي‌آيند، احداث چند رشته زهکش به طول تقريبي 70 کيلومتر در اراضي تالابي دشت کربال و تبديل آن به اراضي کشاورزي که منجر به ايجاد اختلالاتي در وضعيت هر دو درياچه شده است و جمع‌آوري و ورود پساب‌هاي صنعتي و کشاورزي شهري از طريق دو جريان "کر" و "سيوند" و زهکشي و واگذاري بيش از حد اراضي ملي ضلع جنوبي براي توسعه امور کشاورزي و ده‌ها مورد ديگر، همگي دست به دست هم داده‌‌اند که اين درياچه‌ها را خشک کنند و از آن طرف هم انگار مسوولان گوش‌هايشان را گرفته‌اند.

انگار خود را به‌خواب زده‌اند که باز هم در نزديکي‌هاي درياچه بختگان، آبادي‌هايي را مي‌بينيم که هر يک از بيست خانوار ساکن در آن در حياط و مزارعشان، دو يا سه حلقه چاه حفر کرده‌اند و آب را تا دلتان بخواهد از دل زمين بالا مي‌کشند، آبي که مي‌تواند بستري براي نجاب "بختگان" و "فامور" و "کمجان" و "طشک" باشد.

به گزارش ايسنا، باور کنيد که اين‌روزها، ما حق حيات را از پرندگان و چرندگان گرفته‌ايم، حق آب و حياتي که خداوند به آنان عطا فرموده بود، خودخواهي و بي‌تدبيري ما انسان‌ها، از آنان ستانده و اگر چاره نکنيم، حيات روستاهاي اطراف اين درياچه‌ها هم به سرنوشت پرندگان مهاجري تبديل خواهد شد که ديگر به اين سامان پر نکشيدند.

يکي از اهالي روستاي سهل‌آباد به ايسنا گفت: اگر من از وجود چاه‌ها در لايه خرمي اطلاع‌دارم، پس اطمينان داشته باشيد که حداقل کارشناسان جهادکشاورزي و سازمان آب و ديگران هم مي‌دانند، بايد آستين همت را بالا بزنند و جلوي هرچه بي‌قانوني است بگيرند.

اين مرد که خانواده‌اش دو سالي است به ني‌ريز مهاجرت کرده‌اند، ادامه داد: هنوز هم مي‌توان براي نجات اين درياچه‌ها راهکاري انديشيد، بايد همه دست به دست هم بدهيم و به‌جاي جلسه‌هاي بي‌نتيجه، به ميدان عمل قدم بگذاريم.

هنوز براي يافتن راه نجات، فرصت هست؛ اگرچه ممکن است راه طولاني باشد و ناهموار، اما نجات بختگان و فامور و طشک و کافتر و ارژن، به معناي نجات زندگي در اقصي‌نقاط استاني است که چهار اقليم آن هم با خشکيدن درياچه‌هايش با خطر مواجه شده است.

به گزارش ايسنا، بر اساس اعلام کنوانسيون رامسر(کنوانسيون جهاني حفاظت از تالاب‌ها)، تالابهاي ذکر شده در اين گزارش در فهرست تالاب‌هاي در معرض تغييرات شديد اکولوژيکي(مونتروليست) قرار گرفته‌اند.


// www.iren.ir //
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 17 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

 

Hi MY FRIEND:"> blushing:"> blushing:"> blushing:"> blushing
HAPPY ENVIRONMENT DAY
<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P
party<:-P party<:-P party
<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party<:-P party
World Environment Day (WED) is celebrated every year on 5th June to raise global awareness of the need to take positive environmental action. It is run by the United Nations Environment Programme (UNEP).
نویسنده: mannane ׀ تاریخ: چهارشنبه 17 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

دکتر نوری در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه سیستان و بلوچستان، افزود: تالاب بين المللي هامون يكي از تالاب هاي مهم دنيا و بزرگترين درياچه آب شيرين در سراسر فلات ايران محسوب مي شود كه با مساحتي حدود 5700 كيلومتر مربع و دامنه عمقي 1 تا 5 متر در ناحيه كويري و بياباني شرق كشور، در منطقه سيستان و در محدوده 60 درجه و 39 دقيقه تا 61 درجه و 35 دقيقه طول شرقي و 31 درجه و 15 دقيقه تا 31 درجه و 32 دقيقه عرض شمالي واقع گرديده است.  

عضو هیات علمی دانشگاه ادامه داد: منطقه حفاظت شده هامون بدليل قرار گرفتن در مركز مناطق كويري و نيمه كويري كشورهاي ايران و افغانستان، تنها مأمن زيست پرندگان مهاجر در اين خطه محسوب مي شود و به همين دليل از بعد ملي و بين المللي قابل توجه بوده و توسط سازمان بين المللي حفاظت و حمايت از پرندگان به عنوان زيستگاه با اهميت پرندگان ( IBA ) معرفي شده است.  

نوری بیان کرد: اكوسيستم هامون در زمان پرآبي منحصر به فرد است، آب شيرين، زمين هاي باتلاقي، پخش آب حاصل از طغيان رودخانه ها، نيزارها، و تنوع زيستي بالا از جلبك ها گرفته تا حشرات و ماهيان باعث شده تا اين منطقه مأواي صدها هزار پرنده بخصوص پرندگان آبزي و كنارآبزي باشد؛ اما جمعيت آن ها رابطه مستقيمي با ميزان آب و پوشش گياهي موجود در درياچه دارد.  

وی اظهار داشت: هامون يك منبع آبي مناسب براي مصارف كشاورزي و دامداري است. در سال هايي كه آب كافي وجود دارد در اثر وزش بادهاي موسمي و شديد، آب در اراضي مسطح دشت سيستان پيشروي نموده و مراتع درياچه را آبياري مي نمايد . پس از عقب نشيني، مراتع غني و سرسبز، منبع اصلي تغذيه هزاران رأس دام محسوب مي شوند.  

وی تاکید کرد: نيزارها و گياهان آبزي با كاهش سرعت آب، فرصت ته نشيني رسوبات را افزايش داده، از ته نشيني مواد فرسايش يافته در مجاري و منابع آبي و بروز مشكلات زيست محيطي جلوگيري مي كنند. علاوه بر آن ، پوشش گياهي تالاب به صورت بادشكن عمل نموده و با تثبيت خاك از فرسايش بادي كه مهمترين معضل منطقه سيستان است پيشگيري مي كند.

منبع : ایسنا

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

اكولوژي گياهي ورابطه آن با چراي دام

 

بوم شناسي يا اكولوژي عبارت است ازمطالعه ي روابط متقابل بين موجودات ومحيط.

مرتعداري ، بوم شناسي كاربردي است زيرا باهدف افزايش بازده توليدي به نفع بشردر زندگي موجودات وگاهي محيط آنها دخالت  مي كند.

* Herbage: اغلب متخصصان مرتع به كارمي برند كه عبارت است از زيست توده كليه ي اندام هاي علفي درلحظه اي اززمان.

معمولا تمامي گياهان را دام ياساير علف خواران نمي خورند زيرا برخي ازقسمت هاي آن ها ممكن است دردسترس نباشند (مثل برگ هاي درختچه هايي كه براي گوسفندان دردسترس نيست ياگياهان خاردار) يا اينكه دربرنامه حفاظت ازمرتع تعداد دام درحدي باشدكه برخي ازقسمت هاي علوفه چريده نشود.

*Forage ياعلوفه : عبارت است ازبخشي ازHerbage كه قابل استفاده دام هاي چرنده است لذا مقدار Forageهمواره كمتراز Herbage مي باشد.

* فيتوسنوز(Phytocenosis): تمام گياهاني كه دريك محيط واحد ومشخصي مي رويند يك فيتوسنوز راتشكيل مي دهند.

*بيوسنوز(Biocenosis): تمامي گياهان،جانوران وانسان  (به طوركلي كليه موجودات زنده)كه تحت شرايط واحد محيطي زندگي مي نمايند راگويند.

* ژئوسنوز(Geocenosis): بخش غيرزنده اكوسيستم است كه درآن عوامل خاك واقليم مطرح است.

* بيوژئوسنوز(Biogeocenosis) : بيوسنوز+ ژئوسنوز

* ميدان اكلوژيك(Ecological  Amplitude): هرموجودزنده اي درطبيعت داراي ميدان اكولوژيك ويژه اي است كه درنتيجه تطابق هماهنگي متعادل وخواص فيزيلوژيكي آن موجود به وجود مي آيد. هرقدرميدان اكولوژيك گونه اي وسيع ترباشد انتشارات آن گونه درمحيط هاي مختلف وسيع تر مي شود.

اين گياهان راكه درهمه جا مي رويند وداراي ميدان اكولوژيك  وسيعي مي باشندگياهان همه جائي(Cosmopolite) مي نامند مثل بيشتر علف هاي هرز.

اگرميدان مزبوركوچك باشد انتشارات گياه به محيط خاص محدود مي گردد كه به «بومي يك محل» مي گويند.

* گياهاني كه اززمان قديم درمنطقه رويش خودباقي مانده اند به نام گياهان اتوكتونوز (Authocthonous) ناميده مي شوند.

*گياهاني كه درزمان هاي اخيربه نقطه اي مهاجرت كرده ودرآن محيط جديدسكني گزيده اندبه نام گياهان آلكتونوز(Authocthonous) مرسومند.

*كليه افراديك گونه كه آزادانه تلقيح مي شوند وبارور مي گردند ونيازاكولوژي يكسان داشته باشنداكوتيپ (Ecotype) ناميده مي شوند.

آتش سوزي درمراتع:

فوايد:

1- با اين عمل قسمتي ازاندام هاي هوايي گياه تبديل به خاكستر مي گردد وعناصري مثل كلسيم، فسفر، پتاسيم وموادمعدني ديگردرخاك بالا مي روند.

2- باعث محدوديت توسعه ي گياهان خشبي درمراتع مي شود.

3- باعث ازبين رفتن تخم يا لاروحشراتي مي شودكه به مرتع خسارت مي زنند.

4- برخي گياهان مثل شال دونه،تيل(Eragrostis  curvula) به صورت فشرده سبزشده ومحيط رابراي رشدنامساعد مي كنندكه آتش سوزي باعث تهويه ي خوب وبهبودوضع مرتع مي شود.

مضرات:

1- ازدست رفتن موادآلي گياهان(بسياراهميت بيشتري نسبت به ازت ومواد ديگراضافه شده به خاك دارد.)

2- تكرارآتش سوزي حالت ضعف عمومي درخاك مرتع ايجاد مي كند (بادادن كودو كاشتن گياهان لگومينوز مي توان جلوگيري كرد).

3- حرارتي كه آتش داردباعث تجزيه موادآلي وهوموس خاك ودر نتيجه كاهش حاصلخيزي وباعث مي شود ساختمان خاك تخريب شده وكلوئيدهاي خاك ازبين مي رود ودر نتيجه خاك غيرقابل تهويه ونفوذبه آب مي گردد.

آتش سوزي درشيب هاخطرناك تر است چون زمين هاي شيبدار حساسيت بيشتري به فرسايش دارند.

*اگرهدف ازايجادآتش سوزي ازبين بردن گياهان خاص است بايد قبل ازبذردادن آن اقدام نمودواگرهدف بالا بردن حاصلخيزي خاك است بايدبعد ازبذردادن اقدام كرد تا توسعه محصول علوفه اي هم اين مي شود.

درايران اغلب درتركمن صحرا اقدام به آتش سوزي مي كنندكه براي اصلاح مراتع مناسب است.ولي به طوركلي درشرايط آب وهوايي ايران(خشكي محيط) ووضيت پوشش مراتع ايران به هيچ وجه توصيه نمي شود.

 

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

گزارش دیگری از سلسله تخریب های جنگل های باستانی شمال

 در  منطقه حفاظت شده البرز مرکزی 

این بار شمشادستان های  صلاح الدین کَلا

 

قطعات پازل تخریب جنگل های باستانی شمال زمانی که کامل شود ، دیگر اثری از این جنگل ها ی حیاتی باقی نمانده و  بجای آن   چیزی جز حسرت برای ایرانیان  و  جهانیان و  شرمساری ابدی برای مسببین این تخریب ها بر جای نخواهد گذاشت .

 

 

گزارش از کانون دیده  بانان زمین : نسرین دخت خطیبی و فرشته موثق نژاد – اردیبهشت و خرداد 1387

دیگر همکاران : مینا محبوبی – طاهره ابوطالبی

 

  •  صلاح الدین کَلا   نام یکی از پنج سر جنگل داری  نوشهر (صلاح الدین کلا - خیرود کنار - گلندرود - عیمود  - کجورکه در پول مستقر است )

  • صلاح الدین کَلا  نام یکی از  18 محیط بانی منطقه حفاظت شده البرز مرکزی

  •   صلاح الدین  کَلا  نام یک مکان جمعیتی  در  دهستان " بلده کجور " بخش مرکزی شهرستان نوشهر

  •  صلاح الدین کَلا  نامی زرین در تبلیغات  باشگاه  جنگل خواران  شمال 

  •  صلاح الدین کَلا پیشکش سازمان جنگل ها  از میراث طبیعی ملی به  بنیاد مستضعفان برای دست مریزاد اجرای  طرح مخرب آزاد راه  تهران – شمال  و راه اندازی شعبه دیگری از زمین خواری در نوشهر !

 

کانون دیده بانان زمین   در پی سلسله  بازدید های خود از  جنگل های باستانی شمال در اردیبهشت و خرداد ماه   سال جاری از صلاح الدین کلا – ملاکلا –  اندرود ( انارور )- سی سنگان- تاج الدين کلا- پي کلا- علی آباد عسگرخان  و بخشی از مسیر رودخانه کجور (  نهر رودبار)  دیداری داشت . همه این مناطق  از نظر  موقعیت جغرافیایی جزو بخش  مرکزی شهرستان نوشهر  و همه جزیی از منطقه حفاظت شده البرز مرکزی  بشمار می آیند .

در این گزارش ابتدا به ویژگیهای شمشاد و ارزش های شمشادستان های هیرکانی و نیز مشاهدات کانون دیده بانان زمین  اشاره  می شود  و سپس به بخشی از تخریب های مشاهده شده در حوزه صلاح الدین کلا پرداخته می شود

 

IRAN-CENTRAL ALBORZ   MOUNTAIN  -  PROTECTED AREA

نقشه منطقه حفاظت شده  البرز  مرکزی ( ماخذ : اطلس مناطق حفاظت شده ایران - سازمان حفاظت محیط زیست -سال 1386)

 

 منطقه حفاظت شده البرز مرکزی ( شمالی )  در  نقشه های 1:500000   تدوین  نقشه :  کانون دیده بانان زمین 

IRAN-CENTRAL ALBORZ   MOUNTAIN  -  PROTECTED AREA

 

ویژگی های   شمشاد  خزری و ارزش های شمشادستان های  هیرکانی و مشاهدات دیده بانان زمین  

*شمشاد خزری ، شمشاد جنگلی  یا  شمشاد هیرکانی  با  نام علمی Buxus hyrcana  از گونه های پهن برگ و همیشه سبز جنگل های شمال  است که برگ هاي آن به رنگ سبز تيره و براق است. این برگ ها  سمي هستند و از اين رو مورد استفاده دام قرار نمي گيرد و هیچ بهانه ای برای متهم کردن دامداران به نابودی این درختان شگفت انگیز  وجود ندارد .

این گونه شمشاد با شمشاد ژاپنی Evonymus Japonica  ویا شمشاد ابلق Evonymus fortunei   و یا شمشاد گوشواره ایlatifolia  Evonymus که  جزو شمشاد های اصلاح شده و تزیینی هستند و در  تهران و یا سایر شهرها در پارک ها و باغچه ها مشاهده می شود،  کاملاً متفاوت است. این شمشاد های وحشی را باید از نزدیک دید، لمس کرد و در مقابل قامت کشیده و بلندشان که گاه تا 15  متر نیز میرسد سر خم کرد  تا زیبایی  تشبیه شاعرانه  شاعران  را حس کرد و آنگاه می توان تفاوت فاحش این گونه  سحر انگیز را  با شمشاد های شهری  متوجه شد و باور داشت که  تاخت زدن   این آخرین  زمرد های جنگل های خزری با  باشگاه  جنگل خواران  چه قدر ناعادلانه است و چه جفای بزرگی ست در حق یک ملت آنهم در سرزمینی خشک !

 *شمشاد هیرکانی جزو گونه های " رلیک " یا باستانی است که این صفت به عنوان یکی از شاخص های تنوع زیستی و  به تعبیری میراث جهانی است.   از سوی دیگر دارای  خصلت منحصر به بفرد یا بومی   ( آندمیک)  نیز  هست . به همین دلایل از اهمیت حفاظتی بسیار زیاد برخوردار است . در حال حاضر تنها چند  ذخیره گاه و پارک جنگلی در فهرست حفاظتی قرار دارند نظیر نمک آبرود – گرداب–خیبوس - جیسا و چشمه بلبل ( گرگان ) و چند منطقه کوچک دیگرکه متاسفانه مساحت مجموعه آنها تنها به  حدود 1000 هکتار می رسد .

* شمشاد هیرکانی در جامعه Querco Buxetum  که یک جامعه گیاهی مخصوص جلگه های خزری است قرار دارد . شمشاد در این جوامع با گونه های  افرا – توسکا – لرگ – داغداغان – راش– لیلکی – خرمندی و شب خسب  و .... همراه است .    همچنین گونه های علفی نظیر سرخس و  گرامینه  و تعدادی از گونه های خزه های خاکزی یا دار چسب بر روی شاخه های آنها رشد می کند،  البته  این ترکیب در  مناطق  مختلف شمال متفاوت است.  کانون دیده بانان زمین این گونه را در "آستارا"  با اشکوب بالایی " لرگ " Pterocarya fraxinifolia  و در  این منطقه به شکل متفاوت  با آشکوب بالایی " داغداغان Celtis AUSTRALIS و  آزاد یا ازدار  Zelkova carpinifolia   همراه با کرات(  لیلکی  ) Gleilitshia caspica  و سیاه ولیک  Crataegus melanocapa  ،  افرا campestre  Acer  و در برخی مناطق  کمی دور تر از  جلگه  همراه با راش Fagus Orientalis  مشاهده  کرد .

 در پارک جنگلی سی سنگان همراه با اشکوب بالایی " تیرهای چراغ برق "  و زیر آشکوب های  " چادر"  –"  تخت"  – " سماور"  –"  زباله " -  - " اسفالت"  و ... مشاهده شد  و شنیدیم که بزودی به آشکوب های این ذخیره گاه شمشاد  انواع وسایل شهربازی (نور – صدا – جیغ و داد  ) اضافه خواهد شد.

*شمشاد  درختی سایه پسند است و تحمل آفتاب شدید را ندارد. بنابراین جنگل شمشاد، اغلب بسیار انبوه و مرطوب است که این انبوهی را کانون دیده بانان زمین در ذخیره گاه  " اندرود"  Andarudمشاهده کرد.

به صورتیکه  حتی یک نفر به سختی می توانست از میان شاخ و برگ های آن عبور کند . این جنگل های انبوه با خزه های مرطوب زیستگاه بسیار مناسبی برای حیات انواع گونه های دیگر گیاهی و جانوری شناخته شده و ناشناخته است. این بانک ژن بسیار غنی  می تواند زمینه تحقیقات گسترده ای  را فراهم آورد.بعلاوه سطح این جنگل ها  پوشیده ازگیاه خاک ( هموس ) بسیار  بسیار  ارزشمندی است ، خاکی که طی میلیون ها سال نقش ارزنده ای در تداوم حیات در این جنگل ها ایفا کرده است و در ایجاد اکوسیستمی که از دوران سوم زمین شناسی پایدار مانده است ،جایگاه مهمی داشته است . ولی متاسفانه  نه این جنگل ها و نه خاک آن  کوچکترین  بهایی در محاسبات دولت در تغییر کاربری ها ندارد به گونه ای که  به راحتی کوبیده ، تخریب شده و هر روز به انواع مختلف قربانی توسعه های بی سرانجام می شود از جاده کشی گرفته تا ویلاسازی تا اجرای طرح های گردشگری مخرب  و تا ....

جنگل های باستانی هیرکانی -     منطقه حفاظت شده البرز مرکزی( استان مازندران- شهرستان نوشهر - بخش مرکزی  )  

IRAN Ancient Hyrcanian Forest -Central  Alborz-Protected area 

تصویری از ذخیره گاه شمشاد  " اندرود"Andarud - شمشادBuxus hyrcana همراه با " داغداغان " Celtis AUSTRALISو پسکرانه ارتفاعات جنگلی  کجور

 عکس از نسرین دخت خطیبی  - اردیبهشت  1387

 

جنگل های باستانی هیرکانی -     منطقه حفاظت شده البرز مرکزی( استان مازندران- شهرستان نوشهر - بخش مرکزی  )  

IRAN Ancient Hyrcanian Forest -Central  Alborz-Protected area 

 عکس از نسرین دخت خطیبی  - اردیبهشت  1387

 

*بلندي این شمشاد  های هیرکانی گاه تا 15  متر  نیز می رسد  ولی ما در جنگل های این منطقه شمشاد هایی با بلندی بیش از 15 متر نیز مشاهده کردیم .  

* رشد شمشاد های جنگلی  بسیار کند و یه سالی یک میلیمتر  می رسد  . کانون دیده بانان زمین  در این منطقه شمشاد هایی را اندازه گرفت که  محیط دور درخت  آن 60 و حتی در یک نمونه 75 سانتیمتر بود( معادل 23/85 سانت قطر )  که نشانگر آن است  که قرنها از زندگی آنها می گذرد .

 * چوب  شمشاد به دلیل سخت بودن و دیگر ویژگیها ی آن بسیار گران قیمت است به گونه ای که برای هر یک شاخه آن که در گل فروشی ها یافت شود ، جریمه ای  معادل 60 (شصت ) هزار تومان تعیین شده است. اما جای تعجب و تاسف آنجاست که جنگل های صلاح الدین کلا را آتش می زنند و  شمشاد ها ی با ارزش آن را می سوزاند تا اراضی خالی از درخت را مورد معامله و سوداگری قرار دهند.

 

 جنگل های باستانی هیرکانی -     منطقه حفاظت شده البرز مرکزی( استان مازندران- شهرستان نوشهر - بخش مرکزی  )  

Buxus hyrcana-IRAN Ancient Hyrcanian Forest-Central  Alborz-Protected area

 عکس از نسرین دخت خطیبی  - اردیبهشت  1387

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)


کشور پهناور ایران در جنوب غرب آسیا یکی از مناطق نیمکره شمالی است که به سبب برخی عوامل از جمله شرایط اقلیمی متفاوت، وجود کوههای مرتفع حصار مانند در اطراف، وجود کویر بزرگ مرکزی و با وسعتی بیش از 1640000 کیلومتر مربع، نوعی ویژگی و تنوع زیستی در هر گوشه و کنار خود دارد و در هر بخش آن، ترکیب خاص عناصر مختلف زیستی نوعی اکوسیستم ویژه بوجود آورده است. نواحی مختلف جغرافیای گیاهی در فلات ایران باعث جریان ژنتیکی عظیم در این منطقه شده و در نتیجه تنوعی خاص در گونه های گیاهی پدید آورده است که در مقایسه با کشورهای همجوار و برخی نقاط دیگر بسیار جالب است. برخی از گونه های گیاهی در حصار موانع طبیعی در سرزمین اصلی خود ایران به صورت بومزاد (اندمیک) محصور مانده و برخی به فراسوی آن حصار نفوذ کرده و در سرزمینهای دیگر پراکنده شده اند.  

بخش بزرگی از این سرزمین را نواحی بیابانی، نیمه بیابانی و کویری تشکیل می دهد. ساکنان نواحی بیابانی و نیمه بیابانی ایران همواره به پوشش گیاهی آن سخت وابسته بوده اند و هر کجا که پوشش گیاهی توانسته است میکروکلیمای مناسبی پدید آورد مردم در آنجا سکنی گزیده اند.

همین عرصه های محدود پوشش گیاهی به سبب تنوع آب و هوائی، توپوگرافی و ادافيكي بسیار متفاوت و ناهماهنگ است. ساکنان بومی و غیر بومی به علل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی، از این پوشش گیاهی، آگاهانه یا از سر ناآگاهی، بهره برداری مفرط و نامسئولانه انجام داده اند. این رویه انهدام تدریجی مراتع، جنگلها و پوشش گیاهی را در پی داشته است و پیوسته عرصه های گیاهی ایران را کوچکتر و فقیرتر و وسعت بیابانها را بیشتر کرده است. بنا بر این پوشش گیاهی موجود فعلی برای ایران اهمیت جدی بلکه حیاتی دارد و اکنون ضرورت حفاظت آن و کنترل بهره برداری معقول از آن بیش از هر زمان دیگر احساس می شود.

مناطقی که به پوشش گیاهی آن صدمه بسیار شدید وارد شده است نه فقط باید مورد بررسی دقیق و برنامه ریزی شده قرار گیرد بلکه باید برای حفظ گونه های باقی مانده در آنها اقدام جدی چند جانبه به عمل آيد. یعنی بازکاری گونه های قابل تکثیر، بررسی علل انهدام گونه های از دست رفته، جستجو و یافتن نمونه های نادر، حفاظت از ژنومهای در حال انقراض و استفاده از آنها در برنامه های اجرائی ترمیم و بازسازی و توسعه پوشش گیاهی محیط.

یکی از علل ایجاد سایت فلور ایران، اطلاع رسانی از موجودی گیاهی ایران، روشن ساختن نقاط حساس پوشش گیاهی ایران مانند گیاهان نادر و در حال انقراض، گونه های اندمیک و .... است.

 پوشش گیاهی کشور ایران به طور اخص، معمولا از پهنه های محدود گسسته و پراکنده تشکیل یافته است. در صد پوشش این پهنه ها در نواحی شمالی و برخی نواحی شمال غربی و پر باران بسیار بالاست ولی در نواحی خشک و کم باران که تبخیر آن چندین برابر بارش است در صد آن بسیار پائین ولی در عوض تنوع گونه ای در آنها بسیار بالاست. تنوع گونه ای گیاهان در ایران رقمی چشمگیر دارد و در مقایسه ایران یکی از کشورهای کم نظیر جهان از این حیث است.

در ایران 167 خانواده از گیاهان آوندی وجود دارد که شامل 1215 جنس بوده، بعضی از آنها فقط دارای یک گونه و بعضی از آنها تا حدود 800 گونه دارند.

مجموع تاکسونهای موجود در ایران حدود 8000 است که شامل حدود 6417 گونه، 611 زیر گونه، 465 واریته، و 83 هیبرید است. از این تعداد حدود 1810 تاکسون بومزاد (اندمیک) ایران هستند. آمار فعلی مربوط به بررسی های انجام شده تا سال 1379 در هرباریوم مرکزی دانشگاه تهران است. (احمد قهرمان و فریده عطار 1379)

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

در حال حاضر مهمترین علت انقراض و در خطر بودن پرندگان ، تخریب زیستگاه های این گونه ها در ایران و جهان است ؛ تالاب ها و جنگل هایی که در حال نابودی اند و درختانی که بی رویه قطع می شوند و با نابودی هر یک آشیانه و آشیانه هایی نیز نابود شده و به فراموشی سپرده می شوند. علاوه بر آن متاسفانه اسلحه و تفنگ های بادی در دست مردم زیاد است

آقای محمد توحیدی فر، دانشجوی کارشناسی ارشد محیط زیست چهار، پنج سال است روی پرندگان کار می کند. از او خواستیم ما را بیشتر با پرندگان ایران آشنا کند

‌چندگونه پرنده در ایران داریم؟

براساس آخرین فهرستی که در مجلات علمی چاپ شده ۵۱۷ گونه پرنده داریم. از این تعداد که متعلق به ۸۰خانواده و ۱۰راسته اند ، حدود ۳۲۰گونه شان در ایران زادآوری می کنند، ۹۰گونه مهاجر زمستانه اند و ۲۴گونه مهاجر عبوری اند. بقیه هم جزو پرندگان کمیاب ، اتفاقی و رها شده از قفس محسوب می شوند. اگر بخواهیم آماری بگوییم حدود ۷۰درصد پرندگان ایران مهاجرند که یا در زمستان وارد ایران می شوند یا در فصل تابستان برای زادآوری به ایران می آیند.

چه تعداد از این پرندگان گونه خاص ایران هستند؟

گونه اندمیک یا بومی انحصاری ، گونه ای است که در هیچ کشور دیگری مشاهده نشود. از این لحاظ ایران تنها یک گونه اندمیک دارد و آن هم گونه زاغ بور است. پرندگان زیادی هستند که خاستگاهشان فلات ایران است ، اما پرنده ایران نیستند؛ مثلا سینه سرخ ایرانی گونه ای است خاص فلات ایران اما جزو گونه های اندمیک ایران محسوب نمی شود.

پرندگان چگونه خود را آماده مهاجرت می کنند؟

پرندگان به خاطر بعد مسافتی که در پیش دارند باید خود را از لحاظ فیزیک بدنی و تغذیه آماده کنند. افزایش تغذیه پیش از مهاجرت منجر به افزایش چربی در بدن آنها می شود که این چربی در طول سفر به عنوان سوخت مورد استفاده قرار می گیرد. غیر از آن ، پرنده قبل از مهاجرت حالت بیقراری دارد. در مورد این رفتار پرنده ، روی گروههایی مثل سار یا سهره کار شده است که طبق مطالعات پرنده در قفس در فصل مهاجرت بیقراری از خود نشان می دهد و سریع تر بال بال می زند و تغذیه اش هم بیشتر می شود. اینها نشان می دهند پرنده به طور غریزی تمایل به مهاجرت دارد.

در حال حاضر کدام گونه های پرندگان در ایران در معرض خطر انقراض قرار گرفته اند؟

تا الان حدود ۲۰مورد پرنده هستند که در خطرند. در ایران ۲ مبحث وجود دارد: یکی گونه هایی که از نظر اتحادیه جهانی حفاظت IUCN جزو گونه های در خطر محسوب می شوند و دیگری گونه هایی که از جانب قوانین سازمان محیط زیست ایران در معرض خطرند؛ مثلا ممکن است گونه پرنده ای در دنیا خیلی وضعش وخیم نباشد، اما در ایران در معرض خطر انقراض باشد. از میان گونه هایی که در معرض خطرند گونه درنای سیبری است.

پرندگان شکاری عمدتا در فهرست IUCN قرار دارند که یا در خطرند یا آسیب پذیر مثل بالابان. پرندگانی مثل خروس کولی شکم سیاه بشدت در معرض خطر و در بعد جهانی نیز در خطر انقراض قرار دارد. پلیکان خاکستری ، کورکور حنایی ، اردک سرسفید و… هم در خطرند.

چه عواملی پرندگان را در ایران در معرض خطر قرار داده است؟

مهمترین مساله ، تخریب زیستگاه است ؛ تخریب زیستگاه از چرای دام مفرط گرفته تا ورود فاضلاب یک مجتمع مسکونی یا کارخانه به داخل یک تالاب. از طرفی بریدن درختان ، بوته کنی و نابود کردن جنگلها همگی باعث می شوند زیستگاهی که مناسب گونه هاست از میان برود. بعلاوه آنقدر تعداد اسلحه و تفنگ های بادی زیاد است که باعث شکار پرندگان و پستانداران می شود.

علت قاچاق کردن پرندگان شکاری چیست؟

کشور ما به دلیل وسعتش فون بسیار خوبی برای پرندگان است. تنوع پرندگان بخصوص پرندگان شکاری خیلی خوب است. به همین دلیل بیشتر این پرندگان شکاری به وسیله شکارچیان بومی گرفته می شوند. معمولا یکی دو ماه که از سن جوجه ها می گذرد آنها را از آشیانه شان برمی دارند یا به دلال هایی در تهران یا شهرهای جنوبی کشور می فروشند. آنها هم این پرندگان را به کشورهای عربی منتقل می کنند. عرب ها از پرندگانی مثل بالابان ، بحری و شاهین برای قوش بازی استفاده می کنند ؛ مثلا با بالابان ، هوبره شکار می کنند. گاهی حتی دیده می شود عرب ها با همین پرندگان دست آموز ایرانی در زیستگاه های ایران مشغول قوش بازی هستند، در حالی که شکار هوبره و دیگر پرندگان ممنوع است ، شکار کردن با پرنده شکاری هم ممنوع است و مهمتر گرفتن یک پرنده شکاری هم ممنوع است. اینها همه ممنوع است ، ولی انجام می شود!

آیا در چند سال اخیر گونه جدیدی از پرندگان در ایران مشاهده شده است؟

بله. برای اضافه کردن گونه ها ۲ قسمت وجود دارد. یکی این که گونه ای برای کشور ایران جدید باشد و دیگری این که به خاطر اطلاعات تاکسونومی و ژنتیکی اسم گونه ای تغییر کند؛ مثلا گونه کاکایی نقره ای به خاطر اطلاعات جدید ژنتیکی که به دست آمد به ۲ گونه کاکایی تقسیم شد. گونه های جدیدی که وارد ایران می شوند هم کم نیستند مثلا سسک چشم سفید هندی که به تازگی کشف شده و نوعی مگس گیر قهوه ای که برای اولین بار در خاورمیانه در ایران رکورد شده است.

پیشنهاد شما به عنوان یک پرنده شناس برای حمایت و حفاظت از پرندگان ایران چیست؟

متاسفانه ما در ایران خیلی اوقات این مشکل را داریم که شناخت گونه فقط در حد متخصصان است ، یعنی این فقط متخصصان هستند که مثلا یک سسک را از یک سهره تمییز می دهند؛ اما در کشورهای دیگر ما ۲ مبحث در پرنده شناسی داریم ؛ یکی پرنده نگری BIRDWATCHING است ، دیگری اومیتولوژی یا علم پرنده شناسی است.

پرنده نگری در واقع نوعی سرگرمی است که هر کس را می تواند جذب کند. هر کسی که به پرنده ها و دیدن آنها علاقه دارد. وقتی دانش عامه مردم نسبت به موضوعی بالا می رود پیگیری هایشان هم نسبت به آن مساله بیشتر می شود؛ مثلا کشور انگلستان چهار پنج میلیون پرنده نگر دارد. اینها مردم عادی این کشورند اما آنقدر تخصص پیدا کرده اند که براحتی می توانند حتی با شنیدن صدای پرنده ای آن را بشناسند؛ اما در ایران فقط ۲۰ تا ۳۰ نفر هستند که اینها هم در این زمینه متخصص اند.

عجایب پرندگان

هر ساله ۵۰میلیارد پرنده در دنیا مهاجرت می کنند. این رقم شگفت آور، اهمیت و عظمت مهاجرت پرندگان را نشان می دهد. در مهاجرت پرندگان شگفتی ها و عجایب بی شماری وجود دارد که در این مقاله نمی توان به تمامی آنها اشاره کرد، اما شاید بد نباشد بدانید رکورد طولانی ترین مسافت پرواز در مهاجرت را در دنیا معمولا متعلق به پرستوهای دریایی قطبی می دانند. این گونه که از نزدیکی قطب شمال تا نزدیک قطب جنوب پرواز می کند مسافتی حدود ۳۰هزار کیلومتر را طی می کند. برخی گونه ها در اقیانوس آرام ، مثل تلیله و سلیم حدود ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ کیلومتر را بدون توقف پرواز می کنند. برای چنین فاصله ای این پرندگان باید ۱۰۰ ساعت بی وقفه پرواز کنند.

وقت شناسی دقیق پرندگان را حتی در پرندگان داخل قفس هم می توان دید. پرندگانی که در قفس می مانند هنگام مهاجرت بیقراری می کنند و بال بال می زنند و جالب این که مطالعات دانشمندان روی این پرندگان در قفس نشان داده که حاصلضرب مدت بال زدن پرنده در معدل سرعت پرواز پرنده ، برابر با فاصله مهاجرت پرنده به محلی است که برای زمستان گذرانی می رود. پرندگان جهت مهاجرت خود را بخوبی می دانند. آنها می دانند کی باید مهاجرت خود را شروع کنند، به کجا باید بروند و کی باید بازگردند. بعضی از آنها مجبورند چند شبانه روز بی وقفه پرواز کنند و از جنگل و کوهستان ها و رودها عبور کنند؛ اما همیشه با وجود تمامی این سختی ها و خطرها راه و مسیر خود را می یابند و به مقصد نهایی و درست خود می رسند.می بینیم که شگفتی ها و زیبایی های این موجودات بسیار زیاد و باورنکردنی است.

پس نگذاریم پرنده ها در قفس بمانند یا شکار شوند. آنها باید آزاد باشند و به سفرهای دور و دراز بروند و مردم با مشاهده دسته های آزاد آنها حس آزاد بودن و زنده بودن را دریابند.

(منبع: سایت آفتاب)

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

گونه های گیاهی منطقه حفاظت شده دنا که در سال 2010 میلادی از سوی "برنامه انسان و کره مسکون" به عنوان دهمین ذخیرگاه بیوسفری ایران توسط یونسکو به ثبت رسید، از 45 کشور جهان بیشتر است بطوری که گونه های اندمیک گیاهی دنا، 15 برابر سوئد و 20 برابر هلند و نروژ است.

به گزارش خبرگزاری مهر، در حال حاضر تنوع گونه های گیاهی در سراسر زاگرس مرکزی، بالغ بر 2000 گونه گیاهی است که از این میان حدود 1250 گونه در منطقه حفاظت شده دنا شناسایی شده اند که این رقم معادل 15.6 درصد گونه های کشور و بیش از گونه های 45 کشور جهان است.

منطقه زاگرس مرکزی دنا که یکی از کم نظیر ترین زیستگاههای طبیعی ایران و جهان محسوب می شود از تنوع زیستی بالایی برخوردار است و به لحاظ گونه های اندمیک گیاهی دنا، 14 برابر سوئد و 20 برابر هلند و نروژ است.

یافته های محققان همچنین نشان می دهد تعداد گونه های بومی گیاهی این منطقه حدود 60 گونه برآورد شده که این رقم از تعداد گونه های بومی 44 کشور دنیا بیشتر است. به طوریکه تعداد گونه های گیاهی بومی در کشور بلغارستان 53، رومانی 46، اتریش 35، عربستان 26 ، انگلستان 16، لهستان 11، سوئد 4، هلند 3، نروژ 3، دانمارک 2 و بلژیک تنها یک گونه بومی دارد و فنلاند نیز فاقد گونه های بومی است.

منطقه حفاظت شده دنا در ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل های بلوط و در مناطق پایین دست مملو از درختان پسته و بادام وحشی است.

با این وجود منطقه حفاظت شده دنا که یکی از ارزشمند ترین زیستگاههای کشور در منطقه زاگرس مرکزی محسوب می شود با تهدیدات زیادی مواجه است. افزایش رشد جمعیت ، چرای دام ، شکار غیر قانونی و اجرای برخی طرح های عمرانی بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی همچون عبور خط لوله گاز از مهمترین تهدیدات تنوع زیستی در این منطقه به شمار می رود.

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

محیط زیست > حیوانات  - همشهری آنلاین: مطالعات محققانی که روی زندگی کوچک‌ترین آهوی جهان مطالعه می‌کنند نشان می‌دهد که زندگی این گونه از آهوها که جمعیت آنها رو به کاهش بوده توسط سگ‌های محلی در معرض تهدید قرار گرفته است

به گزارش خبرگزاری مهر، حرکات کوچک‌ترین آهوی جهان توسط یک گروه از محققانی که درباره علت کاهش جمعیت این گونه تحقیق می‌کردند، دنبال شده است. ادواردو سیلویا رودریگرز از دانشگاه فلوریدا با استفاده از دوربین‌های تله‌ای زندگی این گونه از آهوها را در جنگل‌های شیلی مطالعه کرده است.

ماهیت گریزپا و زیستگاه متراکم کوچک‌ترین آهوی جهان موجب شده که تخمین جمعیت این گونه دشوار شود. براساس اعلام "سیستم اطلاعات گونه‌های بین المللی" درحال حاضر بیش از 130 آهو در محیط‌های محافظت شده زندگی می‌کنند که این تعداد دربرگیرنده مادران و آهوهای تازه متولد شده نیز می‌شود.

محققان برای تحقیق درباره تراکم این گونه در حیات وحش دوربین‌هایی را در منطقه محافظت شده ولدیویان شیلی که گفته می‌شود محل اصلی اقامت این نوع آهو است کار گذاشته‌اند.

گفته شده این گونه از آهوها در جنگل‌های معتدل زندگی می‌کنند، اما از بین رفتن ویژگی‌های اصلی محل سکونت آنها یکی از علت‌های کاهش جمعیت کوچک‌ترین آهوی جهان محسوب می‌شود.

درحالی که محل سکونت انسان به جنگل‌ها نزدیک‌تر شده است، مسئولان مناطق محافظت شده نسبت به این مسئله که کوچک‌ترین آهوی جهان با افزایش دما رو به رو شود ابراز نگرانی کرده‌اند.

دوربین‌های تله‌ای محققان که زندگی این گونه آهوها را مطالعه می‌کردند درست چند ساعت پس از عبور آهوها از یک منطقه، تصویر سگ‌هایی را نشان می‌دهد که از همان منطقه عبور کرده‌اند.

پس از مصاحبه به صاحبان محلی سگ‌ها مشخص شده است که آهوها توسط سگ‌های محلی و آزاد تعقیب می‌شوند. سیلویا در این رابطه گفت: تحقیقات ما نشان می‌دهد که سگ‌ها علاوه بر این که این آهوها را می‌کشند، بر نحوه استفاده آنها از فضاهای جنگل تأثیرگذار هستند.

نتایج این تحقیق به صراحت بیان کرده که باید از ورود سگ‌ها به مناطق محافظت شده جلوگیری کرد. سیلویا گفت: این درحالی است که مدیریت این مشکل پیچیده به نظر می‌رسد.

وی همچنین توضیح داد که سگ‌ها برای حفظ یک گله کوچک کاربرد دارند، بنابراین تنها کاری که باید انجام دهیم این است که از مردم محلی بخواهیم سگ‌های خود را کنترل کنند.

این گونه آهو در سال 1997 کشف شد. یک آهوی بالغ از این گونه حدود 50 سانتیمتر ارتفاع دارد و وزن آن به 11 کیلوگرم می‌رسد. رنگ آنها قهوه‌ای روشن است.

کوچکترین آهوی جهان در سال 1997 کشف شد

وزن این گونه از آهو به 11 کیلوگرم می رسد

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

لاک پشت های ساکن ایران شامل سه گونه لاک پشتهای آبزی ( آب شور ) ، لاک پشتهای نیمه آبزی ( آب شیرین ) و لاک پشتهای خاکی می شوند. لاک پشتهای آبزی در جنوب ایران در خلیج فارس و دریای عمان زندگی می کنند و شامل گونه های زیر می شوند :

1- لاک پشت سرخ دریایی
نام عمومی : Red Sea Turtle
نام علمی : Caretta caretta

 - Red Sea Turtle ( Caretta caretta )از خانواده لاک پشتهای دریایی است. ساکن خلیج فارس و دریای عمان است و زندگی کاملا دریایی دارد و طول لاک آن به 150 سانتی متر می رسد.

2- لاک پشت سبز دریایی
نام عمومی : Green Sea Turtle
نام علمی : Chelonia mydas
لاک پشت سبز - Green Sea Turtle ( Chelonia mydas )از خانواده لاک پشتهای دریایی است. ساکن خلیج فارس و دریای عمان است و زندگی کاملا دریایی دارد و طول لاک آن به 110 سانتی متر و به وزنی در حدود 200 کیلوگرم می رسد. گیاهخوار هستند و از گیاهان آبی و جلبک ها تغذیه می کنند اما جوانترها گاهی خرچنگ ها ، ماهیان ژله ای ، حلزونها و اسفنج ها را هم می خورند. بین 70 تا 130 تخم گذاشته می شود که اندازه ای برابر توپ پینگ پنگ دارند و بعد از 45 تا 75 روز لاک پشت های کوچک بدنیا می آیند. تخم گذاری در شب انجام می شود و بچه ها هم شب هنگام متولد می شوند.

3- لاک پشت منقار عقابی
نام عمومی : Hawksbill Sea Turtle
نام علمی : Eretmochelys imbricata
لاک پشت عقابی -  Hawksbill Sea Turtle ( Eretmochelys imbricata )ساکن خلیج فارس و دریای عمان است. زندگی کاملا دریایی دارد. طول لاک آن به 75 سانتی متر می رسد. بین 30 تا 50 سال عمر می کنند. همه چیزخوارند و از گیاهان و حیوانات کوچک تغذیه می کنند مثل گیاهان دریائی ، اسفنج ها ، بی مهره گان ( بخصوص ماهیان ژله ای ) ، ماهی ها و خرچنگ های کوچک اما بخش عمده ای از تغذیه این لاک پشت ها را همان اسفنج ها تشکیل می دهند. ماده ها هر دو تا سه سال یکبار بین ماه های اگوست تا نوامبر شبانه برای تخم گذاری به ساحل می آیند و حدود 140 تخم می گذارند .

4- لاک پشت زیتونی ریدلی
نام عمومی : Olive Ridly Sea Turtle
نام علمی : Lepidochelys olivacea
لاک پشت زیتونی ریدلی - Olive Ridly Sea Turtle ( Lepidochelys olivacea )از خانواده لاک پشتهای دریایی است. ساکن خلیج فارس و دریای عمان است. طول لاک این سنگ پشت به حدود 70 سانتیمتر می رسد. لاک این لاک پشت به رنگ سبز زیتونی است و به وزنی بالای 50 کیلوگرم خواهد رسید. همه چیز خوار است. هر دو تا سه سال یکبار تخم گذاری می کند و در هر بار تخم گذاری 105 تا 115 تخم می گذارد که بعد از 45 تا 70 روز بچه لاک پشت ها متولد می شوند.

5- لاک پشت پشت چرمی
نام عمومی : Leatherback Sea Turtle
نام علمی : Dermochelys coriacea
لاک پشت چرمی - Leatherback Sea Turtleساکن خلیج فارس و دریای عمان است و بزرگترین لاک پشت جهان محسوب می شود با طول لاک برابر 2.7 متر و وزن 725 کیلوگرم .این لاک پشت ها تنها خزندگان در جهان هستند که به اعماق آب فرو می روند. حتی گاهی در مناطقی عمیق تر از 1200 متر هم دیده شده اند. گوشتخوارند. عمده تغذیه شان از ماهیان ژله ای است . مهره داران و بی مهره گان شامل حلزون ها ، هشت پایان ، توتیاهای دریائی و ماهیان کوچک هم در فهرست غذاییشان وجود دارند اما گاهی از جلبک ها هم تغذیه می کنند. نکته قابل توجه این است که این لاک پشت ها می توانند غذای مورد نیازشان را هم از سطح آب و هم از اعماق به دست آورند. جفت یابی و جفت گیری در آب انجام می شود. لاک پشت های نر هیچگاه بعد از خروج از تخم و ورود به آب تا پایان عمر ، اقیانوس را ترک نمی کنند اما ماده ها برای تخم گذاری خود را به سواحل می رسانند. تمام لاک پشت های آبی یک ساحل مشخص را برای تخم ریزی انتخاب می کنند و دگرباره به همان مکان باز می گردند اما لاک پشت های پشت چرمی هر بار ساحلی غیر از ساحل قبلی را برای تخمگذاری در نظر می گیرند.بین 50 تا 166 تخم که بعد از حدود 60 تا 70 روز لاک پشت های کوچک متولد می شوند. همانند سایر خزندگان ، جنسیت بچه ها را دمای محیط تعیین می کند. از وجود آن در سالهای اخیر اطلاعی در دست نیست. احتمال انقراض آن وجود دارد.

- لاک پشت های نیمه آبزی ایران شامل دو گونه نیمه آبزی در شمال ایران و گونه لاک نرم در جنوب غرب ایران می شود. این لاک پشتها عبارت اند از :

1- لاک پشت برکه ای اروپایی
نام عمومی : European Pond Turtle
نام علمی : Emys orbicularis
لاک پشت برکه ای اروپایی - European Pond Turtle ( Emys orbicularis )از خانواده لاک پشتهای برکه ای است که در برکه، تالاب و آبهایی با جریان کند زندگی می کنند. همه چیز خوار است و از گیاهان آبزی، حشرات، ماهی و دوزیستان تغذیه می کند.طول لاک آن به 20 سانتی متر می رسد. در مجاورت کناره دریای خزر تا آذربایجان شرقی زندگی می کند.

2- لاک پشت برکه ای خزری
نام عمومی : Caspian Pond Turtle
نام علمی : Mauremys caspica
لاک پشت برکه ای خزریلاک پشت برکه ای خزری - Caspian Pond Turtle ( Mauremys caspica )از خانواده لاک پشتهای برکه ای است. طول لاک آن به 23 سانتی متر می رسد و رنگ آن قهوه ای زیتونی یا سبز زیتونی است. ساکن استانهای شمالی، غربی، جنوب غرب، لرستان و فارس و بوشهر است.

3- لاک پشت فراتی
نام عمومی : Soft shell
نام علمی : Rafetus euphraticus
لاک پشت فراتی - Soft shell ( Rafetus euphraticus )از خانواده لاک پشتهای سه چنگالی است. طول لاک آن به 29 سانتی متر می رسد. لاک آن به جای صفحات سخت از پوستی چرم مانند تشکیل شده است. از ماهی، سخت پوستان، نرمتنان تغذیه می کند. ساکن رود کارون و رود جراحی در خوزستان است.

- ایران دارای دو نوع از لاک پشتهای خاکی می باشد. این لاک پشتهای تقریبا در همه جای ایران یافت می شوند. این دو نوع لاک پشت عبارت اند از :

1- لاک پشت روسی
نام عمومی : Russian Turtle
نام علمی : Testudo horsfieldii
لاک پشت آسیایی یا روسی - Russian Turtle ( Testudo horsfieldii )از خانواده لاک پشتهای زمینی است. طول لاک آن به 20 سانتی متر می رسد. ساکن شرق کشور استانهای مازندران، خراسان، سمنان، سیستان و بلوچستان است. محیط علفزار و جویبارهای واقع در تپه ماهورها را ترجیح می دهد.

2- لاک پشت مهمیزدار
نام عمومی : Spur-Thighed Tortoise
نام علمی : Testudo graeca
لاک پشت مهمیزدار - Spur-Thighed Tortoise ( Testudo graeca )از خانواده لاک پشتهای زمینی است. طول لاک آن به 25 سانتی متر می رسد. علت نام گذاری آن نقش و نگار لاک آن و حالت فلسهای روی لاک رویی آن است. در سراسر فلات ایران یافت می شود. در مزارع، باغها و هر جا که گیاه کافی وجود داشته باشد زندگی می کند.

این مطلب ویرایش جدید مطلب لاک پشتهای ساکن ایران است که چندین ماه پیش نوشته شده بود. در این مطلب به جز استفاده از مطلب لاک پشتهای ساکن ایران از عکسهای جدید و نوشته های لاک پشت Turtle در راز بقا نیز استفاده شده است. همچنین نسخه انگلیسی این مطلب در فروم لاک پشتها در آدرس Iranian Native Turtles Photos قرار دارد.

نویسنده: mannane ׀ تاریخ: سه‌شنبه 16 خرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...107108109110111...115صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 5531.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران